முதல் 200 வரிகள்.
سه روز دیگه، قایقمون میاد توی رودخونه اوهایو
این قسمت در «عرقسازها»
اصلاً حس خوبی به این وضعیت ندارم
انگار اشتباهی اومدیم این محله؛ جای ما اینجا نیست
میدونی، الان دقیقاً اینجا لنگ در هوا موندم
منظورم اینه که ۱۰۰۰ گالن عرق همینجا توی این تریلرها داریم
اصلاً خبری از اون قایقی که قراره... نیست
جنسهامون رو قاچاقی ببره کانادا
مطمئنی جاش همینجاست؟
من هیچی نمیدونم، هاوارد
طرف اونجاست. همین الان بار رو خالی کرد
به نظرم همین الان بریم تو باهاش حرف بزنیم
سعی کنیم باهاش معامله کنیم
دقیقاً نمیدونم اینجا کجاست
یا این همه آدم اینجا چیکار میکنن، ولی من و جری
به این پول اضافه نیاز داریم
اگه ناراحت نمیشی، میخوایم یه کم از مال ما رو امتحان کنی
داره میریزه؟
آره، همین الانِ الان
دارن میان بالا. پس دقیقاً بالای سرمونه
اومدن
ساکت باش
ما عرق رو اینطوری درست میکنیم
حاضری؟
اوه، راه افتاد
منظورم اینه که چهار پنج گالنی گیرم اومد
خب، تمومه بچهها. بیاین بریزیمش توی دبهها
توی جفرسون کانتیِ کنتاکی، بعد از راه انداختنِ
اولین کاسبی غیرقانونیش بعد از ده سال، تیم خورد به
پستِ یکی از کلهگندههای عرقساز اون منطقه
حالا که وقتش داره تموم میشه، تیم باید
پر کردن ۱۰۰۰ گالن عرقِ بدون مالیات رو تموم کنه
تا بهموقع به قاچاقبری که با قایق از کانادا میاد برسه
آروم برو. نریزیش هاوارد
بعد از چند هفته، دیگه داریم
حدود ۱۰۰۰ گالن رو همینجا تموم میکنیم
میگم، خوشگلتر از این صحنه تا حالا ندیدی
دمت گرم، تمومش کردیم
آره، با اون یارو تو کانادا حرف زدم
سه روز دیگه، قایقمون از رودخونه اوهایو میاد پایین
پس باید روی قایق با این یارو قرار بذاریم
از خریدارمون شنیدم که یه قایق داره
که داره از رودخونه اوهایو میاد
خب میدونی، این یه جورایی راهِ دورزدنی برای رسوندنِ
عرق به کاناداست، ولی امنترین راهه
ولی خب، الان تنها کاری که باید بکنم اینه که تا سه روز دیگه
برسونمش به این قایق
میدونی، این نه گمرک خورده نه مالیات
یعنی باید کامیون و تریلر جور کنیم
یا هر چی که هست، تا همه رو بار بزنیم
گوش کن. یکی داره میاد
ها؟
پسر، سه تا ماشین بغلبهبغل اون جلو هستن
داشتیم اونجا حرف میزدیم که یهو صدای
ماشینهای آفرود و بقیه رو شنیدیم
هر چیزی که نباید الان اونجا باشه
وقتی ما اینجاییم. خودشونن
اصلاً خوب نیست تیم. خودشونن
این جانه که یهو پیداش شده آمارمون رو بگیره
ای بابا، نه
خب، چه خبر رفقا؟
هِی، سلام
اوضاع چطوره؟
خب، چه خبرا؟
شماها اینجا بیرون چیکار میکنین؟ دارین دور دور میکنین؟
آره دیگه، هوا امروز خیلی خوبه پسر
هِی، اینجا رو نگاه کن. ببین
هِی، اینجا چند تا دبه داریم
میدونستم دارین عرق درست میکنین، ولی نمیدونستم
دارین اینهمه عرق درست میکنین
راستش واقعاً تحتتاثیر قرار گرفتم
دیگه کمکم داره از این قضیه خوشم میاد
آره، باحاله
میدونی که داشتی از برق من استفاده میکردی؟
میدونی، فکر کنم خبرش پخش شده
که چقدر عرق توی این انبار درست میکنیم
الان حس میکنم دارن ازم باج میگیرن
حالا مالیاتها رفته بالا. پس دارم فکر میکنم
ببین اینجا رو، دارم یه حسابکتاب کنتاکیطور برات میکنم
نظرم روی ۱۰۰ گالنه
ولی ببین، این یه جورایی برای کس دیگهای کنار گذاشته شده
پول این قبلاً پرداخت شده رفقا
آره، بذار رک و پوستکنده بگیم پسر
تاش رو برمیداریم ۱۰۰
این مالیات امشبه
پس جمعوجورش کنین پسرا. بیاین بار بزنیم
سهممون رو برداریم
این یکی واقعاً چشمگیره
خرج زندگی بالاست دیگه، رفقا
دقیقاً همینطوره
حالا چه غلطی باید بکنیم؟
نمیدونم
منظورم اینه که توی بیزنس قانونی، همه سهمشون رو میگیرن
توزیعکنندهها سهم میخوان
ایالت سهم میخواد، دولت فدرال سهم میخواد
ولی توی کار غیرقانونی، درسته که کل سود مال خودته
ولی هیچ امنیتی نداری
منظورم اینه که تو این وضعیت
