The first 167 lines.
اوجچان تو راه برگشت به خونه با مردی روبرو میشه .که از مشکل فراموشی رنج میبره
.اسم اون اساکا ریستو بود
اساکا ریتسو (28 ساله) مردی که حافظهاش رو از دست داده
اون با از دست دادن حافظه یک سال گذشته رو .با اسم کونرو تارو سپری کرده
کینبارا تاکوزو (71 ساله) کارمند پارکینگ دوچرخه
هیدا کیوسکه (53 ساله) مدیر شرکت ساختمان سازی
ولی وقتی از پلههای ایستگاه قطار میفته، زندگی یک سال گذشته رو .که با اسم کونرو تارو سپری کرده بود رو فراموش میکنه
میزوتانی توکو (26 ساله) کارمند بانک
چیمورا مامورو (20 ساله) دانشجوی آکادمی کرام
کینبارا تائه (70 ساله) همسر تاکوزو
در عوض، بخشی از خاطرات خودش رو در قالب ... اساکا ریتسو به یاد میآورد، ولی
مرد گم شده پیدا شد
جسد پیدا شده در کوه های واکابادای شناسایی شد
کیسوگی آکیرا سان (38 ساله) جسدش پیدا شد
!اساکا سان؟
.با توجه به شرایط، خودکشی کرده
!خودکشی؟
،با یکم کش و قوس تو حل پرونده
!به حقیقت نزدیک بشید و اسرار رو هویدا کنید
،وقتی درِ خاطرات گمشدهش باز بشه !چه حقیقتی ورای ـن آشکار خواهد شد؟
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
سال توخالی قسمت دوم
!سال تو خالی، قسمت دوم
!واقعاً مطمئنید که خودکشی کرده؟
.آره
.تاکاگی کون
.بله
.در همین آپارتمان که توش قهوه مسموم خورده، قفل بوده
و هر دوتا کلیدی که از صاحب خونه گرفته بود ... داخل همین اتاق ـه، و
چیزی که ما معتقدیم اون یک یادداشت خودکشی .توی کامپوتر نوشته
درسته که شش ماه گذشته، ولی نمیتونم از شر !گناهم خلاص بشم، پس تقاصش رو با جونم پس میدم
پس اون اشتباهی رو که در گذشته انجام داده بود رو !با به یادآوردن خاطرات گذشتهش متوجه شده؟
!آخر سر میرسیم به این که روی میز گذاشته بود
!یه گوشی جدید که به جای گوشی گمشدهش خریده؟
با بررسی تاریخچه گوشی متوجه شدیم که .دیروز دوبار تماس برقرار شده
اولین تماس برمیگرده به شرکت ساختمان .سازی صنایع هیدا
.این شرکتی که سال گذشته رو توش کار میکرده
.احتمالاً شرکت مال هیدا سان ـه
.تماس بعدی با سرویس اطلاع رسانی هواشناسی برقرار شده
!چی؟! سرویس اطلاع رسانی هواشناسی؟
.ظاهراً زنگ زده بود تا سوالی ازشون بپرسه
اون میخواست بدونه که شش ماه پیش در حدود 10 ژوئن
!وقوع صاعقه خارج از شهر در واکابادای گزارش شده یا نه
فردی که به تلفن جواب داده بهش گفته .که در غروب دهم وقوع رعد و برق ثبت شده
اون با شرکت هیدا تماس گرفته تا مطمئن بشه شش ماه پیش در 10 ژوئن
.توی کدوم سایت ساختمون سازی کار میکرده
مدیر هیدا سوابق رو بررسی میکنه .و بهش میگه توی واکابادای کار میکرده
.هر دو تا جواب به 10 ژوئن در واکابادای برمیگرده
!چی؟
!این ...؟
مرد گم شده پیدا شد
جسد پیدا شده در کوه های واکابادای شناسایی شد
کیسوگی آکیرا سان (38 ساله) جسدش پیدا شد
.همون روزی که این حادثه رخ داده
،تو اون روز اساکا کون به واکابادای رفته .جایی که این جنایت اتفاق افتاده
اگه اون مجرم اتفاقی باشه که شش ... ماه پیش رخ داده، پس قتل کیسوگی آکیرا
... اون
!مجرمه؟
... به عبارت دیگه، تو اون روز اساکا ریتسو
در واکابادای کار میکرد و بنا به دلایلی
کیسوگی آکیرا رو به قتل رسونده و .جسدش رو توی کوههای مجاور دفن میکنه
.و تمام مدت فراموش کرده بود که این کارو انجام داده
.ولی رعد و برق باعث میشه همه چی یادش بیاد
.ضمناً، داشت به نکته ای هم اشاره میکرد
حس میکنم صحنه ای رو به یاد .میارم که خیلی برام جالب بود
... موندم چی بود. رعد و برق ... سگ
با این حال هنوز اهمیت سگ رو .نمیتونم متوجه بشم
چیزی یادش اومده، ولی هنوز .مطمئن نبود، پس زنگ میزنه تا شکش برطرف بشه
... و بعدش بخاطر کشتن یه نفر دچار عذاب وجدان میشه
... این توضیحات باهاش جور در میاد، ولی
.گفتی در اتاق قفل بود
!زنجیر روی در هم انداخته شده بود؟
،نه، زنجیر در قفل نشده بود
.ولی هر دوتا کلید داخل همین اتاق بود
