The first 200 lines.
بابا؟
،ساعت هوای آبی
،ساعت بین شب و روز
.نه خود شب نه خود روز
،تا حالا درکش نکرده بودم
...ولی حالا
.این بیرون هوا سرده
باد شرقی همیشه .دردسر به همراه میاره
.من رو برگردوند
.همونطور که گفتم، دردسر
.خوشحالم برگشتی
مطمئنی؟
فکر میکردم اِلن و بث بدون من .اوضاعشون خوب باشه
.ولی تو همیشه موردعلاقهام بودی
.مطمئنم این حرف رو به همهمون میزنی
بهت افتخار میکنم، خودت میدونی؟
...میدونم این حرفها رو نمیزنم
.بسه
.عیبی نداره
.یا مسیح
،با این رفتاری که داری
هرکسی باشه فکر میکنه قراره .بمیری یا همچین چیزی
.بازرس کدی جان
.باشه
.آره، باشه. باشه
.باید برم .کار بود
.زیاد اینجا نمون
.بله، لطفاً. ممنون
چی داریم؟
.زن جوان، به نظرم اوایل 20 سالگیش
.ضربه به سر
.ظاهراً رودخونه آوردش
خودکشی؟
.نمیدونم .شاید
.پاتولوژی اطلاعات بیشتری بهمون میده
.فکر میکردم امروز مرخصی داری
،سم تو دقیقهی آخر اسکن رو عقب انداخت
،به خاطر یه سری از کارهاش
.پس حالا مرخصیم افتاده هفتهی آینده
.چیز دوست داشتنیایه
.آره
.الان با پاتولوژی حرف زدم
فکر میکنن ممکنه قربانی زنده بوده باشه
.وقتی افتاده توی آب
مشخصاً، باید صبر کنیم تا .نتایج پیاِم تأییدش کنه
غرق شده؟
،زخمهای بخیه چی خراشهای روی مچش؟
،قبل از مرگ ایجاد شدن
.احتمالاً به خاطر بسته شدن بوده
.غل و زنجیر
غل و زنجیر شده؟
.اونها گفتن، نه من
.پس یه جایی نگهش داشته بودن چند وقت؟
،تو این مرحله نمیتونن بگن
ولی جوابش ممکنه هفتهها، یا .شاید ماهها باشه
.احتمالاً حتی بیشتر
پلیس تحقیقاتش رو شروع کرده ...بعد از پیدا شدن جسدی امروز صبح
.در رودخانهای در پانتورن
پلیس هنوز علت مرگ ...رو نمیدونه
و درحال انجام پرس و جوهایی .در منطقه است
.خیلی خب. تموم شد
.بیا لباسهات رو عوض کنیم
.زیر کتری روشنه
.امروز وقت ندارم، ببخشید .دیرم شده
.شرورها بیکار نمیشن
.باعث تأسفه
مشتاقم که بشینم .باهات درد و دل کنم
.یه کم معاشرت بد نیست
.شرمنده
.بذار با اون کمکت کنم
.ممنون
حالت خوبه؟
.انگار خستهای
.خوبم .فقط یکی از اون روزهاست
.امشب باید تخت بخوابم
زنهای گم شده... پروندههای باز .که از ده سال گذشته یا بیشتر هستن
جستجو رو محدود کردم به زنهایی
که تقریباً در سن و قد .قربانیمون بودن
همچنین با خدمات اجتماعی .در ارتباط بودم
خب؟ - .گفتن وقتی زمانش رو داشته باشن بررسی میکنن -
.چه مفید
مهاجمهای قبلی؟ - .آزاد شدن و هنوز توی منطقه زندگی میکنن -
.خوبه
،با یه خط زمانی محدودتر .میتونم جستجو رو بهتر کنم
.نه، این عالیه .ممنون
.خواهش میکنم
.ممنون، آلیس
.چیه - .حرفی نزدم -
".نه، این عالیه. ممنون"
.خیلی حسودی
.اونقدر که باورت نمیشه
،ما چیزها رو جوری که هستن نمیبینیم
.بلکه جوری میبینیم که خودمون هستیم
حالا، کریستوفر کلمب در سفرش به آمریکا
،سه تا پری دریایی دید
اونها رو به عنوان زنانی توضیح داد .که از دریا برخواستن
