The first 200 lines.
.اوه
.این یکی ـه
.ایول. دوباره بردم
.پیرمرد متظاهر از قدیم کارش تو قمار خوب بوده
.فسقلی، حسابی داری گند میزنی
.مثل همیشه کارت درسته، موری سنسه
.تو میدونی چی تو ذهن مردم میگذره
.یجورایی فقط تو این کارا مهارت دارم
.مهارتی که توسطش میتونم کارت های بدرد نخور رو تشخیص بدم
.ولی هر وقت رو اسب ها شرط میبندی آخرش میبازی
...اگه فقط میتونستی کارت برنده رو بیرون بکشی
.نه، نه، نه
،اگه مهارت تشخیص کارت بدرد نخور رو داری
.خیلی خوشحال میشدم که یه ندایی بهمون برسونی
اینجوری میتونستی کسی که .میخواد بهت نارو بزنن رو بشناسی
مثلا دلال ماهی که میخواد ماهی موندش رو .با قیمت گزاف بهت قالب کنه
.چه جملات حکیمانه ای از یک آشپز سوشی
درست نمیگم؟
.گل گفتی، ایروهازوشی
اصلا برا چی دوباره داریم چهار نفری مسافرت میریم؟
.... درست قبل حرکت
،سفر هزار مایلی !همیشه با اولین قدم شروع میشه
هزار رمز و راز رو حل کنید .تا بتونید به دنیای جدیدی وارد بشید
سفری برای کارآگاهان با یک ترکیب تکان دهنده
.ما رو به یک کلیسای متروکه در وسط کولاک میبره
فردی که همیشه حقیقت ها رو برملا میکند
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن یک فرد بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
بازی بی عیب 36- سلول (قسمت اول)
!بازی بی عیب 36- سلول (قسمت اول)
آژانس کاراگاهی موری
... سه ساعت قبل
چی؟
دیگه نمیتونی به ناگاتو بیایی؟
جدی میگی؟ من تازه الان کارهای ضروریم رو تموم کرد؟
تنها کاری که مونده اینکه .با چمدون هامون به ایستگاه شینجوکو بریم
متاسفم. سونوکو قرار بود .همراهـمون بیاد، ولی تبش بالا رفته
،احتمالاً یه سرما خوردگی معمولی ـه .ولی من باید برم ازش پرستاری کنم
به همین خاطر، نمیتونم .سونوکو رو تنها بزارم به سفر برم
به هر حال، برای انجام دادن یه کاری به ناگانو میری، مگه نه؟
.آره
به همین خاطر، من از .همسفران شایسته ای خواستم تا همراهیت کنن
شایسته؟
درسته. هر دوتاشون .افرادی هستن که به خوبی میشناسید
پیشخدمت کافه پوآرو و شاگرد .درجه یک موری سنسه، آمورو تورو در خدمتـون هستم
ها، تویی؟
موندم اداره امنیت عمومی کار مهمتری نداره که بهش رسیدگی کنه؟
ارباب پوآرو با یکی از دوستاش .رفتن چشمه آب گرم صفا سیتی
به همین خاطر امروز بعد از ظهر ،و فردا کافه بسته س
بنابراین میتونم توی سفر کاری .یک روزه همراهیـتون کنم
پس، آزوسا سان هم میتونه بره؟
.نه
،شخصاً ازش دعوت کردم .ولی انگار برای فردا برنامه هایی داره
.اینجوری اصلا خوب نیست
.مشتری ازم خواست که چهار نفر همراهم ببرم
شاید به تعداد قرار غذا سرو بشه؟
.به هر حال، باید یکی دیگه رو پیدا کنیم
یکی که از کاراگاه بازی خوشش بیاد؟
.بنا به دلایلی دلم نمیخواد از سِرا دعوت کنم
منو صدا کردین؟
.واکیتا سان از ایروهازوشی
.آه، همسایه بغلی
