The first 174 lines.
!وای
!خوشمزه به نظر میرسه
!آره
!بسیار خب بچه ها، میتونید بخورید؟
!ایتادیکیماس
!به هر حال، چرا کونان و هایبارا اینجا نیستن؟
آی چان میخواست فیلم مورد علاقش رو ببینه و کونان کون .هم تنها توی آژانس کارآگاهی مونده
.حیف که نتونستن باهامون بیان
.آره
.آره
.بچه ها، اونجا رو نگاه کنید
!چی؟
، با یکم کش و قوس تو حل پرونده
!به حقیقت نزدیک بشید و اسرار رو هویدا کنید
!یک پرونده ناپدید شده با عنوان شبح شاهد
!نور روشن روش بندازید و مجرم رو پیدا کنید
، فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
، با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
آنسوی پرده
!آنسوی پرده
!یه مرد و زن؟
.سایه اونا رو به وضوح میتونید ببینید
.اونا درست شبیه عروسک سایه بازی میمونن
!به نظرت در حال غذا خوردن هستن؟
.احتمالاً دارن جشن میگیرن
.به نظر میرسه اوضاع بینشون خوب پیش میره
... صبر کن اونا
!یعنی ممکنه ...؟
!میخوان همدیگه رو ببوسن؟
!همونطور که گفتم همه چی وفق مراد داره پیش میره
!دیدن همچنین صحنه هایی برای بچه ها اصلاً خوب نیست
!چی؟
!وایسا، موضوع چیه؟
!آرایش که داره نمیکنه؟
.خیلی واضح که دارن دعوا میکنن
!وای نه
!بلافاصله با پلیس تماس بگیرید
.آه، اونجاست
!افسر، عجله کن
!بله؟
.ببخشید، من پلیسم
!میتونم چند لحظه از وقتتون رو بگیرم؟
!پلیس ازم چی میخواد؟
خب، گزارش شده که توی خونه شما
.از پشت پرده مردی رو دیدن که زنی رو کتک میزده
!از پشت پرده مردی رو دیدن که داشت زنی رو کتک میزد؟
.راستش من یه سگ خونگی بزرگی دارم
شاید (شکلات) رو از لا به لای پرده ها دیدن که .داشته باهام بازی میکرده
!اصلاً هم قضیه اینطوری نیست
.اون سگ نبود یه مرد بود
میتونم یه نگاهی به اطراف بندازم؟
خیلی خب، اگر فقط خودتون وارد بشید، مشکلی نیست؟
.دلم نمیخواد غریبهها داخل خونهام رو ببینن
.فهمیدم
!اون طرف! از اون طرف رفتن
آژانس کارآگاه موری
!اجازه ندین فرار بکنه
!این طرف! عجله کن
!عمراً بتونی از دستمون فرار کنی
.کونان کون
!آیومی چان؟ بچهها چی شده؟
.دوست دارم در مورد یه چیزی باهات مشورت کنم
!مشورت؟
... دیشب که با پروفسور آقاسا به رستوران رفته بودیم
.بچه ها، اونجا رو نگاه کنید
!یه مرد و زن؟
.سایه اونا رو به وضوح میتونید ببینید
.اونا درست شبیه عروسک سایه بازی میمونن
!به نظرت در حال غذا خوردن هستن؟
.احتمالاً دارن جشن میگیرن
.به نظر میرسه اوضاع بینشون خوب پیش میره
!چی؟
!وایسا، موضوع چیه؟
،پس تو از پشت پرده کاملاً ماجرا دیدی
!ولی پلیس حرفت رو قبول نمیکنه؟
!ما واقعاً دیدیمش
!پس چرا پلیس میگه که هیچ اتفاقی نیفتاده؟
.کاریش نمیشه کرد
.پلیس گفت فقط یه زن داخل خونه بود
!مطمئنید که این یه اشتباه از طرف شما نبوده؟
!نه اینطور نیست
!ما واضح همه چی رو دیدیم
.باشه بابا. حرفات رو قبول دارم
.اما اطلاعاتمون خیلی کمه
.هرچی که یادت میاد رو بهم بگو
،طبق گفته های پلیس
زنی که توی اون اپارتمان زندگی میکنه .کوکوبون یوکو سان 26 سالهست
.اون توی شرکت برنامهریزی رویدادها کار میکنه
این عکس پرسنلی اون در زمان استخدامش هست .که از روی وب سایت شرکت پیدا کردیم
.حسابی در موردش تحقیق کردی، میتسوهیکو
!خب، عملکرد سایههاشون چطوری بود؟
.مردِ لیوان و شراب رو سر میز آورد
.و زنه تمام مدت نشسته بود
.آره
،ما فکر میکردیم اونا از مهمونی دارن لذت میبرن
