The first 200 lines.
شنيدم ي طرفدار جنجالي جاز هستي اقاي چامبرز
ام...متوجه نشده بودم
... همچنين شنيدم که که تو خيلي فروتن و صادق هستي.
شايعاته ب زور بيرون امده
همه مثبت بودند.
خب...
تقريباً مثبته.
تقريباً مثبته.
من اينو قبول ميکنم
، همونطور که اطلاع داريد ... قبل از اين همکار قبلي ام
... بعد از يه سري
"عصباني"، من فکر مي کنم، خط رسمي بود.
خجالت
کاملا مخفي نميمونه درسته؟
نه کاملا.
هنوز
ب نظر ميرسه بايد با جارو باشي
مشتاقانه منتظر همکاري با شما هستم، اسقف اعظم
خيلي زياد
من معتقدم که ما يک فرصت عالي در اينجا داريم
براي بازگرداندن اعتماد به روحانيت، در کليسا.
اما اخرين کاري ک ما بايد بکنيم صميميته
ما بايد وظيفه اي بالاتر از نيازهاي خود قرار بديم.
ما بايد سرمشق خود باشيم.
اميدوارم بتوانم روي شما حساب کنم ، آقاي چامبرز.
مثلا رهبري
کاملا
ميتوني روم حساب کني
يکي بايد به مادرش زنگ بزنه
فکر نميکنم امشب بره خونه
اون چي بود؟
... يکي بايد
بي خيال
برو جلو، حالا!
هيچوقت فکر نميکردم که اين اتفاق بيفته
اينو نگو حق نداري اينو بگي
از جاز هم بدتره.
! تو هم داشتي ضربه ميزدي
توهين ب يک مرد به جاي عبادتش ! چطور توانستي؟
اون در حال ضربه زدن بود! براي حفظ گردش خون خودش
اوه، عصاي پير بيچاره گوشم داره زنگ ميخوره
گوشهاي تو داره زنگ ميخوره ?. خفه شو
. بيا اينجا شب به خير. خيلي حال داد
فصل سه : قسمت اول
صبر کن ...
تو مرد خوبي هستي ، چامبرز.
خيلي آزار دهنده ست، نه؟
لئونارد؟
هي هي
Hello? Stop fondling your girlfriend.
We've got business to attend to.
اين سوپ ه. سوپ گوجه ست.
او نو ميشناسي؟
نه
ترنس اتول، 75 ساله. دکتر اتويل اشپزخونه کار ميکرده
برا بي خانما اشپزي ميکرد اقاي هاردويک
.. در ظهر 4:00 ... نزديک تر به 4:15، در واقع.
پيداش کرد ممنون از آقاي هاردويک. هارلند
نشانه اي از ضربه به سر وجود نداره
دلايل طبيعي؟ شايد حمله قلبي؟
اين حمله قلبي نيست.
چطور يه مرد غرقه وسط کليسا ميشه؟
دکتر کجاست؟
بس کن، رفيق.
نه نه نه نه نه نه
تمام شب اينجا بودي؟
ديدي چه اتفاقي افتاد؟
My Bonnie lies over the ocean
My Bonnie lies over the sea
I want a post-mortem ASAP.
And get a statement from Hardwick.
Harland. OK.
در مورد پرندگان چي ميدوني؟
چي؟
خب مرده
مرسي رو ميز غذا اخه
. ممکنه آمبولي ريوي باشه
من در موردشون مطالعه کردم مانچستر گاردين.
ک فقط اينطور ميکشن
يا نتونسته پرواز کنه امده پايين
خورده ب پنجره بسته
سگ برداشته اورده تو و درو پشتش بسته؟
از پنجره لعنتي امد
مهاجرت؟
سلام؟
نه
نه، اون هيچ اهميتي نداد. وقتي گريس ب دنيا امد
ي بار هم به ديدنش نيومد
من ي مشاور مقدسم
و لازمه در بسته باشه جدا؟
اين همون کاريه که هميشه ميکنه
اون ... داره سعي مي کنه تو رو کنترل کنه من نديدمش
ميخواد اونو با خودش ببره نميذارم اين اتفاق بيفته
قدرت ديگه اي نداره سيدني
اون هنوز اونجاست, نه؟
بيا تو! ي صندلي بردار
ميدوني چرا اين اتفاق افتاد مگه نه؟ پرنده هاي مرده....
تو فکر ميکني خيلي مراقب هستي.
دروغ گفتن و پرسه زدن
اما اگه بدونم چه خبره بين شما و خانم هاپکينز.
بقيه هم متوجه ميشن ک خبري نيست
فکر نکنيد تا به حال شما را خوشحالتر از اين نديده بودم.
با اين دوشيزه کوچولو ...
من فکر مي کنم همه ما هستيم
فکر ميکني چقدر طول مي کشه؟
با شغلت و اون پايين جاده؟
تو نمي توني کشيش باشي و باهاش باشي.
