The first 200 lines.
سال ۱۹۳۷. پاریس خانهی «اوت کوتور» است ...که در آن
"اوت کوتور: مُد و دوخت سطح بالا با معیارهای خاص، بخشی از های فشن"
بزرگترین طراحان، مد را برای بقیه جهان تعریف میکنند
کریستوبال، پسر یک ماهیگیر ،و خیاطی اهل گتاریا
آرزوی تبدیل شدن به یکی از استادان بزرگ اوت کوتور به اینجا نقل مکان کرد
داستان این سریال برگرفته از زندگی وی میباشد
عکس؟ - نه لطفا نگیرید -
آقای بالینسیاگا
خوشحالم میبینمتون
سلام
با اینکه خیلیها تردید داشتن
اما بنده مطمئن بودم که حتما در مراسم حضور پیدا میکنید
چرا نباید میومدم؟
...بعد از اختلاف نظرتون با خانم شنل
تمومش کن کوکو
صنعت مد و فشن دیگه مثل گذشته نیست
تمام بزرگان دارن ترکمون میکنن
فکر نمیکنید دیگه زمانش رسیده باشه که سکوتتون رو بشکنید؟
وقتی بازنشسته شدم با هفتهنامه پاری مچ مصاحبه کردم
درسته. اما خیلی کوتاه بود
شما سه ساله که خودتون رو بازنشسته کردین پس میتونین بدون دغدغه و نگرانی صحبت کنید
نه، متشکرم. لطفا اصرار نکنید
.قبلا هم گفته بودم که تمایلی ندارم اگر اجازه بفرمایید از حضورتون مرخص میشم
لطفا آقای بالینسیاگا
بذارید نگاهی به پشت پرده زندگی پر رمز و رازتون داشته باشیم
اگر نظرتون عوض شد خبرم کنید
فکر کنم بخوام پیشنهادش رو قبول کنم
هنوز هم فکرت درگیرشه؟
نظرت چیه؟
قبلا هم که بهت گفته بودم موافقم
پرودنس گلین روزنامهنگار خوشنام و معتبری در انگلیسه
نه. انجامش نمیدم
عصرتون بخیر
سلام - سلام -
اول از همه میخواستم ازتون تشکر کنم
که این فرصت رو در اختیارم قرار دادین که بتونم باهاتون مصاحبه کنم
صادقانه بگم فکر نمیکردم درخواستم رو بپذیرید
نه. لطفا مصاحبه رو ضبط نفرمایید
برای استفاده شخصیه جایی منتشر نمیشه
.ترجیح میدم این کار رو نکنید دوست ندارم صدام ضبط بشه
چرا؟ فقط خودم ازش استفاده میکنم
درسته، اما همین که بدونم یه گوشه این دنیا
...صدای ضبط شدهم وجود داره
مسئله اینه که نمیخوام کوچکترین اشتباهی مرتکب بشم
و حرفهاتون رو تغییر بدم
بهتون قول میدم بعدا پاکشون کنم
بسیار خب. پس لطفا مطمئن بشید بعد از رونویسی حتما از بین میبریدش
باشه
خیلیخب... بفرمایید
.این اولین بارمه نمیدونم انتظار دارین چی بگم
راستش من علاقهمندم درباره شروع کارتون در پاریس بدونم
وسط مهلکه جنگ داخلی اسپانیا به پاریس اومدید، درسته؟
جنگ داخلی
...بذارید ببینم چی بهخاطر میارم
من و ولاتزیو، ژانویه ۱۹۳۷ به پاریس اومدیم
و اوایل اوت بود که اولین مجموعهی اوت کوتورمون رو
به نمایش گذاشتیم
زمان به سرعت میگذشت
عذر میخوام. متشکرم - احتیاط کنید -
این گوشوارهها؟ - با اون گردنبند -
میشه تشریف بیارید؟
کولت - اومدم -
دست بجنبون
برو - کولت، الان -
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد
باید بیشتر روی مدلها کار میکردیم
عجله کن
پیراهنها رو جدا کن سوزان
۱۶، ۱۸، ۳۶، ۳۷
۵۳، ۱۰۹
باید تکمیلشون کنیم
نمایش تا یه ساعت دیگه شروع میشه
آرامشت رو حفظ کن
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
خوشحالم میبینمتون خانم بالارد
باعث افتخارمونه که وگ به اولین مجموعهمون علاقه نشون داده
خوشحال شدم
خوش آمدید
لباس شبه، نمایش باهاش به پایان میرسه
بله، ولی نیازه که تاییدش کنید
راه برو لطفا
بیا نزدیک
...کریستوبال نـ
سرشونهش کجه
این تا رو نگاه کن
باید از نو بدوزیمش
وقت نداریم
نداریم خب - بیا -
وقتی همه کارها رو میذاری برای لحظه آخر اینطور میشه
از اول بدوزینش
ولی آستینش مشکلی نداشت کریستوبال
خانمها و آقایان، نمایش به زودی شروع میشه
شماره یک
شماره دو
شماره سه
شماره چهار
شماره ۱۰۷
چطور پیش میره؟
نمیدونم
خیلی جدیان یه آقایی هم مراسم رو ترک کرد
این رو میبینی؟ ا
