Superstition

Superstition

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

superstition s01e01 web x264-tbs
Superstition S01E01 720p WEB x264-TBS
Superstition S01E01 1080p WEB x264-TBS
Superstition S01E01 XviD-AFG
Superstition S01E01 480p x264-mSD
Superstition S01E01 720p HEVC x265-MeGusta
Superstition S01E01 480p WEB x264-RMTeam
A Commentary by zirkhaki
Zirkhaki ترجمه از iMovie-DL.Co ارائه ای از

Tags

web
x264
720p
720
1080
XviD
480p
480
x265
HEVC
Published on: 2017-10-14
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!‏بجنب

.‏اصلاً نباید به اونجا می‌رفتیم

.‏متاسفم، پسر. به بابا چیزی نگی

‏نمیشه برگردونیم سر جاش؟

.آرلو"، همونجا بمون"

‏اون "بابا" بود؟

.‏هی، خونسرد باش

‏دنبال ما دارن میان؟

‏چی؟

‏ما اون کار رو کردیم؟

.‏خب، همین جا بمون

.‏تعدادشون خیلی زیاده

.‏- باید فرار کنیم .‏- نه

‏یه فکری می‌کنیم، سریع هماهنگ میشیم .‏‏و مشکل رو رفع می‌کنیم

."‏"بی

.‏برو بالا پیش برادرت

.‏آره پسر جون، نگاش کن

.‏نگاش کن

.‏این موسیقی دل‌انگیز، توی وجودمه، رفیق

،‏می‌دونی، من همچنان توی بازارم ...‏فکر نکنی توی کسب و کارم، ولی

.‏اوضاع قراره عوض بشه

.‏نمیشه مانع پیشرفت استعداد شد

.‏درسته، پسر. آره

.‏آره

‏کسی رو از دست دادی؟

...‏آخه می‌دونی، جایی که داریم میریم

.‏جایی نیست که مردم واسه خوش‌گذرونی برن

.‏هی، میگن اتفاقات خیلی ناجوری اونجا رخ داده .‏واقعاً ناجور بودن، داداش

."‏هر چیزی که می‌شنوی رو باور نکن، "راس

.‏آره، می‌دونی، من با خانواده‌ی "هیستینگز" مشکلی ندارم ‏متوجهی؟

.‏همه اینجوری نیستن

.‏هی، رسیدیم

،‏هی، یادت نره با ...گرام باهام تماس بگیری ‏منظورم رو متوجه شدی؟

.‏خود مرگ، یک تراژدی به شمار نمیاد

.‏این یک رخداد طبیعیه

،‏اینکه توی زندگی، کاری که دوست داری رو انجام ندی .‏یه تراژدی به حساب میاد

‏ولی پدرت در حالی فوت کرد که .‏مشغول کار‌های مورد علاقه‌ش بود

.‏حتی انتظار این رو هم داشت .‏اون یه شکارچی بزرگ بود

‏و این زندگی‌ای هستش که باید .‏مورد تجلیل قرار بگیره

.‏اُه، پسرم

.‏پسرم

.‏اُه، خدای من

.‏اُه، خدای من

.‏وای خدا. خودتی

.‏لطفاً من رو ببخشید

.‏"کالوینِ" من از افغانستان برگشته

.‏به خونه خوش اومدم، پسرم

.بابا

.‏بسیار خب

،‏خب، دکور آشپزخونه رو دارم عوض می‌کنم

‏و بالاخره اون اجاق‌گازی که .‏دلم می‌خواست رو دارم می‌گیرم

‏و کارهای هنری برادرت رو قاب کردیم ...‏و روی دیوارهای خونه نصب کردیم

‏- این خیلی خوبه، نه؟ .‏- آره، مامان

.‏- خوبه .‏- خوبه

.‏آره

‏و می‌بینم که زنگوله‌های بادی رو .‏رو به مشرق قرار دادین

‏آره، و واسه "جمعه سیزدهم" هم .‏تاج گل رو، رو به مغرب قرار می‌دیم (جمعه سیزدهم: روز بد یُمن؛ میشه گفت قمر در عقرب}