یکیش توی کشوی میز بود و اون یکی .توی جیب همین کت بود
...هی، میگم
میشه به ستاد تحقیقات قتل کیسوگی !در مورد اساکا گزارش بدیم؟
.هنوز تمام حرفامون در حد حدس و گمانه
کیسوگی آکیرا یه کلاهبردار بود. این .احتمال وجود داره که اون یکی از قربانیهاش بوده باشه
.بیایید اطلاعاتی که در اختیار داریم رو مرور کنیم
.هی، گوش کن
صحنه مورد علاقه اساکا سان که در !موردش گفت رو به یاد میاری؟
شاید اساکا سان اون روز چیزی ،در واکابادای دیده
.مثل درگیری کیسوگی آکیرا و مجرم
!چی؟
.اینجوری سوء قصد به جونش رو هم میشه توضیح داد
... ببین اون فقط
!یادت میاد هیدا سان و دیگرون چی میگفتن؟
.احتمالاً توهم زدی که کسی میخواست تو رو بکشه
.به گمونم همینطوره
!ولی اگه حقیقت داشته باشه، چی؟
و مجرم سعی میکرد اساکا سان، شاهد !ناخواسته رو سر به نیست کنه؟
!چی؟
،تلاشهای اونا تا به حال نتیجه نداده بود .ولی دیروز موفق شدن
بالاخره، یه نفر اینجا بود که اساکا سان .قهوه مسموم رو خورده
!چی؟
فقط یکی از فنجون ها به طور .متفاوت توی قفسه قرار گرفته
.حق با توئه
... پس با این وضعیت
.احتمالاً مجرم اون رو اونجا گذاشته
.اساکا سان خودکشی نکرده
اونو بخاطر سکوتش به قتل رسیده .و به عنوان مجرم جا زدنش
.بعدش مجرم فرار کرده
حتماً از یه نوع ترفند برای قفل کردن در ... اتاق استفاده کرده، وگرنه
اگه اساکا سان طرف رو به خونه راه داده .میشه برداشت کرد که مجرم رو میشناخته
.ولی ما به سرنخ نیاز داریم
،اگه اساکا کون مجرم رو شش ماه پیش دیده
.پس ممکن شاید کسی طرف رو دیده باشه
.یه چندتا سوال در مورد این مرد وسطی ازتون داشتم
.اون شش ماه پیش به محل ساخت و ساز پایین جاده میومد
.آه، یادم اومد
!چیزی دیدی؟
.اون دیوانه بار از دست یک سگ فرار میکرد
!یه سگ؟
اون جیغ کشون این طرف اومد و بعدش .روی اون تیر برق پرید
!متاسفم
!ها؟
... سگ و رعد و برق
.اون موقع اتفاق افتاد، درست همین جا
!چیزی که اون موقع دید همین دیگه، مگه نه؟
.من چیزی ندیدم
.اون موقع از اون یکی خیابون فرعی رد شدن
اونا یا از این جهت که محل سکونت کیسوگی آکیرا هست اومدن
.یا از این طرف که به معبد ختم میشه
به هر حال، کیسوگی آکیرا و مجرم .موقع دعوا حتماً از اینجا عبور کردن
... و چون اساکا کون شاهد ماجرا بود
!دقیقاً مجرم کیه؟
،از اونجایی که جسدی که دفن کرده بودن کشف شده
!مجرم با عجله سعی کرده اساکا سان رو ساکت کنه
!ولی چرا بلافاصله این کارو انجام نداده؟
حالا که فکرش رو میکنم اون سه روز بعد .از کشف شدن جسد کشته شده
خودشه. مجرم نمیتونست اونو بکشه .چون نمیدونست که کجاست
ولی چون اساکا سان سه روز قبل باهاشون ملاقات .کرده، اونا هم جونش رو گرفتن
.پس با این اوضاع مجرم توی کونرو زندگی میکنه
.اینجوری همه چی جور در میاد
!فسقلی، تو اینو از اول میدونستی، مگه نه؟
اداره پلیس متروپولیتن ایستگاه واکابادای
!ساکنان کونرو؟
مقر تحقیقات ویژه پرونده جسد رها شده
،بله، توی لیست مظنونان
باید ساکنان کونرو باشن که فریب
.کیسوگی آکیرا رو خوردن و ازش متنفر شدن
.نه، حتی یه نفرم نیست
!نیست؟
!اما چرا؟
.بدون شک حداقل یکی باید باشه
،اگه اونا نتونستن یکی رو پیدا کنن .پس خودمون باید دست به کار شیم
.جستجوی تصادفی فایده ای نداره
.حرفت درسته
.شاید مهماندار محله چیزی بدونه
.منظورت کینبارا سانه
.برای رشد کردنش حسابی هیجان زده ام
تا چند سال آینده، میتونیم گلها رو .از داخل خونه ببینیم
... تماشای گلها توی این حیاط
.مطمئنم که خیلی خوشگل میشه
.تا اون موقع، حالتم بهتره میشه
!موری سان؟
کینبارا تاکوزو و تائه
!تارو کون مرده؟
مطمئنم دیر یا زود متوجه میشدین، ولی .نمی خواستم همسر مریض احوالت در موردش چیزی بشنوه
.احتمالاً بخاطر اینکه حرفی نزه کشتنش
!اما چرا؟
یه یارویی توی کوهستان .واکابادای به قتل رسیده
باید کسایی اینجا باشن .که کیسوگی آکیرا سرشون کلاه گذاشته
چیزی دربارش نشنیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.