Elsbeth

Elsbeth

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

Elsbeth S03E10 1080p WEB h264-ETHEL
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 10 Elsbeth 2024 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-20
பதிவிறக்கங்கள்: 30
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تقریباً یه قرنه

باله میدتاون همین نمایش فندق‌شکن رو اجرا کرده

یه رسم همیشگی بوده

برای نسل‌ها از بالرین‌های جوان

قشنگه

دلنشینه

ولی دیگه کهنه شده

وقتِ یه تغییره

به همین خاطر، «انتقام دروزلمایر» رو براتون آوردم

یه باله پاپ-گاتیک مدرن درباره وحشت

از یه دختر جوون که به بلوغ می‌رسه

اگه داستان اصلی فندق‌شکنِ ای.تی.ای. هافمن رو بخونید

می‌بینید که این تم اصلی این اثره

مطمئنم که می‌دونید

یا توی تایمز خوندین

من یه اجرای مینیمال رو ترجیح می‌دم

به همین خاطره که

این تنها دکور ماست

خب، نه این یکی، ولی ۳۰ فوت بلندی داره

تیم من

بهش می‌گن «ساز و کار»

دهنش، مجهز به حسگرهای هوش مصنوعی، باز و بسته می‌شه

با حرکت رقصنده‌ها وقتی ازش می‌پرن

به سرزمین اسید

حسگر حرکتی؟ مثل درِ سی‌وی‌اس؟

اگه این مقایسه به فهمتون کمک می‌کنه

چقدر ایمنه؟

خیلی ایمنه

و من همیشه برای رقصنده‌هام نشون می‌دم

قبل از اینکه کار پرخطری کنن

عالیه

چون باید به فکر بچه‌ها هم باشیم

شانس آوردیم که هیچ بچه‌ای توش نیست

توی «انتقام دروزلمایر»

