The first 200 lines.
چیز دیگهای براتون بیارم؟
شرل.
تو اینجا چی کار میکنی؟
فقط میخوام حرف بزنیم.
من حکم منع نزدیکی دارم.
دارم به پلیس زنگ میزنم.
اینو از کجا آوردی؟
باید به حرفم گوش کنی.
نه.
برای یه قهوه تو رستوران توقف کردم.
تازه دو شیفت تو بیمارستان کار کرده بودم.
من پرستار بخش کودکانم.
و بعدش چی شد؟
یه مرد اومد تو و شروع کرد به جر و بحث با پیشخدمت.
بعد دیدم یه اسلحه بی نام و نشون درآورد.
اعتراض دارم.
شاهد صلاحیت اینو نداره که چیزی که دیده
رو به عنوان اسلحه بی نام و نشون توصیف کنه.
وارد نیست.
خانم قاضی، میتونم تخصص شاهدم رو ثابت کنم.
وارد نیست، آقای ویلسون. ادامه بدین.
قاضی از پروندمون متنفره، از ما، یا هردومون؟
شرکت من، امم، کیتای آماده میفروشه
برای علاقه مندان به سلاحای شخصی.
علاقه مندان؟
و آیا وبسایت "کاورکرافت" هیچ نوع بررسی سوابقی لازم داره
قبل از اینکه این علاقه مندان بتونن سفارشی ثبت کنن؟
قانونا لازم نیست، پس نه.
و اینطوری بود که یه آزارگر خانگی تونست اسلحهای که به موکلم شلیک کرد رو بخره.
درسته؟
نه، بازم میگم، ما اسلحه نمیفروشیم. کیت میفروشیم.
یه کیت که گلوله شلیک میکنه.
شما به اون چی میگین؟
اعتراض دارم. داره به شاهد فشار میاره.
وارد نیست.
آقای ویلسون، لطفا صبر منو امتحان نکنید.
بازم ممنون که وکیل دومم بودی، هری.
میدونم اوضاع با قاضی به نفع ما پیش نرفته،
ولی هی، هیئت منصفهی خوبی داریم، نه؟
عضو شماره پنج هیئت منصفه، اون معمار منظره،
اون مدام داشت یادداشت برداری میکرد.
التون، اگه قاضی رأی رو رد کنه مهم نیست بهترین هیئت منصفهی دنیا رو داشته باشی.
- فکر میکنی این کارو بکنه؟ - قاضی مارلین گانون؟
اینقدر از اون بوربون آشغال خانوادگیشون تو مراسم
جمع آوری کمک های مالی برای انتخاب مجددش خوردم
که بدونم، آره، میشه خریدش.
پس در موردش چی کار کنیم؟
خب، دادگاه تا آخر هفته تعطیله.
چرا این شهادتها رو بررسی نمیکنی؟
منم به چند تا از دوستام زنگ میزنم.
ترجمه : Arash.K
اوف!
این قیافهها واسه چیه؟
بریانا تو رو تو دادگاه دیده. به ما زنگ زد.
گفت داشتن حالتو میگرفتن.
من اینو نگفتم.
نگفتی. با ایموجی های احمقانه پیام دادی.
«معنی ایموجیها : قاضی داره دهن هری رو سرویس میکنه.»
- سوفی کجاست؟ - اون لندنه
رفته به دختر ناتنیش سر بزنه.
فکر کرد الان که تو دادگاه هستی وقت خوبیه.
خب، مهم اینه که میخواستیم بهت کمک کنیم، پس کردیم.
با این.
همون حقه قدیمی رولکس تقلبی تروآ.
«یک تشکر شاهانه از طرف سلطان بابت حمایت شما.»
هی، کیتی.
این قرار ملاقات معرفی محصول با "مرد کوهستانی شبه نظامی" چیه؟
صبر کن. مرد کوهستانی کی؟
ببین. نمیگم آخرالزمان نزدیکه.
میگم میخوای... ترجیح میدی یه جنگجو تو یه باغ باشی
تا یه باغبان تو یه جنگ؟
و اینطوریه که یه خوک رو تو زمین میپزی.
- کیتی، بهت نیاز دارم. - ها.
بریانا، بهتره این یارو رو راضی کنی.
