DMV

DMV

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

DMV S01E11 Power Shift 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 11 DMV 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-03
பதிவிறக்கங்கள்: 26
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ردیفِ ردیف

اوه! هممم

اووو

این یه روحه

نه بابا، شوخی کردم

می‌خوام با یکی آشناتون کنم

فیلمبرت

این دیگه چیه؟

دستگاه چک‌اینِ فرودگاه رو دزدیدی؟

این یه دوربین خودکاره

صبر کن ببینم، چی؟ ساکرامنتو شعبه ما رو انتخاب کرده

تا این کوچولوی خوش‌تیپ رو تست کنه

این‌جوری مشتری‌ها خودشون از خودشون عکس می‌گیرن

و مستقیم آپلود می‌شه توی دیتابیس

باحال نیست؟ نه، اصلاً هم باحال نیست بارب

این دقیقاً کارِ منه. پس من دیگه باید چه غلطی بکنم؟

اوه، می‌تونی همین دور و برا پلک بزنی و

حواست باشه مشتری‌ها بدونن کدوم دکمه رو بزنن

داری شوخی می‌کنی؟ چی، می‌خوای همین‌جوری اینجا وایستم؟

یا می‌تونی بشینی. هر جور راحتی. در ضمن

امروز روزِ آخریه که این آتل پامه. امروز بازش می‌کنم

اینم از این

می‌خوای بیای تو کادر؟

آآآخ

بالاخره می‌تونم درازکش بخوابم

ووو! آخ! هنوز زوده بارب

اوه

این ستِ گرمکن چیه پوشیدی؟

مستقیم از جلسه "باباهای مطلقه‌ای" اومدی

که اومدن تمرین فوتبال؟

یا داری تست بازیگری می‌دی

واسه نقش راکیِ سیاه‌پوست؟ اون اسمش "کرید"ـه

اوه، آره. نه بابا

امروز صبح با عجله اومدم سر کار

چون تانیا برام خریده بود

یه کادوی خیلی خوب واسه سالگردمون

آخی، چه رمانتیک

نه، اصلاً هم رمانتیک نیست

با هم قرار گذاشته بودیم: کادو ممنوع

بعدش هم امروز صبح رفتم توی پارکینگ

که مثلاً الکی ورزش کنم

و یه چوب ماهی‌گیریِ پشه‌ایِ کاملاً نو پیدا کردم

اوه، تو هم که عاشق ماهی‌گیری هستی

این فقط یه معنی می‌تونه داشته باشه

این یعنی اعلام جنگ

دقیقاً. می‌خواد کل سال اینو بزنه تو سرم

مگه اینکه تا امشب یه چیز بهتر براش بخرم

تا اون موقع هم هیچی به دستم نمی‌رسه

کارش درسته. بدجوری کارش درسته

می‌تونم بپرسم ورزش الکی دیگه چیه؟

پیرهنمو درمیارم و توی آینه به خودم زل می‌زنم

اون رنه مونتگومریِ لعنتیه

رنه کیِ چی؟ رنه مونتگومری، بازیکن سابق

بسکتبال حرفه‌ای. آره، توی تیم "یوکان" بازی می‌کرد

لیگ زنان، و نگو... آخی، چه ناناز

اونجوری. ناناز؟

اون کلی قهرمانی به دست آورده

و یکی از مالکای تیم "آتلانتا دریم" هم هست، نه؟ آره

واو. ببین، من از اونایی نیستم که فکر می‌کنن

می‌تونن یه ورزشکار حرفه‌ای زن رو شکست بدن

من مطمئنم که می‌تونم

توی دبیرستان عضو تیم اصلی بسکتبال بودم

هر شش سال رو

خیلی معذرت می‌خوام. می‌شه... می‌شه یه لحظه برگردیم عقب؟ اوم-هوم

تو فکر می‌کنی می‌تونی رنه مونتگومری رو شکست بدی؟

ببخشید؟

اونم توی بسکتبال؟

کلت، این یه بحث علمیه

مردا ورزشکارای بهتری از زن‌ها هستن

آره، دقیقاً همون‌طور که مردا راننده‌های بهتری هستن

و... و مردا توی ریاضی هم بهترن

دیگه اون روز چی گفتی؟

اوم، آروغ زدنِ ارادی؟

علمه دیگه

خب، این از دو جهت حال‌به‌هم‌زنه

گرگ، یه حمایتی بکن ازم پسر. پاس

همون کاری که زن‌ها توی زمین بسکتبال نمی‌تونن بکنن

یا توی مثلثات... یا توی "مثلث‌هندسه"