.‏تا همه بتونن مثل همیشه در امان باشن

.‏اُه، بیا بریم حموم بازسازی‌شده‌ت رو نشونت بدم

‏میشه چند لحظه این تور گردشگری رو متوقف کنیم؟

.‏عزیزم، من فقط دارم اتفاقات جدید رو بهش میگم

،‏می‌دونم، عزیزم

‏ولی فکر می‌کنم "کالوین" باید .‏خبرهای جدید رو به ما بگه

‏بعدش می‌تونی .‏همه‌ی توالت‌های جدید رو بهش نشون بدی

.‏خوشحالم که می‌بینمت

.‏ولی الان 16 سال گذشته

‏از ارتش بیرون اومدی؟

.‏من 30 روز مرخصی گرفتم

.‏اُه، این عالیه

‏چرا الان؟

‏شما مدت زیادی مبارزه کردین و ...‏الان دیگه دارین متوجه میشین که

،‏...دیگه موضوع جنگ نیست .‏بلکه موضوع شماها هستین

‏یه روز بلند میشی و می‌بینی که .‏زمونه پیرت کرده

.‏لازم بود به اینجا برگردم

.‏خیلی خوب شد که ازت باخبر شدیم، پسرم

.‏می‌خوام اوضاع رو روبراه کنم

،‏توی کارها کمک کنم .‏در کنار بابا مبارزه کنم

.‏تو از مبارزه‌ی اینجا کنار کشیدی و رفتی

.‏ولی الان توی خونه است. صحیح و سالم

‏و خدا می‌دونه که تحمل .‏از دست دادن یه پسر دیگه رو نداشتم

...می‌دونی، نظرت چیه برم واسه تو

،‏...شام مورد علاقه‌ت ‏یعنی گربه‌ماهی دودی درست کنم، ها؟

‏خیلی خوبه، مگه نه؟

‏آره؟

.‏دختر

‏هی، تقریباً 20 دقیقه واسه رسیدن به .‏سرویس بیمارستان تاخیر کردی

.‏منطقه عوض شده

.‏همه‌چیز پیشرفت کرده .‏نمیشه که یهو برگردی اینجا و مشغول بشی

.‏من سریع یاد می‌گیرم

،‏شاید اینطور باشه، پسر ...‏ولی مبارزه‌ی رزمی

.‏هیچ ارتباطی با کاری که اینجا می‌کنیم نداره

...‏بابا، وقتی "جمعه سیزدهم" شروع بشه

.‏"جمعه سیزدهم" با حضور یک مهمان ناخوانده شروع شده

،که در این شرایط .اون مهمون تو هستی

،‏و او در کتاب مقدس می‌فرماید

،‏آنها که ایمان دارند .‏باید این نشانه‌ها را دنبال کنند

!‏آمین! آمین

.‏به نام من، باید شرارت‌ها رو از خود خارج سازند

!‏آمین! آمین

.‏باید به زبان‌های جدید سخن بگویند

!‏آمین! آمین

.‏و باید مارها (نماد ابلیس) را در دست گیرند

.‏بله

،‏و اگر هر چیز کشنده‌ای بنوشند

.‏به آنها آسیبی نخواهد رسید

!‏آمین

،‏سرور و ناجیِ ما، همواره در کنار ماست

.‏و ما را در مقابل شیاطین محافظت می‌کند

!‏ایمان داشته باشید !‏ایمان داشته باشید

!‏ایمان داشته باشید !‏ایمان داشته باشید

‏من برای برگزاری یه مهمونی واسه .‏چند تا از دوستام، به کمک نیاز دارم

‏"پاتلا"، چرا مشغول جمع کردن ‏وسایل شخصی قربانی‌ها نیستی؟

،‏"فورِنزیک" به من گفت که منتظر بمونم .‏و از مارها هم متنفرم. دارم جدی میگم

.‏بسیار خب، مارها دیگه رفتن. بیا

...‏باشه، ولی با اینحال، مارها چطوری تونستن

،‏دیشب هشت نفر رو از دست دادیم .‏پونزده نفر دیگه هم توی بیمارستان هستن

،‏حالا این کار خدا بوده یا نتیجه‌ی به بازی گرفتن خدا ‏من باید دلیلش رو بفهمم، باشه؟