حالا، آیا کلمب این پری دریاییها رو تصور کرد
به خاطر علاقهاش ،به دنیای فانتزی
یا واقعاً اونها رو دید؟
،ما چیزها رو جوری که هستن نمیبینیم
.بلکه جوری میبینیم که خودمون هستیم
،واسه همین
،نمیتونیم دنیا رو واقعاً جوری که هست ببینیم
بلکه جوری که اذهان ،فردیمون اون رو فاسد میبینه
یعنی تجربههای گذشتهمون
.ادراک فعلیمون رو شکل میده
جای سختش اینجاست که هر کدوم از ما ،که امروز اینجا جمع شدیم 6 حواس داریم
و اون حس 6اُم رو
.میشه در اعماق خود پیدا کرد
خوبی؟
.ظاهرت داغونه
.آره، خستهام
غذا نمیخوری؟
.نه، حالش رو ندارم
.پس بده من
...خب، امشب
امشب؟
.مهمونی، خونهی کای
...نمیدونم
.قول دادی
آخه یه ضربالعجل .واسه مقاله دارم
.گور بابای مقاله
،باید یکم خوش بگذرونیم
سگ مست کنیم و یه کار .احمقانه بکنیم
خواهش میکنم، به خاطر من؟
.مجبورم نکن تنهایی برم خجالتیام
خجالتی؟
لطفاً؟ لطفاً؟ لطفاً؟
.باشه، باشه، میام
.هی، یه نگاه به این بنداز
مالی پرایس، 16 ساله، آپریل .2011گم شد
...2011
،زندگی خانوادگی سخت
...مدرسه گریزی، مواد، دله دزدی از فروشگاه
.مادرش گزارش گم شدنش رو داده
،پدرش، آلن پرایس به جرم دعوای فیزیکی ،سه سال زندانی بوده
.سال 2005 آزاد شد
.از این موارد کم نداریم
.عکس پشت پرونده رو نگاه کن
نظرت چیه؟
آدرس فعلیشون رو داریم؟
.میتونیم گیر بیاریم
بریم روی چمنها بشینیم، اوز؟
تو یه اظهارنامه در سال 2011 گفتید .اوضاع خونه خوب نبودن
...بین مالی و مامانش
مشکل چی بود؟
مالی با آدمهای دو برابر سن خودش .میگشت
.دیر میاومد خونه .کنترل حالش دست خودش نبود
.بهش گفتم مراقب باشه
...بعضی از اون پسرها، اون مردها
.خبر نداشت. فقط یه بچه بود
الان زنتون کجاست آقای پرایس؟
.نمیدونم. رفته
.سالهاست ندیدمش
.این همهاش تقصیر منه
.کنارشون نبودم
،داخل بودم
...میرفتم بیرون
.یکم لوسشون میکردم .دوباره میرفتم
...اگه بیشتر میبودم
.حقشون بیشتر از اینها بود
.اینجا یه سری عکس داریم
حاضرید نگاهشون کنید؟
.خودشه
مطمئنید؟
.همین رو گفتم
.مالیـه
.میخواست خالکوبی کنه
.التماس کرد خالکوبی کنه
.مجبورش کردم تا 16 سالگی صبرکنه
.میخواست یه فرشته بزنه
.یه فرشته که مراقبش باشه
.متأسفم
چرا؟
چون دخترم مرده؟
یا اینکه این همه مدت زنده بوده و شماها چیکار کردین؟
چیشده؟
چی میخواید؟
اینجا چیکار میکنید؟
اون کاری نکرده، باشه؟
چرا دست از سرمون برنمیدارید؟
.پیداش کردن
ها؟
.خواهرت رو
.جسدش رو پیداکردن
.نه
.امکان نداره .اشتباهه
.نه
...اون نمرده
...بابا
.هیچکاری نکردید
.هیچکاری
...به خاطر کسی که هستم
.و جایی که اون ازش اومده
.از ما دور بمونید
فهمیدید؟
.ممنون - .خواهش میکنم -
هنوز اسمی به نظرتون نرسیده؟
اگه پسر باشه یا دختر؟
،آره، هنوز دقیق بحث نکردیم ،ولی داریم به متیو فکر میکنیم، شاید
No comments yet. Be the first to leave one.