The first 112 lines.
!مِستر پیکلز (آقای خیارشور) مُرده خدا بیامرزدت پسرِ خوب
پس همهتون میخواید بدونید که "مستر پیکلز" چطور کُشته شد، هوم؟
خب، داستانش خیلی مُفصلـه
ببینید، همهچی حدوداً از یه هفته پیش شروع شد
یک هفته قبل بهخاطر اون قتلهای توی بار دنبال بابابزرگ بودم
و یه حسی بهم گفت که توی "مکزیکو سیتی" ـه
که البته بعد از انجام یه سری کارهای کارآگاهی
فهمیدم احتمالاً توی خود "مکزیک" ـه
به خونوادۀ "گودمن" اطمینان دادم که این پرونده رو خیلی جدی بررسی میکنم
بگو ببینم پسر کوچولوی خوب کیه، مستر پیکلز؟
!تویی
کلانتر، میدونم که بابام دیوونهست
!ولی واقعاً فکر میکنی که قاتلـه؟
،اولد تاون" صدها"
پروندۀ قتل حلنشده داره - چه پسر خوبی هستی تو، مستر پیکلز -
بابابزرگ تو صحنۀ جرم بوده
جز اون کی میتونه قاتل باشه؟
!مستر پیکلز - !ها؟ -
!کلانتر، اون با "میسز پریسی پاوز" از این کارها کرده
!این خانم یه سگ نمایشیـه نه ولگرد
!وای، پسر - !ها؟ نه -
!ببین چیکار میکنه - !کلانتر، یه کاری بکن -
کاشکی میتونستم کمکت کنم
ولی کاشکی رو کاشتیم سبز نشد و ،باید برم به جریان مهمترِ بابابزرگ
رسیدگی کنم. خداحافظ
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
به محض این که تو مکزیک فرود اومدم
شروع کردم به پرسیدن سؤالهای اساسی و زیرکانه
باید برم جیش کنم
بانجو کجاست؟ به معنی دستشویی ـه که اشتباه تلفظش کرد baño به اسپانیایی
بعدش باید با مردم محلی آشنا میشدم
!گمشو بیرون
عکسم رو پسبده ببینم
!خرِ احمق - ،آخرش بالاخره -
یه نفر رو پیدا کردم که اطلاعات بهدردبخوری داشت
سلام علیکم
این بابابزرگ رو ندیدین؟
.معلومه که دیدم !ها ها
اوه اوه
حالا راه بیفت بریم باهم یه دوری بزنیم
،بابابزرگ راضیم کرد که به میل خودم قبل از دستگیر کردنش
ببرمش با هواپیما برای آخرین بار یه چرخ لذتبخشی بزنیم
!اسلحهم رو پسبده
به نظر میاومد اونم واسه خودش دنبال اطلاعاتی بوده
راستی، اون چیه دیگه؟
گفت از جریان یه معبد مکزیکی باخبر شده و
اونجا یه نقشه پیداکرده - شهر گمشدۀ -
"پاباناترا تاگاناتوروکس"
،اگه بتونم این شهر رو پیدا کنم ممکنه که یه راهی هم
واسه کُشتن مستر پیکلز پیدا کنم
!خدایا! واقعاً دیوونهای پس
!اوه، نه بابا؟ اونجا رو ببین
!ها؟
این چه کوفتیـه دیگه؟
!اوه
اینجا بدجور وحشت به جونم میاندازه
.خودت رو تسلیم کن .این آخرین شانستـه
خیلیخب، حله
عالی شد. بیا ببرمت زندان
!نخیر، فهمیدم که مستر پیکلز چرا شرور و شیطانصفتـه
ببین، پاباناترا در اصل یه تمدن انسانی بوده که
به قربانی کردن سگها برای خشنودی خدایان معروف بوده
ولی یه روزی، سگی به اسم "پورزونیفر" که
مال یه جادوگر پیر بوده رو داشتن قربانی میکردن
جادوگره کل فرمانروایی و ملتش رو طلسم کرد و
بعد از این که سگش رو کُشتن
یه تولهسگ، "گونژتار"، اولین سگ شیطانصفت، از میون خاکسترها برخاست
اون کنترل همۀ حیوونها رو بهدست گرفت و
به کمک اونا کل فرمانروایی رو فتح کرد
بعد از این ماجرا، حاکمیتِ پاباناترا
از یه سگ به سگ دیگه میرسید
.خیلیخب، این چرتوپرتهای احمقانه رو تمومش کن دیگه .راه بیفت بریم
نه، تازه دارم به جای خیلی جذابش میرسم
...میدونی، وقتی که سگهای شیطانصفتـ
همینجور به توضیح جزئیات خیلی دقیقی که ،واسه هیچکس مهم نیست
!ادامه داد و ادامه داد
و اینطور بود که مستر پیکلز به آخرین سگ شیطانصفت تبدیل شد و
سر از اولد تاون درآورد
!هی - وقتت تموم شد، بابابزرگ -
!دیگه میبرمت زندان
!ها؟
شرمنده نمیتونم اجازه بدم برین
.بذار حدس بزنم ،مستر پیکلز تو رو
به یه هزارپا تبدیل کرده و فرستاده به این جزیره و
حالا مجبوری با اون کرکس واسه مستر پیکلز نامه بفرستی و
...بهش خبر بدی که ما اینجاییم وگرنه شکنجهت میکنه
خیلیخب، بابابزرگ یه خرده دیوونهست
!قاطی داره
نه، دقیقاً جریان رو درست گفت - !ها؟ -
،مستر پیکلز این بلا رو سرم آورد چون
یه بار سعی کردم بکُشمش
...منم همینطور ولی اون خیلیـ
باهوشـه - باهوشـه و به هیچکس -
اعتماد نمیکنه - اعتماد نمیکنه -
اون سگ، خود شیطانـه - شیطانـه -
اوه - اوه -
!فکر کنم یه ارتباط و حس خاصی بینمون هست ها
آره
میدونی، اینجا تو جزیره آدم خیلی احساس تنهایی میکنه
چی؟ نه. شرمنده
کلانتر؟ متوجه نیستی؟
!مستر پیکلز شرور ـه .برام پاپوش درست کرده که به نظر بیاد قاتل ام
.دست بردار .مستر پیکلز پسر خیلی خوبیـه
همیشه بهم کمک میکنه قاتلهای شهر رو دستگیر کنم
میدونی، حتی یه بار سگ پلیس شدهبود. باهم دوستیم
پس یعنی مستر پیکلز به تو اعتماد داره؟
.مستر پیکلز؟ اوه، آره .رفیق جینگمـه
!اوه
پس میتونیم از همین به نفع خودمون استفاده کنیم
چی میگی واسه خودت؟
بفرما. کتابِ افسونگریِ اون جادوگر پیر
!یه کتاب احمقانه واسه هیچکس مهم نیست بابا
No comments yet. Be the first to leave one.