The first 200 lines.
... آنچه در "پیامدها"گذشت
بچها ، لامار بون، اِ کِ اِ بونر
اُوه ، خدایا ، مامان
یه درنده کمین کن بهش میگن جوبُکو
آه ، گندش بزنن ، اون تسخیر شدس
فرار کنید ! تب دارها
چند تان؟ - سی ، چهل تا -
خودشه ، برگردید به جهنم
مامان ، ما اینجاییم
... سالی ، آه
از فروشگاه خرید میکرد
خودش بستنی خودشو درست میکرد
اون کُل دنیا رو گشت
هر روز از زندگیشو به مردم کمک میکرد
اون زندگیشو برای ما داد
بیایید فراموشش نکنیم
از طرف کوه رینر بود هم موقع اینو داریم
آره ، همونطور که میخواستی
مامان حالش خوب میشه؟
نمیدونم
Sajjad-SJJB Nima Saemeh :مترجمان Telegram:@Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1395/10/12 For HDTV
بچها ، زود باشید،من خوبم
میدونم ، اون قسمت عجیبش بود
هی ، کارن، ببین
... فکر کنم عاقلانس که - میخوای بری خونه -
برایانا پیشمونه. پس میخوای بری خونه
آره - آره -
اون چیزی بود که داشتم فکر میکردم - منم همینطور -
هی ، ازت میخوام که اینجا بمونی
به خاطر هدفت کُل خانوادم دیشب جنگیدن
میدونم این برات سخته ولی جاتون اینجا امنه
این پایان دنیاس. هیچکس در امان نیست
خُب، اگه قراره بمیری پس بهتره کنار دوستات بمیری
کسی قرار نیست بمیره ، ما قرار نیست بمیریم
تو قرار نیست بمیری - باشه ، باشه -
یا پیغمبر - ولی اگه بخوای بری -
نیاز به غذا و سوخت دارید
تو به انداره کافی بمون دادی - من هردوشون رو دارم -
نه ، نه، ما قراره به سمت کمپ کیواتن بریم
اونجا جایی بود که دانا پیش یه مشاور بود ما همه مایحتاجمون رو اونجا برمیداریم
اُوه ، آره ، آره اون تابستونی که من ازتون دور بودم
تو همیشه از ما دور بودی - خُب ، من تو یه حفاری بودم -
منظورم اینه اون یه بخش از الزامات شغلیم بود
میدونم ، عزیزم ، میدونم
من یه وسیله نقلیه و چند تا اسلحه اضافی بهتون میدم
من اسلحه هاتو نمیخوام - مثل اینکه جهنمه که نمیخوایش -
میخوام که وسیله نقلیمو برگردونم
مشکلت با این بابا چیه؟
غرور یه گناه مرگباره ، بوتی
برای یه بار هم شده از من قبول کن
شاید برشون داریم - برشون میدارم -
میخوای کجا بری؟
باید برم خرتو پرتای خودمو بیارم
باید برم به کالج ممفیس
احتمالاً 25 کیلومتری شرق اینجاس
تو "گلوریا داگلاس " رو یادته؟
اون پروفسور دیوونه رو میگی؟ - درسته -
از کجا میدونی که اون اونجاس؟
نه ، هر پیش بینی که اون کرده بود درست از آب دراومده و من مطمئن نیستم که اون اونجا باشه
ولی من میدونم اون کاراشو آرشیو کرده همونجایی که اون تدریس میکنه
پس من میرم سمت کالج بعد از اون توی کمپ میبینمت
پس تو میخوای تمام این راهو همراه با خطراش بری فقط واسه یه سری تحقیق؟
لامار ، امروز کمکمون کرده که زنده بمونیم
و من دارم تلاش میکنم که فردا زنده بمونیم
قرار نیست تنها بری
باشه ، من بریانا و دوین رو میبرم تو هم دانا و مت رو ببر
علاوره براین یه تیر انداز اضافی تو هر ماشین
زود باش ، بوتی . من بودم قبول میکردم
تمومه- قبوله -
اُوه
تمومه
اینو بگیر
دوست پسرت اون پشت داره باخودش حرف میزنه
آروش باش ، جین ، هوپ داخله - اون داره دعا میکنه ، مت -
مت
ببین ، تو مسئول مادرتی
اون قراره خوشش بیاد - نه ، نه . فقط بهش نگو -
فقط نگاه کن و واکنش نشون بده
نزدیکش بمون
خیله خُب
بیا ، بگیرش
مرسی
اون بهترین صبحمون نبود
نمیتونی اینجور جاها ساکن بشی
آره ، حدس میزدم - دارم جدی میگم -
اگه خواسمون پرت بشه ، مُردیم
گرفتی؟ - آره -
پس چشت به جنگل باشه ، نه به من
علیرغم چیزی که بابات گفت
از کجا میدونستی؟ - من باباتو میشناسم -
یکم تیز باش
ما تنها کسایی نیستیم که اون بیرون دنبال آذوقه میگردیم
خوبه که داریم میریم
