The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.من یوترد، پسر یوترد هستم
،دخترم، استیورا، و شوهرش ،سیتریگر، یه مهمون ناخونده دارن
،برادر خائن سیتریگر ...رانوالد
چرا وقتی میخواد بینمون قرار بگیره موافقت میکنی؟
که به صورت مخفیانه... .بر علیه اونا نقشه میکشه
.اثلفلد عزیز من توی رومکوفا بهمون سر زده
.بعضیا میگن اومدم که تو رو ببینم
،کاش حقیقت داشت .ولی فکر نکنم اینطور باشه
و جاننثارم، کینلاف .هم تاییده دخترش، الفوین رو بدست آورد
برو به بانو الفوین کمک کن .از اسبـشون پیاده بشن
،اثلفلد با خودش یه مرد مقدس آورد .پدر بندیکت
.رومکوفا نیازی به یه کشیش نداره
.اون یه دانشمند به شدت با استعداده - .اون یه قماربازه -
.مطمئن شو که اینو پس میده
،بریدا برگشته پیش دخترش، ویبکه
.که گفته میشه یه پیشگوئه
.پیشگو انتخاب کرده
تنفرش از من و خانوادهـم .هنوز مثل سم جوشانه
کی این کارو باهات کرد؟ !بریدا -
،و حالا هم به افرویک حمله کرده
.درد و ترس رو توی کل شهر پراکنده کرده
!استیورا رو پیدا کنین
!سرنوشت همه چیزه
!استیورا رو پیدا کنین !دختر یوترد رو پیدا کنین
افرویک
وورک
وورک پادشاهی نورث آمبریا
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Pooyamaz & Atefeh Badavi & Ha.va.Di
.ولش کن، کارش تمومه
.برو بازی کن
!لازم نیس ازش بترسید
،اومده تا نجاتـتون بده .برتون گردونه پیش خدایان
.باهاشون نجنگ، برادر
!اون قدرتشو داره، تسلیم شو
!اوه
.عیسی مسیح، نجاتمون بده
!تسلیم شو
.دوباره انجامش میده
،سیتریگر ،برای مردمت هم که شده، تسلیم شو
.شاه سیتریگر. به چه حال و روزی افتادید
این دیوونه بازیا چیه؟
.احترام به خدایان دیوونه بازی نیست
.تو نماینده خدایان نیستی !خدایان ما به یه کشیش نیاز ندارند
شما هم مثه یه مشت !گوسفند مسیحی ازش پیروی میکنین؟
زنش کجاس؟
.بذارین من پیداش کنم
.رانوالد، نه
!رانوالد، نه
!ولش کن
سگ کوچولو، نه؟
.دیگه اون مرد همیشگی نیس
.مسیحیها یه داستان در این مورد دارن
!...استیورا
!داریم میایم سراغت
!استیورا
!استیورا؟ استیورا، بیا بیرون
به بریدا نشون بده از اینکه گذاشتی .مردمت آواره بشن، متاسفی
.اون میبخشتت
!تو
بانوت کجاس؟
.ندیدمش، سرورم .اون رفته
.از این طرف
.محکم تر - .لطفا، من نمیتونم -
اون کجاس؟
.میگه که به زنای اطرافش فرار کرده
راس میگه؟
.زودباش، میتونی بهم اعتماد کنی
.الان دروغ گفتن خیلی کار احمقانهایه، دختر
،همه خونهها رو بگردید .برام گروگان بیارید
هر کسی که ممکن باشه استیورا باشه .میخوام توی میدون صف گرفته باشه، آب رو بیار
!بریدا
بذار زنده بمونه .و اون هم مثل من میاد طرف تو. لطفا
بذار بهش یاد بدم چجوری .با خلوص نیت خدایان رو میپرستیم
همه این کارها فقط برای اینکه خودت رو به برادرت ثابت کنی؟
