The first 200 lines.
تقدیم به پارسی زبانان
!وای خدایا - ای بابا -
.شرمنده حالتون خوبه؟
آره، طوری نیست
تقصیر من شد
بهنظرت زندگی تو نیویورک عالی نیست؟
آدم پا میشه میره خرید
دو دقیقه بعد خودت رو تو خونهی یه مرد سکسی میبینی
زدی تو خال
کاندوم داری؟
شوخی میکنی دیگه؟ اینروزا دیگه کسی کاندوم استفاده نمیکنه
چی؟ - آره -
تو باغ نیستی کلا، نه؟ - مدتها با کسی توی رابطه بودم و تازه بهم زدیم -
آخرین باری که با یه غریبه رابطه داشتم لایه لایه کاندوم پوشیده بودم
باید یه تیم نجات میفرستادن که بتونه اون زیر کیرم رو پیدا کنه
چی؟ بگذریم، دوره و زمونه عوض شده
دارو و قرصهای مخصوص پیشگیری برای قبل و بعد از رابطه داریم
تلویزیون و کاندوم دیگه دورهشون سر اومده
مثل آدمهای دگرجنسگرا
باشه، ولی کلامیدیا و تبخال و زگیل
و همه چیزهای دیگهای که هی درموردشون میخونم چی؟
کلا عادت داری نیمهی خالی لیوان رو ببینی، نه؟
شل کن مرد
آروم بگیر
چهطور آخه؟ 17ساله که همیشه مراقب بودم و ظاهرا تو همیشه از اینکارها میکنی
مخ غریبهها رو میزنی
و بدون کاندوم میگاییشون
خواب دیدی خیر باشه داداش
وقتی تنها چیزی که جلوی چشمهام میاد اسمم رو اون لحافه نمیتونم راست کنم که
کدوم لحاف؟ - وای خدایا! از دست شما جوونها -
هیچ ایدهای درمورد تاریخچه این کشور دارین؟ میدونین چهطور آزادی بهدست اومده؟
...اصلا میدونی آدمهایی مثل من
.خب، نه دقیقا مثل من، یهذره پیرتر البته خب "انجلز" رو دیدم
هیچ میدونی چه فداکاریهایی برای امثال شماها کردیم؟
میخوای بدونی چی میدونم جناب گندالف؟
،شاید جذاب و سکسی باشی ولی یه پیری گوشت تلخی
« مترجم: عــاطــفــه » Atefeh
بهم گفت پیری گوشت تلخ باورتون میشه؟
.بابا همه تو فروشگاه سنشون بالا میزنه بهخاطر نورشه
یه نصیحت. لباس صورتی بپوشین که نور از روش منعکس بشه
گمونم تو گوشتفروشی همدیگه رو دیدین
.دیگه از این به بعد همهش همینه کالین این بلا رو سرم آورد
خب هم کالین، هم گذشت زمان
یعنی حق ندارم یهکم بدعنق باشم؟
.آره. ولی این اواخر از دست زمین و زمان شاکیای مشکل اینه که کل دنیا باهات بهم نزدن
،اگه اجازه بفرمایین موضوع رو عوض کنم میخواستم یه چیزی نشونتون بدم
بزنین جلو تا برسین به عکس مادرم
و گربهی جدیدش، ویلهلم مونش
نقاش همجنسگرا دهه 70 اهل برلین
میخوام تو گالریم معرفیش کنم و اسمش رو کم کم بندازم سر زبونها
شبیه کارای تام فنلاند نیست؟
سبیل. کلاه چرمی
جون! جزئیاتش از نقاشیهای تام بیشتره
.تو دنیای هنر کارمون همینه دیگه هویت و مفهوم و زمینه رو تغییر میدیم
قوطیهای سوپ قبل از وارهول معنایی نداشتن
کیر این یارو که جدی شبیه قوطی سوپ میمونه
تمام مشتریهای مهمم قراره بیان
وقتی ایروین استوسل این رو ببینه برگاش میریزه
تمام مجموعهاش مرتبط با هنر همجنسگراهاست
