The first 179 lines.
نه! نرو
برمیگردم شکوفه قشنگم
ولی تا اون موقع باید یه چیزی رو بدونی
گوش بده کیلث
میشنوی؟ - صدای باد رو؟ -
صدای قدرتت
وای
حالا به این گوش کن
باد، آتش
و خاک و آب
هیچوقت عقب نکش. بیا
میبینی؟
شعله بدون هوا دوام نمیاره
و ما «آشاریهای هوا» هستیم، درسته؟
برای عبور از آتش زاده شدیم
بهت آسیبی نمیزنه؟
فقط در صورتی که خودت بهش اجازه بدی
دیگه وقتشه مامان بره - میشه من هم باهات بیام؟ -
تو همیشه همراهمی
و یه روز برای شروع سفر خودت آمادگی پیدا میکنی
فقط کافیه گوش بدی
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
و بعد... دوباره زنده شدم
واقعا نگاه آدم به زندگی تغییر میکنه
حس میکنم الان پختهتر شدم
آره قیافهت هم جاافتادهتر شده
چون که الان خیلی پختهتر شدم
این حرفت رو میذارم پای حساب تعریف
وکس درک میکنه
درسته برادر؟ - آره -
یه نگاه تازه
کیلث؟
کیلث
مشکلی پیش اومده؟ - نه، چیزی نیست -
فقط اینکه الان نزدیک «پایرا»ایم
اهل اونجایی؟
نه، من آشاری هواییم
آشاریهای آتش اونجا زندگی میکنن
و از شکاف مرزی در برابر قلمرو آتش محافظت میکنن
یکی از آخرین جاهاییه
که مادرم موقع آرمانتهش دیده شده
کیلث عزیزم. متاسفم
اگه نزدیک پایراییم، شاید بهتر باشه بریم
دوست دارم ولی امید ساکنین تالدوری به ماست
حق با توئه
...اشکالی نداره. نمیخواستم
میرم هیزم بیشتری جمع کنم
چند وقته گراگ رفته؟
شاشیدن که دیگه اینقدر طول نمیکشه
ناسلامتی گراگه ها
.میرم بهش سر بزنم بگیرش
برای آتیش استفادهش کن
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
تیغهی بزدل»؟»
بله؟
عه خوب شد هستی پس
تشنهم
آره میدونم، تشنهی خون
ببین، از اینکه بزنم ملت رو شقه شقه کنم تا تو رو سیر کنم خوشم میاد، خب؟
.میترکن و تیکههاشون تو هوا به پرواز درمیاد مثل تو خواب و خیال میمونه
ولی میشه یه چیزی بپرسم؟
تو... هرگز سیر نمیشی؟
گراگ؟
داری با عنت حرف میزنی؟ - آره -
آره میخواستم نشونش بدم حساب دست کیه
میشه یه چیزی برام بنوازی؟
نمیخوام کسی صدای ریدنم رو بشنوه
بله حتما. مشایعت در امر ریدن
کل زندگیم داشتم خودم رو برای همین کار آماده میکردم
...خب
داشتم چی میگفتم؟ - صداش به اندازه کافی بلنده؟ -
آره، خوبه
...یعنی میخوام بدونم
تو چه سودی میبری؟
خون دشمنانت عطش مرا فرو مینشاند
و قدرتشان بر قدرت تو میافزاید
این است تبادلمان
جدی؟ شکی نیست که وقتی ازت استفاده میکنم پاک روانی میشم
...ولی یه جورایی حس میکنم - اهمیتی ندارد -
...تنها چیزی که مهم
شرمنده
من همیشه تشنه خواهم بود
میفهممت پسر
نه
دست از سرم بردار
وکس، حالت خوبه؟
ببخشید. فکر کنم خوابم برده بود
خیال کردم اژدها دیدم - میخوای من جات نگهبانی بدم؟ -
نه. استراحت کن
میرم یه قدمی بزنم
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
یالا دیگه لعنتی
چرا نمیتونم درت بیارم؟
باهام بخون رفیق
گراگ
ببخشید
مراقب باش گندهبک
بهتری؟
وقتی برسیم بهتر میشم
اسکانلان - هان؟ -
میشه تو که چیز میزای جادویی بلدی
یه نگاهی به این بندازی؟
نگهش داشتی؟
« ولانتیر »
پشمهام
...چی کار چطوری این کار رو کردی؟
چی چی گفتی؟ ورتونا؟ ویریدین؟ ویلپچوئس(شهوتپرست)؟
وینیریال
لاشی
باشه قبول، این چطوره؟
کلمهش رو بهت میگم عوضش یه کاری برام بکن
چی میخوای؟
مسئله همینه
بهت نمیگم چیه فقط باید بهم اعتماد کنی
به سوسک بیشتر از تو اعتماد دارم
ولانتیر
اسکانلان! پرنده شدی
وکس فرصت بینظیری رو از دست دادی
تا خودت از نزدیک تجربهش نکنی
...نمیتونی... درک کنی که
چی؟
یا خدا - اسکانلان -
به خدایان قسم، که تارهای عودت رو
با پشمهات از اول سیمکشی میکنم
واسه این مسخرهبازیها وقت نداریم
رفقا یه آتشفشان این نزدیکی هست
که خیلی خیلی بیشتر از وکس جوش آورده
چی؟
ولی این آتشفشانه که باید خاموش میبود
خب حالا که نیست
نه! شکاف مرزی قلمرو آتش اونجاست
...اگه در حال فورانه، پس پایرا
احتمالا آشاریهای آتش تو دردسر افتادن
خب خودشون باید مشکلشون رو حل کنن
متاسفم کیلث ولی دستورالعمل اوسیسا کاملا واضح بود
وکس
کیلث
اگه یه جاروی پرنده داشتی میتونستی بری دنبالش
کل تالدوری در معرض خطره
نمیشه که هربار دیدیم یکی به مشکل برخورده، بریم کمکش
اینها که هرکسی نیستن
هموطنهاشن
برادر، اگه کیلث جای ما بود حاضر بود همه جوره بهمون کمک کنه
مخصوصا به تو
کمک
چیزی نیست
برو پیش خانوادهت
ممنون
مامان
پایرا
حالت خوبه؟
تعداد بیشتری دارن وارد میشن
کمک نیاز داریم - بابا؟ -
کیلث
نمیدونستم دوباره کِی ممکنه ببینمت
باورم نمیشه که اینجایی
حتما برای آرمانتهت اومدی
...من
کی این بلا رو سر پایرا آورده؟ خیلیها کشته شدن
شکاف مرزی قلمرو آتش کاملا از هم گسسته
امکان نداره
نسلهاست که امنیتش برقرار بوده
کار یه اژدها بود
مردممون رو نابود کرد
سرکونوس رو بهخاطر میاری؟
.معلومه دست باد به همراهت استاد
و به همراه تو کیلث
به سرعت خودم رو رسوندم
اما برادران و خواهرانمون به هلاکت رسیده بودن
اگه به زودی نتونیم راهی برای بستن شکاف پیدا کنیم
فرمانروایی آتش ما رو تحت سلطه خودش درمیاره
و شکاف تا ابد باز میمونه
کیلث، ازت میخوام همراهم بیای
در حالت عادی سنگهای آهنربا دروازهها رو بسته نگه میداره
اما وقتی اون اژدها ویرانشون کرد
شکاف از هم گسست
این هیولاها فوج فوج به سمتمون حمله میکنن
و رامکنندگان آتش سعی دارن جلوشون رو بگیرن
چطور باید شکاف رو ببندیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.