تو نميتوني با يک زن مطلقه ازدواج کني.
حقيقت همينه.
دير يا زود. بايد انتخاب کني
40 سال ي دکتر
تو وقت ازادش ب خانمان ها غذا ميداده
اين بچه اونه سيدني.
اون حرومزاده داره به ما کمک مي کنه
ميدوني چي لازم داري؟ . اينم از اين
بايد تمومش کني همه اين نااميدواري هارو
! من نااميد نيستم نه؟
نيستم
فکر نکنم کسي بفهمه
ميدونم
خدا ميدونه
. ام - - م تو فکر ميکني خدا يه کون گنده ميده تو اتاقخواب چيکار ميکني؟
40 سال يک دکتر کليساي شش بار در هفته.
بيشتر از من کي مي خواد يه قديس رو بکشه؟
پليس.
من او نو ميشناسم. مطمئنم که همين طوره.
سيدني؟ . طبقه بالا
اون داشت کارهاشو مرتب ميکرد
انگار ميدونست ميخواد بميره
دکتر اتويل چطور بود مي دونست قراره بميره؟
شايد اين يک اعلاميه باشه در شرف وقوع ه.
تو چي؟
مقام گروهباني توي راهه من يه مقدار مطالعه کردم.
آروم باش، فيل.
هر چيزي که تونستم از دکتر اتول و آيوي فرانکلين پيدا کنم.
آيوي فرانکلين؟ «سرپيشخدمت در بلوط خالخالي»
اين خونه براي افراد کم اهميت ه.
اتويل سرپرست پزشکي بود تا زماني که بازنشسته شد
خانوم "فرانکلين" اونو در مياريد ميشه؟ حتي من اونقدرام خوب نيستم
. سه ماه پيش مرد
دلايل طبيعي قبل از اينکه بري هيجانزده بشي
شنيدهام خودش رو دوست داره
خفه شو
. از اين به بعد همه چي رو خراب کرد
جوردي بگو که چيزي پيدا کردي.
پرندهها خيلي قشنگ ميميرند، نه؟
چرا اين کار رو ميکني؟
خودت ميدوني چرا
دليلشو ميدونستن
حتي ي يادداش گذاشتم تا بتونه اخرين نفساشو بکشه
شبه شما هم ميرسه اقاي چامبرز
اپراتور در مبادله بايد بتونه به ما بگه
از کجا تماس گرفته
پيداش ميکنيم، سيدني من متوقف شدم
اون مجبورت کرد بس کني. . اون منو مجبور نکرده که بس کنم
هيچ رابطه اي وجود نداره و تو رو ناديده گرفته. تو خوب هستي ...
. به خوبي ازدواج کردي تو قبلا اين کار رو کردي.
اگه قضيه اين باشه چي؟
اگه در مورد من و "آماندا" باشه چي؟
اين وجدان توست که صحبت ميکني خوب، پس چي؟
. من ... من اونو نميشناسم من هيچ ارتباطي با او ندارم.
ولي تو اونو ميشناسي
. تو مراسم دفنش رو گرفتي
آوي زندگيش رو براي آسايش ديگران گذاشت
به ساکنان بلوط
پرستار بچه بود
شيريني تو جيباش
هميشه با يه حرف مهربانانه يا آغوش آماده بود
اون يه فرشته روي زمين بود
حالا خدا دوباره داره ميبردش خونه
شايد اين عامل ارتباطه دکتر پرستار کشيش
ستونهايي از جامعه. آوي تو خونه توي خواب مرد
اين چيزيه که همه فکر ميکنن.
قلب عمه ايوي از کار افتاد دکتر اتويل گفت
و تو هيچ دليلي براي شک کردن به اون نداشتي؟
اون پير بود اون خيلي ضعيف بود
عمه و دکتر شما ...
نزديک بودن؟ نه.
اما...ما ميدونيم تو خونه با هم کار ميکردن
خب، پس، جوابت رو گرفتي
چايي پيشنهاد ميدم ولي انگار موندني نيستين
ميشه اتاق عمه رو ببينيم؟ نه نميشه
بذار يه جور ديگه بگم
. اتاقش رو به ما نشون بده، خانم فرانکلين
بابا، ما مهمون داريم.
اين ريه اونه. پدر هميشه از آنها رنج ميبره.
وقتي عمه شما فوت کرد
چيز عجيبي به تو نرسيد؟
بيا بالا
اينجا چيزي نمونده؟ جاي ديگه اي نيست؟
مثلا چي؟
مثلا ي پرنده
پنجره رو باز گذاشتم.
بيچاره گير افتاده بود
چطور اينو ميدونيد؟
ميخواي يه دوش خوب بگيري يا اردک؟
اوه، آره، تو دختر خوشگلم
چرا، هستي
نبايد اونارو تنها بزاري
نميتونه اون باشه
No comments yet. Be the first to leave one.