ولی آستینهاش کاملا قرینهن
نه، نیستن - شماره ۱۰۸ -
اینجاش چین خورده، میفهمی؟
خودم درستش میکنم. برو
کریستوبال
وقتی نمونده
.نمایش داره تموم میشه یا الان باید بره یا کلا بیخیال بشیم
حاضری؟ ...نفس عمیق
ظاهرا همه راضی بودن
آره
زود باش. برو باهاشون صحبت کن
نمیام بیرون
لطف کردین تشریف آوردین خانم بالارد
آقای دیتانویل، بهنظر میاد همه چی سرجاشه
شنیدم شما ترتیب تزئینات رو دادین
بله. دوستشون داشتین؟ - خیلی -
نظرتون درباره مجموعه چی بود؟
...خب
این رو یه انتقاد سازنده بدونین
قصد بیاحترامی و گستاخی ندارم
اما بهنظر من شخصیت منحصربهفردی نداشت
شخصیت - بله -
شاید هم سطح انتظاراتم رو زیادی بالا برده بودم
اینجا پاریسه، متمایز بودن و درخشیدن سخته
...اما نیازه - سلام -
اجازه بدین آقای نیکولاس بیزکاروندو رو بهتون معرفی کنم
خوشوقتم - و همسرشون، ویرجیلیا مندیزابال -
سهامداران اصلی مزون - تبریک میگم -
مجموعهی فوقالعادهای بود
بهنظرت توی شراکتمون با ویرجیلیا و نیکولاس
بیملاحظگی به خرج دادیم؟
چطور؟
...نمیدونم
فکر نمیکنم شرکای مناسبی باشن
اشتباه برداشت نکنی ها، دوستشون دارم
اما شرایط اینجا خیلی متفاوته
همه چیز تو دنیای فشن و مد سطحبالاتر و پیشرفتهتره
اما من ترجیح میدم با آدمهایی که باهام همنظرن کار کنم
.تا آدمهای سطحبالا ...چی بگم
صرفا میگم اگه یهکم صبر و حوصله خرج میدادیم
مطمئنا میتونستیم افرادی رو پیدا کنیم که تجربه و نفوذ بیشتری دارن
کسی که بتونه ورای مسائل مالی
به شرکت کمک کنه
اگه همچین کسی هرگز پیدا نمیشد چی؟
مطمئنم که پیدا میشد
افراد بااستعداد زیادی توی های فشن نیستن
" به معنای مد سطح بالا، دوخت و لباس منحصر به فرد و سفارشی"
و تو هم جز همین افراد معدودی
کاش میتونستم مثل تو باشم
منظورت چیه؟
اینطوری دیگه
بااعتماد بهنفس
چارهای جز تکیه به اعتمادبهنفسم ندارم
"سلام نیکولاس. حالت چطوره؟"
من اینطوری صحبت نمیکنم - چرا بابا -
نه - پیش بیزکاروندو -
صدات رو بمتر میکنی که مردونهتر بهنظر بیاد
نخیر! اصلا هم اینطور نیست
چرا، تازه نه فقط پیش اون پیش خیلیهای دیگه هم همین کار رو میکنی
خودم نمیدونستم
چرا میدونستی
آدم متوجه یه سری رفتارها و عادات خودش نمیشه
چه عاداتی؟
مهم نیست
...کریستوبال
کریستوبال؟
عذر میخوام
رشته کلام از دستم در رفت
داشتین درمورد شریک کاریتون برام میگفتین
درسته. نیکولاس بیزکاروندو
نیکولاس یه مهندس جمهوریخواه بود
که به صورت علنی علیه فرانکو صحبت کرده بود
ایشون به همراه همسرشون ویرجیلیا مندیزابال به پاریس تبعید شده بودن
و تصمیم گرفتن روی مزون سرمایهگذاری کنن
خیلی از من حمایت کردن
به افتخار نمایش بنوشیم
خیلی خوب پیش رفت
سعی نکن به زور سرشوقمون بیاری
همه با خوشحالی تشویق کردن
.قول نقد مثبت هم دادن دلیلی برای ناراحتی وجود نداره
مراقب باش نیکولاس
مگه بالارد همینها رو بهت نگفت؟
آره. درسته. ولی تو روی آدم یه چیز میگن
و تو نقدشون یه چیز دیگه مینویسن
تا منتشر نشه و به چشم خودم نبینم باور نمیکنم
آره خب تو روال کار این دنیا رو بهتر از من میدونی
باورت میشه؟
نزدیک پنجاه سالمه و باید عین بچهها همه چی رو از نو یاد بگیرم
تبعیده دیگه چه میشه کرد
مبتدی هستیم اما نیستیم
توی کشوری که مردمش ساعت ۱۲:۳۰ غذا میخورن
دوباره حس نوستالژی بهت دست داد؟
من دوازده سال از پاریس دور بودم و توی سان سباستیان زندگی میکردم
ولی حتی یه بار هم صدام درنیومد
یه سره درمورد پاریس حرف میزدی
تازه، شرایط مونی باهم فرق داره اون زمان که تو اومدی تو فرانسه جنگ نشده بود
حق با ولاتزیوئه
حالا که اینجاییم دیگه باید سعی کنیم بگذریم و به پیشرفت فکر کنیم
به علاوه من مشتقا یادگیریم
No comments yet. Be the first to leave one.