Elsbeth

Elsbeth

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 3

Maelezo ya toleo

Elsbeth S03E12 1080p WEB h264-ETHEL
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 12 Elsbeth 2024 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-03-16
Upakuaji: 19
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

فیلیکس: اگه می‌خوای حس خوبی داشته باشی، بهترین حسی که تا حالا داشتی

اگه می‌خوای توی آینه نگاه کنی و بگی

"آره، این همون کسیه که می‌خوام باشم"

تازه اگه از پسِ ۲۰ تا ۳۰ هزار دلار هزینه‌ش برمیای

کلاً پنج نفر توی نیویورک هستن که می‌تونن این کار رو برات انجام بدن

آره، کشتی پهلو گرفته

همین الان دارن ۴۰ تا کانتینر رو تخلیه می‌کنن

اوه، خدا رو شکر

فیلیکس: مدل‌های قارچی، لایه‌ای، پف‌دار

درسته، دارم درباره‌ی مو حرف می‌زنم

این‌ها بهترین کلاه‌گیس‌سازهای شهر هستن

اونا ما رو صدا می‌زنن

واقعاً همین‌طوره و مسئولیت این کار با منه

فیلیکس: بروس گرلان

کارهای اپرا، تئاتر، باله و مسابقات زیبایی رو انجام میده

اون سه تا "میس آمریکا" رو راه انداخته

البته نمی‌گیم کدوم‌ها بودن

گوش کن... فیلیکس: آندریا فاولر

کارهای خانم‌های پولدار "آپِر ایست ساید" رو انجام میده

و همین‌طور جامعه‌ی ارتدوکس

اون بهترین کلاه‌گیس‌های شرعی رو در کل ساحل شرقی می‌سازه

خواهش می‌کنم

فیلیکس: دومنیکو کاپلی

برای ستاره‌های تلویزیون، سینما و موسیقی ظاهر می‌سازه

از جمله کلاه طاسیِ سینتیا اریوو

گویا

تراستِ خانوادگی

فیلیکس: پرسیمون کلاه‌گیس می‌سازه

برای دنیای درگ‌کویین‌ها و رقصنده‌های خاص

اون توی ساختن کلاه‌گیس‌های ظریفِ راحتی استاد شده

و بعدش هم نوبت منه

خواهش می‌کنم! من هیچی ندارم

فیلیکس: فیلیکس وست

به من میگن دکتر مو

من برای تیپ‌های وال استریت پروتزهای موی طبیعی می‌سازم

و همین‌طور کلاه‌گیس برای کسایی که به خاطر بیماری موهاشون رو از دست دادن

ممکنه کارهای من توی مجله‌ی "دِرِس آپ" چاپ نشه

اما کار شریفیه

حداقل این چیزیه که خودم به خودم می‌گم

مامور گمرک: آره، خودشه

محموله‌تون تاخیر خورده

چی؟! تاخیر؟

گوش کن، گوش کن

من شنبه عروسیِ روزنکرانتز-شوارتزمن رو دارم

و مراسم ختنه‌سورانِ شومر

نمی‌تونم به دو تا قهرمانِ "درگ ریس" بگم

که جمعه‌شب قراره کچل باشن

یه مادرِ مسابقات زیبایی دارم که تهدید کرده به ضرب و شتم

اگه اون تیکه‌موی کوچیکی که بهش قول دادم رو نگیره

برای مسابقه‌ی "میس منهتنِ کوچولو"

باشه

قربان، ما هزینه‌ی اضافی دادیم که "طلای مذاب" سریع برسه

باید اینجا باشه

"طلای مذاب" جنسِ خیلی خوبیه

موی بکر و بلوند که تا حالا رنگ نشده

همون‌قدر که ابریشمیه، نادره

نمی‌دونم چی بهتون بگم

فردا دوباره سر بزنید

پرسیمون: چی؟

فیلیکس: خب، این منم، که دارم جون می‌کَنم تا یه پروتز موی دیگه رو تموم کنم

برای عروسیِ یه پادشاهِ کریپتو در "لیک کومو"

