The first 200 lines.
میدونی که چرا مجبوریم این کار رو بکنیم
حاضری؟
« پدری بهدنبالِ فرزندان گمشدۀ خود میگردد »
:پسری بومی با تبرچۀ خونین پیدا شد، در حالی که مدعی بود « زنِ در جنگل مجبورم کرد این کار رو بکنم »
« سانحۀ مرگبار در نزدیکی کوپرز کریک » « دو برادر از تصادفی که والدینشان را به کام مرگ کشاند، جان سالم بهدربردند »
!وای... ای خدا، تام !یه ساندویچ درستوحسابی بگیر بابا
خودم خوب بلدم ساندویچ بگیرم
نه، بلد نیستی
فعلاً، رفیق - خداحافظ -
« ساختمان فیشکیل ویکفیلد » « مأمن جادوگر ویراگو »
میدونم هنوز پیشمی
دوستت دارم
میشه اسپرایت و تکیلا برام بیارید؟
باشه
!نوشیدنی باکلاسی میخوری
خوشسلیقه و نکتهسنجام
چه جای باحالی خالکوبی زدی
چی هست؟
حدس بزن. بعضیها نمیتونن
فیلـه
!آفرین
واسه تحصیل که رفته بودم تایلند زدمش
فیلهای ماده واسه بزرگکردنِ بچههاشون دور هم جمع میشن
در حالی که نرها ول میکنن میرن واسه خودشون میچرن
جالبـه، هوم؟
...اینطور - !تام -
سلام، کلانتر
چطوره بریم بیرون دو کلام حرف بزنیم، تام؟
خونوادۀ کنیان سمتِ نورث لین دیدنش داشته بدوبدو میکرده
و اگه من سوارش نکرده بودم
حتماً بیشتر از این تو دردسر میافتاد
چیکار کرده؟
خودم حلش کردم
تام، میدونم که داری نهایت تلاشت رو میکنی
تازه سر کار هم میری که واقعاً عالیـه
...درستـه
لطف داری، جان
مامانت... خدا بیامرزدش
اگه بود حتماً بهت افتخار میکرد، ولی
بعید میدونم لوکاس با این وضع مایۀ افتخارش باشه
...متوجهای که نمیخوام زیاد بهتون سخت بگیرم
بهخاطر نورا
دلش نمیخواست آخر و عاقبتتون مثل باباتون شه
و میدونم که بهتر از این حرفهایید
امیدوارم ناامیدم نکنید
نمیخوای دوباره لوکاس رو با خودت ببری ماهیگیری؟
میدونم که به چشم یه الگو نگاهت میکنه
تام، من وظیفۀ مشخصی دارم
تو هم وظیفهای داری. وظیفهت اینـه که
داداشت رو سربهراه کنی
دیگه ژتونهای «الکیالکی تبرئه شدنتون» ته کشیدن
متوجهای؟
به زبون بیار
متوجهام
خیلیخب
محکمتر
!سعی کن دیگه کاری نکنی دستگیر شی
:کلانتر میگه « دیگه ژتونهای «الکیالکی تبرئه شدنتون» ته کشیدن »
:کلانتر ترستون میگه « من عاشق مادرتون بودم »
!جدی گفتم ها
برو بگیر بخواب
سلام
چیـ... صدای چی بود میاومد؟
داشتیم سیلیزنی بازی میکردیم
حالِت... خوبـه؟
ظاهراً که خوبی
!چه بوی خوبی میاد
برو داداشت رو بیدار کن
واسه چی؟ - برو بیدارش کن دیگه -
کمک نمیخوای؟ - نخیر. برو ببینم -
برو، برو. چخه - !باشه -
پاشو
.دوباره بگو .نه، نه، نه. ادامه بده
تعریف کن ببینم
سلام، برات تخممرغ درست کردم
...خب پس !انگار تخممرغ دوست نداره
!کمک
!کمک! یکی کمک کنه
!یکی به دادم برسه
!کمک
!برگرد اینجا، خوکِ کثیف
!وایسید، وایسید! آتشبس
!آتشبس؟! گوه بخور بابا
خبخب. آتشبس
بیا اینجا ببینم
بدو بیا
بیا دیگه، وگرنه میزنیم زیر آتشبس
باید تصمیم بگیری... سریع
بگو ببخشید
بهخاطر هرکاری که کردم... ببخشید
عذرخواهیت رو باور نمیکنم
