The first 200 lines.
« ویلو »
در روزگار ترس و وحشت
کودکی متولد شد
الورا دانن " که مقدر شده بود " دنیای ما را نجات دهد
الورا که بیوقفه توسط نیروهای تاریکی تعقیب میشد
بهدست دو قهرمان عجیب، نجات یافت
یک کشاورز نِلوینی
که آرزو داشت جادوگر شود
ویلو " مردی خوشقلب با شجاعتی راسخ بود "
...دیگری
دزدی مغرور، غیرقابل تحمل، دروغگو و عیاش بود
مَدمارتیگِن " مردی بود " که با او ازدواج کردم
چی بگم؟
جوان بودم
با کمک یکدیگر مادرم، ملکه " بِوموردا " را شکست دادیم
و امپراتوری " تیر آزلین " را از نفرینش رها ساختیم
فکر کردیم جنگ تمام شده
اما کمی بعد در راه برگشت به خانه
ویلو رویایی دید
اینکه یک روز
اهریمنی باستانی دوباره برمیخیزد و ملکه آینده را نابود میکند
و پایان ملکه، خبر از عصر تاریک جدیدی میدهد
به همین دلیل، الورا
و هویت واقعیاش مخفی شد
حتی از خودش
این تنها راه محافظت از او بود
« فصل اول: گیلها »
« مترجم: آرزو » @Arezoosubs
زیرنویس درخواستی رایگان @SublimeTitle
داشتم شکستت میدادم
خودت رو بابتش سرزنش نکن
میدونی، هم مهارت نیازه
هم استعداد
من هم شانسی جفتش رو دارم
به همراه مقدار زیادی غرور
اون هم لازمه
کسی چه میدونه؟ شاید تا چند سال دیگه واقعا شکستم دادی
اگه اون صخره لق نبود شکستت میدادم
مسئله مهارت توی حرکات نیست، جِید
مسئله وفق دادن خودت به این سرزمینه
و من تو این زمینه، از تو بهترم
آره، از همه لحاظ بهترید، علیاحضرت
یک روز، ثابتش میکنم
بهم بگو هنوز دربارهش فکر نمیکنی
میدونی، رفتن به اون طرف حصار
...تجربه این ماجراجوییهای دیوانهوار
همونجوری که همیشه راجع بهشون حرف میزدیم
کیت، کمی پیش با " بَلِنتاین " صحبت کردم
خب؟ - شاهدخت؟ -
اومدم حرفهای ملکه رو به گوشتون برسونم
تحت محاصرهایم؟
باید برای شام حاضر شید
علیاحضرت انتظار دارند حزب سلطنتی گالِدورن به زودی برسند
فکر کنم برادرم هم فراخونده شده تا زیر گوشهاش رو تمیز کنه
بله. شاهزاده تا جایی که اطلاع دارم مشغول شکار در " جنگل غربی " هستند
شکار؟ میخوام بدونم امروز کی رو شکار میکنه
زیادهروی کردیم؟
...نه. اون
داری میلرزی - جداً؟ -
آره - ...نمیدونم، تو -
یه تاثیری روم میذاری
که شبیه هیچکدوم از تجربیات گذشتهم نیست
من هم مثل توام
نمیدونستم تو هم همچین حسی بهم داری
منظورت چیه؟ چرا نداشته باشم؟
آخه حرفهایی پشت سرت هست
اگه بشنوی درموردت چی میگن
چیزهایی که من میدونم، واقعیت نداره
بعضیهاش شاید واقعیت داشته باشه
ولی مال قبله، مال گذشتهست
من دیگه آدم قبل نیستم
آیرک، دوست دارم
سرورم
کیس، چه اخم زیبایی
تمام دامنه غربی رو بازحمت دنبالتون گشتم
دقیقا امیدوار بودم بعد از ظهرم همینطوری سپری شه
هرکاری ازم بربیاد واسه دوستانم انجام میدم
پادشاه " هستر " با افراد زیادی در حال تاختن به ویل دیده شدند
تا غروب به تیر آزلین میرسند
متاسفانه مادرتون اصرار داشتند موقع رسیدنشون آراسته باشید
شما فکر میکنید منظورش از " آراسته " چی بوده؟
خب، فکر کنم منظورشون سرتا پا خاکی و چمنی نبودن باشه
چقدر نکته بین شده
اکلیپس " رو برمیگردونم به اسطبلها "
میدونی که امشب باید بیای، نه؟
نه - آره -
واقعا؟ - آره -
میدونی که راجع به پیراهن و پوشیدنش چه حسی دارم
باید تحملش کنی
چون من بدون تو، از این مراسم جون سالم به در نمیبرم
چی میخواستی بهم بگی؟ - کِی؟ -
قبلتر، گفتی با بلنتاین صحبت کردی
آره، بعدا میتونیم راجع بهش حرف بزنیم
خیلیخب، خوش گذشت
آره، خدافظ
یکی دیگه
باشه، دیگه باید بری - باشه -
واقعا باید بری
شتر دیدی ندیدی
من همه چی دیدم
خدمتکار آشپزخونه بود، نه؟
اون کلوچههای کرهای که همه راجع بهش حرف میزنن رو درست میکنه؟
