The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
پیدات کردم
فکر کردم بردنت
یه تصویر وحشتناک اومد توی ذهنم که توی یه انباری حبست کردن
«آقا، خواهش میکنم، من یه خانم ریزهمیزهام
زنجیرم رو باز کن. دارم برای
ـ اگه محل کارم این بود،
میذاشتم من رو بکشه
نه، بارب، گفتم که...
صبح رو مرخصی گرفتم که ماشینم رو دوباره ثبت کنم
برای همین جلسهٔ صبحم رو از دست دادی
ـ آره ـ خیلی اعصابخردکن بود
سعی کردم به همه دربارهٔ موج دزدیها توی ایست هالیوود هشدار بدم،
ولی مثل همیشه، هیچکس به بارب گوش نمیده
اوه، نوبت منه. هورا
ـ باجهٔ شمارهٔ نه ـ ببخشید، چی؟
گوش نمیدادم
چرا هیچکس این رو جدی نمیگیره؟
قوانین سختگیرانهای داره
و اگه زود دستبهکار نشیم، تا نوک سینه توی
تاپالهٔ گاو فرو میریم
آروم باش، بارب
برای همین نگهبان داریم
برای چیزی که داره میاد آماده نیستیم
ـ آقای کارمند باجه ـ اوه
خانم مشتری
ـ بله ـ اوه
ـ اوه، یه ولووی ۱۹۹۳ ـ اوهوم
البته یهکم دور کاپوتش زنگ زده،
ولی غیر از اون محشره
باشه. اوه اوه
راستش نمیتونم این ماشین رو ثبت کنم
ـ معلومه که میتونی ـ نه، یک ساله معاینهٔ آلایندگی نکردی
راستش، سه ساله نکردم
ولی خوشبختانه
ـ جدی؟ ـ خودتی. خودت
ـ اوه ـ فقط چند تا تقتق روی کیبورد، همه خوشحال
خیلی متأسفم. نمیتونم
بعد از اینکه ویک خواست روی گواهینامهاش بنویسه
«اهداکنندهٔ آلت»، بارب دسترسی تغییر دستی رو ازمون گرفت
برچسبهایی که ساخته بود یادت هست؟
یعنی صبح رو الکی مرخصی گرفتم؟
ـ هیچوقت از این طرف باجه نگفته بودم ـ وای
بفرمایید
خوبم
مردم معمولاً از کدوم طرف با عصبانیت میرن بیرون؟
ـ همون طرف ـ عالیه. ممنون
روز خوبی داشته باشید
ظاهراً قبل از اینکه گری معاینهٔ آلایندگی رو رد کنه،
باید کلی تعمیر گرون انجام بدم
اوه، درسته. تو برای ماشینت اسم میذاری. اه
اسم گذاشتن روی وسیلهٔ رفتوآمدت هیچ ایرادی نداره
قسم میخورم وقتی اسمش رو صدا میکنم، ماشینم بهتر کار میکنه
ـ باسنموبیل؟ ـ آره
برای بازوهام هم اسم گذاشتم
ژانکلود، استالونه،
بریم چند تا پاستیل کراتین بگیریم
ـ چندش ـ میخوای بعداً ببرمت
پیش آرماندو؟
بهترین مکانیک شهره
ـ جدی؟ ـ اوهوم
آره. باشه. ممنون، گرگ
اشکالی نداره. هر بهانهای برای نبودن اینجا غنیمته
گری هم ازت تشکر میکنه
«ممنون، گرگ»
این کار رو نکن
ـ سوئدیه ـ هوم
ولوو
مواظب خودتون باشید. خداحافظ
هی. پسر خوب پولها رو میذاره توی کیف
بـ... ببخشید، چی؟
پسر خوب پولها رو میذاره توی کیف
همین حالا
باشه. ببین، لازم نیست کسی آسیب ببینه، خیلی خب؟
فقط دستم میره سمت صندوق...
بارب؟
داشتم آمادگیمون در برابر جرم رو امتحان میکردم
میتونستی مثلاً یه جلسه بذاری
گذاشتم
ولی هیچکدومتون گوش ندادید
ـ اوه ـ فکر کنم بالاخره
انحراف تیغهٔ بینیم رو درست کردی
اینجا بوی افتضاحی میده
ـ آره ـ ولی آب پارسال تابستون رو
از توی گوشم درآوردی
هشتگ سپاسگزار
ـ خانم تایلر ـ اوهوم
ماشینتون جایی پارکه که موش زیاده؟
بله. لسآنجلس
آره. انگار چند تا جونده سیمکشی رو جویدن
کل سیستم اگزوزتون از کار افتاده
ولی باز هم میتونه معاینهٔ آلایندگی رو قبول بشه؟
صددرصد
بعد از تعویض کامل اگزوز
و پنج شش ایراد دیگه، درمجموع میشه...