‏- الان پنج هفته میشه که به بخش ما اومدی؟ .‏- بله، خانم

.‏بهتره کمربندت رو محکم ببندی، پسر

"‏جرائم شهر " لا روشل .‏هیچ شباهتی به "آتلانتا" نداره

.‏این بدترین راه واسه شروع روز هستش

.‏آره

."‏آره، باید قهوه‌ی تلخ بیشتری می‌خوردی، "یوریچ

.‏من با همه‌ی بازمانده‌های داخل بیمارستان صحبت کردم

‏یعنی حداقل سعی کردم، ولی فقط .‏یه مشت اراجیف انجیلی تحویلم دادند

،‏اون دختری که اونجاست .‏از دیشب اینجا رو ترک نکرده

.‏من بهش رسیدگی می‌کنم

."‏صبح بخیر، "جسیکا

،‏ما این بلا رو سر خودمون آوردیم ."‏فرمانده "وِستبروک

.‏بی‌خیال. همیشه می‌تونی من رو "مِی" صدا کنی

‏چه بلایی؟

،‏همه‌ی ما تبدیل یه یک ناپاکیِ واحد شده بودیم

‏و تمام اعمال صالح ما .‏شبیه به پارچه‌ها‌ی چرکین هستند

،‏مثل یک برگ، پر از چین و چروک هستیم ...‏و مثل باد

.‏گناهانمون، ما رو به هر سویی می‌برند

.‏انجیل "اشعیاء" بند 64 و 6

،‏رستگاری رو درک می‌کنم ...‏ولی استفاده از مارهای سمی

.‏باشه، مهم نیست

.‏باشه، یه یکی از افسرها میگم تو رو به خونه برسونه

.‏بعداً همدیگه رو می‌بینیم

.‏سلام

.‏جلوی نور رو بگیر

.‏اینجا خیلی تاریکه

‏اُه، قضیه‌ی این همه غذا چیه؟

.‏کل روز گرسنه بودم

‏آره، خب، آخرین بازی که تمرین پرخوری می‌کردی .‏اندازه‌ی یک اسب، غذا خوردی

‏خب، گرمت نیست؟

‏سیستم گرمایشی رو روشن کردی؟

.‏دست نزن

‏نه، چرا رفتارت اینقدر عجیب شده؟

."‏فقط خیلی خوشحالم که به خونه اومدی "نادین

.‏- بیش از 10 نیش مار .‏- اُه، آره

.‏این انگشت خسته‌م، این رو ثابت می‌کنه

‏چند تا مار در محل واقعه پیدا شده؟

.‏- حدس بزن ‏- "تیلی"؟

.اهل شوخی نیستی

.‏یه دونه هم پیدا نشده

،"‏طبق گزارش خانم "مِی ،‏در اون ملک، هیچ ماری پیدا نشده

.‏حتی همسایه‌ها هم هیچ ماری در اطراف مشاهده نکردند

.‏این رو نگاه کن

.‏اینجا بالای هر نیش، دوباره جای یک نیش دیگه هم هست

.‏نوع زهر‌ها متعلق به گونه‌های مختلف هستند ...‏هم زهر سلولی و هم زهر عصبی

‏چه نوع زهری در بدن "نادین" پیدا شده؟

.‏تمام زهرها

...‏و این غیرممکنه، چون بعضی از اون مارها

.‏حتی در این منطقه وجود ندارند

.‏اون یه مظنون داره

.‏میرم بررسی کنم

.‏جناب "کول بریز" رو ببینید

،‏می‌دونی، داشتم با خودم فکر می‌کردم

.‏بابا داره پیر میشه

.‏بهتره که من رانندگی کنم

.‏فقط می‌خوام خدمتی کرده باشم

.‏بدون اجازه این معشوقه‌ی قدیمیِ من رو برداشتی

.‏- یواشکی حرف‌هام رو گوش میدی .‏- خیلی اصطلاح زشتی هستش

.‏من بهش میگم گردآوری اطلاعات

‏واقعاً واسه این کار وقت داریم؟

‏تنها دلیلی که الان توی ماشین نشستی .‏این هست که مامانت از من خواهش کرد

،‏اگه می‌خوای توی ماشین بمونی

.‏تفنگت باید بره توی صندوق عقب

‏اونجا یه انبار اسلحه واسه خودت درست کردی ‏مثل "سم" و "دین"؟ {‏{بازیگران نقش اصلی سریال سوپرنچرال

.‏اُه، آره

.‏برو اون طرف

.‏می‌دونم که اونقدرها هم دیوونه نیستی

.‏باورم نمیشه "کینگ پین" مُرده

،‏وقتی گرسنه باشی .‏دیگه نمیتونی بری بولینگ بازی کنی

.‏فقیرها، فقیرتر میشن

.‏ثروتمندها هم ثروتمندتر

‏توی روستا در این مورد چی می‌گفتن؟

."‏"حرص باعث کم شدن اندوخته‌ها میشه

‏آره، خب الان به سختی بخش زیادی .‏از این شهر رو به یاد میارم

.‏خیلی چیزها عوض شده

‏مثل پیوستن بنگاه کفن و دفن ما ‏به سردخانه‌ی اجساد؟

.‏آره. باعث کم شدن هزینه‌ها میشه

.‏تازه، چند تا کار مخفی دیگه هم می‌کنیم

...‏حداقل الان با اداره‌ی پلیس، روابط جدید و بهتری

.‏رو تونستیم ترتیب بدیم

.‏ولی نمیشه بگم اوضاع دقیقاً مثل گذشته است

‏منظورت چیه؟

،‏کارهای اداریش رو تموم کن .‏بعد من مهر تاییدش رو میزنم

More Farsi Persian subtitles for Superstition

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left