முதல் 200 வரிகள்.
باشه. نوبت شرطبندی توئه، گرگ
مبلغ فعلی وسط یه کارت هدیه استارباکسه که ۷۵ سنت توش مونده
یه خودکار با سرِ عروسک ترول
و یه کتاب سودوکوی حلشده. اوه
من مبلغ رو میبرم بالا
یه روز مرخصی استعلاجی
اوه اوه! ایول
شرط میبندم هیچی دستت نیست
من هستم. من کشیدم کنار
داشتم دنبال یه ردیفِ "جاده ۶۶" میگشتم
دمت گرم مِین، گند زدی به همهچی. خب
کارخونه پونتیاک رو تعطیل کنید
چون سه تا میشیگانی دارم
اوه، هیوستون، ما یه مشکلی داریم
چون من سه تا فلوریدا دارم
پس من بردم
نه، فلوریدا میشیگان رو میزنه
مگه نه، کلت؟
میزد، تا وقتی که مسمومیت غذایی گرفتی
با اون سس سالسای بینراهی توی تالاهاسی
آها. اوهوم
بهش میگفتی "امعا و احشای تمساح". آره، راست میگی
عکسش رو برامون فرستادی. فیلمش رو هم همینطور
کسی مخالفتی نداره این صندلی رو قرض بگیرم؟
اوم، صندلی شکسته و قدیمیِ من رو؟
نه. خوبه
چون یه ممتحن رانندگیِ جدید استخدام کردم
جدی؟ واو
این آدم قراره ما رو بذاره تو چشم
ایشون
برادرزادهی ری هندرسونه
ری هندرسون، مدیر کل راهنمایی و رانندگی کالیفرنیا؟
عجب
ری هندرسون؟
نسبتی با "هری و خانواده هندرسون" داره؟
تو توی اداره راهنمایی و رانندگی کار میکنی
اونم ایالت کالیفرنیا. بیخیال دیگه بچهها
آهان! ری هندرسون
مخترع ماپتها
آره. درسته
هوم
اوه، خوبه
انگار ممتحن جدید هنوز نیومده
شاید اصلاً نیاد. پِششش
آخرین چیزی که لازم دارم یه زنه که غر بزنه
هر دفعه که آروغ میزنم یا باد معده خالی میکنم
من زنم و غر هم میزنم
کلت، نه. منظورم یه زنِ واقعی بود
مثل دبرا مسینگ یا شِر
خب، من که به سهم خودم هیجانزدهام
واسه یه شروعِ تازه
فکر کنم بهش بگم بهم بگه "کول"
همگی دست بزنید
و به رابین هندرسون خوشآمد بگید! آه
سلام! من کلت هستم. لعنتی
البته که هستی
از دیدنت خیلی خوشبختم
بغل میخوای؟
چون من حاضرم بغلت کنم
نذار التماست کنم
اوه! ممم
اوه
تو هم باید ویک باشی
سلام
ممم. اوه، عجب قدرتی داری
و اینم گرگه. ممم
من با کمال احترام از خیرِ بغل میگذرم
اوه. و حدس میزنم از اسم مستعار هم خوشت نمیاد
در حالی که من
کلمه "خوشتیپ" رو آماده گذاشته بودم
این یکی رو تحمل میکنم
خب، کلت ستاره درخشان ماست
واو. و اون قراره تو رو زیر بال و پر خودش بگیره
و چم و خم کار رو یادت بده
خب، باعث افتخارمه
کلت. اوه
اشکالی نداره شماره هم رو داشته باشیم
که اگه سوالی برام پیش اومد بپرسم؟
وای خدای من، عاشقتم
ولی خب، با حفظِ چارچوب
مگه اینکه تو هم از حد و مرز متنفر باشی. اوه
متنفرم ازشون
انگار یه برنده داریم
موفق باشی رابین. اوهوم
هندرسون
مراقب خودت باش رفیق. ممنون
اوه خدای من
نه، باز نه. آروم باش کیوی
من فقط واسه آنفولانزا گرفتن نیومدم اینجا
بهخاطر اون اومدم
دیر کردی احمق
خیلی متاسفم
حتی نمیخوام وقتت رو با یه بهونه مسخره تلف کنم
صبر کن، تو داری با این میگردی؟
قرار سوممونه. دیگه داریم رسمیاش میکنیم
اوهوم. لطفاً بگو که این واقعیت نداره
اوه، واقعیت داره کیمی کانگورو
ماشین جیواگن رو بردم پیش پسرعموت