البته اگه مامان اول منتظر بابا میشد
کل مدت میتونست جلو چشش باشه
اُوه ، اُپس
عیب نداره
اُوه ، معذرت میخوام
نمیدونم چم شده
به نظرم زیاد سخت نگیر
خدا موفقت کنه ، بوتی
میبینمت آخرش
خیلی مردی ، لامار
میبینمت ، بونر
خیله خُب ، قفلش کنید
خیله خُب ، آرشیو تحقیقات دکتر داگلاس اینجاس
زیاد لفتش نمیدم
بابا ، اون چطور این همه گند و گه رو پیش بینی کرده بود؟
... نمیدونم منم فکر کردم اون دیوونس ، ولی
منم باهات میام - نه ، دانا ، ازت میخوام که با بری و دوین بمونی -
خیله خُب ، بزار هرچه سریعتر میتونیم کارو انجام بدیم
چیزا رو کجا میتونیم پیدا کنیم؟
بیشتر غذاها توی سالن غذا خوری و آشپزخونه هستن
محموله خشکبارشون؟ هستن؟
گذاشتنشون توی کابین مشاور
میدونم کجاس - باشه ، با مارتین برو -
به فرض اینکه در این منطقه تیراندازی نیست ، بازم امنیت نداره
نا اُمیدتون نمیکنم خانم کوپلند حواسم بهش هست
هیچی بدتر از این نمیشه که دوتا جوون
سکسی تو یه کمپ باهم باشن ، درسته؟ - بسه -
پس کمپ تابستونیتون اینجا بود؟ - آره ، عاشقش بودم -
هوا که تاریک میشد میتونستی با چشم معمولی دوتا
صورت فلکی رو ببینی
واو. چه دختر احساسی
خُب ، علاوه بر این نمیتونستم دور از خانواده م باشم
خنده داره که الان بگمش الان ها
منم بریانا همش دعوامون میشد
روی ؟ - مسائل مهم -
کارهای روز مره و لباس
من تک فرزند بودم
آرزوم بود که یه داداش داشتم که باش دعوا کنم
خُب ، والدینت کجان الان؟
من اهل سیاتلم
متأسفم
به نظرت 3 ملیون نفر کجا رفتن؟
نمیدونم
شاید یه جای خوب
هرگز بهش فکر نکردم
یه چیزی برای اُمید
فکر کنم ، واقعاً اُمید خیلی وقته که رفته
تو چیزی شنیدی؟ - فکر کنم صدای موتور شنیدم -
کسی تو کمپه؟
بریم یه سلامی بکنیم
لعنت بهش ، اینجا خیلی گِل آلوده
لاشی بازیتو بس کن
زود باشید ، از این طرف بریم
بیشتر پیدا کردی؟
نه ، آشپزخونه رو خالی کردیم - عالیه -
یه سری آدم اون بیرونه - کدوم آدما؟ -
غارتگرا تو جنگلن.دوتا شون رو دیدم . ولی متونن بیشتر باشن
دانا کجاس؟
نمیدونم ، ولی اونا مسلح هستن
باید تقسیم بشیم و پیداشون کنیم
چاقو رو بزار رو میز
چاقو و بزار رو میز
یکم آب میخوای؟
یکم آب میخوای؟
میتونی بگی دستشویی کجاس؟
میتونی بگی دستشویی کجاس؟
میخوام برم یه کفش لهستانی بخرم
میخوام برم یه کفش لهستانی بخرم
پایان مکالمه اسپانیایی ، درس شش
دکتر داگلاس؟
گلوریا داگلاس؟
بله
سلام
جاشوا کوپلند هستم . دکتر کوپلند
اُوه
چی شما رو به اینجا کشونده؟
خُب ، اگه بخوام صادق باشم داشتم دنبال پایان نامه شما میگشتم
البته - منو یادتونه؟ -
البته ، شما جاشوا کوپلند هستید
آره ، دانشگاه ویتسترون
من ، آه ، وقتی اولین نسخه رو بیرون دادید
مخالف کار شما بودم
و فکر کنم ما یه سری حرف های بد هم بهم زدیم
ولی من اشتباه میکردم
فکر کنم کار شما پُر از بینش های مهم بود
البته
انتظار نداشتم بعد از ورود شما رو ببینم
خوشحالم که یه فرصتی پیش اومد که بگم متأسفم
میشه بپرسم میتونم کار شما رو دوباره بخونم
خُب ، پس یه روز خوب داری ، نه؟
واو ، خیلی سریع میرسی به کامیون
آره ، این یکی از بهترین خصوصیت هامه
ولی بهترینشون نیست
باشه ، باید باهم صحبت کنیم
آره ، بعد این مدت طولانی شانمون گرفته
ما باید همه چیز همدیگه رو بفهمیم
و اینجا هم وقتمون کمه
باشه ، اول تو
باشه ، من تقریباً هرگز آرایش نکردم
منم
ولی جای تعجب داره که با کفش پاشنه دار خوب راه میرم
منم همینطور
فکر کنم تو هرچی به ذهنت میادو همینطور میگی
به این اُمید که تهش به سکس با من برسی
هرگز اون فکرو نکردم
به جز الان
و وقتای دیگه که توی واشنگتن بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.