Virgin River

Virgin River

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 7

வெளியீட்டு விவரம்

Virgin River S07E10 David and Goliath 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-XEBEC
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 10 Virgin River 2019 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-15
பதிவிறக்கங்கள்: 55
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

خب، بزن بریم

واسه شماهاست. مرسی

منظورم اینه که

راستش، اصلاً نمی‌دونیم چی بگیم

«ممنون» واقعاً حق مطلب رو ادا نمی‌کنه

خب، معلومه که قسمت این بود

این بچه‌ی شماست

و ببین، امیدوارم از سؤالمون ناراحت نشی

اما چطور به این تصمیم رسیدین؟

اوم

خب، معلومه که اول باید کلی چیز رو بین خودمون حل‌وفصل می‌کردیم

من یه بار مارلی رو به‌خاطر حماقتم از دست دادم

و خب، اصلاً نمی‌تونستم دوباره از دستش بدم

فقط... فکر می‌کردم اگه مسئولیت بچه رو قبول کنم، اون‌موقع

مثلاً رابطه‌مون درست می‌شه

اما

منظورم اینه که، اون وسیله‌ای واسه درست کردن رابطه نیست

فقط باید با خودمون صادق می‌بودیم که آیا می‌تونیم بهش بدیم یا نه

زندگی‌ای که فکر می‌کردیم لایقشه

و جواب صادقانه اینه که نمی‌تونیم

ما هنوز آمادگی‌شو نداریم

اوم

فقط یه درخواست دارم

آره، هر چی باشه

می‌شه برگردیم به همون برنامه زایمان اولی؟

می‌شه مامای من باشی و بچه‌ رو به دنیا بیاری؟

حتماً. آره

حالا، بهم قول می‌دی که برگردی سر درس و مشقت؟

جک، همین الانشم مثل باباها حرف می‌زنی

آره دیگه

و آره، به محض اینکه بچه به دنیا بیاد، اسباب‌کشی می‌کنیم ساکرامنتو

اصلاً به رفتن شماها فکر نکرده بودم

من

می‌دونی، معلومه که با هم در تماس می‌مونیم

ما

عکس‌ها و فیلم‌های بچه‌ رو برات می‌فرستیم. اوم

تا یه مدتی نه

ما روی تصمیممون مصممیم ولی کار راحتی نیست. واسه همین، اوم

واسه همین به یه کم زمان نیاز دارم

حتماً. باشه

ما هم... هر چی شما بگین همون کار رو می‌کنیم

و بعد از اینکه به دنیا اومد، اوم

ترجیح می‌دیم نبینیمش

و امیدواریم درک کنین که دلیلش بی‌اهمیت بودنش نیست. پس

واسه همین می‌خوام شما اولین کسایی باشین که می‌بینه

و اولین صداهایی که می‌شنوه

این همون شروعیه که براش می‌خوام

و برای شما

ممنونم

مرسی

یادم رفته بود چقدر خوب

وقتی کنارتم خوابم می‌بره

دلم واسه این تنگ شده بود

متأسفم که این‌قدر طول کشید تا دوباره به اینجا برسیم

اوم‌اوم. اصلاً مهم نیست

الان دیگه اینجاییم

می‌دونی، اتفاقاً مهمه

می‌دونی، این دفعه فرق داره

واقعی‌تر به نظر می‌رسه

فقط همین

ما

این بار داریم به دلایل درست همدیگه رو انتخاب می‌کنیم

درباره‌ی این موضوع

اوم

این دقیقاً چیه؟

خب

واقعاً در موردش حرف نزدیم، مگه نه؟

نه. حرف زدنِ زیادی در کار نبوده

نه، نه

ولی نمی‌خوام این رو خرابش کنم

این واسم خیلی ارزش داره

واسه منم همین‌طور

خب

پس چطوره همه‌چی رو ریست کنیم؟ از نو شروع کنیم

آره. می‌دونی؟

این بار با قصد و نیتِ جدی‌تری پیش بریم

آره

یه جورایی انگار دوباره داریم واسه اولین بار با هم قرار می‌ذاریم، اما

با این مزیت که کلی چیز یاد گرفتیم

از این ایده خوشم اومد. آره

خب، پس

از اونجایی که دوباره داریم با هم قرار می‌ذاریم

یه سؤال ازت دارم. باشه

یه سؤال؟ اوم‌هوم

با من میای جشن روز بنیان‌گذاران؟

روز بنیان‌گذاران؟

آره، آره

این‌طوری رابطه‌مون علنی می‌شه

و فکر کنم سؤالم همینه

می‌تونی از پسش بربیای؟

اون فکر رو فعلاً نگهش دار. اوم

اوه

سلام. سلام

اوضاع چطوره؟ خوبه. امیدوارم مزاحم نشده باشیم

اوم

نه، اصلاً

شما چطورین؟ چه خبر؟ با مارلی و ایمون چطور پیش رفت؟

خب، راستش

وای خدای من

اونا می‌خوان مراحل فرزندخواندگی رو جلو ببرن، واسه همین

این فوق‌العاده‌ست

می‌دونم

بالاخره دارین پدر و مادر می‌شین! آره

و منم قراره خاله بشم. آره، هستی

