The first 200 lines.
.مظنون اسمش چارلیه
.فامیلی نداره، معلومه که اسم مستعاره
.دهها مدرک شناسایی جعلی همراهش بود
.که با یکی از اونا تو ماههای اخیر به کاخ سفید راه پیدا کرده بود
.به سرویس مخفی اطلاع داده شده
.محل کارش به عنوان صحنه جرم، تحت کنترل و حفاظت قرار گرفته
.مأموران برای پیدا کردن دستگاههای دیگه، کل محل رو حسابی گشتن
.که ممکنه برای نفوذ به سیستمهای ایر فورس تو استفاده شده باشن
.اونجا یه انبار بزرگ از وسایل الکترونیکی پیدا شد
.که ریدیو شک هم جلوش کم میآورد
.دستگاههای مصادره شده در حال رمزگشاییان
.همکارای مظنون برای مدت کوتاهی بازجویی شدن و آزاد شدن
.اما دفتر کوین پرکینز و همکارانش تا اطلاع ثانوی تعطیل میمونه
.مظنون حرف میزنه؟ مظنون هنوز هیچی نگفته
.دمش گرم. واقعاً مقاومت عجیبی کرده
.در برابر روشهای متقاعد کردن ما
.همه اینا میتونه تموم بشه، چارلی
.شوخی میکنی؟ هیچوقت انقدر خوب نبودم
ولی اینو بهم بگو. برت و ارنی اونجا مراکشیان؟
.چون به خدا قسم همین بلاها رو سر منم آوردن
.تو یه حمام تو مراکش
حاضری حرف بزنی؟
.بهت گفتم، برام پاپوش دوختن. دیگه هیچی ندارم بگم
.ببخشید، وقتی گفتم حاضری حرف بزنی منظورم این بود که من باهات حرف بزنم
.هیچ علاقهای ندارم تو رو اینجا نگه دارم
.دیدن درد کشیدنت واقعاً هیچ لذتی برام نداره
.من فقط یه آدمم که وظیفهاش رو انجام میده
.و وظیفه من امروز اینه که تو رو از اینجا خارج کنم
.بدون دستبند
جدی؟ چطوری ممکنه؟
.بهت یه معامله پیشنهاد میدم. امضا میکنی، میری خونه. به همین سادگی
.این یه حقه... این یه اعترافه. پر از دروغه
.ما میدونیم که تو برای ترور معاون رئیسجمهور استخدام شدی
.ما دنبال تو نیستیم. تو این اعتراف رو امضا کن
.و میتونی بری پی زندگیت
.ما فقط امضای تو رو نیاز داریم که تأیید کنی اون کسی که استخدامت کرده
.برای کشتن سایرس بین، مِلی گرانت بوده
.سایرس
!عجب
...میدونی، وقتی اون آدم تصمیم به کاری بگیره، یعنی
...ربودن هواپیمای خودش، پاپوش دوختن برای رئیسجمهور، استخدام کردن تو
اونجا شلوغه؟ تو جیب اون؟
.باید حسابی شلوغ باشه
میدونی،
توانایی تو در ساختن یه همچین توطئه جزئیاتی
.واقعاً قابل تحسین بود
.ولی متاسفانه، نمیتونی با دروغ گفتن از اینجا در بری
.تنها راه برگشتت به خونه... با قلم روی کاغذ رقم میخوره
.من قرار نیست توسط سایرس برای استیضاح رئیسجمهور استفاده بشم
.من خائن نیستم. تو یه میهنپرست میشی
.یه آزادیبخش، و یه مرد آزاد
وقتی سایرس بین بره تو ۱۶۰۰ خیابان پنسیلوانیا،
.تو از این در بیرون میری... کاملاً بخشیده شده
.اعتراف رو امضا کن، چارلی
!برو به جهنم
.مال خودت
.چارلی رو بردن. میدونم
.مأمورای فدرال تو دفترن (QPA)
.چارلی رو دستگیر کردن و دارن وسایل رو تو جعبه میذارن
.کوین، خیلی متأسفم. میدونی که سایرس اصلاً برام مهم نیست
.برام مهم نیست که برای تبلیغات یه هواپیماربایی صحنهسازی کرده
.اون دفتر بیضی رو میخواد
.و میتونه داشته باشه، اصلاً برام مهم نیست
.ولی نمیتونه چارلی رو داشته باشه. میفهمم
.نباید پشت سرمون کاری میکردی