لباسم دقیقا برای یه فرصت تجاری مناسب نیست.
نگران نباش.
باتام دارن روش کار میکنن.
حالا، فیلیپ، فیلیپ گاهی اوقات میتونه یه کم پرخاشگر باشه، ولی پسر خوبیه.
اسمش دنیسه.
دنیس یه آدم شیطونه.
اینا آدما واقعی نیستن. رباتن.
اینا باتای سفارشی هستن که من ساختم، با هوش مصنوعی کار میکنن.
دنیس، پاتو از گلیمت درازتر کردی.
استیو پوینتر از شرکت کاورکرافت.
درسته. پس، شما، امم، مرد کوهستانی شبه نظامی هستین؟
- آره. - من... من خیلی تحت تاثیر کانالتون قرار گرفتم.
شما، امم، 200 هزار دنبال کننده دارین...
...که خیلی به کیتای ما علاقه مند میشن.
آره، خب، آدمای من بلدن چطور چیز میز بسازن.
منظورمم میز و صندلی ایکیا نیست، اگه بدونی چی میگم.
آره.
قطعا.
امم، بذار، امم... بیا. بذار اطرافتو نشونت بدم.
بیا. بریم.
هوم.
این جدیدترین مدل ماست.
برخلاف، امم، بیشتر محصولات تو بازار، این خوشگله بادوامه.
این 2000 تا گلوله شلیک میکنه...
بدون اینکه خراب بشه.
بگو ببینم، شماها به خاطر یه چیزی تو دادگاه نیستین؟
امم، نه. اون یه دردسریه که به زودی رفع میشه.
قاضی، اون، امم، با ما راه میاد.
خبر خوب.
تازه عددایی که با اثر حرارتیش وارد کرده رو به دست آوردم.
صفر، یک، دو، چهار و هفت.
خبر بد، ترتیبشون رو نمیدونم
و فقط چهار بار میتونم امتحان کنم قبل از اینکه قفل بشه.
هی، بذار برم سر اصل مطلب.
دوست دارم تأمینکنندهی اصلی تجهیزات حفاظتی پناهگاهت باشم،
پس، امم، در مورد شرایط صحبت کنیم یا چی؟
پارکر، داره مهمون برات میاد.
- به زمان بیشتری نیاز دارم. - هی!
هی! بگیر...
- آره؟ - چطور بهت رسیدن؟
کی؟ شورا. اختاپوس.
اینا دوربینن؟
شنود به خودت وصل کردی؟
اوه. رمز گاوصندوق. فهمیدم.
تاریخ ثبت شرکت. 4 جولای 2021.
بزن قدش.
این چیزیه که از داستان فهمیدی، ها؟ یه رمز گاوصندوق؟
من با چراغ قوه کتک خوردم، رفیق. بهم اسپری فلفل زدن. یه ربات دنبالم کرد.
آره، آره. مهم اینه که اینو از گاوصندوق برداشتم.
استیو به هر کدوم از کارمنداش هزار دلار داده
تا به کمپین انتخاب مجدد قاضی کمک مالی کنن.
و سه روز قبل از شروع پروندتون کمک مالی کرده.
- مدرک رشوهخواری. - پس، قاضی از پرونده کنار گذاشته میشه
و تو یه شانس عادلانه برای به زیر کشیدن کاورکرافت داری.
میدونم تو درک احساسات بهترین نیستم، ولی این به نظرم درست نمیاد.
متاسفم. متاسفم.
هرچی که الان گفتی کاملا قانونیه.
نه، اون به کارمنداش پول داده که به قاضی بدن
که داره پروندهشو قضاوت میکنه.
به سیستم قضایی آمریکا خوش اومدی.
اون هزینه یه تعطیلات رو برای قاضی گانون و بقیه قاضیها پرداخت کرده.
قانونیه.
اون خونه مادر قاضی رو بالاتر از قیمت بازار خریده.
آره، خب، هیچ قانونی نیست که بگه باید شم تجاری خوبی داشته باشی.
ببین، تقریبا غیرممکنه که یه کارمند دولت آمریکایی رو به خاطر رشوه گناهکار بدونی.