و بیاین رک باشیم، قصد جسارت ندارم جوئی، دونا و مری

ولی من قراره اون خاله باحاله باشم، باشه؟

تو کیفم همیشه آبنبات دارم و می‌ذارم تا دیروقتی بیدار بمونه

خب، قطعاً بچه‌ رو دست تو نمی‌سپریم

باشه، خیلی خب. اصلاً نگران بخش قانونی‌ش نباشین، خب؟

من به آژانس فرزندخواندگی زنگ می‌زنم و کارها رو راه می‌ندازم

عالیه. ممنون. خب، ما واقعاً ممنونیم

اوه

آ... من

ببخشید، مزاحم چیزی شدیم؟

می‌تونی بیای بیرون! لو رفتی

سلام. سلام

ببخشید که این لحظه رو خراب کردم

و تبریک می‌گم

ممنونم. آره

مرسی

آره

انگار همه جا خبرهای خوبه و تبریکه

آره، آره

وای‌وای

باز هم گل کاشتی، شهردار مک‌کریا

خب، اگه امروز نتونه مردم شهر رو به انجام کار درست ترغیب کنه

دیگه نمی‌دونم چی می‌تونه. آره

شهردار؟ شهردار؟

باشه، باشه

خب، اوم، دست‌پاچه نشو. قصدش رو نداشتم

خوبه. اگه می‌خواستی می‌تونستی دست‌پاچه بشی

نه در حد حمله قلبی، ولی برای یه کم هول شدن آماده باش اگه

تونی. بله

داری منو می‌ترسونی و کلافه‌ام می‌کنی. ببخشید، ببخشید. گلادیس زنگ زد

اون و گرگ آنفولانزا گرفتن. اوه، بهشون زنگ می‌زنم

آره، عالیه. بگذریم، اونا نمی‌تونن غرفه کلاه لبه‌دار رو اداره کنن

چرا هول نمی‌کنی؟ چون این مشکل قابل حله

فقط دینا و یه سری وسایل رو از غرفه لحاف‌دوزی بیار و با هم ترکیبشون کن

ترکیبشون کنم؟ نابغه‌ای! من

اوه شهردار، تو توی بحران‌ها عالی هستی

مثل مارگارت تاچرِ جوون می‌مونی. می‌دونستی؟ اوم‌هوم. آره

خب، بیا بریم! نه، از این طرف

بیا. فقط... از این ور. دنبال من بیا

خدایا، دلم واسه لیزی تنگ شده. الان برمی‌گردم

دکتر، می‌تونم کمکتون کنم؟ خودم از پسش برمی‌ام

این موضوع ربطی به اسب نداره، نه؟ من قبلاً همه‌چی رو واسه هوپ توضیح دادم

اسب باشه یا نباشه، تو خودت رو دوباره به زور توی زندگی همسرم جا کردی

و می‌خوام بدونی که از این کار خوشم نمیاد و بهت اعتماد ندارم

حتی یه ذره

مشکلی پیش اومده؟ نه

نه، تا وقتی که حد و حدود خودت رو بدونی

حد و حدود من؟

اگه می‌خوای در مورد حد و حدود من حرف بزنی

بذار بهت یادآوری کنم که تو جای من ایستادی

و انتظار احترام بیشتری دارم. اوه، جداً؟ احترام؟

احترام چیزیه که باید به دستش بیاری

اینو می‌دونی؟ پسرها، پسرها، پسرها

من فقط دو دقیقه رفتم

ورنون، مگه نباید برگردی مطب؟

اوه، چرا، باید برم

ولی فقط می‌خواستم بحثم رو در مورد احترام تموم کنم

ورنون

لازم نیست نگران چیزی باشی

تو این سن و سال، واقعاً؟

اون شروع کرد

به اولین مراسمت توی ویرجین ریور خوش اومدی

اینجا واقعاً رویاییه. آره! دیدی؟ بهت که گفتم

خب، اینا همیشه از این کارها می‌کنن؟

یا... اوه، آره

همیشه. آره. خب

هی جک! از جشن لذت می‌بری؟

اوه، من باید یه سری به واگن غذا بزنم، پس شما چهارتا خوش بگذرونین

فعلاً. بعداً می‌بینمت

خب، اول می‌خواید چیکار کنید؟ اینجا، اوم

شمع‌سازی دارن. آها

آهنگری دارن

اوم

اوه، عمراً. فکر کنم تابلوی نوشیدنی‌فروشی «سارساپاریلا» رو می‌بینم

همیشه دلم می‌خواست امتحانش کنم. خیلی خب

بسیار خب! پس همون سارساپاریلا

بفرما! هی ایمون، می‌شه یه کم آروم‌تر بری لطفاً؟

من اینجا دارم جای دو نفر راه می‌رم

دنی، داری طلاهای خوب رو از دست می‌دی. از اون چیزی که به نظر می‌رسه سخت‌تره

خب، این‌قدر با شدت نچرخونش

اگه فکر می‌کنی خودت بهتر می‌تونی، این گوی و این میدان

خب، دستم یه کم بنده. اوم‌هوم

چطوره من کوکو رو یه کم نگه دارم؟

تا شما دوتا یه کم با هم تنها باشین؟

امروز خودتو رسوندی

اجباری نیست

باشه. بیا بگیرش

بیا اینجا، کوکو

وای خدای من

اوه، صبر ندارم که تو رو به کل شهر معرفی کنم

اوه

بیا بریم. زود باش

خیلی خب

امیدوارم بهترین ظرف برنده بشه

ووهو! پسر، باورم نمی‌شه که رسماً داری بابا می‌شی

آخ، دمت گرم داداش

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left