برای اینکه شانس اینو بدست بیاری که بهش دستور بدی؟ - .مرتکب این اشتباه نمیشم -
من این مردم رو راهنمایی میکنم .و شاهشون رو هم میکشم
.هرطور میخوای. بکشش
!نه
.خودت بکشش
.اون هم خون منه
.اون به خدایان خیانت کرده
اون به مسیحیها اجازه داد که اینجا .ریشه بدوونن و برادرانمون رو از بین ببرن
بکشش، باشه؟
.وفاداریت رو بهم نشون دادی. خوبه
،حالا که بهتون نشون دادم که از روی عدالت عمل میکنم ،میاین و سر وقت خودتون رو بهم تحویل میدید
.آزادتون میکنم، ای دنهای یورویک
!دروازهها رو باز کنید، بازشون کنید
.یوترد رو پیدا کنید
.مردمم رو دست به لطفت تو نمیسپرم
،زنت رو پیدا میکنیم .خودت هم میدونی که پیدا میکنیم
.پس این معامله رو بهت پیشنهاد میدم
،از جون اون میگذرم .ولی فقط در صورتی که یوترد رو بهم تحویل بدی
!سیتریگر
رومکوفا
رونکورن
رونکورن مرز بین مرسیا و نورثآمبریا
.بفرمایید - .ممنون -
.ناامید نشو
.بشین کنارش، صدات ممکنه بیدارش کنه - چی بگم؟ -
تو این وضع باید چی گفت؟
چطور میتونم بهش بگم که دیگه مرد نیست؟
.بهش بگو که هنوز پسر توئه
.دیدهبانها دارن از سمت تپه برمیگردند
.اگه بیدار شد بهت میفرستم بهت خبر بدن
،از شرق که خبری نیست .بالادست رودخونه خبری نیس، پایین دست هم همینطور
.فکر نمیکنم اینجا باشه، سرورم
نمیخوام بهت آسیب بزنم، خب؟
فقط میخوام بهت نشون بدم که .چجوری از سراط مستقیم خارج شدی
.زانو بزن
.زانو بزن
!همتون زانو بزنید
همینجوری زانو میزنید تا استیورا .بیاد و از عذاب نجاتتون بده
!استیورا، خودت رو نشون بده !نذار این زنها عذاب بکشن
.باید همینجا بمونی
!هی! پستت رو رها نکن
.هر جا وایمیسی باید همونجا برینی و بشاشی
.باید برگردم سر پستم
.لب رودخونه بهم احتیاج دارن .اگه بریدا حمله کنه، هممون رو شکنجه میکنه
.من زنی از خون سلطنیـم
.وظیفمه که شکنجه بشم
.سرورم، دست نگه دارید
.بذارید من دیدبانی رو به عهده بگیرم - .نه. ما باید همه آدمامون رو آماده نگه داریم -
.سرورم، استراحت کنید
.ما همه جا آدم داریم
.نمیتونن غافلگیرمون کنن - .من رو همینطوریش هم گول زدند -
.امکان نداشت بتونی بفهمی - .چرا میشد -
.همیشه میدونستم برمیگرده
،فقط فکر میکردم به من حمله میکنه .نه تو
.و همچنین نه پسرم
،زخم خیلی بدیه .ولی پسرتون میتونه ازش جون سالم به در ببره
جوس سالم به در ببره، ولی مثل اولش بشه؟
.بچه نداشته باشی هم میراثی نداری
!یوترد
.خبرای بدی از اون سر سرزمین دارم
استیورا؟ به افرویک حمله کرده؟
از کجا فهمیدید؟ - .داره میاد دنبال جد و آبادم -
.به آدمهامون بگو دست نگه دارن. میریم
چند وقته اینجوریه؟ .کمتر از یک سال -
یه سال؟
...درد میکنه - .بله -
.بله، درد میکنه - به کس دیگهای نشونش دادی؟ -
.به شفابخشهای توی مرسیا نمیشه اعتماد کرد
هر مدرکی از بیماری ملکه ظاهر شه .کدخدا شروع میکنه نقشه جنگ داخلی بکشه