رسما به یه ویدیو نیاز داری که یکی یه کیف بزرگ پر از پول نقد دست قاضی گانون بده
و با صدای بلند بگه،
"من این پول نقد رو بهت میدم تا به نفع من رأی بدی."
و قاضی گانون باید اون پول نقد رو بگیره و با صدای بلند بگه،
"من به خاطر این پول نقد به نفع تو رأی میدم."
هر چیز دیگهای، متاسفم که میگم، کاملا ولی دیوانهوار قانونیه.
پس، باید قاضی رسما بگه "این به اون در" وگرنه رشوه نیست؟
آره، ولی کیف بزرگ پر از پول نقد رو فراموش کردی.
یه مشکل بزرگ هست.
یعنی، اگه هر کدوم از ما در حال رشوه دادن به یه قاضی ضبط بشیم، دستگیر میشیم.
چی میشه اگه کسی که رشوه میده وجود نداشته باشه؟
منظورت چیه رشوهدهنده وجود نداره؟
بهت گفتم... چون دارم روی یه پروژه جانبی کار میکنم،
من... شاید... قطعا اداره راهنمایی و رانندگی لوئیزیانا رو هک کردم.
وای. درست بعد از اینکه مجبورت کردن دوباره امتحان رانندگی بدی، ها؟
چه راحت.
آره.
باشه. من تمام عکسای شناسایی هر راننده ثبت شده تو ایالت رو دانلود کردم،
بعد همشون رو به الگوریتم آیگنفیس دادم.
یه تصویر ترکیبی از یه شخص بهم داد
که یکی از اهداف ما باور میکنه قدرت و ثروت ازش میباره.
با فرانکنشتاین آشنا بشین.
یا همونطور که من دوست دارم صداش کنم، فرانک.
پس تو ثروت و قدرت خواستی و اون بهت یه هواشناس داد؟
خب، من از الگوریتم خواستم که یه تنوع گستردهای از چهرهها بهم بده،
ولی وقتی موفق یا تحصیلکرده یا قابل اعتماد رو وارد کردم
الگوریتم هی بهت یه مرد سفید پوست با دندونای عالی و موهای خوب میده.
الگوریتمهای هوش مصنوعی خلق نمیکنن.
اونا از تعصبات خالقاشون تقلید میکنن.
پس، آره. همه خالقاشون اتفاقا مردای سفید پوست 30 سالهای هستن
که بوی اکس میدن.
خب، تو یه فرانک ساختی. اون چی کار میتونه بکنه؟
به تنهایی هیچی،
ولی با یه نرمافزار موشن کپچر
و یه ترکیبکنندهی صدا که خودم از صفر ساختم،
من میتونم عروسکگردان فرانک باشم.
واو!
صبر کن.
میتونی کاری کنی این فرانک به یه قاضی رشوه بده؟
آره. پس، ایده اینه.
ما کاری میکنیم که معامله تو یه جلسه آنلاین انجام بشه که اون فکر میکنه امنه،
ولی ما ضبطش میکنیم و بعد یه نفر پول نقد رو بهش میرسونه.
اوه، و بعد میتونیم تو کیف پول نقد یه دوربین کار بذاریم تا رشوه رو تایید کنیم.
خب، این جواب میده، هری؟
خب، اگه تمام اون مدارک ویدیویی رو بگیری
و به صورت ناشناس برای کمیته اخلاق ایالتی بفرستی،
آره، میتونی یه دادگاه مجدد بگیری. شاید گانون رو از پرونده بندازن بیرون.
پس، آره.
چرا این فرانک داره به یه قاضی تو پرونده تو رشوه میده؟
اون که تو دادگاه نیست.
خب، شاید تو یه کار و کاسبی باشن.
نه اسلحه، ولی شاید چاپ سهبعدی،
و میترسه که دادگاه روی سودش تاثیر بذاره.
هوم، ولی قاضی میتونه از فرانک بخواد
که یه چک برای کمپینش بنویسه درست مثل استیو.
نه اگه ما براش یه نیاز خیلی ناگهانی و فوری به پول نقد ایجاد کنیم.
خب، به یه طعمه بزرگ نیاز داری.
بوربون.
یه بوربون واقعا آشغال.
اینطوری این کارو میکنیم.
خجالت نکشین.
No comments yet. Be the first to leave one.