In the Mud

In the Mud (En el barro)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

In the Mud S01E07 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 En el barro 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شخصیت‌ها و وقایع این داستان تخیلی هستند. هرگونه شباهت به واقعیت کاملاً تصادفی است.

وکیل مورانزون

تصور می‌کنم گزارش دادستان رو خوندید.

منفیه.

جناب قاضی،

اگه اجازه بدید، می‌خوام رک باشم.

بفرمایید.

ببینید، من ماه‌هاست روی پرونده گاستون کار می‌کنم.

اون یه پسر چهار ساله است که با مادرش زندگی می‌کنه

توی یه آپارتمان کوچک توی ویلا لوگانو.

من از ریز و درشت این پرونده خبر دارم

و باهاش مخالفم.

مادرش سابقه اعتیاد داره

ولی دو ساله که پاک و هوشیاره.

توی اون خونه عشق هست.

و واقعاً هیچ‌کس رو نمی‌بینم که بتونه بهتر از سوزانا از گاستون مراقبت کنه.

من از این مطمئنم چون خودم دیدمش.

و می‌دونم که یه پیوند عاطفی خیلی قوی و پایدار بینشون هست

که این خیلی اساسیه

برای رشد عاطفی و روانی آینده پسر.

و برای هر بچه‌ای

که ممکنه در آینده به دنیا بیاد.

مامان! بیا اینجا. بیا تو حموم!

آه، گاستون! یه دقیقه راحتم بذار لعنتی!

مامان، الان! بیا دیگه.

جواب بده مامان.

بیا دیگه.

پاشو مامان.

این یه پیام برای وکیل مورانزون هست

از دفتر قاضی مارتینز.

لطفاً فوری با ما تماس بگیرید.

حادثه‌ای برای خردسال گاستون لوپز اتفاق افتاده.

متأسفانه، فوت کرده.

قاضی می‌خواد با شما صحبت کنه چون پرونده رو خوب می‌شناسید.

علت مرگ: شکستگی‌های متعدد ناشی از سقوط آزاد.

متاسفم.

در گل و لای

اون به آرام‌بخش‌ها واکنش آلرژیک نشون داد.

دروغگو.

این دومین دختریه که تو دو ماه تو زایمان می‌میره.

تازه، ما تو دردسر افتادیم چون قاضی رومرو تحت تحقیقاته.

اسم شما رو تو مدارک پیدا کردن.

فقط اسم من؟ آره.

پس کارشون رو درست انجام ندادن. تو هم به اندازه من مسئول این قضیه‌ای.

تو شنیدی داشت مثل دیوونه‌ها جیغ می‌کشید

بچه‌اش رو می‌خواست.

من مجبور شدم بهش رسیدگی کنم چون تو نکردی.

تو پلیدی.

فکر کنم دیگه نمی‌تونی مثل قبل اونا رو دستکاری کنی.

تو وحشتناکی. می‌دونی هدف من اینجا چیه.

من فقط می‌خواستم اونا رو از این زندان در بیارم

و بفرستم به خونه‌های بهتر.

تو این کار رو به خاطر پول می‌کنی.

با کی کار می‌کردی؟

اگه من سقوط کنم، تو هم سقوط می‌کنی. این رو که می‌دونی.

چی شده با رومرو؟ از کجا فهمیدی؟

استاندار بهم گفت.

نگران نباش. اون قرار نیست کاری در موردش بکنه.

البته

در ازای یه لطفی.

عالیه.

من این رو حلش می‌کنم.

هی. تو از آزمایشاتت برگشتی؟

همه چی خوب میشه.

گفتن بعد از نمونه‌برداری باید استراحت کنی.

استراحت؟

تا حالا یه اسپای با میله‌های فلزی دیدی؟

من چاره‌ای ندارم. ولی تو چی؟

تو چطوری سر از اینجا درآوردی؟ این شغل منه.

من به خاطر مورانزون اینجام.

آره. جوان به نظر می‌رسی.

می‌تونستی یه شغل بهتر پیدا کنی.

معذرت می‌خوام.

فکرم خیلی مشغوله.

آخه همسرم رو از زندان بیرون آوردن

که توی بیمارستان بمیره.

درست مثل اون دختر. کدوم دختر؟

همون حامله.

همونی که برای زایمان بردن و دیگه برنگشت.

آه، نوئلیا.

همونه، نوئلیا.

احتمالاً بهش گفتن سریع و آسونه.

و اون هم درست مثل همسر من تموم شد.

نمی‌دونی چی شد؟ می‌گن عوارض زایمان.

بورخس.

گفتن باید استراحت کنی.

ول کن حرف زدن باهاش رو.

همه چی خوب میشه.

بیا. این رو باید بخوری.

و همونجا بمون. خیلی رنگ‌پریده‌ای. باشه؟

ویدئوها رو دیدی؟

بله؟

من باید بدونم که آیا آگاه بودی

که هر بار که رابطه جنسی داشتی ازت فیلمبرداری می‌شد؟

می‌دونستی؟

مارینا، پیام‌های صوتی ثابت می‌کنه

که یه رابطه توافقی بین تو و اونها بوده.

اگه حرف نزنی، کارمون تمومه.

چطور انتظار داری ازت دفاع کنیم؟

باید با ما صادق باشی.