و خب، مرتبطتر از این که نداریم
و تازه، همه نقاشیهاش هم قدیمی نیستن
اینها رو پارسال کشیده
.برای اینکه مطابق با مد روز پیش بره میبینی اون یارو داره با گوشیش چیکار میکنه؟
واقعا آناتومی بدن انسان شگفتانگیز نیست؟
اینها هم که کاندوم نپوشیدن
جدی همه عقلشون رو از دست دادن؟
...متاسـ
بابامه
.دیگه باید برمیگشتم سرکار بعدا میبینمتون
!چه روز عنیه
میخوای کی رو برام جور کنی؟ - دکتر گیبسن. متخصص پوستم -
فکر کردم بیشتر دنبال این بودی که من و کالین باهم آشتی کنیم
...آره خب، دوست داشتیم ولی
حتی بهترین ورزشکارا هم میدونن چه زمانی باید کنار بکشن و خداحافظی کنن
خب، خوشحالم که بالاخره تونستی ...با این ماجرا کنار بیای اما
اصلا بیخیالش. باید برم
...من
به به، چه خوشاخلاق
.بابام میخواد یکی رو برام جور کنه ظاهرا من هم باید با ماجرا کنار اومده باشم
.بن جدا آدم مهربونیه نظرت راجع به این لباس زیر چیه؟
اینقدر کیرت کلفته که شورت به این گندگی احتیاج داری؟
.برای کای میخوام از لباس تنگ بدش میاد
!برای پسرت لباس زیر میخری؟
همین الان داشتم پرونده کلر لوییس رو بررسی میکردم
چرا مدت زمان وجهالضمانت 45 روزه؟
اینطوری که حق کمیسیونمون میافته برای سه ماههی بعدی
مجبور شدیم دوهفته تمدیدش کنیم
خریدارهامون به وقت بیشتری برای مذاکره با هیئت مدیره مالکان نیاز دارن
از اون ساختمونهاست که یهکم اذیت میکنه تا معاملهش جوش بخوره
بهنظر میاد این مشکل جنابعالی باشه نه من
میشه اینقدر از لب گود هی نگی لنگش کن؟
.حق فروش خونه رو که بهمون دادن قرارداد رو هم که بستیم
دیگه شرمنده که حق کمیسیونمون دو هفته دیرتر میرسه دستمون
!و نمیتونی تبدیل به سوپراستار شرکت بشی
ببخشید؟
تموم شد؟ من و سوزان کار داریم خیر سرمون
البته اگه حرفات تموم شده بریم سروقتش
آره، تموم شد
،اگه این مسئله حل نشه اونوقت دوباره صحبت میکنیم
و اون موقع تو اونی نیستی که داد و بیداد میکنه
!خدایا، مایکل
،تو که اینطوری نبودی. هم سرش داد زدی هم بهش تیکه انداختی؟
،متوجه هم شد از قیافهاش مشخص بود، موهای تنش سیخ شده بود
چه مرگت شده؟
همهش بهخاطر کالینه
باهام بهم زد و حالا گیر کردم وسط مسخرهبازی قرارگذاشتن که ازش متنفرم
پس آره، عصبانیم و عصبانی هم میمونم
خیلیخب
...این دیوونگیه ولی میا دوستم میا رو که میشناسی؟
همون که رگهای شقیقهش قلمبهاس؟
.دیگه اینطور نیست به لطف یه درمانگر عصبانیت و خشمش رو گذاشت کنار
الان کاملا یه مدل دیگه شده
جدی که نمیگی؟ میخوای بفرستیم پیش یه گورو؟
خودم هم میخوام امتحانش کنم. فکر کردی فقط خودتی که تو رابطهت مشکل داری؟
تو؟ تو که همیشه درحال قرارگذاشتن با این و اونی
بعضیهاشون بدک نیستن، ولی هیچکدوم به وجدم نمیارن، میدونی چی میگم؟
.اون پایین همیشه عین کویر، خشک خشکه امشب بیکاری؟