!ولم کن! آخ
چرا دفتر و خودکار موریا رو کِش رفتی؟
!ولم کن! آخ، آخ، آخ! بس کن
چرا دفتر و خودکار موریا رو کِش رفتی؟
!خودش داد بهم
خیلی دروغگویی
راستشو بگو
همونجا ولشون کرده بود، خب؟
دیگه نبینم مزاحم موریا شی، عنتر نیموجبی
اصلاً از تو خوشش نمیاد
...حالا
!سرتو تکون بده و بگو چشم
چشم، چشم! خوبـه؟
!پاشو ببینم
گمشو
وایسا
چقدر دلت میخواد عضو «نایتشیدز» باشی؟
!مخصوص دخترهاست
میتونیم مجبورش کنیم شلوارشو بکشه پایین !ببینیم چه خبره
حاضری با یه چالش شجاعتت رو نشون بدی؟
باشه
ویکفیلد رو بلدید؟
!خفه شو
!گفتم خفهخون بگیر
سه دقیقه، درضمن فقط بهشرطی میتونی بیای بیرون که .یه چیزی بهعنوان هدیه برامون بیاری
بدو. برو تو دیگه
تو حاضری بری اون تو؟
عمراً راه نداره
میشه برم شهر؟
بری چیکار؟
میخوای بری خرید؟
...کیف بخری
...آره، مگه جالبتر نیست از... مثلاً
تو میخوای همینجا بمونی چوب اینا خرد کنی؟
اینجوریاست؟
ترسناک... نیست؟
اینجا تو دلِ جنگل بودن؟
نه
میخوای بدونی چرا؟
بذار یه چیزی رو نشونت بدم
مالِ بابام بوده
دوست داری بگیریش دستت؟
خب
ترسناکـه
پُر ـه
جدی؟ - آره -
اسلحۀ پُر میذاری کنار تختت؟
بله، خانم
آهای، اون پایین چه خبره؟
چی میبینی؟
...نمیدونم
!تاریکـه
کفِ زمین خونیـه
رز، چقدر دیگه مونده؟
فقط 30 ثانیه دیگه
چی شد؟
ببخشید، من فرار کردم
دیدیش؟
چی رو؟
خب ببین، دلم نمیخواد بهم بزنیم
!مگه باهمیم؟
نه، فقط... بین خودم و خودتـه
قرار نیست کس دیگهای بفهمـه
رازِ خودمونـه
گوش کن، موریا
من یه چیزی دیدم
بهم زنگ بزن
خیلی بد بود - ...افتضاح بود -
.یه دور دیگه امتحان میکنیم .یه دور دیگه امتحان میکنیم
باشه، مرسی - خیلیخب، وایسا... نه. خوبـه -
خب، آرنجت رو خم کن
ببخشید... باشه
پاهاتو یهکم بیشتر باز کن
یهخرده بیشتر پاهات رو باز کن
یهخرده پاهاتو بازتر کن
!خب
حواست به لولۀ اسلحه باشه
باشه - نفستو بده تو -
نفس رو بده بیرون و ماشه رو بکش
!اوه، ایول - !آفرین -
.همینـه .یه بار دیگه امتحان کنیم
یه دور دیگه بریم - بالاخره تونستم! باشه -
این چه وضعشـه، بچهها؟
اونقدرهام بد نیست
!اه
ای وای! دستت چی شده؟
هیچی
...معمولاً اینجا من آشپزی میکنم، پسـ
نه بابا؟ خب، شاید بتونیم
یه موقعهایی باهم غذا درست کنیم
...بیبیمبپهای محشری درست میکنم
این یکی چیـه؟ دختری که داره سازِ یوکللی میزنه؟
اینو جرسی که بودم زدم
سینههای خیلی خوشگلی داره
!منو یاد یه دخترِ دیگهای که میشناسم میندازه
باید... باید شلوارم رو دربیارم
میخوای کمکم کنی؟
امروز یه هیولا دیدم
!چی؟ - هیچی -
دست خودمو بریدم
...وایسا
میشه زخمتو ببینم؟ - !بیخیال! هیچیش نیست -
...صبر کن ببینم، بهنظرم بهتره که
بهتره یخ بذاری روش
نه، یهکم بتادین بزن بهش
وایسا... شاید من تو کیفم داشته باشم
خودش بلده بتادین کجاست
میرم شما به عشقوعاشقیتون برسید
نه، وایسا! غذاتو تموم نکردی که
No comments yet. Be the first to leave one.