Digman!

Digman!

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Digman S02E07 720p x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | احسان  ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آگاتا، من برای ساعت ۴ آمادم

سالتین

تو میتونی

آه، سالتین. لطفاً بفرما بشین

چی تو رو امروز به اینجا آورده؟

ریپ، تو چیزای زیادی راجب باستان شناسی بهم یاد دادی

از دیرینه گیاه شناسی تا روش شناسی نقشه برداری لیدار

ولی فکر میکنم، حالا من برای قدم بعدی آمادم

پس، برای ارتقا یافتن از دستیار باستان شناس به یه باستان شناس حرفه ای تمام عیار، باید چیکار کنم؟

خب، راستشو بخوای سالتین، این به من بستگی نداره

وقتشه که تو رو در جریان یکی از محرمانه‌ ترین اسرار باستان‌ شناسی بذارم

برای اینکه به طور رسمی مجوز بگیری باید آزمون های باستان شناسی رو کامل کنی

چی؟

من یه قسم جدی خوردم، پس نمیتونم خیلی چیزا رو فاش کنم

ولی اینو بدون : آزمون ها یه سری آزمایش های خطرناکن که باید پشت سر بذاری

تا ثابت کنی که لیاقت باستان شناس بودن رو داری

...و به عنوان الگوی تو و تنها وارث

آخه گربمو به کی باید بسپارم؟

با ناراحتی باید بگم، فکر نمیکنم آماده باشی

چی؟ ولی این همه چیزیه که همیشه میخواستم، ریپ

خطرات از چیزی که فکر میکنی بالاتره

چون اگه شکست بخوری، دیگه هیچوقت نمیتونی دوباره برای آزمون ها تلاش کنی

!من شکست نمیخورم

اعتماد به نفست تحسین برانگیزه ولی هنوز چیزای زیادی برای یادگیری دوباره داری

ولی اینم بدون : اگه الان بری، ماموریت جدید و خیلی پربارمون از موزه شطرنج رو از دست میدی

من عاشق شطرنجم

میدونم. ولی اگه آزمون های باستان شناسی رو انجام بدی مجبور میشم به جای تو، سووپر رو به عنوان دستیارم ببرم

اوه. این دردناکه، ولی ارزششو داره

من میخوام آزمون های باستان شناسی رو انجام بدم

حتی اگه فکر نمیکنی آماده باشم

خیلی خب. پس بذار اینطور باشه

آگاتا، میتونی ساعت ۴:۱۵ منو بفرستی تو

!اوه، لعنتی

این قراره بد بشه، مگه نه؟

"دیگمن" *فصل دوم : قسمت هفتم*

!بهت هشدار میدم، سووپر

این یارو یه موزه شطرنج رو اداره میکنه پس احتمالاً یه جورایی یه خرخونه

به موزه شطرنج خوش اومدین

جایی که حتی یه پیاده مثل یه شاه رفتار میشه

بهت که گفتم. نیکی فینک، روحت شاد

خب، مگنوس، قضیه این مهره شطرنج ویژه چیه؟

پشت تلفن، این چیزی بود که گفتی پس برای همینه که دارم راجبش میپرسم

اوه، آره. وقتی که مجموعه شطرنج اصلی، توی قرن ششم ساخته شد، شامل همه مهره‌ های بازی بود که امروز میشناسین