و حالا بیدار و هوشیار
به سوی شفا گام برمیداریم
مایکل لاسن، لطفا تشریف بیارید
جدی؟ چرا من باید اول برم؟ باهام بیا
نه. سعی کن ذهنت رو به روی همه چی باز نگه داری. برو
سلام
بشین
و چرا از من درخواست کمک داری، مایکل؟
دوست پسرم ولم کرده و برای همین یهکم عصبانیم
که خب البته طبیعیه دیگه، نه؟
همه چیز طبیعیه
اصلا معنیش همینه
آمادهای وارد مرحلهی اول بشی؟
آره؟
الان چی شد؟
این مرحلهی اول بود
چرا حس نمیکنم فرقی کرده باشم؟
تازه شروع کردیم
این مسیر طولانیایه که زمان میبره
زمان میبره
و حتما باید پول کل مسیر رو هم یهجا بدم نه؟
آمادهای وارد مرحلهی دوم بشی؟
باشه
این مرحلهی دوم بود
این سوم. اینم چهارم
هفتم
...اینم - دوازدهم -
13, 14, 15
اینم 16امی - باشه -
خیلیخب
اینم از این
همین؟ تموم؟ حل شد؟
خودت فکر میکنی حل شد؟
فکر کنم حوالی مرحله 10 خوابم برد
ولی آره، البته حله، تموم شد
خیلی ممنون
بدک نبود
تیشرتت یادت نره
!حالا نوبت منه
بعدی منام
آخه چهارصد دلار؟ پول یه دور رنگ و کوتاهی موهام میشد
!بعد کلاسش که عصبانیتر شدم
آمادهای که دیگه هیچی به تخمت نباشه؟ بفرما درمان شدی
راستی در گوشت چی گفت؟
گفت اگه میخوام یه رابطهی رضایتبخش داشته باشم
باید مردی که تو تختمه رو بیرون کنم
کدوم مرد رو میگه آخه؟
!نکته همین بود دیگه اصلا پای هیچ نره خری وسط نیست
مرد و تخت هردوشون استعاره بودن
کیرم دهنت میا
فکر کنم یه چیزی گیرش میاد
اولین شماره مجلهتون! (روانشناسی امروز) به کالین مککنا
هوی گوساله! خوابی؟
!جلو پات رو نگاه
سلام، چه خبرا؟ از دیدنت خوشحال شدم
خب، اینجا چی داریم؟ آفرین. من هم از دیدنت خوشحال شدم
مایکل؟ - اینجا رو ببین -
!سلام
روز قشنگیه، مگه نه؟
شهر خیلی پر شور و نشاطه
،صدای بوق ماشینها، اتوبوسها داد و بیداد دیوونهها
انگار یه سمفونی داره نواخته میشه
تا حالا دقت کرده بودی که سنگفرش اینجا برق میزنه؟ جنسش از چیه؟ سنگ کوارتز؟
وای نه، کبکت خروس میخونه
عین اون آدمهایی که تصمیم گرفتن رگشون رو بزنن
نه استنلی، یه اتفاقی برام افتاد
امروز صبح از خواب بیدار شدم و
36دقیقه طول کشید تا یاد کالین بیفتم
!36دقیقه
انگار که از ذهنم پاک شده باشه. دیگه نیستش
دیگه اون بیرونه، توی این دنیای زیبا و داره زندگیش رو میکنه
و این... خوبه؟
مثل یه معجزهست
فقط وقتی یادش افتادم
که مجلهای که براش فرستاده بودن رو دیدم
.مجلهی روانشناسی امروز تازه اشتراکشون رو گرفته
غمانگیز نیست؟
چون مشخصه که داره عذاب میکشه
...و حتما قبل از جداییمون مدت زیادی اینطوری
دوباره چی شد؟ - الان فقط حس دلسوزی دارم. دیگه عصبانی نیستم -
حتما خیلی حس تنهایی میکرده و از من مخفیش کرده بوده
آره هم این رو، هم جعبههایی !که توش وسایلش رو جمع کرد و برد
میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.