یکم سوشی من باب رشوه آوردم .تا اینکه استاد کوگورو از پرونده هاش برام تعریف کنه
،اگه برای همچنین سفر جالبی دنبال همراه میگردید .دیگه نیازی به نگرانی نیست
ولی ... شغلت چی میشه؟
قرار به مدت دو روز و یک شب .به ناگانو بریم
فقط کافیه از رئیس برا امروز و فردا مرخصی بگیرم
.چون حالم اصلا خوب نیست
.از این بشر هر کاری بر میاد
... به هر حال
مشتاقانه منتظر همسفری با شما هستم .شاگر درجه یک استاد کوگورو
.البته. و همچنین
.و قضیه از این قراره
.این سوشی حسابی خوشمزه س
.موافقم
به نظر میرسه سوشی رو توی .ظرف مناسبی بسته بندی کردم
چشمت هنوز خوب نشده؟
.داره بهتر میشه، ولی خارشش امونم رو بریده
.هر روزم داره بدتر میشه
میخوای یه نگاهی بهش بندازی؟
.تو رو به ارواح عمت بیخیال شو
خب؟ در مورد کار میشه یکم توضیح بدی؟
.آره. هنوز چیزی بهتون نگفتم
این تیکه کاغذ عجیب درست یک ماه .پیش به دستم رسید
این دیگه چیه؟
.شبیه کد میمونه
.اسم فرستنده نیچیهارا تایسی ـه
ظاهراً بهترین دوستش توی
،کلیسایی متروکه در اعماق کوه های ناگانو خودش رو دار زده
.ولی ایشون دلیلش رو نمیدونه
ایشون پیش خودش فکر کرده من با حل کردن
کد باقی مونده کنار جنازه دوستش شاید بتونم .از حقیقت ماجرا پرده بردارم
بنابراین، طرف کوگوروی خفته رو برای .رمزگشایی کد استخدام کرده
...ولی بسته به محتوای کد
ممکنه پی ببریم که در واقع .این یه قتل ـه
.آره
.به گفته مشتری اینم یکی از احتمالات ـه
،ظاهراً مکانی که توش خودکشی کرده .دورتر از جایی که قرار بود بره
میگم: کسی که نامه رو براتون فرستاده رو تا حالا دیدی؟
.نوچ
.تا حالا فقط چند بار نامه و ایمیل رد و بدل کردیم
.هرچند اونا بلیط قطار و 500 هزار ین برام ارسال کردن
.قرار طرف رو توی یه کلیسای متروکه ملاقات کنم
.بدون شک قراره حسابی ازتون استقبال بشه
هر چی نباشه، کوگورو خفته .داره به کمکش میره
.آره، حق با شماست
.هیچ کسی به استقبالمون نیومده
.شاید هنوز تو راه ـه
.در که به نظر قفل نشده
محوطه پارک
.خب، هر چی نباشه این کلیسا متروکه س
.فعلاً بیایین بریم تو
.انگار از وقتی که اینجا رو تخلیه کردن وقت زیادی میگذره
!آخ
.اینجا بدون شک جن زده س
.لطفا بیخیال شو .زیاد با این چیزا رابطه خوبی ندارم
.خدا رو شکر که ران همراهمون نیومد
.وای، چه نیایشگاهی
.حسابی جاداره
ها؟
شما بچه های برای مهمونی خداحافظی از نیچی اینجا اومدید؟
فوجیده رایتو (27 ساله) معلم دبیرستان
نیچی؟
مهمونی خداحافظی؟
چیزی زدی؟
جدی میگی؟ شما بچه ها از هیچی خبر ندارین؟
.نیچی، کسی که دو ماه پیش اینجا خودکشی کرده
وادا کوهی (28 ساله) کارمند
شما بچه ها بدون اینکه از چیزی خبر داشته باشید
اونم وسط کولاک پاشدین به این کلیسای متروکه اومدین؟
مطمئنی که خودت بدتر از اونا نیستی؟
(کوئارو آیکو (27 ساله کارمند
!ظاهرا اینجا به عنوان مکان معنوی قدرتمندی حسابی معروفه
.البته این چیزا بر میگرده به دوره دبیرستانـمون
