The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت87 اين قسمت:استراتژی سنگر خالی جوگو لیانگ سربازان سیما یی رو پشت سر میگذاره (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
به نظر میرسه که شهر خالیه
دستور میدم پیشقراول با سپاه پشتیبان راهو عوض کنن عقب نشینی
تدارکات غذایی همه در شهرن چرا عقب نشینی کنیم؟
جوگو لیانگ در شهر یک تله اماده کرده
این شهر کوچیک هستش
حتی اگه تله گذاشته باشن سربازای زیادی ندارن
فرمانده ارشد لطفا بزارید
من به داخل شهر یورش ببرم
سربازای داخل شهر ممکنه که کم باشن
اما اونایی که در تپه های اطراف شهرن چی؟
جوگو لیانگ به طور طبیعی محتاطه
هرگز ریسکی نمیکنه سریع عقب نشینی
اگه دیر کنیم
ارتشش در کوستان ها برامون تله میذاره
عقب نشینی زود عقب نشینی
عقب نشینی میکنیم
نخست وزیر،سیما یی عقب نشینی کردش
خداوند کمکمون کرد
نخست وزیر
چطور شما با یک قطعه موسیقی تونستید
نیروی صدها هزار نفریه سیما یی رو به وحشت بندازین؟
نیروی صدها هزار نفریه سیما یی رو به وحشت بندازین؟
اون میدونه من به طور غریزی محتاط هستم
و حرکت ریسکی ای انجام نمیدم وقتی دید دربازه ها باز هستش
و تنها نشستم دارم ساز میزنم
قانع شد سربازانی داخل شهر هستن که کمین کردن
خدایا
اگر نخست وزیر یک نُت اشتباه میزدن
اونا به داخل حمله میکردن
و تمام شهر رو با خاک یکسان میکردن
سیما یی واقعا منو خوب میشناسه
میشناسه؟
اگر من جای سیما یی بودم هرگز عقب نشینی نمیکردم
نباید مدت زیادی اینجا بمونیم
تدارکات غذایی رو جمع کنید باید سریعتر حرکت کنیم
اطاعت
درود فرمانده ارشد
بیرون شهر یک هیزم شکن رو گرفتیم
بعد اینکه بازجوییش کردیم ...فهمیدیم که
چی فهمیدین؟
شی چنگ فقط جوگو لیانگو و 1 تا 2 هزار سرباز ضعیف داشته
شی چنگ فقط جوگو لیانگو و 1 تا 2 هزار سرباز ضعیف داشته
ما فریب خوردیم
جوگو لیانگ فقط 1 تا 2 هزار سرباز ضعیف داشته؟
بعد اینکه عقب نشینی کردیم
جوگو لیانگ با عجله فرار کرده
پسرم دوراندیشی جوگو لیانگ فوق العاده هستش
پدرت حریف اون نیست
پدر ناراحت نباشید
این خواست خدا هستش
خدا منو بیشتر متاثر کرده
برای چی خدا طرف من نیستش؟
چه دوراندیشی الهی ای نخست وزیر
همینکه افرادم با تخته سنگ ها اماده شده بودن
همینکه افرادم با تخته سنگ ها اماده شده بودن
شو خوانگ با 30 هزار سواره برای حمله بهمون رسید
ما اونا رو تیر بارون کردیم
و تقریبا یک هزار سرباز دشمن رو دم کشتیم
حدس میزنم،شو خوانگ توسط چند تیر من ضربه خورد
احتمالا الان مُرده
ون چانگ برای تلاشهات متشکرم
اگر به خاطر دفاع تو از معبر یانگ پینگ نبود
ارتش بزرگ ما
خسارت ندیده به شو برنگشته بود
نمیدونم زی لونگ چطور هستش
جنرال جااُ برگشتن
نخست وزیر من برگشتم
زی لونگ تو اسیب دیدی؟
این خون سربازای وِیه که روی منه
نخست وزیر ممکنه ندونید
اما جنرال زی لونگ
گفتن ارتشی رو برای عقب نشینی رهبری کنم
خودشون از پشت دفاع میکردن
ایشون 3 جنرال وِی رو در یک عمل کشتن
و طوری دشمنو ترسوندن که جرات نکردن نزدیک بیان
نخست وزیر
ما یک سرباز یا یک اسب هم از دست ندادیم
و سربازامون در عقب نشینی یک سلاح هم از دست ندادن
متشکرم زی لونگ
نخست وزیر
بیاین
500تیل طلا به زی لونگ هدیه بدید و 10 هزار طاقه ابریشم
نخست وزیر ارتش ما بدون پیروزی مونده
من در وجدان خوب نمیتونم هیچ پاداشی قبول بکنم
اگر نخست وزیر به گرفتن پاداش اصرار بکنن
نشون میده در دادن پاداشها و مجازات ها انصاف ندارید
لطفا طلاها و ابریشم ها رو در خزانه ها نگه دارید
و در اینده به دیگران پاداششون بدید
وقتی امپراتور پیشین زنده بودن
اغلب زیلونگو به خاطر وفاداریش تحسین میکردن
حالا که امروز میبینم
زی لونگ نه تنها وفادار و دلاوره
بلکه همچنین با پریزکاریش اسمانها رو به حرکت در میاره
ماسو و وانگ پینگ برگشتن
وانگ پینگو احضار کنید بیاد ببینمش
چشم
نخست وزیر دستور دادن وانگ پینگ به حضورشون بره
یک طناب بیار و منو ببند
احترام بر نخست وزیر
وانگ پینگ،چون که غریزی محتاط هستی
من بهت دستور دادم تا کمک ما سو بکنی