و هیچ آجیل یا مغزی. من بهشون حساسیت دارم

یعنی، بچه نیست؟

خب، کلارا چی می‌شه؟

اون نقش بین کلارای قبل از بلوغ

و ماریِ نوجوون تقسیم شده، که هر دو رو رقصنده‌های چهل‌ساله بازی می‌کنن

و یه چیز دیگه

خون خواهیم داشت

کلی خون

الیز: این می‌تونه

خیلی برامون هیجان‌انگیز باشه

پری شکر آلو هم نداره؟

درخت کریسمس جادویی هم نداره؟

تماشاگرا شورش می‌کنن

دونووان چیس بین جوونا خیلی محبوبه

ما همیشه برای جذب اون جمعیت مشکل داشتیم

خب، بعد از تعطیلات جذبشون کنین

کریسمس مالِ فندق‌شکنه نه یه باله در مورد بلوغ

اولیویا: درسته

فروش بلیط فندق‌شکن، بودجه شرکت رو برای کل سال تأمین می‌کنه

«دختر یتیم» دونووان چیس، تازه توی برادوی سرمایه‌ش برگشت

تو یه مدت زمان بی‌سابقه. حتماً یه کار درست داره انجام می‌ده

اون لحظه توی «دختر یتیم» که دوربین دنبال می‌کنه

یتیم‌ها رو توی خیابون؟ محشره

آره، تو اون اجرا هم هیچ بچه‌ای نیست. نه

الیز: هریس، بیا بازی درنیاریم

هممون می‌دونیم تو فقط می‌خوای اون نقش رو حفظ کنی

کلارا رو برای دخترت

ربطی به این حرفا نداره... الیز

پاول: وقت رأی‌گیریه

کی موافقه که باله دونووان چیس رو تأیید کنیم؟

بله. بله

موافقم. حتماً

متاسفم نوئل امسال نمی‌تونه نقش کلارا رو بازی کنه

مسئله این نیست که نوئل کلارا رو بازی کنه

قرار بود من کلارا رو بازی کنم

نوئل هر نقش بچه‌ای رو بازی کرده

توی فندق‌شکن از وقتی شش سالش بود

اون زحماتش رو کشیده

امسال قرار بود سال اون باشه. این انصاف نیست

خب، حداقل توی تعطیلات وقت بیشتری داره

من وقت بیشتری نمی‌خوام. عزیزم

آخر دنیا که نیست

ریچ، اون حق داره ناراحت باشه

نوئل، یه لحظه آروم باش و نفس بکش

و بهمون بگو بدترین اتفاقی که می‌تونه بیفته چیه

اگه امسال کلارا رو نرقصی

اگه امسال کلارا رو نرقصم

دیگه هیچ‌وقت نمی‌رقصم

سال بعد چی؟

خیلی سنم بالا می‌ره

یه محدودیت سنی داره

نوئل: و اون لعنتی

سامانتا انجامش می‌ده

و اون همه نقش‌های منو می‌گیره

و من دیگه هیچ‌وقت نمی‌رقصم

و زندگیم تموم می‌شه

ریچ، حرفی برای گفتن داری؟

تو این رویا رو توی سرش انداختی

تو باید بفهمی چطور خوشحالش کنی

این خمیازه خیلی کنده

من می‌خوام که با سرعت بسته شه

اگه دستی کنترل می‌شد

حرکت با اون سرعت امن بود

این کلمه رو جلوی من به کار نبر

امنیت دشمن هنره

این ساز و کار باید ارگانیک حرکت کنه

با رقصنده‌ها. برو پای کامپیوتر

بفهم چطور میشه سرعتشو زیاد کرد

لازمش داریم تا صحنه خون رو آماده کنه

باید تو استفاده از خون احتیاط کنیم

کف رو لیز می‌کنه

خون همینه که مهمه

برو

لیزی! بله

مخلوط تنقلاتمو برام بیار

اوم

و بدون آجیل

اگه مُردم، کار اون احمقه که مسمومم کرده

بیا اینجا. تو اینو ساختی؟ این قراره یه فاجعه بشه

ما همه چیزو تو انبار داریم

یادت باشه، سال دیگه برمی‌گردیم

به همون نمایش قدیمی و "خسته"کننده‌مون

خب، سال دیگه برای نوئل خیلی دیر میشه

مگه اینکه یه فاجعه‌ای پیش بیاد

این گردوشکن ما برای این فصله

می‌خوام ببینمش

نه. نه. این کاملاً اشتباهه

کوین

خون رو می‌خوام... من باید برم سر کلاس

داناوان: نه به بغل. پایین

میشه سر تکون بدی؟

به من، لطفاً؟

ممنون

کیت، باید حرف بزنیم

هریس، می‌دونم. متاسفم

من یه نِگرونی خورده بودم

دیگه تکرار نمی‌کنم

باید دیگه بهم پیام ندی. ریچ داره ناراحت میشه

می‌دونم. می‌دونم

داناوان: عقب. عقب. همه عقب

مامانت چطوره؟ خوبه

اون هیچ‌وقت سراغمو نمی‌گیره؟

چی؟ نه

اون مربوط به بیش از یه دهه پیشه

باید بی‌خیالش بشی. درسته

فقط می‌خواستم بدونی که ناراحت بودم

که نوئل نقش کلارا رو نگرفت

اون حالش خوبه؟ چی شده، کوین؟

کیتِ

من اجازه نمیدم کسی وارد کارگاه بشه

قبل از روز نمایش

فکر کنم مکانیزم ایمنیه

که داره حرکت فک رو کند می‌کنه. خاموشش کن

اِم، آقای چیس، متاسفم، ولی نه

قطعاً نه. داناوان: ببخشید؟

میتونم امتحان کنم زاویه رو عوض کنم

روی سنسورها، که درست وقتی رقصنده‌ها از دنده‌ها رد شدن بسته بشه؟

باشه. انجامش بده

این چهارمین تستمونه، رفقا. چرا حس می‌کنم اولین باره؟

چرا هیچ‌کس وقتی باهاش حرف می‌زنم جوابمو نمیده؟

هیچ‌کس نه سر تایید میکنه نه سر رد

فیزیوتراپ: این باید به دردت کمک کنه

امیدوارم، با این تعطیلات که داره میاد

زود برمی‌گردم

عجله نکن

داناوان: او داره رشد رو تجربه می‌کنه

او دارد شکوفا می‌شود

اما با این شکوفایی، وحشت می‌آید

با این شکوفایی، ترس و آسیب‌پذیری می‌آید

ما از نبرد برگشته‌ایم

کلارا خسته‌ست

مخلوق دراسلمایر او را احیا می‌کند

او را به سر غول‌پیکر گردوشکن می‌آورد

او او را به سمتش می‌کشد. این یک اغواگریه، مردم

این پاس دو دوی ماست

این بلوغ است در وحشت و زیباییش

در سادگی‌اش. او را به داخل می‌کشد

مخلوق، تور اَن لِر خود را انجام می‌دهد

برای شمارش نهایی هشت

و سپس کلارا ژتِه ژتِه خود را از دهان انجام خواهد داد

همین‌که دهان بسته می‌شود، او به عنوان یک دختر وارد می‌شود

و به عنوان یک زن بیرون می‌آید

این یک دگرگونی است

این یک تحول شگرف است

همین‌که دهان بسته می‌شود، او باز می‌شود. نگاه کن

با من. کلارا ژتِه، ژتِه خود را انجام می‌دهد

از میان دهان. نگاه کن

اونا رو با خودت بیار داخل

تماشاچی‌ها رو بکش داخل دهان

اونا رو حسابی تکون میدی

ژتِه، ژتِه به داخل دهان

بلوغ اینجا اتفاق میفته

اوه. ببخشید بابت تاخیر

عقب افتادیم

مشکلی نیست

بهتری؟ آره

اینجا پر از خونه

همه جا هست، ولی خون صحنه‌ست

بیشترش، البته

اوه. اوه. مدت زیادیه گردوشکن رو ندیدم

خونی یادم نمیاد

آه، این کار دوناوان چِیسه

آره، اون کارگردان اون نمایش "دختر یتیم" بود

همین چند بلوک اون‌طرف‌تر تو برادوی

آه، در مورد اون یکی خونده بودم

همون که دوربینش تو خیابون بود

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left