به نظرم ششصد دلار واسه کارواش کاملاً منصفانه است
خوبه
حالا برو بیارش. الو؟
کفش پاشنهبلند پامه. پیاده نمیرم
معلومه که نه. الان برمیگردم
چی؟
صبر کن، فکر میکردم اون متأهله. ممم
تازه طلاق گرفته. اینجور وقتاست که بیشتر از همیشه بیخیالِ
پولشون میشن
خداحافظ نوآ
این رو اون گفت؟ نه
اوه، آره. خودش همین رو گفت
خیلی بدجنسی
تو بدی
صبحونه دستهجمعی بدون حضور کلِ گروه
باحاله. کلت
باید کلوچههای رابین رو امتحان کنی
فوقالعادهان
دستور پختِ مادربزرگ هندرسونه
چرا شماها درباره بوریتوها و کلوچهها به من چیزی نگفتید؟
داشتم برات پیام میفرستادم غازِ نادان
کجا بودی؟ ممم
دقیقاً پشت میزم نشسته بودم
و به گوشیم زل زده بودم
خب، خیلی عجیبه. آره
یه لحظه وایسا
خب
۳-۶-۴-۷
۳-۶-۴-۸
شماره رو زدم
امان از این گوشیهای هوشمند، نه؟
خب. یه غافلگیریِ خیلی بزرگ واسه همگی دارم
اوه، آره! اوه
تیشرتهای سفارشی؟
اینا معرکهان. بله
خب، بهترین تیمِ ممتحنهای رانندگیِ تاریخ
به بهترین تیشرتهای تاریخ نیاز داره
و اسمهامون هم روشون نوشته شده
"خوشتیپ"؟
اوه رابین، خیلی بدجنسی
اوه
"توقف کامل کردن سکسیه."
چقدر خوب و هوشمندانه است
چون به کارمون ربط داره
هی
فکر کنم یه سایزِ دیگه لازم دارم
اوه نه. حتماً سایزت رو اشتباه حدس زدم
ولی باز هم توش بامزه شدی. آره؟
آره
باحاله
این صندلی قدیمیِ گرگه؟
کسی عوضشون کرده؟
اوم
نه؟
ممنون
نفر بعدی
اوم
سیسی، خواهش میکنم. گفتم که معذرت میخوام
قول میدم دیگه هیچوقت تکرار نشه. ممم
آره؟ به شارلیز هم همین رو گفتی؟
صبر کن، شارلیز، مثلِ شارلیز ترون؟
آقای "جانیِ کلهگنده" که اینجا تشریف دارن
من رو سر میز شام تنها گذاشت
تا بتونه با یه بازیگر لاس بزنه
ببین، ما واسه یه نقشِ مهم توی "یاتزی" میخوایمِش
پس مجبور بودم برم سلام بدم
یاتزی؟ کی به یاتزی اهمیت میده؟
و حالا دارم ترکش میکنم. نه، نه
سیسی، خواهش میکنم. نُچ
انگار بدجوری ریدی داداش
اوه، واقعاً؟
اینجوری به نظر میاد؟
اوله
در حال پذیرشِ... ها
من از این کشور سر در نمیارم
در باجه شماره پنج
اوه، بهتره سرعتت رو کم کنی. اینجا
منطقه مدرسه است و تازه بارون هم اومده
دارم با سرعت مجاز میرم
آره، ولی وقتی جاده لغزندهست
قانوناً باید متناسب با شرایط جوی برونی
باشه، استادِ رانندگی
دارم سر به سرت میذارم، غولِ مهربونِ خُل
آره. خب، این خیلی احمقانهست
و گاهی اوقات اینجور چیزا میره رو مخم، ولی
از وقتی تو اومدی، یه جورایی حس میکنم دارم
از دور خارج میشم
وای خدای من. کلت
میدونم، میدونم. مسخرهست
دقیقاً درست میگی
دارم از دور خارجت میکنم
توی این اداره فقط جا واسه یه ستاره هست
و اونم منم
واسه همینه که اومدم جای تو رو بگیرم
واسه همینه که تو باید بری
خب، بپیچ به چپ توی خیابون وسترن
اوم-هوم
دارم بهتون میگم، رابین اون کسی نیست که فکر میکنید
اون یه "بیوه سیاهه"
شوهرش رو کشته؟
نه، اون... اون دندون تیز کرده واسه شغلِ من
اوه. پس اصلاً بیوه سیاه نیست. ممم
No comments yet. Be the first to leave one.