The first 159 lines.
،دلایل مرگ زیاد و متنوع ان ...پیری, خودکشی, بیماری
ولی این دوره زمونه مرگی که بیشتر از همه ...مردم رو میترسونه
.شعلهور شدنه
اون ستون یخ دیگه چیه؟
دقیقا چه اتفاقی داره میفته؟
!زهرهم
.تو اولین نفری هستی که تونست بهم صدمه بزنه
!دوباره سرویست میکنم
کارون
.وقتشه
.آتیشها همه خاموش شده و نیروی آتش دیگه دستش بازه
.همون هاشیرای پنجمو بردار بیا
.وقت رفتنه
!خو دیگه! آدیو، پلاسما خان
!وایسا
با مغناطیس سرعت فرودشو کم کرد؟
!وایسین
!نیروی آتش ویژه اونو میبره
!اینکا بودی دیگه؟ با قدرتت میتونی راحت از دستشون فرار کنی
!بیا اینور
Nakushita mono bakari عالمی ازدست رفته
Nokoshita kono hidane wa پارهآتیشی همچنان شعلهور
Hanasanai hanasanai kara ولش نمیکنم ولش نمیکنم
Zutto هیچوقت
Aimai monogatari داستانی نامفهوم
Seikai nante nakutatte حتی اگه معنای درستی وجود نداشته باشه
Fumidasu you ni naretara میخوام به جلو قدم بردارم
Dou ka shiteru tte iu kedo گفتم از کجا معلوم چی میشه
Dou ni ka shite ageru yo اما حسابی معلوم شد چی میشه
Dou nattara ii ka sae Wakaranaku naru kedo اما بعضی وقتا واقعا نمیدونم چی میشه
Yume ga sono tonari de Kakugo wo kimeta nara اگه قبل دنبال کردن رویام تکلیفمو با خودم روشن کنم
Utagau mono nante nanimo naku naru kara دیگه هیچی نیست که تردید به دلم راه بده
Hibana chitte hibuta kitte جرقه زده شد آتش وزیده شد
Shiro ka kuro no hai ni kaeru made اونقدر که تبدیل به خاکستر سیاه و سفید بشه
Tobikiri no trouble nara اگه نهایت دردسرش همینه
Te ni iretai te ni iretai به جون میخرم بدجوری هم میخرم
Kaze wo kitte kimi no hou e مثل باد میوزم سمت تو
Ichi ka bachi ka zero ni kaeru made هرچی شد شد، دل به دریا میزنم
fusagikonda Clown nara اگه دلقک ناراحت باشه
Shinra banshou hajimannai yo دیگه توی دنیا سنگ رو سنگ بند نمیشه
Ai mo kogasu you na عشقی که زبانه بکشه
Ai wo miseru kara عشق رو نشونت میدم
I just SPARK-AGAIN دوباره جرقه میزنم و بس
: قسمت ۶ لحظهی انتخاب
.تاکتیک کانترت دیگه دستم اومد
.دوباره از همون سوراخ گزیده نمیشم
حالا میخوای چیکار کنی؟
راس میگه، حالا که روش حملهم لو رفته
.بیکله جلو رفتن بدتر به نفع اونه
.باید یجوری اینکا رو بگیرم و فرار
.کارون ساما، هائومئا ساما همینطوری امواج مغزی میفرسته، بریم
!اینکا! چیکار داری میکنی؟ بیا اینور
!با قدرتت خودتو آزاد کن
.انگشتم آتیش میزنه
.با دنبال کردن اون خطها حتی انفجار هم شد
.اما الان معلوم نیستن
.که یعنی الان اینجا آتیش بی آتیش
.مطمئنم قابلیتم آیندهبینی هم بهم میده
اگه با آیندهبینی الان انتخاب میکردم سریع آخرشو .میفهمیدم. اما الان که چیزی نمیبینم ماجرا فرق میکنه
.که یعنی بدون هیچ مقاومتی با همین آدمای مشکوک میرم
،اینا داداش کوچیکهی منم دزدیدن
!زندگیشو تباه کردن
!باهاشون نرو، اینکا
.بیخوده. تو تا فردا هم اینجا منبر بری، آخرش که معلومه
دزد معرکه بودنم که لو بره، آزادی بی آزادی دیگه؟
