முதல் 200 வரிகள்.
اون یه پهپاده؟
آره
داری به چی نگاه میکنی؟
درختا
چرا اون درختا؟
اونطرف که پر از درخته
از این درختا بیشتر خوشم میآد
ببین بچه، من یه جورایی سرم شلوغه، باشه؟
دوستم جرمی یه پهپاد داشت
اما مامانش ازش گرفتش
سعی کرد همسترش رو بهش ببنده
چون میخواست پروازش بده
دیگه اجازه ندارم با جرمی بازی کنم
میتونم با پهپادت پرواز کنم؟ نه
چرا نه؟ چون گرونه
قیمتش چنده؟
خیلی سوال میپرسی
اصلاً این درختا چه جذابیتی دارن؟
بچه، اگه پنج دلار بهت بدم دست از سرم برمیداری؟
باید برم
لعنتی
اوه
میخواستم یکم ورزش کنم ولی... بعداً میام
اتاق واسه هر دوتامون جا داره
خب، اوضاع چطوره؟ خوبه. تو چی؟
مثل همیشه
خب، راستش
یه جنازه توی پارک پیدا شده
پارکر مریض شده یا چیزی؟
نه، فقط دیر کرده
دیدم که داشت میرفت توی سالن چندمنظوره
یکم قبل واسه ورزش
ونس هم اونجا بود
هوم. حتماً ورزش جالبی بوده
آره، واقعاً
اون روز باهاشون توی آسانسور بودم
مثل غریبههای محض رفتار میکردن
نمیشه به پارکر خرده گرفت که ناراحته
سیآیدی رفت سراغ جس
ونس پشتش در نیومد. من که بیخیالش شدم
ولی پارکر مطمئناً نه
خب، امیدوارم زودتر با هم آشتی کنن
متنفرم از اینکه مامان و بابا با هم دعوا کنن
ببخشید دیر کردم. چی داریم؟
مقتول ستوانیار ارشد نیروی دریایی، مارتین هاجز هست
یه خانواده امروز صبح پیداش کردن
یکی از بچهها گفت که، هاجز اسلحه همراهش بوده
اما هنوز نتونستیم پیداش کنیم
ماشینش توی پارکینگه. تورس داره الان بازرسیش میکنه
و پهپاد چی؟
اون بچه گفت هاجز داشته باهاش پرواز میکرده
ظاهراً ادعا کرده بوده که داره به درختا نگاه میکنه
بچههه حرفش رو باور نکرد
ایدهای داری که داشت به چی نگاه میکرد؟
دوربینش داغون شده. امیدوارم کیسی بتونه دوباره راهش بندازه
علت مرگ معلوم شده، جیمی؟
خب، چندین زخم سوراخشدگی داریم
توی قفسه سینه و شکم
اثری از درگیری دیده نمیشه
واسه همین حدس میزنم اصلاً متوجه حمله نشده
همهچی ردیفه؟
اعتبار گواهینامه اسلحهام تموم شده
هماهنگکننده آموزش بدجور پیگیر منه
واسه تمدید اعتبار. منم تو این شرایط بودم
میخواستم انجامش بدم ولی کی وقتش رو داره؟
نمیشه تا ابد پشت گوش انداختش
اون هماهنگکنندهها اصلاً شوخی ندارن
مجبورت میکنن انجامش بدی
هی بچهها، اینو ببینین
توی جیبش پیداش کردم
صبر کن، بذار ببینمش
داری شوخی میکنی
چیه؟ میشناسیش؟
آره، قبلاً میشناختمش
اسم و اولیویا گارسیاست
دوستدختر سابقمه
قدیما با هم بودیم
قبل از اینکه با دلیله آشنا بشم
مقتول ما با عکس اون چیکار میکرده؟
شاید شوهرش یا دوستپسرشه؟
یا یه چیز بدتر
چیزای مشکوکی توی وانتش پیدا کردم
شوکر، بست کمربندی و چسب برزنتی
شاید با یه آدمربایی طرف باشیم
هنوز با اکست تماس نگرفتیم؟
نه
من چند تا، اوم، پیام صوتی براش گذاشتم
حتی رفتم دم خونهاش
آره، همسایهها میگن مدتیه ندیدنش
اما اینم میگن که زیاد سفر میره، پس
چی میدونیم؟
دکتر اولیویا گارسیا، ۴۲ ساله
بهعنوان میکروبیولوژیست توی یه مرکز تحقیقاتی در ویرجینیا کار میکنه
آره، مادر مجرده، یه پسر نوجوان داره که خارج از کشور درس میخونه
الان داریم سعی میکنیم باهاش تماس بگیریم
چقدر خوب میشناختیش؟
حدود شش ماه با هم بودیم
باهوشه. بامزه است
میدونی، ما خیلی خوب با هم کنار میاومدیم
اما اون، اوم، رابطه رو تموم کرد
تا روی کارش تمرکز کنه
از اون موقع باهاش حرف نزدم، اما
چی؟
خب، اون یه ایمیل واسم فرستاده بود
حدود دو ماه پیش
گفت که میخواد همو ببینیم
تا درباره چیزی باهام حرف بزنه
درباره چی؟