همون روال همیشگی و خسته‌کننده

تا اینکه، اون میاد تو

اون سر رو هر جایی می‌دیدم می‌شناختم

۲۲، شاید ۲۲ و یک‌هشتم اینچ

همون بانوی برنامه‌های صبحگاهی

لینا ویانتی

فیلیکس، درسته؟

خیلی عذر می‌خوام که این‌طوری سرزده اومدم

ولی حتماً باید می‌دیدمت

من رو؟

تو برای یکی از تهیه‌کننده‌های من، بریتنی، کلاه‌گیس ساختی

وقتی داشت شیمی‌درمانی می‌کرد

می‌تونی برای منم همون کار رو بکنی؟

اوه، خدای من، خیلی متاسفم

کـ... کی متوجه شدید؟

اوه، نه

من مریض نیستم. اوه

پنج روز در هفته، سرِ میزِ صبحانه‌ی آمریکا با کیفیت بالا

خسته شدم از این هیترهایی که از کلاه‌گیس‌هام ایراد بنی‌اسراییلی می‌گیرن

من فقط یکی از اون کارهای طبیعی و بی‌نقصِ تو رو می‌خوام

ولی شما مشتریِ دومنیکو کاپلی هستید

اون تا الان عالی بوده، ولی من یه ظاهرِ جدید می‌خوام

اوه، من نمی‌تونم مشتریِ یه کلاه‌گیس‌سازِ دیگه رو ازش بگیرم

اصلاً رسم نیست

اگه پول بیشتری بهت بدم چی؟

تو رو به همه‌ی دوستای بازیگرم معرفی می‌کنم

فیلیکس: و اینم از این

یه بلیط برای رهایی از دفترهای وال استریت و بخش‌های غم‌انگیزِ بیمارستان

حواست به منه؟

خانم ویانتی

لینا، لطفاً

لینا

می‌دونی چیه؟ انجامش می‌دم

عالیه

تا زمانِ ضیافتِ سالانه‌ی "دِرِس آپ" آماده می‌شه؟

همین شنبه؟

باید معرکه به نظر بیام

گیزلا مات یه دیکتاتورِ دیورپوشه

برای تو، لینا، البته که آماده می‌شه

حالا گوش کن، دومنیکو میگه پیدا کردنِ رنگ موی من غیرممکنه

اوه. نگران نباش لینا

من یه انبار ازش دارم

می‌تونی رو من حساب کنی

همه چیز طبق نقشه پیش میره

کلاه‌گیسِ لینا تقریباً تمومه

یکی از بهترین کارهای منه

فقط باید

چی؟

فقط تموم کردنِ چتریِ کج مونده، ولی موهام تموم شده

نه

بدون اون مو، رویای من نقش بر آبه

قبل از اینکه فرصتِ فیکس شدن پیدا کنه، وز شده و از بین رفته

و بعدش چشمم بهش می‌افته

بلیط نجاتِ من از عذابِ پروتزسازی؛ یه دم‌اسبیِ "طلای مذاب"

نمی‌دونم اون کیه. برام مهم هم نیست

درخششِ اون "طلای مذاب" چشمم رو کور کرده

این سرنوشته

همه چیز در حال تغییره

به محض اینکه لینا روی فرش قرمزِ "دِرِس آپ" قدم بزنه

با یکی از کارهای اصلِ فیلیکس، دیگه آسمون هم جلوم رو نمی‌گیره

معرفی در مجله‌ها، روی جلدِ "ببر و بگو"

اپرا و گیل سرِ من دعواشون میشه

دارم میام

الو؟

سلام فیلیکس. منم، دومنیکو کاپلی

اوه، سلام

آره، آره

توی دفترِ گمرک ندیدمت

می‌دونی، بالاخره محموله رسید

اوه، خبرِ خیلی خوبیه

آره

خب، شاید دیگه "دکتر مو" به اون موها نیازی نداشته باشه؟

ببخشید. منظورت چیه؟

فکر کنم من و تو باید با هم حرف بزنیم

الو؟

دومنیکو؟

فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟

کسایی که مشتری می‌دزدن، لیاقت ندارن از سسِ مامان بخورن

نمی‌دونم داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی

اوه، دروغه. لینا ویانتی

اون وقتِ ملاقاتش رو کنسل کرد

به من گفت قراره با موهای طبیعیِ خودش بیاد

به ضیافت "دِرِس آپ"

چه مسخره

یه سسِ خوب، درست مثلِ یه مشتریِ خوبه

زمان می‌بره. صبر می‌خواد

بهش می‌رسی، هم می‌زنی، هم می‌زنی و منتظر می‌مونی

من کلی برای لینا وقت گذاشتم

و تو فکر کردی همین‌طوری می‌تونی اون رو از من بگیری؟

خب، قراره این کار رو بکنیم

از این به بعد، تو کارمندِ من حساب میشی

کارمندِ تو؟ آره، درسته

من از هر کلاه‌گیسی که تولید می‌کنی سهم می‌گیرم

می‌دونی چیه؟

تو واقعاً داری شبیه کلیشه‌های ایتالیایی رفتار می‌کنی

اوه، آره؟ آره؟

خب اگه قبول نکنی، به همه می‌گم

که اون "طلای مذاب" برای کلاه‌گیسِ لینا رو از کجا آوردی

درسته

من خبر دارم که یه تیکه از دم‌اسبی رو کش رفتی

و وقتی بپیچه که داری از موی دزدی استفاده می‌کنی

کارت تمومه دکتر مو. فاتحه

حتی توی کارخونه‌ی عروسک‌سازیِ "اسپیریتد گرل" هم استخدامت نمی‌کنن

چقدر می‌خوای؟

با توجه به شرایط؟ خیلی منصفانه برخورد می‌کنم

درصد می‌خوام ۴۰

درصـ... این که باج‌گیریه ۴۰

دقیقاً

خب... معامله می‌کنیم؟

باشه. باشه

معامله می‌کنیم

ممنون

چندلر: اوه، از این طرف، خانم تاسچیونی

خانم تاسچیونی

افسر چندلر، می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

اگه جواب پیامِ مادرتون رو فقط با یه "لایک" بدید

خوب نیست، نه؟

یعنی بد نیست، ولی خوب هم نیست

مثل یه جور بی‌احساسیِ ملایمه

داری ایموجی‌ها رو تحلیل می‌کنی؟

آره، شاید بهتر باشه فقط بهش بگم

نصیحتِ من رو می‌خوای؟

سخت نگیر. بذار اون بیاد سراغت

این یه روشِ جدیده که دارم امتحان می‌کنم. کمتر حرف بزنم، بیشتر گوش بدم

خب، من تقریباً مطمئنم که اون از دستم عصبانیه

هی، پیش میاد. تو مادرشی

بالاخره خودش میاد سمتت. ما بچه‌ها همیشه همین کار رو می‌کنیم

نمی‌دونم

من زیاد توی این کار خوب نیستم... وای

این بوی فوق‌العاده چیه؟

اوه

آخ

تاسچیونی

اینجا صحنه‌ی جرمه. ولی بوش خیلی خوبه

موافقم، ولی چشیدنِ سسِ یه آدمِ مرده

با پروتکل‌های رسمی جور در نمیاد

حله

از سس فاصله می‌گیرم. اوممم

مامان کاپلی: این چیزیه که بچه‌های محله بهش میگن

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left