The first 181 lines.
من واقعا باید لاتاری مگا رو برنده میشدم
باید حواست به پشت سرت باشه
فکر میکنی اونا از من کمک میخواستن؟
...ببخشید
اینجا دفتر کارآگاه هاست؟
بله - این چیه یهویی؟ -
این نزدیکی نمایش شعبده بازی انجام میدین؟
قراره یک کبوتر در بیاره؟
یک کبوتر از کلاهش؟ - سلام -
از دیدنتون خوشبختم
اوه، شما آگهی رو دیدین
آره، کلی آگهی دیدم - اوه، آگهی -
درسته ، آگهی
مطمئن نیستم واکنش ات به این چیه
ولی دفعه پیش که یک نفر بهمون ملحق شد
از پشت بهمون خنجر زد
باید اول چک کنیم که تفنگ داره یا نه
درسته - باید چک کنیم -
چطوری میتونم تفنگ داشته باشم؟
تو کره نمیتونیم تفنگ شخصی داشته باشیم
خیلی ها تفنگ دارن - درسته -
اون درست میگه
صبر کن. ما واقعا یکی رو دیدیم که تفنگ داشت
باشه
جیب های پشتش رو چک کن
باید کامل چک اش کنی - اوه، خدایا -
کفشاش رو هم چک کن
واقعا میتونی اینطوری بگی؟
هی
اون فقط ماساژ داد
تو فقط ماساژش دادی
داخل لباساشم چک کن
اینطوری داخل رو چک کن
درست انجامش بده - من هیچی ندارم –
یک چیز سفت اینجاست
این فقط یک ساعته که با همیشه خودم دارمش
ساعت جیبی؟ - فقط یک ساعت جیبیه -
که کار هم نمیکنه
یکم شلخته به نظر میرسه
بیا بشین - بیاید حرف بزنیم -
بیا بشین - اکی -
شغل قبلیت چی بوده؟
درواقع کارآگاه بودم
اوه واقعا؟ - آره -
قبلا تنهایی کار میکردم
برای همین یک سری محدودیت ها تو کارم حس کردم
می فهمم - ...پس -
خواستم به عنوان یک تیم کار کنم
محدویت تنهایی کار کردن رو تجربه کرده) (بنابراین دنبال یک تیم میگرده
و جزئی از یک گروه باشم. این دلیل اومدنم به اینجاست
برحسب اتفاق، آدم باسوادی هستی ؟
باسواد؟
این مهمه - میتونی انگلیسی حرف بزنی؟ -
من علوم طبیعی خوندم - اوه واقعا؟ -
آره
دنباله ی فیبوناچی رو بلدی؟
چی؟ - دنباله ی فیبوناچی -
این واقعا مهمه - این یک اصل پایه اس –
دنباله ی فیبوناچی رو بلدی، درسته؟ - بلدی؟ -
بلد نیست - !اون بلد نیست -
خدایا - بی خیال -
خیلی بده - این خوب نیست -
بهترین تواناییت برای این شغل چیه؟
من خیلی خوش شانسم
اوه واقعا؟
ببخشید، ولی اگه کسی هستی که برای حل ، پرونده به شانس تکیه میکنه
فکر نمیکنم برای تیم ما مناسب باشی - آره؟ -
اون برای تیم مناسب نیست؟ - ...چون تیم ما -
فکر میکنم خود تو کسی هستی
که برای حل پرونده می تونه به شانس تکیه کنه
ما همه مون فقط با حدس و گمان معماها رو حل میکنیم
...ما - ما به شانس تکیه نمیکنیم -
چطوری توضیحش بدم؟
سرنخ ها ، شواهد و مدارک وقتی راه میرم خودشون میوفتن جلوم
این شانسیه که دارم
درسته
مطمئن نیستم درسته اینو بپرسم یا نه، ولی
ایا پولی ذخیره کردی؟
اینجا میگه که همه ی چیزی که لازم دارید اشتیاق برای این شغله
بعد دارین درمورد وضع ام سوال میکنین - این چیزیه که ما نوشتیم -
ولی بذار صادقانه بهت بگم
شرایط مالی ما زیاد خوب نیست
انتظارش رو داشتم، برای همین باخودم یک پرونده برای تیم آوردم
چی؟ - یک پرونده برای ما گرفتی؟ -
دستمزدش خوبه؟
مشتری قیمت تقریبا خوبی پیشنهاد داده
محتوی درخواست
...اونقدرام جدی به نظر نمیرسید، ولی
خب؟ - ...پیشنهاد قیمت بالا -
منو یکم کنجکاو کرد
واقعا؟ - خب، مشتری یک خانم تو دهه سی سالگیشه -
و درحال حاضر با پسرش زندگی میکنه
