The first 200 lines.
بودجه ناکافی
در حال انجام است
لعنت به
سلام، این پست صوتی لوئیز است-
لعنتی!
ژاک!
دان اینجاست؟
نه، امروز روز مرخصی اوست.
لوئیز؟
خیر
اون اینجا نیست
لعنت به
بیا
با من بیا، برگرد اینجا
او باید به اورژانس برود.
آره
فقط بس کن
بس کن، گفتم، ما هستیم رفتن به بیمارستان
به هیچ وجه. فقط برو به جان زنگ بزن
داریم هواپیما میگیریم دو ساعت دیگه فهمیدی؟
لعنتی آیا این امکان وجود دارد؟
باپا چه خبر؟
اوه عزیزم
اوه، آره، خب...
بابا فقط وزنش را کم کرد صورتش در حین انجام تمرین
گفتم به جان زنگ بزن
- همین جا نگه دار. - آره
پس از از بین رفتن تورم، سپس می توانیم آن را صاف کنیم.
- بله. - الان مدرک پزشکی داری؟
من پرستار بوده ام
من را معذرت خواهی کن، عشق.
بیا اینجا
سلام.
قول میدم درست میشه
بیا خوش بگذرونیم، ها؟
- ممم - آره؟
عجب!
- آره؟ سرگرم شدن؟ - بله
ما رسیدیم
این یکی مال شماست؟
بله
سلام.
سلام.
اوه؟
این ناز است.
اوه، اون انوک از
باشگاه کازینو؟
مم-هم. آره
اوه ها
آیا می توانم یک شارژر از شما قرض بگیرم؟
اوه
نه...
من، اوه،
من آیفون ندارم
من آن را دریافت کردم. صبر کن
به نظرم خوبه؟
خوب
واقعا خوبه
اما نه نوع من، بچه.
- اینجا، این را روی آن نگه دارید. - آره
با تشکر
پس چی شد؟
دعوا با پدرم
قسم می خورم که می توانستم او را کتک زد، اما مادرم -
مادرم آنجا بود.
- من نمی دانم. - هوم
اگر می خواهی با پدرت جنگ کنی،
پس بهتر است بهترین بازی خود را بیاورید.
او تو را در زمین می گذارد.
اینجا.
این ممکن است به درد بخورد.
پس در واقع چه اتفاقی افتاد؟
او نگفت؟
هرگز.
در مورد آنچه که با هر دوی شما؟ کسی به من نگفت
بیست و پنج سال پیش،
هم من و هم پاتریک قرارداد داشتیم.
این یک برد-برد واقعی بود،
پس گفت.
اما او من را ... کنار توپ و هیچ کاری نمی توانستم انجام دهم
اینجا.
این را نگه دارید، می خواهید؟
من همه چیز را از دست دادم.
هیچ ایده ای نداشتم.
حالا میدونی الکس
پدرت، ام-
او یک جامعهشناس خودشیفته است.
و او برایش خطرناک است همه اطرافیانش
او را کوتاه نفروش
من او را کوتاه نمی فروشم، ژاک.
موضوع همین است.
او به من نگاه می کند.
اون کریستین هست؟
بله
خب من لعنتی میشم
سلام.
آیا می توانم شارژر شما را قرض بگیرم؟
او آیفون دارد؟
آره
شارژر دارید؟
فکر می کنم شما آن را برگردانید؟
آره آره بله، البته.
و
با دختر پولدار میخوابی؟
خب...
تلاش، به هر حال.
- برمی گردمش. - آره
متشکرم
متوجه شدی
آیا شما دوستان هستید؟
نه، نه. ما فقط همسایه هستیم
هوم
اما با مزایای؟
خیر
- فقط همسایه ها، هیچ سودی ندارند. - نه؟
خیر
با این حال شما او را لعنت کرده اید.
چی؟ خیر
هوم؟
اگر من داشتم اشکالی نداشت؟
هوم؟
شما یک نوشیدنی می خواهید؟
- آره - آره؟
اما...
او شما را مکیده است، احتمالا
نه! دیوانه نباش!
من دیوونم دان
میدونی من خودم رو دیدم روانپزشک از دوازده سالگی
فقط برای اطلاع دادن به شما، اوه
انوک ... می دهد ... احتمالا ... بهترین بادکنک ها.
اوه
باشه
هیچ ایده ای نداشتم.
آره، شنیدم مهتابش در توالت های باشگاه کازینو.
و نه به عنوان خانم پیپی.
باشه، باشه
من هرگز حدس نمی زدم
لعنتی؟
دوست پسرت یه سری پیامک فرستاد.
چه اتفاقی برای او افتاد؟
لعنت به
آره منم همینطور
تو کجایی؟ جواب بده!
نمی توانم با دان تماس بگیرم. من می روم.
"با دان هستی؟"
"با پدر دیوانه ام دعوا کردی"؟
چی؟
لعنتی!
"من دارم میام اونجا"؟
گفتی کجا هستیم؟
آره
نه چیکار کردی
- چی؟ - چی؟
فکر می کنید او چه فکری می کند؟
- ما هیچ کاری نمی کردیم. - دان! لعنتی!
لوئیز!
من فکر نمی کنم ما نیاز به نظر دوم داشته باشیم.
آره خرابه
بله، همانطور که انتظار می رود.
و می خواهید امشب در پرواز باشید؟
درست است.
یادت باشه وقتی شکستم پاهای من و به هر حال پرواز کرد؟
درسته
کسی با او می رود؟
وزیر سگرز از کارهای عمومی
باشه بهترینم رو بهش بده
او
او یک زن است. میریام سگرز.
آه، طبیعتا
زن خوب؟
نه اصلا.
و همه چیز باید اتفاق بیفتد اکنون صد و پنجاه آپارتمان.
-آره خب... - بیا
- من از آن خبر نداشتم. - شاید فقط می خواست
از بهم ریختن امید خودداری کنید
مم-هم.
و اگر سگرز قصد رفتن دارد، اوم...
معامله به خوبی انجام شده است.
در واقع مطمئن نیستم...
آخرین بار، همه چیز بود مزخرفات با اماراتی ها
عرب ها اینطور هستند، درست است؟
آنها سخت تر از هر کسی بازی می کنند.
اما من مطمئن هستم که پاتریک این کار را خواهد کرد راه حلی ارائه دهید
من حدس می زنم.
اینطور به نظر می رسد.
اوضاع با تو چطور بوده، ها؟
خوب هوم؟
الکس چطور؟
خوب
و اولیویا؟
- هوم - هوم
- خوب... از خونه من بهتره. - هوم
تمام استرس عروسی امیلی...
باید یه تماس تلفنی بگیرم
اوه...
الکس وندیل.
پیام بگذارید.
هوم
هوم
- سلام - هی مرد
No comments yet. Be the first to leave one.