.بعدش مرد یهویی قاطی کرد
.حالا که فکر میکنم شاید اون مهمونی نبوده
به نظر میومد که یه افسر پلیس .داره از مظنون بازجویی میکنه
از نظر من اونا مثل افرادی بودن .که دارن از همدیگه خواستگاری میکنن
من فکر میکنم اونا شبیه پیر مرد و پیرزنی .بودن که دارن حموم آفتاب میگیرن
!برا چی حرفاتون با همدیگه یکی نیست؟
کاریش نمیشه کرد. از نگاه ما اینطوری .به نظر میرسید
!سایه هاشون، ها؟
،بسته به پرسپکتیو و زاویه
اندازه و تصویر کلیشون میتونه به طور کامل !تغییر بکنه، درست مثل عروسکهای سایه بازی
پلیس ادعا میکنه فقط زنی که گفته میشه .مورد حمله قرار گرفته داخل خونه بوده
.این دقیقاً برعکس چیزی که اونا ادعا میکنن
!اینجا چه خبره؟
!بازجویی
!حموم آفتاب
!تو شب کی رو دیدی که حموم آفتاب بگیره؟
... چی؟! خب
.پس بعد از ظهر داشتن چرت میزدن
.و بعدش کل شب رو بیدار موندن
.شما دوتا کلاً قضیه رو برعکس کردین که
!برعکس؟
.که اینطور. قضیه از این قراره
!کونان کون، چیزی فهمیدی؟
.آره، فهمیدم
،اگه هر چیزی که گفتین درست باشه .پس فقط یه جواب ممکن وجود داره
کارآگاه تاکاگی از اینکه حین کار مزاحمتون .شدیم خیلی معذرت میخوام
.نه، اشکالی نداره
!کوکوبون سان واقعاً گفت که یه سگ خونگی داره؟
.صدا بار بهشون گفتم که اینجا نمیشه حیوان خونگی آورد
.انگار هیچ کس توی خونه نیست
.آره
!هی، بچه ها
!اون از ورزش خوشش میاد؟
.پس یه زن تنهایی اینجا زندگی میکنه
!این خونه؟
.ظاهراً
این همون خونی که یکی سعی کرده پاکش کنه .و فنجونها و بشقابهای شکسته رو توی سطل زباله ریخته
.و به نظر نمیرسه که سگ خونگی داشته باشه
.کونان کون
.به این نگاه کن
.انگار خیلی ازش متنفره
... کونان کون، چیزی که اون شب دیدیم
.آره، شما دیشب شاهد جنایت بودین
... اما چیزی که دیدیم اینجوری نبود
.شما برعکس متوجه شدین
!برعکس؟
.همه دوست دارن در مورد اولین برداشت خودشون اظهار نظر کنن
و منطقی به نظر نمیرسه که زن تمام مدت بشینه
.و مرد شراب و لیوان ها رو بیاره و سرو بکنه
،اگه جنسیت اونا رو عوض بکنیم
.گفتههای افسر پلیس که گفت فقط یه زن توی خونه بود درست در میاد
،به عبارت دیگه، فردی که فکر میکردین مرد ـه .یه زن مو کوتاه بود
،و شخصی که فکر میکردین زن ـه .یه مرد مو بلند بود
!چی؟
.نگاه کنید. این عکس اخیرشه
.حق با توئه
.ما اصلاً متوجهش نشده بودیم
اون فقط به افسر پلیس اجازه ورود به آپارتمان رو میده
.چون بهش گفتین که قربانی یه زنه
.در حقیقت اینجوری خیلی به نفعش شده
،شاید بازدید سرزده رو یجورایی از سرش وا کرده باشه
ولی بعدش حس میکنه که امکان داره .تحقیقات در موردش تشدید بشه
!به عبارت دیگه، اون قدم بعدی رو تا حالا برداشته؟
.کارآگاه تاکاگی
.دوربینهای امنیتی رو چک کردم
کوکوبون یوکو سان رو دیدم که .امروز صبح زود با یه چمدون بزرگ اینجا رو ترک کرده
.به مرکز برگرد و چیزی که دیدی رو گزارش کن
.بله، قربان
.منم میرم دوربینهای امنیتی منطقه رو بررسی کنم
!نیازی نیست بهشون کمک کنیم؟
.نه، فکر کنم مشکلی پیش نمیاد
!مطمئنی؟
مطمئنان توهم نمیتونی بفهمی مقصر کجا رفته، درسته؟
.درموردش چیزی نمیدونم
معنیش چیه؟
اون احتمالا معتقده ،تا وقتی جسد پیدا نشه
.نمیتونه همش از دست پلیس فرار کنه
که این یعنی اون همون کاری رو میکنه .که توی روز دیگه ای هم انجام میداد
No comments yet. Be the first to leave one.