Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Frasier S09E22 Frasier Has Spokane 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 22 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پس فقط یادت باشه

وقتی اونجا بیرون وایسادی رویِ

چرا فریژر هنوز قضیه اسپوکن رو نگفته؟

نمی‌دونم. مطمئنم تا آخر برنامه بهش می‌رسیم.

خب، بهتره که بگه. چون براش یه یادداشت و یه ایمیل گذاشتم

و به طور مشخص ازش خواستم این قضیه اسپوکن رو تبلیغ کنه.

حالا، نادیده گرفتن یه ایمیل یه چیزه، ولی هم یادداشت هم ایمیل؟

ممکنه مجبور شم تنبیهش کنم و یه یادداشت کوچولو هم رو میزش بذارم.

که این منو به یه خبر می‌رسونه.

دوشنبه، یه عضو جدید به خانواده رادیویی فریژر کرین اضافه میشه.

شهر اسپوکن.

اووه، خدا رو شکر!

پسر، برای یه لحظه انگار بحران موشکی کوبا بود، مگه نه؟

در واقع، KQZY نه تنها قراره برنامه رو پخش کنه

بلکه از من و راز دعوت کردن که پخش دوشنبه رو

از استودیوهاشون تو اسپوکن انجام بدیم.

اما نگران نباشید، سیاتل،

با اینکه بدنم ۳۰۰ مایل دوره،

قلبم محکم توی رادیوهای شما جا گرفته.

می‌دونی، امروز صبح تو حموم خیلی بهتر به نظر می‌رسید.

به هر حال، روز خوبی داشته باشید و سلامت روان.

فکر کردم جمعه روز حمومت بود. خب، دیر بیدار شدم.

کی می‌خوای من تو و راجر رو سوار کنم؟

اووه، برنامه‌ها تغییر کرده. راجر به اسپوکن نمیاد.

واقعاً؟ خب، امیدوارم مشکلی پیش نیومده باشه.

ما بهم زدیم.

اوه، راز، خیلی متاسفم.

در مورد یه سری مشکلاتی که داشتیم حرف زدیم

و تصمیم گرفتیم، می‌دونی، از هم جدا باشیم بهتره.

این کی اتفاق افتاد؟ هفته پیش.

هفته پیش؟ بهت نگفتم

چون نمی‌خواستم یه مکالمه طولانی داشته باشم.

می‌فهمم.

حتماً خیلی داری سختی می‌کشی. قبلاً تو مطب خصوصی

به گروه سوگواریم می‌گفتم که ببین، منظورم دقیقاً همینه.

نگرانیت رو درک می‌کنم ولی خوبم.

واقعاً.

باشه.

پسر، چه سورپرایزی!

دیگه راجری در کار نیست. می‌دونم.

آره. یه جور وقار نادری داشت

و صداقتی که این روزا کمتر می‌بینی.

مخصوصاً بین کسایی که دستگاه پرس سینه دارن.

فکر نمی‌کنم تا حالا کسی رو با این ترکیب از نجابت

و قدرت بی‌رحمانه دیده باشم.

خب، نه هیچ مجردی رو.

من دارم کمک می‌کنم، مگه نه؟ نه.

نایلز، فکر کردم تو و دافنه امشب بیرون می‌رید.

اون هنوز داره آماده میشه. هی، فریژر، لباس مناسبی پوشیدم

برای چیزی که اسمش باناناراما؟

آرمانی پوشیدی. کی می‌تونه ایراد بگیره؟

هی، بچه‌ها. فریژر: بابا.

اوه، فقط تکیه‌ش بده به اون پنجره، باشه؟

این چیه؟ ماهاگونیه.

رگه‌های چوبش هم خیلی صافه. از بیرون ساختمون کناری پیدا کردمش.

می‌خواستن بندازنش دور.

بابا، فکر کردم در مورد این صحبت کردیم

وقتی اون تشک رو کنار اتوبان پیدا کردی.

ولی این برای فروش نیست. می‌خوام ازش یه میز تلویزیون بسازم.

مرسی، رفقا. قشنگ نیست؟

یه سس کچاپ بهش چسبیده.

اوه، چه حس خوبی داره ابزارها رو دربیارم،

آستینامو بالا بزنم

و با دستای خودم یه چیزی بسازم.

فریژر: مطمئنی فکر خوبیه؟

نجاری هیچ‌وقت واقعاً نقطه قوتت نبوده.

آره. فکر کنم ترسناک‌ترین کلمات دوران بچگیم اینا بودن:

"بابات پایین تو زیرزمین به کمکت احتیاج داره."

