The first 200 lines.
.سلام
.سلام
آمادهای شروع کنیم؟
خب، یه جورایی امیدوار بودم .اول برام صبحونه درست کنی
هوس فریتاتا و ...شاید یکم
.سوسیس بوقلمون کردم
.فقط شوخی میکنم، بو
عمو بو؟
آقای بو؟
واقعاً شوخی نداری، نه؟
.همیشه شوخی میکنم
.تق تق
کیه؟ - .خفه خون بگیر -
سلام، کولت. یه لحظه وقت داری صحبت کنیم؟
نمیخواد بگی. فقط اینجایی چون .اون میخواد باشی
.نزدیک زن و بچهی من نیا
.بابتش شرمنده
.باهات کنار میاد
.نه، درک میکنم .فقط داره محافظه کارانه رفتار میکنه
اگه منم زن داشتم ...همین کار رو میکردم
...یا یه بچه
.یا حتی یه، میدونی، سگ وفادار
.نمیدونم چرا داریم دربارهی این حرف میزنیم
...حس میکنم توی اُپرا هستم. بگذریم
اگه ناراحتش میکنه، که .من اینجا هستم، میتونم برم
.فقط بهش زمان بده
.کولت احساساتیه
وقتی فهمید از بدن شویی که استفاده میکنه
میوه گل رز یا یه مزخرفاتی رو خارج کردن .با لگد به چرخ خرید انگشتش رو شکوند
میوه گل رز چه کوفتیه؟
میدونی چیه؟
.بهم بگو عمو بو
illusion امیرعلی
.سلام، عزیزم - .سلام -
چطوری؟
خب، میخوام با صدای خوشحالم ،صحبت کنم که بچهمون ناراحت نشه
ولی حس میکنم ممههام رو .رنده کردن
.آره، میفهمم
تو دبیرستان با یه دختر .دوست بودم که ارتودنسی داشت
.خودم بودم
.بله، درسته
.نمیدونم چه کاری رو اشتباه انجام میدم
.همهاش گازم میگیره .حتی دندون نداره
مثل یه پیرزنه که .سعی داره سیب بخوره
چرا به چیزی که بهت غذا میده صدمه میزنی؟
اگه یه ممه بود که ازش آبجو بیرون میزد
.تبدیلش میکردم به یه مذهب
داروهایی که بهت دادم رو میخوری؟
!آره .زیاد
.روشون یخ گذاشتم .هواشون رو گرفتم
میدونستی بابات ساعت 10:4 میاد اینجا و قهوه میبره؟
من نمیدونستم. خیلی نزدیک بود. خوب شد .دستکش اجاق دستم بود
میدونستم شیر مادر بهترین چیز براشه
و باید کمک کنه به هم نزدیک بشیم
ولی مطمئن نیستم بتونم .به اینکار ادامه بدم
واقعاً؟
مگه شیر مادر نباید به رشد مغزی کمک کنه؟
توی یکی از کتابهایی که .بهم دادی خوندمش
راستش، فقط ورقش زدم و .عکس ممهها رو نگاه کردم
رشد مغز؟
مگه تو تا 2 یا 3 سالگی شیر مادر نخوردی؟
.آره، دقیقاً
چیه، میگی خوبه یا بد؟
.تو... خیلی قوی و خوشتیپ هستی، کولت
.ممنون
.نمیدونم
.شاید باید فقط به شیر خشک رو بیاریم نظرت چیه؟
این یکی از اون موقعیتهاست که میخوای ازت حمایت کنم
یا بگم خودت رو جمع و جور کنی؟
.نظر صادقانهات رو میخوام - .باشه -
.خوبه
میخوای نظر صادقانهام چی باشه؟
این اولین چالشم به عنوان یه مادره .و حس میکنم انگار دارم شکست میخورم
.امکان نداره، شکست نمیخوره .مشخصاً، فقط داری اشتباه انجامش میدی
،آره، و تو هم به عنوان شوهر شکست نمیخوری .فقط اشتباه انجامش میدی
میتونم کمکی بکنم؟
.باید بیحسشون کنم و یخ نداریم
میتونی ماسک چشم یخ زدهات رو برام بیاری؟
خب، اینطوری دیگه .نمیتونم صبح بزنمش
.خط تی صورتم ناجور میشه
.باشه، قبول، میارمش
،راستی
.بابام به لوک گفته میتونه بمونه
نمیخوام تو یا پیتون .نزدیکش برید
.طرف بوی خوبی نمیده
.نمیدونم، به نظر مشکلی نداره
جدی؟ - .بابات فکر میکنه آدم خوبیه -
آدم خوبیه؟
چی؟ یه آدم خوب
سعی میکنه کلهات رو بکنه چون یه لامپ رو شکوندی؟
توی بازی برانکوز یه یارو رو هل دادی .چون خورد به چوروت
.نه - چی؟ -
.نصفش کرد .مجبور شدم از روی زمین برش دارم بخورم
،و همون حرفی که اون موقع زدم رو میزنم !لازم نبود بخوریش
عزیزم، فقط چون توی سوئیت ویآیپی هستیم
به این معنی نیست .که در حد غذای رو زمین ریخته نباشیم
...تمام ابزارها رو برداشتی
.گذاشتی توی جای درستشون
بهم افتخار میکنی یا ازم عصبی شدی؟