!ولی یه مهره دیگه هم بود : مهره خدا

وای. و چرا باید اهمیت بدم؟

!وای، سووپر. چه نگرش خنده‌ داری

مهره خدا اجازه داره به هر جایی و در هر زمانی توی صفحه شطرنج حرکت کنه

فقط یکی از اون ساخته شد

ولی خیلی قدرتمند تلقی شد و برای همیشه پنهون شد

بعضیا میگن که توی کف اقیانوس قرار داره

بقیه هم موافقن، و من، خودم، با نظر اولی موافقم

!اوه، خدای من

من سعی میکنم دقیقاً مثل سالتین باشم

از تلاشت قدردانی میکنم، ولی این کاملاً ضروری نیست

باشه. دوستت دارم

اوه، وای. خیلی لطف داری. ممنونم

...ازتون میخوام مهره خدا رو پیدا کنین تا بتونم ازش

توی مسابقات بین‌ المللی شطرنج که توی هلسینکی برگزار میشه، رونمایی کنم

فکرشو بکنین چه تبلیغات فوق‌ العاده‌ ای برای بازی بزرگ شطرنج به ارمغان میاره

بیخیال موزه‌ت، مگه نه، مگنوس؟

آره، متهم به جرم، آقای دیگمن. ولی باید بهت هشدار بدم، شطرنج‌ بازا بی‌ رحمن

اونا برای گرفتن این مهره دست به هر کاری میزنن

فهمیدم. و راستشو بخوای، فوراً نادیده گرفته شد

خیلی خب، سووپر. بزن بریم برای شکار

!مهره خدا رو پیدا کردم

بیاین برگردیم به موزه شطرنج

اوه، گوشی منه

!آگاتا، مهره رو پیدا کردیم

خیلی عالیه، ولی دارم راجب یه چیز فوری تر زنگ میزنم

یه بچه آرزو به اسم رینگو هست که میخواد تو رو ببینه

میگه تو باستان شناس مورد علاقشی

متاسفانه، این پسر کوچولو زمان زیادی نداره

اون قراره به زودی بمیره

فهمیدم. فوراً یه مسیر به سمت اون پسر نحیف، تعیین میکنم

همونطور که همیشه گفتم، برای یه طرفدار هر کاری میکنم

!وای

!هی، سالتین

تریسکت! توئم داری آزمون های باستان شناسی رو انجام میدی؟

آره، نمیتونم صبر کنم تا شروع بشن

من قراره بگم، کرا-چا

آره، و بعدش من میگم، اسکوا-بوف

اوه، مرد. ما چه ارتباط مهیجی داریم

این عالیه. من واقعاً نگران بودم که نتونم تنهایی از پسش بر بیام

ولی با تو اینجا، مطمئنم که آزمونا رو خیلی راحت پشت سر میذاریم

!سکوت بر زبوناتون حکم فرما بشه

اسم من یوربوئه و میخوام رسماً گرم ترین ...خوشامدگویی‌ ها رو بهتون تقدیم کنم

!به جهنم

!این وحشیانه‌ ترین هفته زندگیتون میشه

بیشترتون شکست میخورین

!و تعدادی از این شکست ها حتی... حماسی میشن

یه باستان شناس باید مایل باشه همه چیو قربانی کنه، تا یه اثر باستانی رو پیدا کنه

روابط شخصیتون، خانوادتون، دوستاتون، حتی آشناهاتون

آیا باستانی، مبهم و بنفش خودمو واضح بیان میکنم؟

‫- قربان، بله قربان. ‫- تو، اسمت چیه؟

‫قربان، داگلاس، قربان.

‫داگلاس، هان؟

‫نه، فکر کنم ‫اسمتو بذارم "آقای گوه".

‫- قربان، بله قربان. ‫- و تو،

با اون حسِ تک فرزندی، ‫چه عینک ضخیمی داری.

‫بدون اونا میتونی ببینی؟

‫- قربان، نه قربان. ‫- بدون اونا میمیری؟

!قربان، شاید قربان

به نظر میاد که خیلی ‫به عینکات ‫وابسته ای.

‫در این صورت، اسمتو میذارم ‫"خانم گوه!"

‫انگار داشت خودشو ‫برای یه اسم عینکی آماده میکرد

‫ساکت! از پچ پچ متنفرم!

‫حالا بذارین ‫آزمون های باستان شناسی... شروع بشه!

‫ریپ، میخوام با رینگو ملاقات کنی.

‫هی، رفیق. شنیدم این ‫آخرین آرزوت بوده که باهام ملاقات کنی

‫بله، آقا، همین بود.

‫آه، چه خوب.

‫خب، رینگو، ‫من قصد ندارم بی‌ ادب باشم، ولی فکر میکنی ‫کی قراره بمیری؟

‫من هفته آینده به صندلی الکتریکی میرم.

‫باید بگم، وقتی مردم گفتن که تو به زودی میمیری،

‫من کاملاً فکر میکردم ‫که این به خاطر یه بیماری کشنده‌ست و نه به این خاطر که ‫تو، توی صف اعدامی

‫آره، اینو خیلی میشنوم.

‫خوشحالم که با این حال اومدی.

‫حدس میزنم که حرفشون درسته.

‫تو برای یه طرفدار هر کاری میکنی.

‫منظورم اینه که، به طور سنتی، آره،

‫ولی تو چیکار کردی ‫که سر از اعدام در آوردی؟

‫من به جرم قتل یه کشیش ‫متهم شدم.

‫- منم بودم. ‫- منم.

و با اینکه من بی گناهم، ‫فقط یه وکیل هست !که میتونه منو نجات بده : هاروی گرکو

‫- هاروی گرکو؟ ‫- هاروی گرکو؟

‫اون، مثل اینکه، ‫بهترین وکیل دنیاست.

‫خب، معلومه. ‫اون هیچوقت پرونده ای رو نباخته.

‫ولی متاسفانه، خانواده من ‫توانایی پرداخت هزینه آقای گرکو رو ندارن

‫اون ۸۰۰,۰۰۸ دلار ‫برای خدماتش میگیره.

‫پس کارش حرفه ای نیست؟

‫به خاطر همینه که ‫من هیچوقت بچه دار نمیشم.

