The first 200 lines.
...آنچه در "دکستر" گذشت
خب این سرنخِ بزرگ تو پروندهی قصابِ بندرگاه چیه که هِی درموردش میشنوم؟
ماسوکا" تو کیسه زبالههای جنازهها" جلبکِ میکروسکوپی پیدا کرده
قضیه همهش سنگهاست، جیگر - سنگها؟ -
آره، جلبکی که روی سنگها پیدا کردیم
قصاب بندر ازشون استفاده میکرده تا وزنهی کیسههاش به پایین بشن
فرض میکنیم از همونجا که قایقش رو نگه میداره برشون داشته
سه اُکتبر، 1973
لارا موزر" و سه نفر دیگه درحالی" که با ارهبرقی تیکه شده بودن پیدا شدن
ظاهراً یه دلال مخدر خوشش نیومده که "لارا" و دوستهاش کوکائینش رو بدزدن
چی تو اون گزارش هست که "هری" نمیخواسته من ببینم؟
،روزها اونجا تنها گذاشته شده بودی گرسنه
تو خونی به ضخامت 5 سانت
دکستر"، این مادرمه" - "گیل" -
اون یه چیزی رو قایم میکنه. ازش مطمئنم
تو زنت رو کُشتی؟ - آره -
!"مجبورم نکن انجامش بدم، "کورتیس
دبرا"، راستش"
من "گابریل"ـم
اُه، از چیزهای غیر متعارف خوشت میاد، ها؟
نه، آخرین مردی که باهاش سکس داشتم سعی کرد منو بُکشه
اُه، اون حامی منه - جدی؟ کجا؟ -
دکستر"، با "دکستر" آشنا شو"
میخوام به شما دوتا کمک کنم همدیگه رو بشناسید
تمام عمیقترین، تاریکترین رازهات رو بهم میگی
...ولی کسی که این کارو کرده
...یه کسیه درست مثل من
مثل تو
"ما همهمون خوبیم، "دکستر
و همهمون شیطانیایم
این زن منو میبینه
،خودش نمیدونه ،ولی داره پشتِ ماسک رو نگاه میکنه
و روش رو برنمیگردونه
اینم از کاپوچینو و کیکتون، خانم
میتونم به نفر بعدی کمک کنم، لطفاً؟
بیشتر آدمها از صفهای طولانی متنفرن
سلام. میشه یه قهوه و شیرینی دانمارکی داشته باشم؟
،بانک، فروشگاه مواد غذایی
قهوهخونه
من نه
رفیق، اشکال نداره؟
یه نگاه کوتاهِ واقعی به طبیعتِ انسانی میخوای؟
سر راهِ قهوهی موکای یه نفر وایسا
اینم یادم میاندازه که مردم خوبِ میامی و من تفاوت زیادی نداریم
اونا هم بیشتر از من نمیدونن چی هستم
من همهش میگم این آدمها حقشون بوده - خب چی، راحت تیکه تیکهشون کنی؟ -
،تا جایی که به من ربط داره هرکسی این کارو کرده یه مدال وامونده حقشه
میشه 4 دلار و 40، خانم - شرمنده، کیف پولم یه جایی همین جاهاست -
اُه، من دارمش
مطمئنی؟ - آره، اصرار میکنم -
.خیلی ممنون فرستادهی خدایی
،اُه، مریمِ مقدس !یا ننهی گا، چه خوبه
فکر کنم یه جایی اون تو یه حکم الهیای رو شکستی
با نیروی کاری تا دیر وقت کار میکنی؟
.به سختی ،تا وقتی جوابِ گزارش جلبکه رو پس بگیریم
فقط یه کیر به دستیِ بزرگه
سنگهایی که ازشون استفاده کردم تا قربانیهام رو ببرم زیر آب ممکنه در نهایت منم غرق کنن
ولی اگه یه چیزی تو ترک اعتیاد یاد گرفته باشم "روزی یه قدم"ـه
...قصاب بندرگاه
