The first 200 lines.
...متهم
از بیتفاوتی و سکوتتون میشه گفت
که برای پیشروی روند دادگاه چیز دیگهای برای ارائه ندارید
اما هنوز یکچیز کوچیک دیگه هست
...آقای چیرمن - !پس حرف هم میزنی -
بنده به حق محکوم به جرم شدم
چیزی رو انکار نمیکنم - چیزی رو انکار نمیکنه
اصلا چرا باید بکنه؟
اون توسط دادگاه منطقهای برلین
در ۲۶اکتبر ۱۹۳۰ به حق محکوم شده
و از اون موقع به تشخیص خودش آزاد بوده
احتمالا داشته به ریش بقیه میخندیده
این به اصطلاح دادگاه بعد از ارتکاب منفورترین جرائم
علیه کودکان، به اون یک حکم تعلیقی داده
و اون رو آزاد کرده تا به جامعه برگرده
حالا چرا داری گریه میکنی؟
...من - چرا؟ -
دیگه تکرار نمیشه
قول میدم
قسم خوردم - دادگاه هم باور کرد -
مثل اینکه قاضی هم بهت لطف داشته
و نخواسته درستوحسابی زیر نظر باشی
اون هم برای جرمی مثل کودکآزاری
اون از وجود دستسفید خبر نداشته
دادگاه راستینی که قاضیهاش در این تالار ها
جمع شدن تا سوراخ حشراتی
که سالهاست دارن آزادانه میچرخن رو کیپ کنه
تئودور کرول
به نام دست سفید بهخاطر آزار و اذیت مکرر کودکان، امروز و اینجا
این دادگاه
تو رو محکوم
به مرگ میکنه
حکم بلافاصله اجرا خواهد شد
به نام مردم آلمان
حق به دنبال ناحق میرود
حق به دنبال ناحق میرود
بعد از وحشیگری، نظم خواهد آمد - بعد از وحشیگری، نظم خواهد آمد -
بعد از ضعف، قوت میآید - بعد از ضعف، قوت میآید -
جلاد، کارت رو انجام بده
«بابیلون برلین» «فصل چهار، قسمت چهارم»
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
عمو
به وطنت خوش اومدی
نگاهش کن! یه آمریکایی واقعی شده
آورمل گلدشتاین - آورمل گلدشتاین، نه -
این روز ها بهم میگن ایب گلد
یعنی اشتاینش رو نمیگن؟ - بله -
خیلیخب، بیا
بریم بیرون یه تاکسی بگیریم
آمریکا چهطور بود؟ - بدون تو صفا نداشت -
دیگه کاپیتالیست شدی؟
توی موسکو داریم آسمون خراش های بزرگتری هم میسازیم
شماره ۱۲ لطفا
چیزی که خواستم رو آوردی؟
باهاش بودی؟
حسود شدی؟ - بگو -
چند باری
چند بار؟
مهمونی که باشه، اول کنترلت رو از دست میدی بعد هم خودت رو
گفته خودته، همرزم
دلم برات تنگ شدهبود
اینجا رو
زنه
آره
خودشه - خود خودشه -
نیسن، این آدم ها رو میشناسی؟
بستگی داره منظورت از شناختن چیه جواهراتشون رو از من میخرن
ما باید محتاط باشیم - نه -
خبری از "ما" نیست
روتچیلد برای پدرم بود
حالا برای منه
ولی پدرت خدا بیامرز
میخواست روتچیلد به انجمن برسه
نه، شاید این رو گفتهباشه ولی واقعا همچین منظوری نداشته
...پدرت - پدر من پیش ماهیهاست -
قبرش توی برلین چی؟
خالیه
اینه مغازهت؟ - هولیگانز -
بهزودی تر و تمیز و آماده میشه
بیا
همچین سنگی متعلق به یه نفر نیست
داری مرتکب گناه میشی
خب؟
این حرف آخرته؟
متاسفانه
تو پیدا کردن سنگ موفق باشی
بهت کمکی نمیکنم - باشه -
به بیستویکمین ساعت از مسابقه خانم های برلین خوش اومدید
اون بیرون یه روز جدید شروع شده ولی اینجا، شبی بیپایان بهمون حکمرانه
صبحبهخیر، هاینی دیشب چهقدر درآوردیم؟
۲۴۰۰
همهش همین؟ غیرممکنه نصف شهر اومدهبودن
ممنون
رودی قهرمان من - همیشه درخدمتم -
امروز رو گفتم مریضم، مرخصی گرفتم - عالی -
بیا ببینم، راینهلد
ادامه بده - سعی میکنم -
موفق باشی
از این میزنی؟