.فکر نمیکردم اگه میدونستی برای منه، پرونده رو قبول کنی
.حق با توئه، قبول نمیکردیم
ولی الان دیگه فقط برای تو نیست، مگه نه؟
چی پیشنهاد میکنی؟
.یه همکاری
.ما یه دشمن مشترک داریم
.و هر اختلافی که الان داریم، اونا رو کنار میذاریم
.البته. و، لیو
.میخوام یه چیزی رو روشن کنم
من این کارو برای چارلی میکنم نه برای تو. متوجهی؟
.متوجهام
.پس دیگه وقت رو تلف نکنیم
.سایرس بین هواپیمای خودش رو ربوده
.و حالا داره برای چارلی پاپوش میدوزه
.این دیگه اوج پستی بود، حتی برای سایرس
.باید به مِلی بگیم که سایرس دنبالشه
.و اینکه چارلی بیگناهه
.یه رئیسجمهور میتونه حلش کنه، درسته؟ از نظر سیاسی، کار سختیه
نه اگه بتونیم ثابت کنیم که دادستان ویژه
.توی جیب سایرس باشه
آیا ما اینجوری فکر میکنیم؟
چرا باورش اینقدر سخته؟
.چون اون لانی منکنه. پرونده اون مرد بیعیبه
سایرس یه هواپیما رو ربود، به یه جاسوس سابق پاپوش دوخت و یه دادستان کل رو
از تحقیق درباره خودش منع کرد. واقعاً فکر میکنی میذاشت
انتصاب دادستان ویژه رو به شانس بسپاره؟
تو میخوای با مِلی حرف بزنی یا من حرف بزنم؟
.من چارلی رو زنده میخوام، پس لیو نباید بره
.تو که با مِلی کار میکنی، ما بقیهمون میتونیم لانی رو بررسی کنیم
.ببینیم میتونیم چیزی پیدا کنیم که اونو از سایرس دور کنه
.هر کاری لازم باشه میکنیم تا چارلی سالم برگرده خونه
امضا نکرد؟
.متأسفانه نه
.میدونستیم که اون آدم سرسختیه
.این جاسوسهای پیر، هیچوقت کاری رو نمیکنن که خودشون دلشون نخواد
.تمام اون آموزشهای لعنتی
.افراد من هم آموزش دیدن. باید صبور باشیم
چیز دیگهای هست؟
.صبر کن
.داریم اشتباه انجامش میدیم
.این چارلی نیست که باید بهش فشار بیاریم
.هی
داری چیکار میکنی؟
.قراره اطلاعات حساسی رو بررسی کنیم
.به حریم خصوصی نیاز داریم
.وقتی همه تو جیبشون گوشی دارن، نمیشه زیادی مراقب بود
پس الان برگشتی؟
.برای این کار برگشتم
.باشه
آمادهایم؟
.آلونزو منکن، ۶۴ ساله، دادستان سابق ایالات متحده از منطقه شرقی ویرجینیا
.اخیراً به عنوان دادستان ویژه مسئول تحقیقات منصوب شده
.درباره هواپیماربایی ایر فورس دو
.اوه، میدونید چه شکلیه
.متاسفم. هیچ کدوم از کاغذای چسبیتو پیدا نکردم
.لونی از دانشکده حقوق استنفورد شاگرد اول فارغالتحصیل شد
.همونجا با همسرش آشنا شد
.تونستن تمام این سالها با هم بمونن، چه تو روزای خوب چه تو روزای بد
.و منظورم واقعاً روزای بده
.بیست سال پیش، تنها پسرشون آدام، در یک تیراندازی دسته جمعی تو یه مرکز خرید، به ضرب گلوله کشته شد
.آدام نه سالش بود
.تو آغوش لونی مُرد
.یادمه. این موضوع بهش انگیزه داد تا دادستان بشه
.زندگیشو وقف کرده تا مجرمان خشن رو پشت میلههای زندان نگه داره
.در تمام این مدت، به عنوان فردی سختگیر اما منصف شهرت پیدا کرد
.من تو عمرم به خیلی از دادستانهای فاسد اعتراض کردم
.ولی هیچوقت منکن نه
.اون نمونه بارز یک کارمند دولت شرافتمنده
پس چطور یه همچین آدمی سر از جیب سایروس بین درمیاره؟
شاید مشکلات مالی؟ اخیراً چیزی دریافت کرده؟
یه محموله به اندازه نقاشی سزان؟ سزان؟
.فکر میکنیم سایروس از سزانی که گلاکلند بهش داده، برای تامین مالی استفاده کرده باشه