هیچوقت نفهمیدم
ولی الان حس بدی دارم
خب، اگه تو دردسر افتاده بوده باشه
و من پیشش نبودم چی؟
هنوز نمیدونیم اتفاقی افتاده یا نه
ممکنه همونطور که همسایههاش گفتن، سفر باشه
پس فعلاً فقط روی پرونده تمرکز کن
باشه؟
بسیار خب، درباره مقتولمون بگو
ستوانیار ارشد مارتین هاجز
ساله، مجرد، خلبان پهپاد نیروی دریایی بود ۳۸
آره، فرماندهاش گفته اخیراً سر کار خسته بوده
میگه شاید داشته، اوم، دوشغله کار میکرده
آره، لابد بهعنوان آدمربا
توی گوشیاش چیزی پیدا کردیم؟
توی صحنه جرم یا آپارتمانش پیداش نکردیم
اما لپتاپش رو داریم
هاردش قفل بود ولی کیسی داره الان روش کار میکنه
بازم هماهنگکننده آموزش؟
بذار دست به سرش کنم
پارکر
بله، اما
آره، ولی وسط یه پروندهام
راهی نداره که بشه جابهجاش کرد...؟
چی؟
اگه قول بدم از اسلحهام استفاده نکنم چی؟
نه، نه، نه. متوجهم
خیلی خب
بذار حدس بزنم، وقت حساب و کتابه؟
دارن مجبورم میکنن برم مرکز آموزش فدرال
تا دوباره گواهینامه اسلحهام رو تمدید کنم
کی؟
همین الان. ۲۴ ساعت نیستم
بیخیال، نمیتونی از زیرش در بری؟
نه نه نه، اجباریه. حرفش هم نزن
دوست ندارم شما رو اینطوری تنها بذارم
خب، نگران پرونده نباش
اگه خبری شد باهات تماس میگیریم
کسی چه میدونه؟ شاید بهت خوش گذشت
شاید یه دوست هم پیدا کردی
نایت، دارم میرم مرکز آموزش، نه اردوی تفریحی
تا ۲۴ ساعت دیگه
تا من نیستم چیزی رو نشکنین
هی کیسی. خبری از نجات دادن پهپادمون نشد؟
ببین، من کارم خوبه ولی نه دیگه اینقدر
اینو نگاه کن. کارش تمومه
هرکی این کار رو کرده حتی کارت حافظهاش رو هم برده
پس راهی نیست که بفهمیم مقتول داشت به چی نگاه میکرد؟
نه. حتی نقشههای پارک رو هم چک کردم
و مناطق اطرافش رو
تا ببینم جای خاصی پیدا میشه یا نه. خب؟
یه پارک شهریه. هر جا رو بگی میتونه باشه
گزینههای زیادی هست. پس هیچی دستمون نیست؟
من همچین حرفی نزدم
خب، تونستم قفل هارد هاجز رو بشکنم
یک هفته قبل از اینکه کشته بشه
یه حواله پولی از یه منبع ناشناس دریافت کرده
پس شاید بهش پول دادن تا اکسِ مگی رو بدزده
و بعدش کشتنش تا رد پاها رو پاک کنن؟
ممکنه. دارم روی ردیابی پرداختها کار میکنم
امیدوارم ما رو برسونه به قاتل
و اکسِ مگی. پسر، باورم نمیشه
چند هفته پیش اکسِ تورس، بیشاپ، دزدیده شد
حالا هم مال مگی. قضیه این اکسها این اواخر چیه؟
میدونم. عجیبه، نه؟ خیلی عجیبه
من اینقدر ترسیدم که حتی به چند تا از اکسهای خودم زنگ زدم
تا مطمئن بشم حالشون خوبه. خب چطور پیش رفت؟
فقط همین رو بگم که الان دو تا قرار قهوه دارم و یه شام
که اصلاً دلم نمیخواد برم
اوه. چی شده؟
اکس مگی ممکنه بیشتر از اون چیزی که فکر میکردیم تو دردسر باشه
تورس همین الان با پلیس محلی حرف زد
شش هفته پیش گزارش مفقودیاش ثبت شده
آتشبس
شش هفته؟ چطور زودتر نفهمیدیم؟
اوم، کارآگاه پرونده سرش شلوغ بوده
و هنوز توی سیستم ثبتش نکرده بود
نابغههای پلیس دی.سی! میدونی، با این مدت طولانی که گم شده
احتمال اینکه اولیویا هنوز زنده باشه... - آره، میدونم
اوضاع خوب نیست. حال مگی چطوره؟
اون و تورس رفتن به محل کار اولیویا
تا با همکاراش صحبت کنن
یه جایی به اسم، اوم
مرکز تحقیقات زیرزمینی تراسک
کارآگاه گفت اونجا آخرین جایی بوده که اولیویا دیده شده
باشه، وقتی برگشتن بهم خبر بده
اوم، تمدید گواهینامه چطور پیش میره؟
هنوز شروع نشده. امیدوارم خیلی بد نباشه
سلام. لئون ونس. کجا باید امضا کنم؟
باید برم
ممنون
تو اینجا چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.