،یه فرصت بهم بده یه تیر تو سرِ کیونی میذارم
واقعاً اینجوری حس میکنی؟ - "داره مردم رو میکُشه، "دکس -
،بابا یه چیزی یادمون داده باشه ارزشِ زندگیِ انسانـه
آره، ولی فکر کنم تکلیفِ خونهی متفاوتی داشتیم
اعزامه
امشب میبینمت؟
فکر کنم خونهی "گابریل" بمونم
فکر کردم دارین آروم پیش میرین
همینطوره
بدون سکس، فقط بغل
خواهر کوچولوی من، بغلو
"یه نوشیدنی خیلی داغ دارم اینجا، "دکس
مجبورم نکن ازش استفاده کنم - منم دوستت دارم -
من واقعاً هیچوقت جریان ابرقهرمانی رو نگرفتم
ولی تازگی، به نظر میاد نقاط مشترکِ زیادی داریم
،شروعهای تراژدیک
،هویتهای مخفی
...بخشی انسان، بخشی جهش یافته
دشمنهای بزرگ
راه عالیای واسه شروع کردنِ روزه، ها؟
نباید درحال وسیله برگردوندن به دفترت باشی، رئیس؟
ترجیح میدم اینجا باشم
چی میتونی بهم بگی؟ - ضربه با نیروی غیر بُرنده -
پخش شدگیِ اینجا، روی پیشخون
نشون میده اینجاست که ضربهی اولیه اتفاق افتاده
پخش شدگیِ تماسی با ضرباتِ پشت سر هم به جمجمه مطابقت داره
قربانی سعی کرده از درِ پُشتی فرار کنه ولی خیلی دور نشده. اون کیه؟
.دنی فاستر". اینجا کار میکرده" صاحب اینجا گفت شبها فروشگاه رو میبسته
سرقت؟
هیچ پولی از صندوق کم نشده
یه چیزی به این خشونت شخصیه
میخوای مظنون اصلیت رو ببینی؟
بالهی شنا داره
باید واسه کمک به اَبَر دوستها زنگ بزنیم؟
نه، خودم دارمش
ردهای خون اینجا تو پایهش پیدا کردم
،برش میگردونم به آزمایشگاهم تأیید میکنم که وسیلهی قتله
باشه
هیچ فامیلی داره که بتونیم بهش خبر بدیم؟ - دنی" یه جورایی، تنها بود" -
اون کیه؟
مدافعِ تاریک
دنی" این ایدهی عالی رو داشت که یه حرکتی"
رو اون قاتل زنجیرهایِ خود سری که اینجاها میگرده بزنه
کاملاً نسبت به قصاب بندرگاه بیشتر به گوشِ آدم خوش میاد
"اینجا دارم یه مصاحبه انجام میدم، "مورگان
دنی" سعی میکرد "مدافع تاریک" رو" به عنوان یه رُمانِ ترسیمی ردیف کنه
،کمین کنندهی شب" ".چاقوی انتقامش اشتباه رو به درست تبدیل میکنه
یه مقدار هوا لازم دارم
خیلی ممنون
"مدافع تاریک"
نه، میامی واسه اون همه چرم زیادی گرمه
اولین باری که نعشه کردم، 15 سالم بودم
نه، اون درست نیست. 14 بودم
نه، صبر کن
صد در صد 15 سالم بود چون اولین سال دبیرستان بودم
الان یادم اومد چون با ...سوزی میچل" قرار میذاشتم"
از هم جدا شدیم چون یه بار به اسمِ خواهرش "شارون" صداش کردم
متنفر بود از وقتی مردم اون کارو میکردن
نمیدونست که من یه علاقهای به "شارون" داشتم
شارون" نمیخواست" ...هیچ کاری باهام داشته باشه، پس
!بچهم رو ایذت نکن
!جرأتش رو نداری
نگاه نکن. چشمهات رو ببند
مامانی دوستت داره
!بچهم رو اذیت نکن
چیزی نیست، مامان
در امانی
جذابه
کجا رفته بودی، به هر حال؟
