Virgin River

Virgin River

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 7

வெளியீட்டு விவரம்

Virgin River S07E03 The Match 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-XEBEC
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 3 Virgin River 2019 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 63
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

بیا تو

شارمین کجاست؟

تو باید بگی! تمام این مدت باهاش در تماس بودی؟

چی؟ نه

نه، فقط زنگ زد و ازم خواست اینجا ببینمش

به فکرت نرسید به من زنگ بزنی؟

اون مشاوره حقوقی می‌خواست، مایک. اون چی گفت؟

چرا حس می‌کنم دارم بازجویی می‌شم؟

خواهش می‌کنم فقط بگو چی گفت

اول تو یه چیزی به من بگو. از کجا فهمیدی اینجاست؟

دفتر کلانتر گوشیش رو ردیابی کرد

که ظاهراً برای زنگ زدن به تو دوباره روشنش کرده بود

متأسفانه

اون مطمئن شد که دیگه نشه ردیابیش کرد

صداش چطور بود؟ اوم

آشفته. انگار تو خطر بود

و این تمام چیزیه که می‌دونم. اگه شارمین چیز دیگه‌ای بهت گفته

فکر می‌کنی چیزی رو ازت پنهان می‌کنم؟

ببین، ممکنه کس دیگه‌ای گوشیش رو شکونده باشه

یا شایدم تو ترسوندیش و فراریش دادی، مایک

ببین، الان تنها نگرانی من شارمینه، خب؟

منم همین‌طور، ولی اوضاع براش خوب به نظر نمی‌رسه

یه گوشیِ شکسته معنیش این نیست که اون کالوین رو کشته

اثر انگشت خونی توی صحنه جرم پیدا شده

اثر انگشت شارمین، خونِ کالوین

خب، در این صورت منم وظیفه‌ای دارم که باید انجام بدم

و اونم اینه که وکیلِ شارمین باشم

از کی تا حالا؟

از همین الان. باشه

بری، این... این بازی نیست

این تحقیقاتِ قتله

آره می‌دونم، تحقیقاتِ قتله

و مطمئنم تو اون بخشش رو به خوبی پیش می‌بری

اما چون دیگه نمی‌تونم اطلاعات بین وکیل و موکل رو بهت بگم

فکر کنم بهتره تو دست و پای همدیگه نباشیم، باشه؟

ممنون. آره

نمی‌تونی تصور کنی برگشتن به خونه چه حس خوبی داره

آخی! خیلی خوشحالم که حالت بهتره

ولی بهم قول بده که زیاده‌روی نکنی، باشه؟

من هیچ قولی بهت نمی‌دم

تمام هفته توی اون بیمارستان حبس بودن، بهم وقت داد که فکر کنم

وقتشه که دوباره بزنم به دلِ جامعه

آفرین، روحیه یعنی این، اورت

می‌دونی که، اصلاً کمکی نمی‌کنی. اوه

چطوره هر دوتون رو ببرم ناهار؟

یه جشنِ بعد از عروسی

اوه، واو، خیلی خوشحال می‌شیم

اما، اوم، راستش امروز یه جلسه توی شورای شهر دارم

و بعدش هم، اوم، دیرتر

بعدازظهر رو با مادری می‌گذرونیم که ممکنه سرپرستی بچه‌اش رو بگیریم

به این زودی کسی رو پیدا کردین؟

خب، احتمالاً. می‌دونی که هنوز داریم باهاش آشنا می‌شیم

ولی با احتیاط خوش‌بین هستیم. بله

خب پس، منم با احتیاط نسبت به پدربزرگ شدن خوش‌بینم

خیلی خب، بیا عجله نکنیم

به هر حال، چون نمی‌تونیم ناهار بخوریم

چرا با من نمیای جلسه شورای شهر؟

آه، جلسات شورای شهر واقعاً کار من نیست

بیخیال، پس چی شد اون حرفت که می‌خواستی بزنی به دل جامعه؟

تازه، می‌تونی از دکتر حمایت کنی

منظورم اینه که، اون مثلاً دو بار جونت رو نجات داد

اووه، اورت، حرفش درسته

خیلی خب، قبول

می‌ریم جلسه. پنج دقیقه بهم وقت بده

پدربزرگ؟ واو. چه زود داره پیش می‌ره

نه، حق با توئه. امروز نباید در مورد مارلی عجله کنیم

باشه. آره

فقط قراره تمام تلاشمون رو بکنیم. درسته

حس خیلی خوبی به این موضوع دارم. و من هوات رو دارم، باشه؟

من بهترین شوهر دنیا رو دارم. آره، همین‌طوره

داشتم فکر می‌کردم شاید بتونیم مارلی رو ببریم بازار دست‌دوم‌فروشی کنار ایستگاه قطار قدیمی