من دارم باهات روراست می‌شم

همه‌چی از اول عجیب بود

وقتی اومدم بوینس آیرس، هیچ‌کسو نمی‌شناختم

بعد باهاشون آشنا شدم و اونا برام یه جورایی مثل خونه شدن

رابطه‌ام با دوست‌پسرم اولش عادی و سالم بود

حسادت و این چیزا نبود. بعدش دیگه همه‌چی داغون شد

و نه

نمی‌دونستم دارن ازم فیلم می‌گیرن

مهم اینه که اتفاقات اون شب رو بازسازی کنیم

می‌دونم دردناکه. واقعاً می‌دونم

اما باید قوی باشی، باشه؟

اگه هر بار که سکس می‌کردی ازت فیلم می‌گرفتن،

عجیب نیست که شک کنیم داریو اونجا بوده

معلومه. احتمالاً یه جایی قایم شده بود

باشه

خب، این قضیه رو تو دادگاه پیگیری می‌کنم

خیله خب. خبرت می‌کنم

ترسیدی؟

نه، دارم از خنده روده‌بر می‌شم

این برای توئه

یه جورایی بهت ضعف دارم

به خاطر همین اینجام

نگران نباش. مورنزون نمی‌دونه من اینجام

فهمیدیم که چندین بچه خرید و فروش و بعد به سرپرستی گرفته شدن

از مؤسسه‌هایی که مورنزون اداره می‌کنه

این یه جورایی شبیه یه باند قاچاق بچه است

چه عوضی‌ای. می‌دونستم. باید گزارش بشه

به کی گزارش بشه؟

اون ممکنه چندین قاضی رو رشوه داده باشه. اینجوری داریم خودمون رو تو دردسر می‌ندازیم

پس اون عوضی داره بچه پخش می‌کنه مثل چایی کیسه‌ای،

و ما هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم؟

اینجا آرژانتینه

میگن "اگه نپرسی، بهت هم نمی‌دن."

زر نزن

خواهش می‌کنم. من اطلاعاتی که راجع به مورنزون خواسته بودی رو برات آوردم

حالا نوبت توئه کار خودتو انجام بدی

نمی‌خوام تو این خراب‌شده بمیرم

مدرک بیشتری می‌خوام

یه چیزی محکم‌تر، قانع‌کننده‌تر

استاندار و همسرش

به یه دختربچه اینجا دل بستن

دختر یه زندانی؟

برای فاکیا؟ می‌خوان به سرپرستی بگیرنش

و مورنزون داره تلاش می‌کنه کارا رو راست و ریست کنه و راهو هموار کنه

تا مادر رو راضی کنه که بچه رو بده

این واقعاً خبر عالی‌ایه

همین‌جوری ادامه بده

و تا آخر هفته آینده با نوه‌ات تو مار دل پلاتا هستی

دیگه چی می‌خوای؟ مدرک غیرقابل انکار و بی‌چون و چرا

ببخشید، آنتین

ما باید بریم

سلوا. سلوا

خوشحالم می‌بینمت، کاپچه

هی، اینو می‌خوای؟

چه طعمیه؟

دولسه ده لچه

نه. همین الانم کار دندونام کلی خرج داره

چاینا، برای لِفتی چای درست کن. لازم نیست

چرا که هست. بشین

راحت باش

یه کم بشین

می‌دونی سخت‌ترین قسمت زندان بودن برای من چیه؟ واقعاً

تنهایی

تو هم برات سخته

ببین، وقتی از خونه رفتم،

احتمالاً ۱۷ یا ۱۸ سالم بود

و رفتم دنبال دوست‌پسرم

یه عوضی. یه احمق

خدا من! اولین نفر از بین کلی آدم، کلی آدم

یه لیست بلندبالا

و من هیچ‌وقت واقعاً تنها نبودم

هیچ‌وقت

مثل یه گیاه رونده، از یه رابطه می‌پریدم به رابطه بعدی

تا اینکه کلاغ پیدا شد

و ده سال با اون بودم

ده سال از عمرم کنار اون، مثل سایه واری

دیوونگیه. این همه سال

چیزی که واقعاً عجیبه اینه که من باید تهش تو این جهنم‌دره گیر می‌افتادم،

تا بفهمم که آدم تنها به دنیا میاد و تنها هم می‌میره

می‌تونی یه چند تا دوست پیدا کنی و انقدر پا رو بقیه نذاری

اوه، نه! نه

دوست، میگه... نه

من راجع به یه نوع دیگه از تنهایی حرف می‌زدم

ترجیح می‌دم با سوسک‌ها دوست باشم

بیا سهمت. هفته خوبی نبود

همین قدر بیشتر نیست

صبر کن، این خیلی کمه

بیشتر تلاش کن. کارت داره خوب پیش میره. دخترها رو یه کم بیشتر به کار بکش

من باید به دخترها پول بدم. همین قدر بیشتر نیست

باید به دخترها توضیح بدی که اوضاع الان چطوریه

نمی‌دونم. دلم نمی‌خواد آدمای من

مجبور بشن برن لالو رو اذیت کنن

نمی‌دونم. نمی‌خوام کار از دستم در بره

و تو تنها بمونی

مثل من. لازم نیست

تو بردی

کل این کار و بار مال تو

باید متقاعدش کنیم

باهاش دوست شو

نمی‌دونم چی تو سرشه

In the Mud subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left