...یه رویای عجیبی میدیدم
درمورد مادرم
دیگه نگو
عقدهی اُدیپ
خیلی چیزها رو توضیح میده
خب، تو این رویا داشتی با مادرت چی کار میکردی؟
جونش رو نجات میدادم
اون به قتل رسید
وقتی یه پسر بچه بودم
اونجا بودم
دیدم.. اتفاق افتادنش رو
هیچوقت اونو قبلاً به کسی نگفته بودم
بیا
فکر کردی شاید تو این رویا مادرت رو نجات نمیدادی؟
شاید داشتی خودت رو نجات میدادی
این اتفاقی که افتاد نیست
خیلی مطمئن نباش
،وقتی پاک شدم تمام دلیلهای جدیِ بگاییای که بهخاطرش
مصرف میکردم شروع کردن به رو شدن
ممکنه اینجا باشه که اعتیادت شروع شد
امیدوارم هرکی انجامش داده رسیده باشه به صندلی اعدام
سه نفر بودن
نمیدونم چه اتفاقی براشون افتاد
،دکستر"، اگه این آدمها پشت میلهان" باید باهاشون رو به رو بشی
،اگه مُردهن، بهتره ،بشاش رو قبرهاشون
ولی باید هرکاری لازمه واسه رسیدن به یه پایان انجام بدی
دیگه انتظار داری چطوری بهتر بشی؟
هیچوقت انتظار نداشتم بهتر بشم
آزمایشگاهِ شیشهم تو کشوی جورابهاست
بد به نظر میاد، مگه نه؟
آره
شُرتِ جذابت کمک میکنه
باور میکنی سعی میکنم بهتر بشناسمت؟
با عجلهای گشتنِ وسایلم؟
عقب موندهم
و تو خیلی عالی بودی
یادته گفتم آخرین مردی که باهاش سکس داشتم سعی کرد منو بُکشه؟
خب، اون یه جورایی حقیقت داشت
اون قاتل کامیون یخچالی بود
کی هست این؟
اصلاً خنده دار نیست
بیخیال، "دب". هیچوقت چیزی ازش نشنیدم - بس کن. سر به سرم نذار -
دب"، من واسه دیدنِ خانوادهم" شیش ماه "اِلسالوادور" (آمریکای مرکزی) بودم
تازه برگشتم
...شبیه تمام الاغهای دیگهی اون بیرونی که فکر میکنن
من یه معروف واسه کردنم
وقتی تو باشگاه شروع کردی مُخم رو بزنی اصلاً نمیدونستی من کیم؟
،وقتی تو باشگاه باهات لاس زدم
به خاطر این بود که فکر کردم جذابی
جوابِ خوبی بود
خب، چیه من جذابه؟
!اون گوشهست - !اذیتش نکن -
اُه، خدا، "دکستر"، مواظب باش - از جارو استفاده کن. ممکنه هاری داشته باشه -
!اُه، درست اونجاست! بگیرش - !بپا -
مواظب باش
!آره! خیلهخب! گرفتش
قهرمانِ من
.خیلهخب، بچهها. نمایش تمومه زودباشین. بیاین واسه مدرسه لباس بپوشیم
خب، تو میشیگان آرمادیلویی هست؟
نه
،قبلاً تو فلوریدا هیچی نداشتیم "!الان انگار هجوم آوردن. "حملهی آرمادیلوها
فکر میکنی فریبندهای، مگه نه؟
.مطمئنم واسه اکثر اوقات برات جواب میده واسه "پال" که میداد
میدونم چی هستی
گیج شده؟
اینا رو تو کشو پیدا کردم
،"بهم بگو، "دکستر چرا "ریتا" باید
متونِ معتادینِ ناشناس چاپ کنه اگه "پال" مُرده؟
چون تازگی من وارد برنامه شدم
میدونستم
من هیچوقت حاضر نمیشم مثل "پال" به "ریتا" صدمه بزنم
چون من فرصتش رو بهت نمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.