‫فقط آرزو میکنم ‫که میتونستیم یه کاری بکنیم.

یه لحظه وایسا. اگه از ‫مهره شطرنج برای بردن ۸۰۰,۰۰۸ دلار استفاده کنیم

‫میتونیم رینگو کوچولو رو نجات بدیم و ‫بعد برش گردونیم به موزه

‫استفاده از مهره برای پول در آوردن ‫برامون دردسر درست نمیکنه؟

‫گفتن که مستقیم برش گردونیم، یادته؟

‫آره، ولی درست مثل خشک کردن ‫موهام زیر دوش، این ریسکیه که حاضرم بکنم

‫حالا، پاتو بذار روی گاز.

‫یه طرفدار داریم که باید نجاتش بدیم.

‫اولین آزمون شما یه دوره‌ آموزشیه.

آسونه. من توی خیلی از دوره های آموزشی بودم

!‫حتی اونایی که پر از موانع هستن؟ شروع کنین

‫یه باستان شناس باید مصمم باشه.

‫- هواتو دارم. ‫- یه باستان شناس باید قوی باشه.

‫یه باستان شناس باید چابک باشه.

‫یه باستان شناس نباید هیچ دردی حس کنه.

‫یه باستان شناس باید بتونه از روی تخته سنگ ها بپره

‫اوه... آره!

‫فکر کن، سالتین، فکر کن.

‫همونطور که همیشه گفتم، سالتین، هیچوقت اهمیت یه چوب رو دست کم نگیر

‫سالتین.

‫تریسکت، نه.

‫قسمت تخته سنگ منو گرفت.

‫چطور بدون یه دوست از این رد بشم؟

‫امیدوارم سخت ترین قسمت پشت سرم باشه.

‫اوه، تازه شروع شده، بچه.

‫لعنتی، من عالیم!

‫بچه ها اون خانم کبوتر جدید رو دیدین؟ یه جورایی جذاب بود

‫معذرت میخوام، آقایون.

...‫من اینجا برای هر کدوم از شما ماهی ها، که بتونه

دوست من‫، سووپر رو توی صفحه شطرنج بزرگ شکست بده، یه جایزه خیلی خوب دارم

‫من این پیشنهاد رو قبول میکنم.

وایسا، اون مهره خداست؟

‫- اون مهره خداست. ‫- باورنکردنیه.

‫ما فقط اینو قبول میکنیم.

‫اوه، لعنتی.

‫کیش و مات.

‫تو رو به فنا داد، ای آشغال.

‫من اینو برمیدارم.

‫حالا، کدوم یکی از شما ‫ماهی ها نفر بعدیه؟

‫ما از این پارک نمیریم ‫تا وقتی که ۸۰۰,۰۰۸ دلار در بیاریم.

‫هی، اگه میخوای ‫پول حسابی در بیاری، باید بری لاس وگاس. اونجا شطرنج خیلی طرفدار داره

گفتی... ‫لاس وگاس؟

‫آره، همینو گفتم.

‫آره!

‫یه باستان شناس باید یاد بگیره چیزی رو که برای بقیه منزجر کننده‌ست، تحمل کنه

!‫پس، برای این چالش، شما باید، مغز میمون بخورین

‫- ها. ‫- اونقدام بد نیست.

‫میدونی، در واقع توی بعضی از جاهای دنیا، این یه غذای لذیذه

...‫اوه، واقعاً؟ حتی وقتی که اونا پوشونده شدن با

‫سس تند اتمی خودکشی جنوب غربی؟!

مقدار تندیش خیلی بیشتر از حد معموله

‫نوش جان.

‫اوه خدای من. ‫فکر نمیکنم بتونم این کارو انجام بدم.

‫نوش جان.

‫من واقعاً برای این زحمت کشیدم، ‫و اگه نخورینش ‫خیلی ناراحت میشم

‫حالا، من میرم ‫دستامو بشورم چون یادم رفت قبلاً این کارو بکنم

قبل از اینکه غذا رو درست کنم ‫که درست بعد از ‫این بود که ریدم

‫خداحافظ.

‫سووپر.

‫چطور میتونی بخوریش؟

‫آسونه. یه ترفندی داره.

بیشتر از همه دوست داری چی ‫بخوری، سالتین؟

‫آه، تخم مرغ آب پز توی کیسه.

‫خب فقط خودتو جدا کن، وانمود کن به جای غذای بد مزه ‫آگاتا، داری اونو میخوری

‫انجام شد.

‫هوم. خیلی خوب انجام شد.

‫ولی خب، تو چندشی.

‫یه باستان شناس باید نترس باشه

پس برای این آزمون باید با چیزی روبرو بشین که بیشتر از همه، ازش میترسین

Digman! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Digman!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left