اما چرا نصیحتش نکردی ملاحظه کنه چطور کمپ ها رو دایر کنه؟
اما چرا نصیحتش نکردی ملاحظه کنه چطور کمپ ها رو دایر کنه؟
سرافکندم نخست وزیر
من چندین دفعه سعی کردیم تامشاورو ترغیب کنم
که در 5 مسیر چهار راهه کمپ رو برپا کنه
اما اون با عصبانیت رد میکرد
بعدش وقتی ارتش وِی تپه رو محاصره کرد
من چندین دفعه سعی کردم تا به دشمن حمله بکنم
ولی متاسفانه تعداشون خیلی از ما بیشتر بود
من منتظر مجازات نخست وزیر هستم
مرخصی
ماسو رو فرابخون
نخست وزیر
یو چانگ
تو از نوجوانی تدابیر جنگی رو مطالعه کردی و با راه های جنگ خوب اشنا بودی
همچنین چندین دفعه اخطار دادم که
جیه تینگ سنگری کلیدی برای ارتش ما هستش
ولی وقتی جلوی خط رسیدی
مغرور شدی و اشتیاق ترقی داشتی
بنابراین راهنماییهای وانگ پینگو نادیده گرفتی و جیه تینگو از دست دادی
بنابراین راهنماییهای وانگ پینگو نادیده گرفتی و جیه تینگو از دست دادی
نزدیک بود که اعمالت تمام ارتش رو به سمت نابودی ببره
نزدیک بود که اعمالت تمام ارتش رو به سمت نابودی ببره
خودت بهم بگو سزاوار چه جور مجازاتی هستی؟
از دست دادن جیه تینگ
تماما تقصیر خود من بودش
من یک سوگند رسمی خوردم
مجازاتم مرگه
نخست وزیر
هرچند که ما سو گناهکاره اما در گذشته
برای 20 سال به امپراتور قبلی و شما خدمت کرده
فکر میکنم با توجه به شایستگی های قبلیش میتونه از مرگ بخشیده شه
و گناهشو با خدمت خوب در اینده جبران بکنه
نخست وزیر شما نباید به ما سو اسون بگیرید
ما چطور ارتش چندین هزار نفریمون رو با هم نگه داشتیم؟
ما چطور ارتش چندین هزار نفریمون رو با هم نگه داشتیم؟
با پاداش و مجازات منصفانه
با جدی گرفتن کلمات
اگر کسی سوگند نظامی بخوره و پاش واینسته
اگر کسی سوگند نظامی بخوره و پاش واینسته
پس دیگه چه کسی در اینده از دستورات نظامی اطاعت میکنه؟
پس دیگه چه کسی در اینده از دستورات نظامی اطاعت میکنه؟
نخست وزیر اگر شما باهاش ملایمت کنید
شان نظامی چی میشه؟
نخست وزیر کشور در هرج و مرجه
شو-هان فاقد سرزمین و مردمه
ما رزم اراهای زیادی نداریم
ماسو همیشه در وظایفش کوشا هستش
و در استراتژی های نظامی وارده
دلیل از دست دادن جیه تینگ
به خاطر تعداد بیشتر دشمن بوده
تنها تقصیر ماسو نبوده
نخست وزیر
لطفا ما رو عفو بکنید
من نخست وزیر رو ناموفق کردم
در حضور 2 هزار سرباز مُرده در جنگ جیه تینگ شرمندم
ماسو ناشایسته بود و مطابق انتظار نخست وزیر زندگی نکرد
در ماموریتش ناموفق بود و جیه تینگ رو از دست داد
حتی با 10 هزار بار مُردن نمیتونه گناهشو جبران بکنه
نخست وزیر لطفا دستور بدین
جلوی همه منو گردن بزنن تا قانون نظامی حفظ بشه
ببریدش بیرون و در نیمه روز اعدامش کنید
نخست وزیر
تشکر نخست وزیر
نخست وزیر مربی من بودن
ماسو فقط در اون دنیا میتونه جبران بکنه
یوچانگ صبر بکن
یو چانگ این کاسه شرابو بخور
متشکرم ون چانگ
ماسو دیگه
در این زندگی نمیتونه کنار تو برای نابودیه شورشیان بجنگه
بعد مرگم روحم باید نظاره گر ارتشمون باشه
و مطمئن شیم ردائامون فروزان میشن و پیروز میشیم
روزی که دوستان جنرالم پیروزیهای لشکرکشی شمال رو ثبت میکنن
هدفهای من کامل میشن
ماسو حتی در اون دنیا بیش از اندازه لذت خواهد بود
نخست وزیر
ماسو خداحافظی میکنه
اعدام
به عنوان شخصی با استعدادهای متوسط نتونستم قوانینو از پیش ببرم
دو دل بودن و مردد بودنم باعث شد جیه تینگ از دست بره
همش تقصیر من بود در محول شدن اختیار عادلانه ناکام بودم
مرد اشتباهی رو برای ماموریت معین کردم و خطر رو در اونجا تهیه کردم
اشتباهاتم نمیتونن بدون مجازات باشن
پادشاه لطفا از مقامم برکنارم کنید
تا شان امپراتوریتون حفظ بشه
با پایین اوردن سرم براتون تعظیم میکنم منتظر دستورتون برای سرنوشتم
لی ین رسیده؟
رئیس منشی بیرون منتظر هستن
زود بگو بیاد داخل
اطاعت
بفرمائید
حقیر تحت فرمان پادشاه هستش
وزیر عزیز
خوبه که اومدی
تشریفاتو کنار بزار تشکر پادشاه
من عریضه عذرخواهی ای از نخست وزیر دریافت کردم
No comments yet. Be the first to leave one.