Lost

Lost

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Episode 11Enter 77
A Commentary by Reza_KLF
SUB\IDX ریپ شده از نسخه

Tags

other
Published on: 2010-04-26
Downloads: 50
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت:

هوگو ،تو ميتوني به کَمپِت برگردي.

پس دوستانم چي؟

وظيفه تو اينه که به بقيه افرادتون بگي...

اونا هرگز نبايد به اينجا بيان.

روحت شاد ، آقايِ اکو.

و ممنونم از اينکه کمکم کردي تا...

برام مهم نيست که جک چي گفته .

اونا گرفتنش و بايد اونو برگردونيم . من بهش بدهکارم.

ايستگاهِ مرواريد ، جائيه که فعاليتهاي...

ديگر افرادِ پروژه ، نظارت يا ضبط ميشه.

فکر کنم اون منتظرمونه.

ميزِ پينگ پونگه؟

از کجا اومده؟

جين،وقتي دنبال هيزم بوده ، پيداش کرده.

ما براش پايه و راکت درست کرديم.

تنها چيزي که نياز داريم ، يه توپه.

اون ميز رو پيدا کرديد؟

بايد بعد از انفجارِ دريچه ، تويِ جنگل پرت شده باشه.

فکر کردم دريچه تخريب شده.

ببين ، رفيق .تنها چيزي که ميدونم اينه که آسمون بنفش شد.

بعد از اون ، بيخيال شدم و...

فقط برايِ خودم سالاد درست کردم.

آره ، ميبينم بهت ساخته.

کيت رو نديدي؟

اون هنوز برنگشته؟

چيزي پيدا کرديد که بشه به عنوانِ توپ، ازش استفاده کرد؟

هي ، اون مال منه.

از کجا آورديش؟

تويِ قفسه کتابخونه بود.

ما،همه وسايل رو به صورتِ عمومي استفاده ميکنيم.

گوش کن ، زورو ، اون وسيله منه...

همون وسايليکه غارت کرديد...

چون فکر ميکرديد که من مُردم.

گوش کن ، آدم جنگلي ، اگه اينو ميخواي خوب . بگيرش

مال خودت.

بايد يه چيزي بخوريم.

هنوز تويِ مسير هستيم؟

هنوز داريم به سمتِ شمال 503درجه ميريم.

-آره. -حسِ بي اعتمادي نسبت به قطبنما دارم.

ما دو روزه که داريم راه ميريم...

دنبال يه قطبنما که جهتش رويِ يه عصا حک شده.

خوب ؟

تو واقعاً فکر ميکني داريم به منطقه اونا ميريم؟

دقيقاً مطمئن نيستم...

ولي اين جهت ، تنها سرِنخيه که داريم.

ميرم يه کمي ميوه پيدا کنم...

و بعدش بايد يه صحبتِ منطقي...

درباره حرکتِ بعديمون بکنيم.

GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)

شما دنبال يه چيزي شبيه اين، ميگرديد؟

عاليه ، يه توپ.

قبلش بايد يه کاري بکنيم.

ميدونم که يه مدتي اينجا نبودم...

و وسايلِ منو غارت کرديد و به فروشگاه ِعمومي انتقال داديد...

حالا من برگشتم...

و وسايلم رو ميخوام.

آره ، ولي از اولش ، اون وسايل مال تو نبود.

اولاً ، وقتي من برداشتم ، پس مال منه.

دوما ً، جناب عالي کي هستيد؟

سوماً ، به خاطر ِاينکه عدالت رو رعايت کنم...

به خاطرش بازي ميکنم.

پينگ پونک بازي ميکني؟

درسته ، خرس ِگنده.

بهترين بازيکُنتونرو انتخاب کنيد.

يه مسابقه ميدم و وقتي که بُردم...

تمامِ وسايلم رو بهم برميگردونيد.

و اگه باختي؟

نمي بازم ، ولي...

اگه باختم ، شما هم...

يه اسمي رويِ من بذاريد.

مثلِ اينکه (ببرِخُفته،اژدهايِ پنهان)يه فکرِ خوب داره.

بگيد ببينم.

اسم رويِ تو نميذاريم.

اگه باختي ، به مدتِ يک هفته همه رو...

به اسمِ خودشون صدا کن.

خوبه.

قبوله.

يه بازيکن انتخاب کنيد.

يک ساعت ِديگه برميگردم و توفان به پا ميکنم.

کاملاً مطمئني که تنهاست؟

خونه رو دور زدم.

اطرافش جز جنگل ، چيزي نيست.

بيا.

اون آنتن هنوز کار ميکنه؟

يه آنتني به اون اندازه ، ميتونه...

امواج رو تا هزاران مايل ، پخش کنه.

دانيل ، تو يه بار درمورد ِبرج راديويي صحبت کردي.

آيا همينه؟

من هرگز اينجا نيومدم.

تو گفتي مَردي که اينجاست رو قبلاً هم ديدي؟

از تويِ تلويزيونِ ايستگاهِ مرواريد.

اون کي ميتونه باشه؟

يه راه ، برايِ فهميدنش هست...

از خودش سئوال ميکنيم.

-اينبرايِ چيه؟ -اگه مسلح نباشم...

احساس ِخطر نميکنه.