اوه، ایده خوبیه. آره؟

ام‌هوم. خب، چطوره من برم دنبالش؟

و بعد تو می‌تونی بعد از جلسه شورای شهر بیای پیش ما

ها؟ شاید بتونیم چند تا وسیله هم واسه خونه‌ی جدید و خالی‌مون بخریم

ام‌هوم

خوبه؟ باشه. عالیه

بعداً می‌بینمت، اورت

خب، من برنامه قبلی رو برای امروز جلو انداختم

اول باید توضیح بدی که قضیه تعلیق مدرکت چی بوده

بعدش بری سراغ اینکه تا وقتی مدرکت رو پس بگیری، درمانگاه چطور اداره می‌شه

داری گوش می‌دی؟ ما تو این قضایا به حمایت مردم شهر نیاز داریم

آره، موافقم. این تحقیقات یه نمایش مسخره‌ست

و من حتماً کاری می‌کنم که همه این رو بفهمن

از این روحیه جنگنده‌ات خوشم میاد، ولی اگه این‌قدر اعتماد به نفس داری

پس چرا تا حالا سه بار لباست رو عوض کردی؟

الان نسبت به هیچ‌چیزی اعتماد به نفس ندارم

منظورم اینه که، هرچند این ادعاها بی‌اساسه، ولی ممکنه اوضاع طبق میل من پیش نره

و حقم نیست که فقط به خاطر انجام وظیفه‌ام، این‌طور تحت ذره‌بین باشم

من این رو می‌نم، تو هم می‌دونی

باید مطمئن بشیم که مردم شهر هم این رو می‌دونن

و به نظرم همون کت اسپرت رو بپوش. خیلی بهت میاد

ممنون. آره، بیا بریم نشونشون بدیم قهرمان

برم کتم رو بردارم. نباید دیر برسیم

کاش می‌تونستیم اونجا باشیم و ازت حمایت کنیم. به یادت هستیم

ممنون. از پسش برمیای

خب، راستش اصلاً دوست ندارم شما دو تا رو تنها بذارم

اونم توی اولین روز کاملِ پدر و مادر شدنتون

ما از پسش برمیایم. آره

کوکو که به هر حال کاری جز خوابیدن بلد نیست

آره، خب، اگه چیزی لازم داشتین بهم زنگ بزنین، باشه؟

باشه. ممنون

خداحافظ

از پسش برمیایم

لیزی، خاکستر پدرم هنوز اینجا چیکار می‌کنه؟

شرط می‌بندم الان داری کلی بهم می‌خندی، نه؟

خب، حدس بزن کی آخرش می‌خنده؟

اوه، سلام رفیق. سلام رفیق. سلام رفیق

هی

سلام، اوم

چرا جوری نفس‌نفس می‌زنی که انگار داری می‌میری؟

چون واقعاً دارم می‌میرم

و می‌تونی زنت رو بابت این قضیه مقصر بدونی

باشه

اون بهم پیشنهاد داد که کمی به خودم برسم

واسه همین دوباره شروع کردم به دویدن تا ذهنم آروم بشه

خب، چطور پیش می‌ره؟ - اوم، هنوز معلوم نیست

راستی، اوم

دلم می‌خواست اول از زبون خودم بشنوی

من قراره وکیل شارمین توی این پرونده قتل باشم

پیداش کردن؟ - نه

هنوز نه، ولی برای کمک اومد سراغ من

به نظر می‌رسه مظنون شماره یکِ اداره کلانتره

آه

لعنتی، حدس می‌زدم کار به اینجا بکشه

باید بیشتر کمکش می‌کردم

هی... من کسی بودم که بهش گفتم

اگه علیه کالوین حکم منع تعقیب بگیره، جاش امنه

پس الان واقعاً می‌خوام بهش کمک کنم

خب، با مایک حرف زدی؟ - اوم، یه جورایی