الان لازم نیست مرور کنیم. بدهی داره؟ قماربازه؟
خرید بزرگی انجام داده؟
.اوه، وام مسکن داره
.و یه کم بدهی کارت اعتباری. چیز غیرعادیای نیست
.نه معاملات مشکوکی، نه حسابهای بانکی مخفی خارج از کشور
.نه هیچ محموله بزرگی به خونش
.تاریخچه وبگردیش هم کسلکنندهست
.نه سایتهای پورن عجیب، نه سر زدنهای دیروقت به کریگزلیست
.حتی جستجوی ایمن (SafeSearch) خودشو روی حداکثر تنظیمات نگه میداره
.این یارو یه بچه مثبته
چی؟
.اوه! لعنتی
.نگران نباش. ادامه میدیم. نه، اون نیست
.پرستار بچهمه. عفونت گوش رابین دوباره عود کرده
...داره از ته دل جیغ میزنه. قرار بود چارلی بره دنبال
.قطرههای تجویزی، ولی فکر کنم فرصت نکرد
.برو. کاری رو که باید بکنی، بکن
.خانم پرکینز، امیدوارم مزاحم نشده باشم
.بذار درست متوجه بشم. شما میخواید چارلی یه اعترافنامه امضا کنه
.که رئیس جمهور ایالات متحده رو متهم کنه
.به خاطر دستور دادن بهش برای هواپیماربایی ایر فورس دو
...همهش برای این که یه حمله ترور وحشتناک برنامهریزی شده
.علیه شما صحنهسازی کنه؟ کم و بیش
.آره، امکان نداره
واقعاً که زیادی هم نمیخوایم، مگه نه؟
.چارلی رو ول کن
.اگه میخوای به دوستپسرت کمک کنی، پس باید به من کمک کنی
.چارلی رو قانع کن که قراردادی رو که جلوشه، امضا کنه
.این کارو بکن، حداقل تا وقتی که اون بنده خدا هنوز یه دست داره که باهاش قلم رو نگه داره
اوه، این معمولاً برات جواب میده، مگه نه؟
.مجبور کردن عزیزانت برای انجام کارهایی خلاف میلشون؟ این بار نه
.تو از من کمک میخوای؟ من بهت کمک نمیکنم
.حدس میزنم بهش رای دادی
.تیشرت کوچیک و کیوت "آینده زنانه است" رو پوشیده بودی
.وقتی اون روز رفتی پای صندوق رای
.چون میدونی، قدرت دخترانه و همه اون مزخرفات
.تو به ملی گرانت رای دادی با وجود هرچیزی که راجع بهش میدونستی
میخوای راجع به چیزایی که من میدونم حرف بزنی؟
.پس بذار با چیزایی که من راجع به تو میدونم شروع کنیم
.این درباره من نیست. یعنی، آخرش البته درباره منه
.اما همین الان، همینجا
.درباره نامزد عاشق و دلباخته توئه
داری ملی گرانت رو به پدر بچهات ترجیح میدی؟
.این بحث تمومه
مشکل شما آدما با اولیویا پوپ چیه؟
.به خاطر خدا... انگار همهتون عروسکهای کوکی هستید
که بعد از این همه مدت بیهدف اینور و اونور پرسه میزنید؟
.این هیچ ربطی به اولیویا پوپ نداره
!کوئین، خواهش میکنم
.هوش شما همیشه اینقدر چشمگیر بوده
.اولیویا پوپ هنوز فکر میکنه شانس برگشتن به کاخ سفید رو داره
.اون نیاز داره ملی گرانت همون جایی که هست بمونه
.اون به چارلی بدبخت اهمیت نمیده. اون قبلاً انتخابشو کرده
وقتش نرسیده که تو هم انتخابتو بکنی؟
.شماره یه گوشی یک بار مصرف
.که ۲۴ ساعت دست من خواهد بود
.اگه ازت خبری نشه خب... تسلیت میگم
.به شما و خانواده دوستداشتنیتون
تدی کجاست؟
.جرالدین چند دقیقه دیگه میارش
.امیدوار بودم بتونیم یه لحظه حرف بزنیم
.آه، یکم سرم شلوغه، ولی... حتماً
پرونده دیگهای داری که میخوای کاخ سفید توش درگیر بشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.