"مثلث‌هندسه"؟ مثلث‌هن...؟ مثلث

مثلثات... "مثلث‌لات"؟

آره، "مثلث‌لات". خودشه. همینو بگو

"مثلث‌لات". آره. به خودت فشار نیار

برو باجه شماره شش

می‌دونی، اگه یه ذره بچرخی، قشنگ مخفی می‌شه

اون غبغبی که داری. فقط

باشه. خیله خب

هوی، هوی، هوی. بکش عقب رفیق. بکش عقب. خب. تو فکر می‌کنی

از من بهتری؟ ثابتش کن، ایکبیری

اه! همه‌شون عالی‌ان

می‌دونی چیه؟ شانس آوردی، باشه؟

صورت من تقارن کامل داره، واسه همین

می‌بینم که شما دوتا با هم خوب جفت‌وجور شدین

این یه فاجعه‌ست. چطور تونستی پای ترمیناتور رو به اینجا باز کنی؟

ای بابا، به نظر من که خیلی بانمکه. به خودت بیا بارب

این تازه اولشه، روبات‌ها دارن جای ما رو می‌گیرن

چیه، مگه تو طویله بزرگ شدی؟

اومم، نه اینکه دقیقاً اونجا بزرگ شده باشم

ولی یکی دو سال تابستون‌ها رو توی یه طویله می‌گذروندیم

تا قبل از اون تصادفه

این فقط یه برنامه آزمایشیه، مثل همون مطالعه بالینی

که مجبور شدیم بعد از تصادف انجامش بدیم

خب، باید به ساکرامنتو می‌گفتی نه

به این سادگی‌ها هم نیست سیسی، باشه؟

وقتی مدیری، باید خیلی چیزها رو در نظر بگیری

آره، باید ما رو در نظر می‌گرفتی، یعنی کارمندات رو

اینجا یه اکوسیستم حساسه و کلی زحمت پشتشه

تو حتی نمی‌تونی چکه سقف بالای باجه ۱۱ رو درست کنی

آه، فکر می‌کنی می‌تونی بهتر از بارب عمل کنی؟

آره، همون‌طور که وقتی به جای من مدیر شدی بهت گفتم

اما حالا که این همه مدت دیدم چطور مدیریت می‌کنی

کاملاً ازش مطمئنم

پس بفرما، این گوی و این میدون. اومم

من دارم میرم دکتر تا این آتل رو از پام دربیارم

و تا وقتی برگردم، مسئولیت اینجا با توئه

عالیه. عاشق این وضعم

به زودی می‌فهمی

که این جلیقه چه بار سنگینی روی دوش آدم میذاره

شماره جی-۵۰، به باجه‌ی

هی، یو، آدریان

آره! چون تو

اوه، ببخشید. منم اصلاً نفهمیدم چی شد

ویک... ویک بهم گفت اینو بگم

داری توی صندوق اشیاء گم‌شده دنبال چی می‌گردی؟

دارم سعی می‌کنم یه کادوی سالگردِ دقیقه‌نودی پیدا کنم

قسم می‌خورم که

یه چتر سیتی‌بانک همین دور و برها بود

برای زنی که ۳۵ ساله باهاشی؟

آره. گرگ

اوه، این عالیه. یه رادیو

نه. اون دستگاه کمک‌تنفسیه، رفیق

ببین، من کادو خریدنم حرف نداره، باشه؟

اومم. من کمکت می‌کنم

کمکت می‌کنم یه ایده‌ای به ذهنت برسه

خب، ام... بسیار خب. باشه

وقتی به روز عروسیت فکر می‌کنی... آره