حتماً یه کار درستی کردم. کلی چیز خوب ساختم.

حتی با راهنما هم هیچ‌وقت نتونستی چیزی رو سر هم کنی.

یادم میاد یه مجموعه بازی که سرسره‌ش دقیقاً جلوی تاب‌ها تموم می‌شد.

من اون رو یادم نمیاد. می‌دونم. متاسفم.

حالا، من می‌خوام یه میز تلویزیون بسازم و به یه کمک‌کننده شماره یک احتیاج دارم.

نوبت کیه؟ نه نه. متاسفم، متاسفم.

من یکشنبه دارم میرم اسپوکن. من در دسترس نیستم.

برنامه‌ت تا دوشنبه نیست. بله، خب، من اسپانسرها رو باید ببینم.

مصاحبه‌های مطبوعاتی و جلسات عکاسی دارم.

نایلز، این یه قدم خیلی بزرگه تو حرفه‌م.

اگه بتونم ثابت کنم که سبک رادیویی من خوب جا میفته،

شاید بتونم موفقیت اسپوکن رو به دنور، شیکاگو

شاید حتی نیویورک سیتی گسترش بدم.

خب، تو بردی، رفیق. اوه.

فردا می‌بینمت.

حتماً دستکش کار دستت کن. اوه، و یه لباس کار.

نمی‌خوایم قضیه کراوات تو اره نواری دوباره تکرار بشه.

اوه، عالیه. با شانس من

یه بازی بیسبال هم از رادیو پخش میشه.

اونقدرام بد نیست.

چه جوری می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

یه بار سعی کردی اون رو به سازمان حمایت از کودکان گزارش بدی.

من داشتم پیش‌دستی می‌کردم. تو قبلاً خودتو تو حموم حبس می‌کردی تا گریه کنی.

من برای گریه کردن نرفتم اونجا. رفتم که صبر و حوصله‌مو دوباره جمع کنم.

راستی، نایلز، چرا از دافنه نمی‌خوای جاتو پر کنه؟

دافنه؟ خب، چرا که نه؟

بعد از این رویداد بانانا، حسابی بهت بدهکار میشه.

نه نه، یه کنسرت. و فکر نمی‌کنم اصلاً قابل مقایسه باشه

با شکنجه کمک کردن به بابا.

باشه، من آماده‌ام.

اوه، نایلز، با این لباسا که نمی‌ری.

بیا با من. برات ژل مو و شلوار بگ گرفتم.

اوکی، برنامه اینه.

من شما رو به خبرنگارا معرفی می‌کنم.

اونا ازتون سوال می‌پرسن، سعی کنید زیاد پرحرفی نکنید.

هرچی زودتر نوشیدنی تعارفشون کنیم، بهتره.

اوه، نگران نباش، هرم.

پیامم رو می‌رسونم. آخه می‌بینید، من یه جورایی تو این کار بلدم نخ‌ها رو دستم بگیرم.

وقتی پای مطبوعات وسطه.

خوبه.

ولی با این حال، مشروب!

اوه، ببخشید دیر کردم، دکتر.

من، امم، یه وضعیتی تو هتل پیش اومد.

ولی الان تحت کنترله.

با توجه به رد بالش روی گونه‌ت، به نظر میاد یه وضعیت چرت زدن بوده.

مهم اینه که، تحت کنترله. آخ.

کنی دیلی. سلام نمی‌کنی حداقل؟

هرم اوانز.

خب، ستاره‌مون چطوره؟

همه چی با سی‌پی‌اس‌ها خوب پیش رفت؟ عالی.

و اکزک‌کام شما؟ اوه، اونا ذوق‌زده‌ن.

ام‌اندام‌ها چی؟ بفرمایید.

سلام به همه. هی، رز.

اجازه بدید «هرم اِوانس» مدیر ایستگاه رو بهتون معرفی کنم.

سلام. از آشناییتون خوشبختم، رز.

ممنون. حالا که همه اینجا هستن...

می‌رم دنبال خبرنگارها. باشه، باشه.

امم، رز، ببین... مطمئنی از پسش برمیای؟

آره، چرا؟ چرا نباید باشم؟

خب، این اواخر اوقات سختی داشتی، آخه با اون ماجرای راجر...

اوه، بس کن، فریزر، من خوبم.

مطمئنی؟ بله.

اگه داشتی دست و پا می‌زدی، سرزنشت نمی‌کردم.

یعنی، سر من پر می‌شد از اگرها و ای‌کاش‌ها و...

اوه، خدای نکرده، اون سوال وحشتناک تو ذهن...

