200 rreshtat e parë.
راوی: در ادامه، آیا "کیو"
و "سَل" میتونن معامله رو جوش بدن؟
چی باعث این تفاوت میشه
بچهها؟
آخ
این مسخرهست
راوی
چی باعث شده "جو" اینطوری شوکه بشه؟
سه
چهار بار در روز
آیا "سَل" میزنه به چاک؟
مور: داره میره تو
راوی: و بعدش
بازندهی بزرگِ امشب
مجبور میشه بره توی قفس مبارزه
چیزی که تا نبینید باورتون نمیشه
از این لحظه به بعد
سرنوشت ما تعیین میشه
توسطِ
همگی: گردونهی عذاب
هر کدوممون میایم جلو
و یه چرخ میزنیم روی
گردونهی عذاب
برای اینکه نبازی، باید انجام بدی
چیزی رو که حکم میکنه
گردونهی عذاب
خودِ
گردونهی عذاب
سَل
اول نوبت توئه، داداش
آره
حس میکنم این گردونهی عذاب
با من لج افتاده
جو
چیزای عجیب و غریبی روشه
حس میکنم قراره
چرخشِ بدی بشه
کیو: گردونهی عذاب، عزیزم
گردونهی عذاب
یالا، چرخ
عذاب، عذاب، عذاب
عذاب، عذاب، عذاب، عذاب
بریم که داشته باشیم
سَل
این غیرممکنه
چطوری یکی رو راضی میکنی
وسط مرکز خرید کف زمین دراز بکشه؟
موفق باشی، پسر
چون قراره همین الان از
این آدمای جلوی روت بپرسی
بچهها، ایرادی نداره اگه
نظرتون رو در مورد این بپرسم؟
میخوام دوستدخترم رو سورپرایز کنم
و براش
میخوام کلِ
سرویس خواب رو عوض کنم
اون بالا
دو تا انتخاب دارن
یه سایز کویین
یا این یکی که سایز فوله (کامل)
جو: فازش چیه؟
میخواد به کجا برسه؟
اون عادت داره قاشقی بخوابه
اوه
منظورمو که میفهمید؟
پس میفهمید چی میگم
نه؟
اون مدام مجبورمون میکنه
قاشقی بخوابیم
ولی هیکلش یه جورایی
مثل درشتیِ شماست
اگه خودش اینجا بود
راحت بود
اوم
یه لحظه با من قاشقی بخواب
فقط واسه یه ثانیه
تا همون لحظه بفهمم
که جاش اندازه میشه یا نه
فقط واسه یه ثانیه
ابعادش عین شماست
فقط واسه یه ثانیه
بیا اینجا
یه ثانیه
اگه این کارو بکنه، من خودم رو
از این لبه پرت میکنم پایین
خودمو میکشم
از این لبه میپرم پایین
داداش، یه دستی برسون دیگه
باید همین امروز بخرمش
تو حراجه
پسر، نکن این کارو
انجامش نده
نه
فقط خیلی سریع
باورم نمیشه
نگاه کن
داره بغلت نمیکنه
داره قاشقی نمیخوابه
قاشقی بخواب دیگه، پسر
نه، نه
باید دستت رو بندازی
دور من
و میخوام ببینم
دستت تا کجا میرسه
پسر
یه ثانیه طول میکشه
فقط یه ثانیه
خیلی خب، بیا
داره انجامش میده
داره انجامش میده
واو! ای بابا
حاضرید بچهها؟
برین تو کارش
اوه
جو: اوه
نخ دندون کشیدن توسط یه غریبه
چون نمیخواستم
بهت بگم
ولی یه چیزی
لای دندونات گیر کرده
گردونهی عذاب
آخه چرا؟
فکر میکردم رفیقیم
کی تو این مرکز خرید حاضره بیاد
دندون یه غریبه رو نخ بکشه؟
مور
چیز عجیبیه
مثل این میمونه که از یکی بخوای
با سنت رو پاک کنه
حتی نمیدونم از پسِ
انجام دادنش برمیام یا نه
ببخشید خانمها؟
نه
خانمها، میتونید کمکم کنید
دندونامو نخ بکشم؟
نه؟
میتونید کمکم کنید
دندونامو نخ بکشم؟
نه؟
نه، خبری نیست
هی
چه خبر رفیق؟
میتونم یه
خواهشِ کوچیک ازت بکنم؟
میشه، اوم
میشه کمکم کنی
دندونامو نخ بکشم؟
چون یه چیزی اون تو گیر کرده
و اصلاً دستم بهش نمیرسه
بذار بهت بگم چرا
یه قرارِ تووپ دارم
دارم میرم پیش یه دختر
از کلاس ششم
روش کراش داشتم
اوه، نخ دندونِ ترحمی
خوبه
و همین الان
دارم میرم ببینمش
و فقط نگرانم
که اگه اینطوری برم
میتونی کمکم کنی؟
صد در صد بهت قول میدم
این یارو انجامش نمیده
مثلاً فقط یه حرکت سریع
با نخ دندون؟
نکن پسر، انجام نده
ممنون
وای خدای من
داره انجامش میده
سَل: وای خدای من
عجب آدمِ
وقتی به چشمای یه مرد نگاه میکنی
و میگی: «بحث یه دختر در میونه
به کمکت احتیاج دارم...»
اتفاق میافته
انجامش میدی
بریم که داشته باشیم
یالا
گردونهی عذاب
اوه
کیو: دقیقاً از رو
«برنده شدن خودکار» رد شد
اوه! لعنت
میشه بهم
یه لحظه وقت بدی آماده شم؟
صورتت کاملاً سرخ شده
آره، قرمزه
کلاً اینورات
خیلی داغون بود
یه چرخ درست و حسابی بهش بده، جو
یالا
خودشه
مور: اوه
«لنگه کفش یه غریبه رو بگیر
و بوش کن.»
اوه، کی فکرشو میکرد
قراره از دماغم استفاده کنم؟
حالا جو، باید کفش
یکی رو دربیاری و بوش کنی
تا تهِ تهش
No comments yet. Be the first to leave one.