.جر و بحث رو تموم کنید .بیایید هر چه زودتر این کار رو تموم کنیم
کاوازاکی یوسوکه (28 ساله) کارمند بانک
.من از وقت با ارزشم زدم تا به اینجا بیام
.کاملاً موافقم
.ظاهراً اینجا بیش از حد سرده
نیشینو سومیا (27 ساله) متصدی بار
،بیایید زودی کار رو تموم کنیم !بریم یکم هادپات بزنیم تو رگ
.خیلی وقته که همدیگه رو ندیدیم
شماها همدیگه رو میشناسید؟
.بله
.توی دبیرستان همکلاسی بودیم
خب، بعد این قرار چیکار کنیم،فوجیده؟
چی؟
مگه تو خبرمون نکردی که اینجا دور هم جمع بشیم؟
.نه، نه، نه. من یه پیام از وادا به دستم رسیده
.چی؟ من هیچ پیامی نفرستادم
ایکو، مگه تو برامون پیام نفرستادی که اینجا دور هم جمع بشیم؟
چی میگی تو؟
مگه همگی بخاطر پیام کاوازاکی کون اینجا نیستیم؟
.من فقط طبق پیام نیشینو کون پاشدم اینجا اومدم
.بهت گفتم که یه پیام از دست فوجیده به دستم رسیده
هوی، هوی. شماها هی همدیگه رو متهم میکنید؟
که اینطور، پس یکی از شماها داره دروغ میگه تا اینکه بقیه رو سوپرایز کنه؟
به هر حال، شماها رو کی به اینجا دعوت کرده؟
.ما یه نامه از طرف نیچیهارا تایسی دریافت کردیم
هوی، هوی، شوخیت گرفته؟
.امکان نداره
... هر چی نباشه، نیچیهارا تایسی
.همون پسری که قبلاً بهش اشاره کردیم، نیچی
.همون کسی که دو ماه پیش خودش همینجا کشته
چیـ گفتی؟
.یکی با مخفی کردن هویتش ما رو اینجا دور هم جمع کرده
این دیگه صدای چی بود؟
.به نظر میرسه یه چیزی در حال خراب شدن ـه
نگو که صدا از طرف پارکینگ بود؟
.بیایید بریم چکش کنیم
!خدای من
.کف زمین نشست کرده و تمام ماشین ها پایین افتاده
.انگار یکی از پایه ها پوسیده بوده
.این کلیسا خیلی قدیمی ـه
.اما ماشین رو تازه خریده بودم، نو بود
اصلا کی همچنین جای خطرناکی رو به پارکینگ تبدیل کرده؟
.باید زودی با پلیس و آتش نشانی تماس بگیریم
.خیلی عجیبه
محوطه پارکینگ
ساختمان کلیسا خیلی قدیمی ـه .ولی این یکی تازه به نظر میرسه
پس یکی با این کارش خواسته ماشین های بقیه رو از دور خارج کنه؟
اگه راست باشه، پس قرار .حسابی هیجان انگیز بشه
منظورت چیه؟
.این وضعیت کلیشه تر از معماهای کلیشه ای ـه
.احتمال وقوع قتلهای زنجیره ای زیاده
از این گذشته، وسط کولاک .توی این کوه گیر افتادیم
محوطه پارکینگ
بیخیال؟
منظورت چیه که پلیس ناگانو نمیتونه بلافاصله اینجا بیاد؟
تونلی که ازش رد شدین رو یادت میاد؟
.یکمی قبل بهمن طغیان کرده و تونل کاملاً مسدود شده
.هسچ کس نمیتونه ازش بگذره
جدی؟
،بسته به آب و هوا .شاید فردا بتونیم بیاییم اونجا
فردا؟ نمیشسه برف رو کنار زده و فرواً بیایید اینجا؟
طبق گفته هواشناسی برف .طی سه چهار روز آینده قرار حسابی سنگین بباره
چند نفر همراهت هستند؟
.با خودم میشیم، نه نفر
شماها اصلا اون بالا چه غلطی می کنید؟
به هر حال، سعیمون رو میکنیم .هر چه سریعتر اونجا بیاییم
No comments yet. Be the first to leave one.