،بانو، امیدوار بودم که .به یه کسی نشونش میدادید
الان در آوردنش ممکنه...اجازه هست؟
خب، با خودم گفتم .شاید خودش با خودش خوب شه
.کسای دیگهای رو دیدم که اینطوری باشن
.خب متاسفانه این یکی اینطور نشه
میدونم جراحی کردنش با چاقو ممکنه خطرناک .باشه، ولی من آمادگیشو دارم
.مطمئن نیستم بتونیم خارجش کنیم - پس شاید بشه یکم سرعت وخیم شدنشو کم کنیم؟ -
به نظر میرسه الان .سرعت وخیم شدنش خیلی زیاده
با جدا شدن گوشت .و پوست شکمم بدتر میشه
میتونم فقط...؟
این کار ازت برنمیاد؟
در مورد شهرت و آوازهـت اشتباه فکر میکردم؟
بانو، متاسفانه فکر میکنم برای نجاتتون .و درمان زخمتون خیلی دیر شده
قبلا هم موارد این چنینی دیدی؟
...فقط روی
میخواستی بگی "فقط روی بدن مردهها"؟
.بله، بانو، همینو میخواستم بگم
،قلبم بابت این مسئله به درد میاد .حرفی ندارم که بزنم
خب پس، باید به مسائل .ضروری و مهم رسیدگی کنم
،جانشینی مرسیاییها
.این که چطور صلح رو حفظ کنیم
نه، ازت میخوام که به جای این کار وقتتو .با کسایی که دوسشون داری بگذرونی
مشخصه که شما با نیازمندیهای حکمرانی .بر یک پادشاهی آشنایی ندارین
.گریه نکن
.هنوز خیلی کار مونده که انجام بشه .هنوز خودمم و سرپام
بانو آثلفلد خوابیدن و نباید .کسی مزاحمشون بشه
.احتمالا بخواد اینو بشنوه
،نه. همونطور که پدر بندیکت گفتن .نباید کسی مزاحمشون بشه
.آلدهم، دخترم در خطره
ایشون فقط به مسائل مرسیاییها .رسیدگی میکنه، فقط اونا
ازتون میخواد که مادرشو برای مراسم .آماده کنین. ازتون میخواد که بیاین داخل
این خبری که اینقدر ضروریه چیه؟
.افرویک سقوط کرده و جون دخترم در خطره
پس منو در غم خودتون .شریک بدونین، لرد یوترد
پس ما با افراد رومکوفا میریم .و شهرها رو برای سیتریگر رو پس میگیریم
.من نمیتونم - چرا؟ -
.نباید تمرکز مرسیا بهم بخوره - تمرکزش بهم بخوره؟ -
.نیاز داریم که افراد رومکوفا همینجا بمونن
.نمیتونیم اونا رو به افرویک ببریم - چرا؟ -
ما باید تلاشهامون رو در جهت قلمرو خودمون .انجام بدیم، به فکر ایمنسازی مرسیا باشیم
!اما این دیوانگیه !بریدا جزو مرز قلمرو شماست
...و اگه اون از مرزهامون عبور کنه - !دیگه اون موقع خیلی دیر شده -
.لطفا تصمیماتمو زیر سوال نبر - .پس اینقدر احمقانه رفتار نکن -
!حرفامو زدم
باید به اگلزبورگ برگردیم. میتونی 12 نفر .از افراد رومکوفا رو با خودت ببری
اما استیورا چی میشه؟
...آثلفلد
دخترم چی میشه؟
به این که دلیل خوبی .برای نپذیرفتن دارم اعتماد کن
.بدترین خصوصیات پدرتو به ارث بردی
...یوترد - !و یه بزدلی -
،خودم این کارو به تنهایی انجام میدم !حتی اگه هیچی بهم ندی
.عوض شدی
.ولی تو عوض نشدی
فکر میکنم بانو ایدیث .خبرهای خوبی بهتون نداده
No comments yet. Be the first to leave one.