اگر احساس ِخطر کرد ، منو از اينجا پوشش بديد.

کجا داري ميري؟

من به مَردي که داخل ِاون خونه اس، علاقه اي ندارم.

من به خاطر ِاين تا الان زنده موندم ، چونکه...

از اين برخوردها اجتناب کردم.

کنارِ رودخونه منتظرِ شما هستم...

البته منتظر ِبازمونده هايِ شما.

نجيف.

يه مَردي ميخواد تورو بيرون ببينه.

تو اينو درست کردي؟

بله ، من درست کردم.

خيلي خوشمزه اس.

اسمم ساميه.

منهم نجيف هستم . ممنونم.

لطفاً بشين.

بشين.

تو اهِل کجايي ، نجيف؟

من اهِل سوريه هستم.

دست بردار.

توهم مثلِ من ، عراقي هستي ، مَردِ جوان.

از من چي ميخواي؟

دستپختت خيلي عاليه...

و من...

يه رستورانِ خيلي بهتر از اينجا دارم.

بيا يه نگاهي بکن.

اگه خوشت اومد ، با دو برابر ِحقوقي که در اينجا داري ،استخدامت ميکنم.

تو اين شغل رو با يکبا رغذا خوردن بهم پيشنهاد ميکني؟

بهت اين شغل رو پيشنهاد ميکنم چونکه هردومون در اينجا غريبه ايم...

و سر آشپزِ ما هم استعفا داده.

-اون تير خورد . اون تير خورد. -هنوز نه . تو هم ميخواي تير بخوري؟

من از اون مرز ، رَد نشدم.

ما قرار ِآتشبس داشتيم.

-اينجا زمينِ منه. -من...

-تو گفتي که ميتونم اينجا بمونم. -من اون کسيکه...

کسيکه فکر ميکني نيستم.

اسمم سعيد جِراهه.

من تويِ هواپيماييکه چند ماه پيش سقوط کرد ، بودم.

هواپيما؟

من مسلح نيستم . قسم ميخورم.

همونجا بمون.

اسلحه ات رو بنداز . همين الان بندازش.

برو عقب . برو عقب.

تو حالت خوبه؟

شما واقعا ًتويِ اين جزيره سقوط کرديد؟

آره ، حدودِ 40نفريم.

من اول ميرم ، اوضاع رو بررسي ميکنم.

تو کي هستي؟

اسمِ من ميکائيل باکونونه...

و آخرين عضوِ پروژه ابتکارِ دارما هستم.

مراقب ِ پله باش.

اجازه بده...

بشين.

بذار ببينم.

تجربه پانسمانِ زخم ها رو هم داري؟

من يه مدتي در افغانستان بودم.

من ، تجربه پزشکي رو...

در ارتش شوروي سابق بدست آوردم.

بالايِ قفسه آشپزخونه ، يه جعبه کمکهاي اوليه اس.

ميشه اونو برام بياري؟

چيزي نيست ، کيت.

تو چطوري به اينجا اومدي؟

نميدونم از کجا شروع کنم.

چرا از پروژه ابتکارِ دارما شروع نميکني؟

تويِ شهر ِکيِو بزرگ شدم و به ارتش شوروي پيوستم.

من در ولاد يوُستُک در پُستِ استراغِ سمع بودم.

بعد از جنگِ سرد...

و بعد ار اينکه در اون جنگ شکست خورديم، واحدِ من متلاشي شد.

و من از ارتش بيرون اومدم...

بعد از سالها سختي و رويارويي با دشمن...

ميخواستم يه کارِ بهتر انجام بدم...

براي همين ، به يکي از آگهي هاي روزنامه جوابِ مثبت دادم.

آگهي؟

آگهي نوشته بود : دوست داريد دنيا رو نجات بديد؟

به همين دليل وارد ِپروژه شدم.

اونا آدمهاي مرموز...

ثروتمند و خيلي باهوشي هستن.

چه وقته که تويِ اين جزيره هستي؟

حدود ِ11 سال ميشه.

من ، کامپيوترها...

تجهيزات ِمخابراتي...

و تنها بودن رو دوست داشتم...

برايِ همين ، اونا منو توي اين ايستگاه گذاشتن.

به اين ايستگاه (شُعله) ميگن.

هدف ايستگاه شُعله چيه؟ َ َ

براي ارتباط با دنيايِ خارجه.

آماده بازي هستيد؟

نوبت ِشماست.

چه اتفاقي براي ابتکارِ دارما افتاده؟

همه اونا مُردن.

خيلي احمقانه عليه دشمن جنگيدن...

و اسمِ جنگرو (پاکسازي) گذاشتن.

چطوري از اين جنگ ، جونِ سالم به در بردي؟

تويِ جنگ ، شرکت نکردم.

قبلاً هم گفتم.

تنهايي رو دوست دارم.

وهمون دشمن ها بهت اجازه دادن که اينجا بموني؟

بعد از تموم شدنِ جنگ...

سر و کله چهار نفر پيدا شد.

اونا پيشنهادِ آتشبس دادن.

اونا يه مرزي رو...

اطرافِ دهکده مشخص کردن.

گفتن که اگر از اونجا عبور نکنم...

به من کاري ندارن.

More Farsi Persian subtitles for Lost

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left