«اگه دیگه هرگز فرصتی پیدا نکنم...؟»

اوه، خبرنگارها اومدن. بسیار خب، لبخندای بزرگ بزنید.

هرم: ممنون که اومدید، همه.

هی، مت، اون کراوات جدیده یا فقط دادی شستنش؟

وقت زیاد برای اون بشقاب پنیر هست...

...بعد از اینکه عاشقِ افزوده‌ی جدید و پرافتخار رادیو کی‌کیوزی بشید.

دکتر فریزر کرین. ممنونم.

خیلی ممنون

اجازه بدید از این فرصت استفاده کنم تا معرفی کنم

همکار تهیه‌کننده دوست‌داشتنی‌ام، رز دویل رو

من مشتاقم که بخشی از فضای رادیویی اسپوکن بشم

دکتر کرین، چه حسی دارید

در مورد اینکه جایگزین شیفت نیل سالیوان می‌شید؟

ببخشید، کی؟ هرم: هیچ‌کس

اون مردیه که داری جایگزینش میشی

هیچ‌کس؟ اون سی ساله که یکی از شخصیت‌های شناخته شده اسپوکن بوده

هرم: بله، همه ستون شما رو دیدیم

می‌دونی چی می‌تونه یه ستون عالی دیگه باشه؟

دکتر کرین هاروارد و آکسفورد رفته. وای!

بی‌ادبی نباشه، دکتر کرین، مدارک شما باعث نمیشه سالی رو فراموش کنیم

و منم قصدم این نیست که این‌طور باشه

من نمی‌خوام کسی رو فراموش کنید

من اینجا هستم تا به مردم کمک کنم. کتی: سالی هم به مردم کمک می‌کنه

هر چهارم جولای، اون یه گروه از نوجوانان مشکل‌دار رو سازماندهی می‌کنه

و تمام آشغال‌های کنار رودخونه رو تمیز می‌کنه

چهارم جولای شما رو می‌بینیم؟

هی، این چیه این‌طرف؟

مشروب مجانی؟

خبرنگاران: هی، سالی! سلام بچه‌ها!

مزاحم نشم.

من، اِ... فقط دارم چند تا چیز رو از روی میزم جمع و جور می‌کنم.

فقط اومدم که به جانشینم آرزوی موفقیت کنم.

اوه، ممنونم. خیلی ممنونم آقای سالیوان.

به عنوان کسی که به اسپوکن خدمت کرده، دعای خیرتون ارزشمنده.

شما به دعای من نیازی ندارید. من فقط یه آدم ساده‌ام.

با عشقی از اسپوکن در دلش...

و یه حکم اخراج توی جیبش. هه.

سالی، فردا به برنامه دکتر کرین گوش می‌دین؟

مطمئن نیستم، کتی. در مورد این قضیه خیلی فکر کردم.

مثل اسب‌های روی کاروسل لوف.

ببخشید، لوف؟

یه چرخ و فلکه. اوه.

فکر کنم باید بیشتر از سه ساعت تو این شهر باشی تا اینو بدونی. هاها.

سالی، حالا می‌خوای با وقت آزادِت چی کار کنی؟

سوال خوبیه، فرانک.

بابام که بازنشسته شد، یک ماه بعد مرد.

هر جور دلت می‌خواد برداشت کن.

خب، رفقا، می‌دونین چیه؟

واقعاً بهتره سؤال‌ها رو از دکتر کرین بپرسین.

اگه کسی کارم داشت، من پایین خیابون تو "مالیگانز"م.

دارم مهمونی میدم.

لبخند به لب داشته باشین. خبرنگارها: دلمون براتون تنگ میشه.

به افتخار سالی!

چون اون یه مرد خیلی عالیه، چون اون یه مرد خیلی عالیه.

چون اون یه مرد خیلی عالیه، که هیچ‌کس نمی‌تونه انکار کنه.

که هیچ‌کس نمی‌تونه انکار کنه، هیچ‌کس نمی‌تونه.

فکر کنم یه مته‌ی کوچیک‌تر لازم داریم.

آچار سه نظام کجاست؟ چی؟

همون چیزه دیگه.

اون سفت‌کننده.

بهش میگن آچار سه نظام. خب، شاید تو انگلیس.

اینجا تو آمریکا اسم خاصی نداره.

پیچ‌ چوب‌ها رو گرفتی؟ اوه، لعنتی.

یادم رفت از ابزارفروشی بگیرمشون.

نگران نباش. من میارمشون.

نه، اشکالی نداره. خودم میارمشون.

تو شروع کن به چسبوندن پد‌های زیر پایه. باشه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left