چیه؟ - آمونیاک -
واقعا؟
شوخی کردم.. کوکائینه - بده -
چهطوره روز جدید با سرعت بیشتر
و یه نسیم تازه شروع کنیم
شماره ۴۲ برقص ببینم داری میخوابی
شماره ۱۶ بیدار شو تو هم همینطور شماره ۳۹
اگه گفتید وقت چیه؟
یه پیک دیگه برای تماشاچیها
وقت داره میره همه زوج ها به وسط بیان
شماره ۳۹ بیرون
۴۲بد نیست
کار ۱۶ تمومه
تبریک میگم شماره ۴۲ بقیه از دور خارج شدن
ولی برای بقیه ادامه داره نگران نباشید، استراحت زیاد طول نمیکشه
کوکائینت ریده - چی؟ نهبابا -
کیفیتش عالیه از بیمارستان شاریته اومده
استراحت میخوام - خیلی دوست دارم وقتی بهم آویزون میشی -
دوریس هنوز زندهست؟
آره
حرفهایه چی؟
کی؟ - قد بلنده، شماره ۱۴ -
متاسفانه بله
یه داستان برام تعریف کن - واقعی یا مندرآوردی؟ -
فرضی یا حقیقی؟
حالا اول شروع کن
درباره پسرهست که از سقف افتادهبود
خب؟
جدیدا داریم بیخیال خیلی از پروندهها که ارزش پیگیری دارن، میشیم
دکتر شوارز میگه این پروندهها دردسرشون
از منفعتشون بیشتره
تو چی؟
من؟ به بقراط قسم خوردم
برای زندههام مثل مردهها صدق میکنه
پسره چی شدهبود؟
انگار دستهاش لگد شدهبودن
بدجور هم لگد شدهبودن - خب دیگه؟ -
جور دیگهای نمیتونم بگم
پرونده قتله؟ - بهنظر من که آره -
رئیست چی میگه؟ - میگه، نه، تو اونجا بودی -
باید به بوهم گزارش بدی - بوهم؟ پس قات چی؟ -
جفتشون عوضی هستن ولی بوهم تظاهر نمیکنه که نیست
سرهنگ وندت کجان؟
توی سالن
سرهنگ وندت؟
آرندت شر هستم، عضو اسآ هلرزدورف جنوبی، برلین
خب؟
پدر من یه نارنجکانداز پیادهنظام
و در هر سه لشکرکشی پومرانیا بود
اسمش؟
سرهنگ دوم شر، ویلهم
مرگ پدرت باعث تاسفه
اون به آلمانی باور داشت که خیلی ها دارن فراموش میکنـن
از شما زیاد برام تعریف کرده، سرهنگ
خب؟
همراه من اینجا بشین
نه، نمیخوام مزاحم بشم فقط میخواستم ابراز تحسین کنم
تحسین؟
پدرم میگفت شما واحدشون رو از یه کمین نجات دادید
بیدریغ با دشمن روبرو شدید افرادتون اراده آهنین داشتن
من شما رو مثل یه پدر، الگو خودم قرار دادم
بشین، گارسون؟
قهوه یا آبجو؟
آبجو - خیلیخب -
بهخاطر کی داری این کار رو میکنی؟
ببخشید؟
من حرفی که با نیات خصمانه گفتهبشه رو تشخیص میدم
ساخت ریشه حرفهات خوبه اما شفافه
...خب
از طرف کی اینجایی؟
استنس
هدفت چیه؟
هدف طولانیمدت، خسارت به آبروتون
و از اینرو، اخراج شدنتون - کوتاهمدت چی؟ -
استنس رو آزاد کنم
نوشجان
میتونی بری؟ - ببخشید؟ -
نشنیدی؟
شاید عجیب بهنظر برسه اما من این ماموریت رو هم دوست دارم و هم ازش متنفرم
واقعا؟
آره، چون تحسینم از شما، واقعی بود
خوشحال بودم که قراره از نزدیک باهاتون حرف بزنم
اما بهخاطر اینکه این اتفاق براتون بیفته هم دلشکسته بودم
اما دستور، دستوره - بله -
الان از شکستم، آسوده شدم
نوشجان
نمیخوام توی تحقیقتون دخالت کنم
اما بنده ترجیح میدم گسترش اختیارات بدیم
و مطمئنم من اولین نفری نیستم
که این رو میگه
اگه چیزی اینجا نباشه چی؟
اگه هدف این موشک فضا نباشه، بلکه
لندن و پاریس یا ورشو باشه
چی؟
قسمت بالایی یه حاوی یه چاشنی
پشت کلی دینامیته
شاید هم بیشتر
باید پیشبینی استفاده های نظامی رو بکنیم
قطعا اگه در موقعیتی بودیم که وزیر دفاع رو قانع کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.