.در هر صورت من زندانیم
،حالیمه. اگه این دستو بگیرم
،جرمهایی هست که باید بابتش پاسخگو باشم
.اما مطمئنم زندگی در امنیت منتظرمه
...اما اگه با اینا برم، آیندهم
.ببرینم
!عوی
خطر خطر
.مال اینوریا بیشتره مث اینکه
!مسخرهبازی در نیار! یه نگاه به شهر بنداز
!کاریه که سفیدپوشا برای گرفتن تو کردن
خیلیها بودن که میخواستن بیشتر !زندگی کنن اما نجات پیدا نکردن
!اونوقت تو همینطوری دستیدستی جونتو میندازی دور
!جون رو چی فرض کردی؟
!فک کردی واسم مهمه؟
!بقیه به من ربط نداره
!جون خودمه! نه هیشکی دیگه
!الکی پای ایهاالناسو وسط نکش
!جون خودمه و خودم! دور هم نمیندازم
!دور انداختن کجا بود؟! واسه اینه که هیجان خطر بهم حال میده
!حس لذت زندگی از ترس ازدست دادنش
این آدمای آشغال هرچقد میخوان واقواق کنن
.من جون خودمو دو دستی میچسبم
.به قول خودت. جون باارزشه
.بریم کارون. میخوام بهم خوش بگذره ها
.یهدستی گرفته
!واسا بینم
!میزنم میکشمت
.اینجوری صد شرف داره به محافظت شدن و بازداشت شدن
.پس حتما بیای دنبالم ها
.منتظرم
...وایـ...سا
اینکا اینطوری ترجیح میده؟
یعنی شو هم راه سفیدپوشا رو ترجیح میده؟
!عمرا
.چقد لفتش دادی
پس خانوم خانوما هاشیرای پنجم، اینکا کاسوگاتانی ئه؟
این دیگه کیه؟
.دهنشو. با لمس کردن خالی وا میرم
خب دیگه بریم
!وایسین
!پاندا
!به چه جرئتی داداشمو...یالا آنه سانو ول کنین
!اینکا آنه سان، زود بیا اینطرف
...کارون
.حله
.اگه معلومه پس چارهای نیس
.تصمیمش با من نیست
.همونیه که بهش میگن تقدیر
.نه من
!اینکا! اینکا
،خب
.بریم
نجات...پیدا کردیم؟
.بنظر میاد سفیدپوشا عقبنشینی کردن
.آره، به همین خوشمزگی هم آتیش خاموش شد
!استپ
.خیلهخب، یواش بیارش پایین
روبراهی شینرا؟
.بله
.هاشیرای پنجم افتاد دست آدمای روحانی
.روم سیاه
.هائومئا گفت آدولادارها هشت نفرن
.هشت هاشیرا...بعلاوه روحانی
.ما از همهچی بیخبریم
.دستمون تو اطلاعات بستهس، هدفشون هم نمیدونیم چی به چیه
،تا وقتی که بیاطلاعاتیم
.مثل همیشه از قافله عقبیم
.بنظرم برای فهمیدن هدفشون بیشتر تحقیق کنم
.آره. بگردیم دنبال سرنخ درمورد انفجار آدولا
.تکلیفمون معلوم شد
.راستی، آرتور، شینرا، جفتتون امروز شیرین کاشتین
.خب، مث اینکه مشکلی نیس
!بچهها! حاضریم! بپرین بالا
!الان
!ممنون
!ممنون - !خیلی خیلی ممنون -
!خسته نباشید - !خداقوت! نجاتمون دادید -
!واقعا ممنون
!ممنون - !نجاتمون دادین -
کاپیتان آگ بخش چهار گفت فکر میکرد خیلیها رو نجات داده
اما در اصل خیلیها بودن که نتونست نجات بده
...اولین باری که تحسینشونو دیدم
...اونقدر خوشحال بودم
،حتی اگه روحانیای هم در کار نبود
میتونستم به معنای واقعی اینکا رو نجات بدم؟
بخش چهارم نیروی آتش ویژه
گزارش میدم. تلفات آتشسوزی دیروز
۱۹ کشته، ۵۸ مجروح.
.تعداد ۱۳۴ ساختمون طعمه حریق شد
.و تعداد ۳۹ دوزخی به خلاصی رسید
.خوشحالم در مقایسه با آتشسوزی دو سال پیش خسارات به حدقل رسید
.اما، دیر رسیدن کمک بخش ۴ قلبم رو به درد میاره
کلیسای جامع آتش ۱
No comments yet. Be the first to leave one.