سه هزار
ـ دلار؟ ـ دلار
داری میگی «دلار»؟
ـ دارم سعی میکنم ـ گرگ
ـ اوهوم؟ ـ پیدات کردم
داشتی روی یه ماشین کار میکردی؟
نه. ساندویچ کوفته
مامان آرماندو بغلی ساندویچی داره
اسمش «آر-مام-دو»ئه
ـ چه بامزه ـ آره
اون هم گفت یه عالمه موش داشتن ماشین رو میجویدن
و بعد خواست سه هزار دلار ازتون بگیره؟
ـ نه ـ نه؟
نگاه کن. ببخشید، اجازه بدید
ـ اوه
سنسور اکسیژن
شمعها رو چک کردی؟
کاتالیزور؟
آره
ـ شمعها هم داغونن ـ هوم
بقیهشون هم فقط مسئلهٔ زمانه
ـ آره ـ آره
آره، آره، آره، آره، آره، آره، آره
ـ اینجا چه خبره، بچهها؟ ـ خب،
همهچیز این ماشین به دستگاه وصله
ـ هوم ـ بهتره یه ماشین نو بخرید
اگه بخواید، اونطرف یه نمایشگاه کوچیک
ماشین دستدوم داریم
وای، نه. من گری رو دوست دارم
باز اسمگذار ماشین
هی، من قضاوت نمیکنم
زنم برای سگ هاسکیمون یقهاسکی میپوشونه
انگار یه بار عقیمکردنش کافی نبوده
احتمالاً میپرسید
ـ چرا دارم خودم رو نخودی میکنم ـ هوم
بیشتر میپرسیم چرا
آره، سرقت رو
توی اپ سیتیزن گذاشتم
و حالا همه فکر میکنن توهم توطئه دارم
نتونستم وادارتون کنم موج جرم رو جدی بگیرید،
و باید میدیدم موقع تهدید چه واکنشی نشون میدیم
فیلم رو پخش کنید
تا جایی که نوآ میدونه،
من یه دزد جواهرات بینالمللی خطرناکم
نوآ! خوب بود
دست نزنید. دست نزنید
بس کنید
کاری که نوآ کرد از هر نظر ممکن غلط بود
کاملاً موافقم. باید ترکیب
چشمدرآوردن و مشتبهگلو رو اجرا میکرد
کارش رو تموم کن!
موقع سرقت،
ـ نباید هیچ کاری کنیم ـ چی؟
یعنی باید همینطوری بذاریم ازمون دزدی کنن؟
بله. کسی «ده و...» رو نمیخونه؟
آخ... «ده و دو» رو؟
دختر، خودت میدونی من
تبلیغات دولتی نمیخونم
همین ماه پیش، یه دزد مسلح به شعبهٔ ونیس زد
کارمندها مقاومت کردن،
و دزد چهار میلیون شکایت غرامت کرد
ـ دلار؟ ـ دلار
داری میگی «دلار»؟
دارم سعی میکنم
یه هفته مونده تا مشاورها تصمیم بگیرن
کدوم شعبه حذف بشه
پس برای دفاع از شعبهمون،
نباید از شعبهمون دفاع کنیم
صـ... صبر کن، وایسا
برگرد عقب. بده من
ـ اوه... نه، لازم نیست... ـ چی؟ اوه...
ـ این... ـ لازم نیست...
این ویکه؟
نه، محاله من باشم
من توی استراحتگاه بودم و پودینگ چیا میزدم
اون قیافه! وای!
همین. برای همینه که باز میرم کلیسا
خدایا، باز هم عشقت رو بهم نشون دادی
اوه، خدا
نه، نه، نه. داشتم بهسمت خروجی عقب میدویدم،
چون معمولاً وقتی آدمبدها از جلو میان،
باید حواست به در پشتی باشه،
چون آدمبدهای بدتر از اونجا میان تو
این رو برای همه میفرستم
و فقط منظورم کارمندهای اداره نیست
اوه، یه زاویهٔ دیگه هم هست
یعنی امروز واقعاً سر کار بهم خوش گذشت؟
هان
استیو میلر بند؟
جان دنور؟ ایگلز؟
وای، سلیقهٔ موسیقیات عین پیرمرد سفیدپوست هفتادسالهست
باورم نمیشه طرف آرماندو رو گرفتی
خیلی خجالتآور بود
ـ طرف اون؟ ـ اوهوم
کولت، اصلاً بحثی وجود نداره
این ماشین ارزش پولی رو که باید خرج تعمیرش بشه نداره
و نمیفهمم چرا اینقدر به این آهنقراضه وابستهای
چون کلی خاطره توشه، باشه؟
با همین ماشین تنهایی رفتم جشن فارغالتحصیلی و برگشتم
دو دیگ سس گریوی روی صندلی عقب ریختم
شکرگزاری ۲۰۱۴، جشن گریوی ۲۰۱۷
من و اَمبر شش هزار مایل از دلاور تا اینجا رانندگی کردیم،
با همین ماشین
مگه فقط سه هزار مایل نیست؟
آره. حسابی گم شدیم
No comments yet. Be the first to leave one.