!خدای من بابا داشتن اینطوریه؟
.ببخشید، فقط بهش عادت ندارم
یه بار یه پیچگوشتی رو .جاساز شده توی یه درخت پیدا کردم
معلوم شد پسرها داشتن از کمپرسور هوا
استفاده میکردن تا پیچگوشتیها .رو به سمت همدیگه شلیک کنن
،اگه از نزدیک به بازوی چپ کولت نگاه کنی
هنوز میتونی یه سر فیلیپس .اونجا ببینی
!علیک
!علیک - .سلام -
پسر، این اطراف .میگیم علیک
.باشه
خیلی ممنون که گذاشتین .توی کابینتون بمونم
،اگه بخواید .میتونم کرایه بدم
،خدای من میخوای پول چیزی رو بدی؟
.ابزارها رو هم بر میداره
.باشه، ژنتیکی نیست
.ما والدین افتضاحی بودیم
ببین، فقط اومدم که وسایل روستر رو از کابین بردارم
چون فردا باید .برگردم به فلوریدا
چیشده؟
کارن چیزیش شده؟
میدونی، سرطان تنها چیزیه که .دوست داره باهاش بگرده
...یا مسیح، اون
،نه، عیبی نداره .خواهر افتضاحیه
...متأسفم بیماره
.لطفاً به خاله کارن سلامم رو برسون
همینطور، به خاله کارن .توضیح بده من کدوم خریام
.علیک - .علیک -
دیدی؟
.یه گوساله گم کردم
فکر میکنی یه گرگ دیگه اومده؟
.لاشهای پیدا نکردم
.تو در غربی رد لاستیک هست
لعنتی، یه گرگ سوار .ماشینه
دیشب، وقتی داشتم پیاده میرفتم خونه
یه نیسان آبی .توی ملکتون دیدم
.همینه
.باید کار توبی هندرسون باشه
یه همسایه با یه پسر احمق داریم
که واسه خودش از اینور اونور یه گوساله بلند میکنه
و توی مزایده 500 دلار مفت .میفروشهشون
،با همچین عوضیهایی
چطوری باید دوباره آمریکا رو عالی کنیم، بابا؟
ها؟
.باشه، لعنت بهش .میرم اونجا
.اون گوساله هنوز علامت گذاری نشده
.و پیترسون هرگز گوسالههاش رو علامت نمیزنه
.نمیتونی ثابت کنی مال توئه
،مگه اینکه اون عوضی رو موقع دزدی بگیری
.فقط میشه هزینهی انجام کار و کاسبی
که چی؟ فقط باید هیچکاری نکنم؟
آره، به نظر من هم .درست نیست
.آروم بگیر، خودم حلش میکنم، شمع ماشین
میتونم به باباش زنگ بزنم ولی میدونی .فقط قراره انکارش کنه
.طرف واقعاً عوضیه .عوضی اخمو
،فقط کل روز توی مزرعه مخفی میشه .دربارهی همه چیز غر میزنه
!خدای من، بابات
.واقعاً شوخی داری، خوبه
.تق تق
میخوای چیزی از فلوریدا برات بیارم؟
،هی، یه لباس که روش نوشته
"نذاشتیم گور وارد کاخ سفید بشه" چطوره؟
.الانش هم یکی دارم
واقعاً متأسفم باید .به این مسائل رسیدگی کنی
.اون خواهرمه
مثل تو که به پسر گرگ .کمک میکنی
.نه، منظورم رفتن به فلوریداست
،مثل کالیفرنیاست
،فقط جای اینکه ریگان رو بهمون بده .جب رو بهمون داد
!مری، یعنی چی؟
سلام! چه خبر؟
،من... یه سری وسیله اینجا جا گذاشتم .و نمیخواستم بهت زحمت بدم
پس، اینه. این پتو .متعلق به مادربزرگم بود
...یه
فکر کنم همه میدونیم .چرا اومدی اینجا
میدونیم؟
ازم دزدی میکرده و ،سعی داشته بندازش گردن ماریا
و کاملاً مطمئنم .مشکل اعتیاد داری
واقعیت داره؟
!نه .نه، واقعیت نداره
میشه اینقدر دربارهام شایعه پراکنی نکنی؟
یا مسیح. از زمان جمعه بازار به کسی ،مشت نزدم
ولی تو خیلی بیشتر از اون خانوم حاملهای
که آخرین نینتندو رو میخواست .داری عصبانیم میکنی
باشه، مری، فکر کنم .بهتره بری
اگه چیزی پیدا کردیم که .مال تو بود، بهت میگیم
.باشه
.ممنون، بو
،اگه دستبند پیدا کردین .پسشون میخوام
.اونها هم... مال مادربزرگم بودن
این وضع چقدر ادامه داشته؟
.نمیدونم
.چند هفته است ازش باخبر شدم
راستش مچش رو گرفتم که داشت از کیف جنیس
قرص کش میرفت .روزی که پیتون به دنیا اومد
جنیس قرص میاندازه بالا؟
.خوب نیست
.فکر میکردم فقط یه دائمالخمره
کاری هست که باید برای کمک به مری انجام بدیم؟
میدونی چیه؟
.تمام کاری که من میکنم کمک به مردمه
No comments yet. Be the first to leave one.