اون طلاق گرفته و پسرش رو
خودش تنهایی بزرگ میکنه
ولی این چند روز همش از طرف شوهر سابقش تماس هایی دریافت میکنه
و اون رو تهدید میکنه
این چیزیه که به نظر میرسه
اون اصرار داره که محله شون امن نیست
و اینکه تو منطقه ی خوبی نیست
همینطور اصرار داره که بره جای دیگه
اون میخواد ساعت ده و نیم تو یونهویی-دونگ حضوری حرف بزنه
اوکی، با تو میریم اونجا- باشه -
و بعدا تصمیم میگیریم که تو میتونی بیای تو تیم ما یا نه
بعد از با هم کار کردن روی این پرونده تصمیم میگیریم
و منم اگر بخوام بیام تو تیم تون بعد از اینکه روی این پرونده کار کردیم تصمیم میگیرم
نباید درمورد قرار گذاشتن با مین یونگ فکر کنی
یهویی داری درباره چی حرف میزنی؟
خیلی یهویی بود - مسخره -
من هنوز حتی وقت نکردم درموردش فکر کنم
تو دوست پسرشی ایا؟
.. خب - منظورش این بود -
هر جور دوست داری فکر کن - ...که تو -
باید روی پرونده تمرکز کنی چون این دلیلیه که ما اینجاییم
تمرکز کردن روش به این معنی نیست که حتما حلش میکنی
وقتی برسیم اونجا، حدسی میزنم
خدای من
فقط میتونم بگم تو زیادی مبتدی ای
تو یک کارآگاه مبتدی به نظر میرسی
چیزی که درمورد کار کارآگاهی هست اینه که توفقط با به شدت تمرکز کردن روی اون،
مثل برنامه های تلویزیونی نمیتونی پرونده رو حل کنی
مسخره - وقتی برسیم اونجا -
یک نگاه سریع به اطراف میکنم و سرنخ ها رو پیدا میکنم
فکر کنم رسیدیم - اینجاست؟ -
فکر کنم رسیدیم
درست سر وقت رسیدیم
درسته - اون خونه اس –
اون خونه اس- کتت هم رنگ برگ هاس -
تم استایلم پاییزه
ادای مردای سرسخت درآوردنت خوبه
فکر میکنم میتونه با تیم همراه بشه - کجاس؟ -
فکر نمیکنین اون باید اول بره داخل؟
من اول میرم - اون درخواست رو گرفته –
زنگ رو بزن - بازه -
خب، من بهش زنگ زدم پس مشکلی نیست ولی من زنگ میزنم
ببخشید - باید پولدار باشه -
مادر - "مادر"؟ -
خب، اون یک پسر داره - درسته، اون مادره -
خانم ، شما اینجایی؟
شما داخلین؟ - کسی اینجا هست؟ -
قفله - چی؟ -
نمیشه داخل رو دید
یک کوچه مانند اینجاس
کوچه؟
یک کوچه توی خونه؟
منظورت راهروعه - باید بریم اونجا؟ -
چیه؟ چیزی اونجا هست؟
این چیه؟
اوه، خدایا
ببین
اون چیه؟
اون مشتری مونه؟
!داخل رو ببین - خدای من، مرده -
واقعا اون مشتری مونه؟
اوه خدای من - اون یک زنه -
صبر کن - هی، اونجا یک در هست -
صبر کن - صبر کن -
..اوه این
اوه خدای من- کلی خون اینجاست -
چه اتفاقی افتاده؟ - حالش خوبه؟ -
فکر کنم مُرده
یه سوراخ تو لباسش هست
اون مشتریه؟
آره خودشه
همون زنِ توی عکسه
پس بچه کجاست؟- عکسش با پسرش -
چیه؟
من اینجا قرص های ضد انعقادِ خون پیدا کردم
چرا اونو مصرف میکرده؟- ...این داروئه که از-
لخته شدن خون جلوگیری می کنه
فکر کنم یجور بیماری داشته
(و مشتری به خاطر خون ریزی شدید مرده)
اون حتماً از خونریزی زیاد مرده
درسته. این خونِ زیادیه
به نظر میاد می خواسته صبحونه بخوره
اما انگار شروع نکرده بوده
...خب اون می خواسته صبحونه بخوره
پس حدس می زنم طرفای صبح این اتفاق افتاده
این حتماً قبل از ظهر اتفاق افتاده
صبر کن اینجارو ببینید - چیه؟-
یک ظرف خالیه با یک یادداشت
از طرف همسایه اس برای غذا ازش تشکر کرده
No comments yet. Be the first to leave one.