نمیدونم کدوم دسته از مشکلات بدتره
باید تا سه روز دیگه ۱۰۰ گالن جور کنیم
وقت نداریم از نو ملات درست کنیم
توی کنتاکی هم کسی رو نداریم که بتونه کمکمون کنه
میدونی، الان ۱۰۰ گالن کم داریم
قایق کمتر از سه روز دیگه میرسه
چیکار کنیم؟
فکر کنم باید به هنری لا زنگ بزنیم
هنری لا، اونجا توی فرانکلین کانتیِ ویرجینیا
اگه داشته باشه، مطمئنم که میتونم ازش بگیرم
هِی پسر، چطوری؟
اینجا با یه گروه دیگه به مشکل خوردیم
واسه همین لنگ موندیم
حدود ۱۰۰ گالن کم داریم
اوه لعنتی پسر. ۱۰۰ گالن؟
میدونی، خیلی زیاده
یه مقداری دارم، ولی باید آمار بگیرم ببینم میتونم
بقیهش رو برات جور کنم یا نه
جدی؟ و البته
باید پاشی بیای اینجا، ویرجینیا
تا ببریش
اگه جورش کردی، ما تو راهیم
باشه، پس فعلاً. فعلاً
هِی، میدونی، الان ۱۰۰ گالن کم دارم
همین الان باید راه بیفتم و امیدوارم هنری کار رو دربیاره
بیا اینجا رو تعطیل کنیم و سریع از اینجا
بزنیم به چاک، رفیق. باشه
وای خدای من
خیلی سخت کار کردم تا دوباره چرخِ اینجا رو
توی کارولینای شمالی بچرخونم. باید بترکونم
آخرین کاری که دلم میخواد بکنم اینه که بشینم و دست رو دست بذارم
عمراً همچین اتفاقی بیفته
توی پولک کانتیِ کارولینای شمالی
جاش که یه دوره عرقگیریِ پرسود رو پشت سر گذاشته
راه میافته تا برای دور بعدی، یه مقدار غلات جور کنه
از یه تأمینکننده معتمد توی بازار سیاه که اسمش
از قضا اون هم جاشه
رفیقم جاش که توی مالتسازیه، امروز بهم زنگ زد
و گفت باید سریع بیام اونجا چون
یه چیزی داره که ممکنه به دردم بخوره
دیگِر هم بهم گفت پشت تلفن هیچی نگم
واسه همین داریم میریم اشویل تا ببینیم دقیقاً
چی تو چنتهش داره
هر بار که با جاش معامله کردم
یا توی پارکینگ بوده یا توی پسکوچهها
یا یه همچین جاهایی
فکر کنم رسیدیم
بهم اطمینان داد که کسی اونجا نیست و همهچی ردیفه
به جاش زنگ بزن. بذار بدونه رسیدم
فکر کنم اوکی باشه
هِی، جاش
هِی، ما اینجا منتظریم. میخوای چیکار کنم؟
باشه، ردیفه
خودشه. اونجاست، همونجا
چه خبر رفیق؟ جاشِ ما چطوره؟
من خوبم. جاشِ شما چطوره؟
ای بابا، منم خوبم پسر
خب، با جاش قرار میذارم و اون همیشه
بهترین غلات رو داره
امروز چی تو بساطت داری؟
بذار نشونت بدم
منتظر یه مدل غلهی توپی بودم
نظرت درباره این چیه؟
یه کیسه بادومزمینی؟ آره
پسر، فکر کردم واسه غلات اومدم اینجا
شنیده بودم میشه از بادومزمینی هم عرق گرفت
ولی این کاریه که تا حالا اصلاً طرفش نرفتم
چقدر از اینا داری؟ ۲۵۰ پوند
ولی وقتی مواد اولیه مجانی میافته توی بغلت
باید ازش استفاده کنی
چقدر داری؟ ۲۵۰ پوند؟
تا، ولی همهش خامه. همهش خامه ۲۵۰
پس داری میگی باید راه و چاهِ
بو دادن بادومزمینی رو یاد بگیرم
چون بادومزمینی خام رو که نمیشه خورد، احتمالاً
ویسکی خوبی هم ازش در نمیاد
خب، در عوضش چی میخوای؟
اگه فقط دو سه گالنش رو بهم برگردونی، عالی میشه
فکر کنم حتماً از پسش بربیایم
ماشین رو بیارم همینجا؟ خوبه
باشه، داداش
این برای من یه روش کاملاً جدید قراره باشه
که بخوام از بادومزمینی عرق بگیرم
میدونم که باید بو بدمشون تا
طعمشون در بیاد. مشکل اینجاست که
بادومزمینی چربی و پروتئین زیادی داره
و قندِ قابل تخمیرش تقریباً صفره
پس قبل از اینکه ملات رو درست کنیم
باید یه چیزهایی رو بفهمم
حالا تازه کار شروع میشه
باید بفهمم چطوری ملات رو بسازم، بعدش هم
عرق رو بگیرم. میدونی چیه؟
میخوام به هنری زنگ بزنم
هر وقت به بنبست میخورم، هنری یکی از اولین نفراتیه
که بهش زنگ میزنم
الان هنوز دارم از دوران نقاهتِ تصادفی که کردم میام بیرون
و به هر کمکی نیاز دارم
میدونم که حاضرم دوباره
یه حال اساسی به جونیور بدم
آره، این دیگه ردخور نداره پسر
توی هیوود کانتیِ کارولینای شمالی
بعد از ابداع یه فرآیند چندمرحلهای برای کهنهسازی سریعِ
No comments yet. Be the first to leave one.