دیشب اتفاقی دیدمش

اوم

راستی، جایی به اسم «جوویز» رو می‌شناسی؟

آره، یه بارِ درب‌وداغونه که شارمین سال‌ها پیش اونجا کار می‌کرد. چطور؟

فقط یه سرنخ احتمالیه

خیلی خب بری، هر کاری می‌کنی فقط مراقب باش، شنیدی چی گفتم؟

هستم

هی جک

سلام. اوه

آره، در ضمن، ممکنه من و مل به زودی برای یه مشاوره حقوقی بهت زنگ بزنیم

فکر کنم برای قبول سرپرستیِ یه نوزاد، داریم به توافق با یه مادر نزدیک می‌شیم

این

این بهترین خبریه که توی این مدت شنیدم

هر چی لازم داشتین، روی «خاله بری» حساب کنین

حله، خاله بری. خب، فعلاً

سلام

آماده‌ای؟ کاملاً

خیلی خب، بریم

ها

می‌تونم کمکتون کنم؟

شما لنی هستی؟

برادی

دن برادی، مستأجر جدیدتون. برادی، درسته

می‌خواستی اینجا رو بکنی تعمیرگاه موتورسیکلت

آره، درسته. نقشه‌های بزرگی برای اینجا دارم

امیدوار بودم بتونم زود تعمیرش کنم

مشکلی که نداره؟ نه

سقف شاید یه کم رسیدگی بخواد ولی ساختمون سرپاست

خیلی خب، خوبه که دونستم. باشه

هی، گوش کن لنی، اوم

الان دستم یه کم خالیه

امیدوار بودم بتونی یه لطفی در حقم بکنی

و همون اجاره‌ی ماه آخری که «لارک» بهت داد رو

به جای کرایه ماه بعد حساب کنی

نه

آخر یعنی آخر

اگه نمی‌تونی پول بدی، باید برم دنبال یه مستأجر جدید

چی؟ هی، نه. اوم

نگران نباش، باشه؟ من

پول رو جور می‌کنم

خیلی خب، ممنون

آروم باشین مردم، یه کم صبر کنین

درمانگاه رو داریم از دست می‌دیم؟ چرا دکتر مدرکش رو از دست داده؟

راسته که شرلی نزدیک بود بمیره؟

هی! هی، نظم رو رعایت کنین

سوالاتون رو نگه دارین

خانم شهردار دارن صحبت می‌کنند

اول از همه، هیچ‌کس نزدیک به مرگ نبود

دکتر مالینز اینجاست تا به نگرانی‌هاتون پاسخ بده

پس بیایم همگی یه نفس عمیق بکشیم و به حرفاش گوش بدیم

دکتر مالینز

ممنون، خانم شهردار

صبح بخیر همگی

بذارین با روشن کردن شایعات در مورد شرلی شروع کنم

امروز صبح باهاش حرف زدم و ازم خواست بهتون بگم

که کاملاً حالش خوب شده

و داره با خیال راحت استراحت می‌کنه

اما در مورد تعلیق موقت مدرک پزشکی‌ام

همه ما رو غافلگیر کرد

بیشتر از همه خودم رو

کاش می‌تونستم این رو کامل‌تر توضیح بدم

ولی جزئیات پزشکی این پرونده کاملاً محرمانه است

اما با این حال، بهتون اطمینان می‌دم

که اتهامات علیه من کاملاً بی‌اساس هستن

از زمان حضورم در جبهه در ارتش

تا شیفت‌های پشت سر هم توی اورژانس‌های شلوغ

یاد گرفتم چطور در لحظه تصمیمات حیاتی بگیرم

و حالا که اینجا هم همون کار رو کردم، متهم به بی‌احتیاطی شدم

بی‌احتیاط؟

نه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left