اتفاقا من خیلی طرفدار اون کلوچههام
من فقط نگران اینم که وقتی دلش رو شکستی
چی قراره تو اون کلوچهها بریزه
قرار نیست دلش رو بشکنم
بیخیال، آیرک ...دلت رو میزنه
ممنون - و میری سراغ بعدی -
همیشه همینجوری بودی
نه، اون...جیگر
فرق داره یه ویژگی انسانی غیرقابل توصیفی
تو وجودش داره - وایسا، گفتی جیگر؟ -
جیگر، آره ...عاشقانهترین و زیباترین
اسم اصلیش رو نمیدونی؟
البته که اسمش رو میدونم - خب؟ -
آره - چیه؟ -
مادر! پیامت به دستمون رسید
...سریع برگشتیم، میخوایم
....به سر و وضعمون برسیم
چرا قیافهات شبیه اینهاست که توی چمن غلتیدن؟
تمرین میکردم، مسابقه و اینها
اون چیه روی گردنت؟
اوه! یه حشره شبپره گازم گرفت که عجیب بود
مطمئنی کبوتر نبود؟ اسم مستعاری که آیرک روی دختره گذاشته ] [ (جیگرم) به معنی کبوتره
لاکلان بهم گفت تو و جید رو دوباره بالای دره هزارتو پیدا کرده
میدونی که خوشم نمیاد تو جاهای خطرناک بازی کنی
بازی؟ برخلاف اون، ما واقعا داشتیم تمرین میکردیم
بهشون گفتم واست حمام رو آماده کنن
و یه پیراهن هم گذاشتم تا بپوشی
لباسهام هم شما انتخاب میکنی؟
مگه 6سالمه؟
مجبور نبودم
ولی وقتی بهخاطر سرگرمیهات از مسئولیتهات چشمپوشی میکنی، چاره دیگهای ندارم
خیلیخب، ما رفتیم، ما رفتیم
!کیت، کیت، زود باش
سورشا
گیلها
در حال آمدند
بانوی من
نکن، بلنتاین، نکن
فقط بهخاطر کیت، این حقارت رو به جون میخرم
هنوز بهشون نگفتید؟
جید؟ - میخوام بگم -
این چیزیه که همیشه میخواستید
چیزیه که از هرکس دیگه بیشتر واسهش زحمت کشیدید
اگه دوست واقعیتون باشه واسهتون خوشحال میشه
حس میکنه وقتی بیشتر از همیشه بهم نیاز داره دارم تنهاش میذارم
چون واقعا همینطوره
ممنون
گریدِن هستر
شاهزاده گالدورن
فکر کردم دوتان
دوتا بودن ولی یکیشون از درخت افتاد
من هم باید با این یکی ازدواج کنم
تاحالا باهاش حرف زدی؟ - آره -
من مثل یه بانوی واقعی، تعطیم کردم
بعدش اون یه جورایی خر خر کرد و پاهاش رو روی زمین کشید
...مثل یه
بیعرضه واقعی
داشتید راجع به زد و خوردهایی در غرب آنسوی حصار میگفتید
استخوان دزد فرومایه
چیزی برای نگرانی نیست
غیر از اینکه گزارشات مشابهی از شمال دریافت کردم
دهکدهها سوزانده و رها شدند
اگه چیز دیگهای باشه چی؟
مزخرفه. هیچ چیز از حصار عبور نمیکنه هرگز
بفرمایید من تقریبا همه کارهای اینجا رو میکنم
آشپزی، تمیزکاری، رسیدن به بیماران راستش شراب هم خودم درست کردم
بله، همینه
میگن شمشیرباز قهاری هم هستید
بهترین در تیر آزلین
نه، نه، قطعا بهترین نیستم
یکی مونده به بهترین
پدرم، عالی بود
شوالیه گالدورن بود
چی؟ مدمارتیگن؟ - آره -
همهمون با داستانهای والدینتون بزرگ شدیم
که چطور الورا دانن رو از دست ملکه بوموردا
در جنگ ناکمار نجات دادند
و تا قبل از رفتنش، ازش مراقبت کردند - !هی -
قرار بود مراقب اجاقها باشی نه مشغول زل زدن به اشرافزادهها
بهنظرت اون کنتس زیباست؟
اونی که اون لبها و صورت رو داره؟
تابلو نباش
اشرافیان قلمرو، علیاحضرت ملکه
200ماه از زمانیکه شوالیههای گالدورن
لشکریان بوموردا را مغلوب و تیر آزلین را از نفرینش رها کردند، گذشته
و 200ماه است
ما اتحاد متمدانهمون رو حفظ کردیم
در عین حفظ استقلالمون با توافق دوطرفه حکمرانی کردیم
یک قلمرو، دو فرمانروایی
تا به الان
فردا، شاهزاده گریدن با دخترم، کیت ازدواج میکنه
در آخر، تیر آزلین و گالدورن یکپارچه
به ما نوید آیندهای دلپذیر را میدهد
و به ما در مقابل هرگونه تهدید احتمالی قدرت میدهد
به سلامتی عروس و داماد
باشد که باتدبیر و عدالت حکمرانی کنند
و از قلمرویمان تا آن روز که
ملکه حقیقیاش، الورا دانن باز میگردد، دفاع کنند
No comments yet. Be the first to leave one.