The first 200 lines.
...آنچه گذشت
حليمه نير اين فيلم رو ساخته
تا گنجينههاي فرهنگي ما رو
به ملت بزرگ شما نشون بده
4ماه رو براي دادخواهي
جون بابا در يه کشور خطرناک سر کردي
عارف تو رو با يه دشمن ديگه ملت جابجا کرد
دستاي من به خونِت آغشته نميشن
جيمز تيمونز، من يه وکيل هستم
...اگه کمکی از دستم براومد
بنظرم جايزه زنده يا مُرده
يه زنداني فرقي نميکنه
به کمک دوستان جديدمون از چين
اين زمينها رو توسعه ميديم
ميخواي رئيس جمهور رو ترور کني
...منابع نفتي موهبتي از
مردي که اينکارو کرد يه تروريسته
،فردا صبح وقتي از خواب بيدار شدي
اون مرد به سزاي کارش رسيده
انجيرها کو؟
بهت گفتم انجير بخري
يا خواب دیدی که بهت اينو گفتم؟
الآن ميخواستم بخرم
هميشه " الآن ميخواستي" بخري
چون من هميشه يادت ميندازم
خيليخب، پس يه رويهاي داريم
چرا همه چيز رو به شوخي ميگيري؟
مگه شوخي چه مشکلي داره؟
انجير نداريم... حالا برگرد و بخر
اما اونطرف بازار انجير فروشي هست
قبلاً بايد فکرش رو ميکردي. برو
ما توي کافه اونطرف خيابون هستيم
خيليخب، ميرم
بعضي وقتها نگران خواهرم ميشم
اين هشتگ #ايهاب_ترکونده رو نگاه کن
بدجوري پُرطرفدار شده
اينطوري سراغ الفايدها رفتن اشتباهه
واقعاً؟
چون دارم به اينکه اسپري رنگم رو زمين بذارم
و اسلحه بردارم فکر ميکنم
خفه شو مَروان
يه چيزي که هميشه گفتيم
اينه که خشونت، رژيم رو عوض نميکنه
اما گرافيتي و اتاق چَتهاي ناشناس عوض ميکنه؟
نهايتاً بله
نهايتاً اونقدري آدم معترض ميشن
که نميتونن صدامون رو خفه کنن
خشونت باعث به بار اومدن خشونت بيشتري ميشه
ديگه چندان مطمئن نيستم
ميرم قهوه بگيرم
جمال ميتونه توئيتر رو قطع کنه
،و روي گرافيتيها رنگ بزنه
اما نميتونه جلوي گلوله رو بگيره
دريافت شد
ايست بازرسي رو باز کنيد، از اينجا ميريم
!ميريم! همگي راه بيوفتيد
پسرت، شجاعترين مبارز ما بود
مالک با شنيدن داستان عموها و پسر عموهاي من
که بخاطر الفايدها کُشته شدن و نتونست اونا رو ببينه بزرگ شد
باعث نفرت اون، من بودم
تقصير منه که مُرده
نه، نه
،بخاطر فداکاري پسرت طرفداران ما دارن بيشتر ميشن
خواهش ميکنم
ببخشيد
نمير
من در ايست بازرسي حمسه هستم
تمامي سربازها سوار ماشينهاشون شدن و رفتن
چرا؟
نميدونم. دور بودم نتونستم صداشون رو بشنوم
نمير؟
...نـَ
تلفنت رو بده بهم
لعنتي. لعنتي. لعنتي. لعنتي
چيه؟
کار ارتشه
روي موبايلها پارازيت انداختن؛ دارن از معان خارج ميشن
متوجه نميشم، ايهاب
!همگي گوش کنيد
بايد همين الان به پناهگاه بريم
،هيچ سوالي ازم نپُرسيد فقط راه بيوفتيد
!همين حالا
بيا
صبر کن
بايد خواهرم رو پيدا کنم
!جده
!جده
چشمهام، دارن ميسوزن
پيش مني
بيا
!کمک
يکي کمک کنه! جده
!لطفاً کمک کنيد
« ايرانفيلم و تيوي ورلد تقديم ميکنند » .:: TvWorld & IranFilm ::.
« تـرجمـه از عـلـيـرضـا و مـانـي » .:: Mani_Vampire & Oceanic 6 ::.