اولین کلمه‌ای که به ذهنت میاد چیه؟

چرا؟

ویکلبک، بیدار شو

هان؟ به رنه گفتم که تو گفتی

می‌تونی شکستش بدی. مثل اینکه الان وقتش آزاده

الان؟ همین الان؟ آره. آخه می‌خواستم

تمرین امروز رو نرفته بودم، واسه همین گفتم یه بازی بکنیم

و بعدش ورزش کنم

مطمئنی می‌خوای تو پارکینگ اداره راهنمایی رانندگی بسکتبال بازی کنی؟

اوه، نه، نه، نه، اون پایه‌ست

اونقدر پایه‌ست

که الان تو هسته زمینه و داره تنگستن استخراج می‌کنه

یکی یه مجله علمی تو دستشویی زنونه جا گذاشته بود

هوم. اگه بابت هر باری که

یه پسری می‌گفت می‌تونه منو ببره یه قرونی می‌گرفتم

الان حقوق کل بازیکنای ان‌بی‌ای تو جیبم بود

ببین

خیلی دلم می‌خواست، ولی یه «مشکل کوچولویی» با کفشام دارم

اگه این پوتین‌های لعنتی نبودن

پوست تمساحه، واسه همین... اوه، پوست تمساحه

پوست تمساحه. چکمه‌های پوست تمساح

نگران نباش. می‌دونم. اه

چون اون یه جفت کتونی اضافه داره

معلوم شد سایز پاتونم یکیه

یالله راه بیفت. نمی‌خوام... آخ

پسر تمساحی

هوم؟ باشه. باشه

ردیفه. فکر خوبیه

واقعاً خوبه. یه ذره هم هوازی کار می‌کنیم

آره

نه! چطور مساوی شد؟

بازی تمومه. ای بابا

آره. بیا دیگه، رنه

ایول دختر. من پشتتم

خواهش می‌کنم. بجنب

لهش کن. نابودش کن. تو می‌تونی

ها! آره! بریم که داشته باشیم. چی؟

خیلی خب، شانس آوردی

اونجایی که من ازش میام، چیزی به اسم شانس وجود نداره

فقط تلاش سخت و پشتکار

این یه تمرین رایگانه، پسر

بترکون و دوباره بساز. می‌فهمی چی می‌گم؟

چی داری می‌گی؟ نه، نه، نه

اوه! بازی تمومه. اوهوو

همینه که می‌گفتم

آه. آه

اوه، مردا برگشتن، عزیزم

مردا برگشتن. هورا

برگرد عقب. آره

وای خدای من. اصلاً نمی‌فهمم این چیه

آه. بابا اومد خونه

آزمایش مدیریتی کوچولوت چطور پیش رفت؟

شونه می‌خوای واسه گریه کردن؟

این جلیقه از ایناست که عرق رو جذب می‌کنه

اوه، سلام بارب. خوشحالم دوباره روی پاهات می‌بینمت، ولی خب

نه، تو قلمروی سیسی همه چی روبراهه

چرا انقدر ساکته، و

چرا بوی اینو می‌ده که انگار وسط پاساژ دارم ماساژ می‌گیرم؟

آه، اون بخورهای آرام‌بخشیه که راه انداختم

آره. عصاره‌ی ترنجه، برای ایجاد خوش‌بینی

همین الانم اثر کرده. راستی، می‌شه

مرسی

جل‌الخالق

آدمیزاد تو سالن انتظار؟

اوهوم. شماره‌ی C-49

More Farsi Persian subtitles for DMV

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left