گفتم گاز شيميايي در کار نباشه
،نه جناب رئيس جمهور به من دستور داديد که
ايهاب و شورش اون رو به هر طريق ممکن از بين ببرم
پيش من با کلمات بازي نکن
ميدونستي منظورم چي بوده
ميدونستم چي ميخوايد و تقديمتون کردم
بدون اطلاعم
من رئيس جمهور هستم
و اگه ازتون سوال کردن ،که شما دستور حمله رو داديد
بگيد نه، دروغ نگفتيد
کاري که 25 سال پيش براي پدرتون کردم رو حالا دارم براي شما ميکنم
ميري به درک عمو
البته که ميرم
به پدرت قول دادم هميشه هوات رو داشته باشم
دو تا راه داري جمال
يا الان منو بکُشي و به جهانيان بگي
،که ژنرالت بدون اطلاع تو يه جنگ رو شروع کرده
يا اينکه شراکت در جُرم رو انکار کني
و اونو گردن دشمن بندازي
بعضيها حرفت رو باور ميکنن و بقيه هم نه
اما نهايتاً همه اين قضيه يادشون ميره
بعدش ميتوني هر جوري دلت ميخواد ،بر اين کشور حکومت کني
درست مثل پدرت
،اما از امروز صبح به بعد
ديگه مقاومتي در عبودين باهات نميشه
نه، نه، نه
فقط يه کمي
...نه
اَه، لعنتي
طاقت بيار
برادرم بزودي برميگرده
!کاظم
کِي برگشتي؟ - ديشب. آخر وقت -
اما تو و مُنير وقتي بيدار شدم خونه نبوديد
ما... اِه، بيرون خوابيده بوديم
چرا آخه؟
چون شب قشنگي بود
بايد برم سر کار، باشه؟
کاظم؟
،کوله پشتيت
داره چکه ميکنه؛ چي توشه؟
هيچي
بهم نشون بده
تو که مادرم نيستي
من زن پدرت هستم و ازت يه سوال پرسيدم
يه سري خِرت و پِرت، فهميدي؟ وسايل کاره
دروغگوي خوبي نيستي کاظم
در مقابل خوردن آب مقاومت ميکنه
!گفتي به هيشکي نميگي
من بهش نگفتم نکبت
توي صحرا پيداش کردين؟
بدون کارت شناسايي و غذا؟
فقط با همين لباس زندان بد بو
ميگه فرار کرده
فکر کرديم دولت پول خوبي بابتش ميده
سِرُم
بهمون گفت از کلينيک چي گير بياريم
ميگه که امدادگر ارتش بوده
برو پدرت رو خبر کن
و در اينباره با هيچکس حرف نزن
اجازه بده من اينکارو بکنم
...بايد
ببريش بالا
شوهر من از هيچگونه سلاح شيميايي
استفاده نکرده
اين يه نيرنگ کثيف از طرف خونواده رشيدـه
و رسانهها هم دقيقاً گول خوردن
متوجهم
شما موزهدار هستيد، نه سياستمدار
مجسمههاي کليسا سانتا کروچه؟
نه، تا حالا اسمش رو نشنيدم
چه هيجان انگيز
البته که نه
گنجينههاي عبودين
هزاران ساله باقي موندن
يه سال ديگه توفيري نميکنه
اي فرانسوي عوضي مثلاً با اخلاق
يه لحظه ما رو تنها بذار نَبيلا
و ميشه اينقدر از پلاستيک استفاده نکني لطفاً؟
موزهدار فرانسوي موزه لوور بود
حدس زدم
واقعاً متاسفم ليلا
تا حالا اسم سانتا کروچه به گوشت خورده بود؟
نه - منم همينطور -
ظاهراً بدست آوردن اشياء اونجا ،براي موزه يه انقلاب بوده
واسه همين نمايشگاه ما رو به تعويق انداختن
اصلاً هم يه تصميم سياسي نبوده
بعضي وقتها آسون نيست، نه؟
مجبور شدم بقيه مراسمهاي ديگهاي
:که حول و حوش افتتاح برنامه ريزي کرده بودم رو لغو کنم
،کنفرانس ديپلماسي فرهنگي
مصاحبهها، گرفتن عکس
دانشجوها حتماً خيلي ناراحت ميشن
و خودت چي؟
ميخواي درباره اتفاقي که افتاد حرف بزنيم؟
درباره چيش حرف بزنيم؟
،وقتي رفتم طارق رو ببينم خواب بودي
و وقتي هم که برگشتم
تو نبودي
نيبلا گفت با سفير چين قرار ملاقات داري
ديرت نشه
،اگه قرار در دولت پدرم وزير باشم
بايد ظاهر مناسبي داشته باشم
خصوصاً با تمام قضايايي که داره اتفاق ميوفته
کاري کن قابل احترام بنظر برسم شريف
No comments yet. Be the first to leave one.