முதல் 200 வரிகள்.
یا خدا، مایک. نگاه کن، چراغ گردونهای پلیسه
این ماشینهای پلیس لابهلای درختارو، جلوی
اون میخانه کوفتی هستن
این قسمت در «شرابسازان»
فردا باید از اون در رد بشیم
و چیزی که مال خودمونه رو برداریم
پس اگه من و جری میخوایم این کار رو بکنیم، باید سریع بجنبیم
فقط امیدوارم جنسمون هنوز اون تو باشه
و پلیسها ضبطش نکرده باشن
یا ابلفضل
این ده تا گونی لعنتیه که خریدی؟
با این همه گندمی که «جیبی» تونسته جور کنه
میتونیم حسابی پول به جیب بزنیم
خب، اگه جیبی اون جوانهها رو بریزه تو مایه
یه عرقی درمیاد که تو عمرت ندیده باشی
لازم نیست دوباره بفرستیمش رو هوا
واقعاً لازم نیست؟
جنس زیادیه، بچهها
ای وای، هاک. ترمزها زیاد خوب نمیگیرن
سفت بچسب
بپر بیرون، هاک! بپر
ما اینجوری عرق سگی درست میکنیم
بدجوری منتظرم این سلترز لعنتی رو بیارم اینجا تا
نشونش بدم، پسر. عجب چیزی شده
تو «مگی ولی» کارولینای شمالی
مایک، مطرود دنیای عرقسازی و شریکش جری دارن میرن به
یه بار بدون مجوز که داره برای مشتریهاش
ویسکی تقلبیِ سالخوردهشون رو گالنی ۲۰۰ دلار میریزه
حالا دارن ۱۰ گالن سلترز الکلی خونگی میبرن
دنبال اینن که خط تامین معروفترین
پاتوق منطقه رو قرق کنن، قبل از اینکه رقیبها یا پلیس سر و کلهشون پیدا بشه
بذار بهت بگم، من و جری شب و روز کار کردیم
تا سعی کنیم این سلترز الکلی رو درست کنیم
تو راهیم که این جنسها رو بفروشیم
امیدوارم همونی باشه که صاحب بار دنبالشه
سلام. سلام، مایک
چطوری جری؟ چه خبر رفیق؟
اون سلترز الکلی که میخواستی رو آوردیم، پسر
جدی؟ کلی هم آوردیم
یه عالمه
درصد؟ ۱۰
درصد. خوبه ۱۰
اینجا رو ببین
چه طعمهایی دارید؟
خب، گیلاس سیاه داریم، آناناس داریم
توت فرنگی-کیوی هم داریم
فکر کنم الان جنسم از همه جورتر باشه
قطعاً همینطوره
همهشون هم با هم فرق دارن. بفرما
اووه، حسابی بارش کردیم
این گیلاس سیاه رو امتحان کن. باید خوشت بیاد
باید بگم که واقعاً رو سفیدم کردید
فکر کنم بتونم کلی از اینا رو بفروشم
رو این قضیه کار میکنیم، باشه؟ معامله خوبیه
معلومه که زدیم به هدف
من و جری از پسِ درست کردن این سلترز براومدیم
درشو که باز میکنه، قشنگ میبینی که گازش داره رقص میکنه
روی اون شیشه لعنتی، وقتی که درشو برمیداره
فقط نگران فروشش هستیم
که برای همهمون خوب آب بشه
همینه پسر. کل قضیه همینه
آخه این همه جنس دیگه رو از کجا میاری؟
از همه جا، پسر. از ویرجینیا میاد
اون یکی از اونور رودخونه میاد. از همهجا برام میرسه
الان چیزی که کنجکاوم کرده این سلترز نیست
معامله این یکی که جوش خورده
اون چیه اونجا؟
خب، اون عرق ذرتِ سفیدِ «وایت لایتنینگ» هست
سفارشهای دیگهای از الکل اینجا هست که
قبلاً هیچوقت ندیده بودم
کنجکاوم بدونم تو این جعبههای دیگه که
اینجا رو میزها گذاشتن چیه
شیشه قشنگیه، نه؟
فقط کنجکاو بودم بدونم واقعاً چیه
اون علامت ضربدر رو روی جعبه دیدم
درجهست، نظرت چیه؟ آره، همون حدوداست ۱۴۰
آره، بگو ۱۳۵ تا اینا
خوبه، نه؟ خیلی وقت بود
که یه قلپ از اینجور چیزا نخورده بودم
ویسکی ذرت
با آتیشِ هیزم
آتیشِ هیزم؟ آره، آتیشِ هیزم
تو کوره هیزمی؟ خب، کوره با سوختِ چوب
آره. لعنتی، آره
میگه این جنس رو از اونور رودخونه میاره
تو این ولایت هیچکس دیگهای رو نمیشناسم که
با کوره هیزمی عرق بگیره. این کار خودِ «مارک راجرزه»
خب، بعداً بهت خبر میدم. آره
باشه رفیق. امیدوارم خوب فروش بره
میدونی، فکر میکردم من و مارک راجرز پیر
تبر رو غلاف کردیم
اون مارک راجرزه، رفیق
جدی؟ همه عرقهای اونجاست
و داره به اون میفروشه
ما توافق کردیم که اون سمت خودش بمونه
و من هم سمت خودم
این ۱۲ تا قالب دینامیته
وقتی بهش شلیک کنم، همهچی اینجا رو میفرسته رو هوا
دقیقاً
فصل قبل، دعوای بین مایک کاکرل و مارک راجرز
به نقطه انفجار رسید
اما بعد از اعلام آتشبس
ما یه زمانی با هم شریک بودیم و نمیخوام باقی عمرم رو
صرف دعوا و مرافعه با تو بکنم
دو عرقساز رقیب صلح رو در دره حفظ کردن
پسر، مطمئنم که اینا عرق مارک و هاکه
بهم بگو اینا تو اینور رودخونه، تو زمین ما چیکار میکنن؟
مطمئنی؟ شک ندارم
میدونی، عرق مارک راجرز نباید تو قلمروی من
و جری باشه. از نظر من، این یعنی اعلان جنگ
من و اون بودیم که با هم توافق کردیم
اون کسیه که زیر قولش زده. آره
پس، اوضاع قراره خراب بشه
بذار یه چی بهت بگم، اون خرسهای پیر میان اونجا
فقط واسه خوشگذرونی همهچی رو داغون میکنن
آره. همین الان بهت بگم
باورم نمیشه من و تو داریم عرق قرض میگیریم
مایلیِ غرب در «گراهام کانتی» کارولینای شمالی ۸۰
عرقسازهای سنتی، مارک و هاک دارن جون میکنن تا
گالن عرق ذرتِ درصد بالا درست کنن ۱۵۰
واسه یه مشتری که اصلاً صبر نداره
اما بعد از اینکه خرسها مایه ذرتی رو که گذاشته بودن
تخمیر بشه چپه کردن، حالا دارن از یه رفیق قدیمی
تو اونور مرز ایالتی کمک میخوان
کجا قراره باهاشون قرار بذاریم، مارک؟
کجا داریم میریم؟
خب، نخواستن دم خونه قرار بذارن
واسه همین قراره تو اون قبرستون قدیمی اون بالا همو ببینیم
اگه بتونن کمکمون میکنن، ولی باید یه تلاشی بکنیم
بعد از اینکه خرسها مایهمون رو از بین بردن، اون بشکهها رو
پر کردیم و تا جایی که میشد عرق گرفتیم، ولی هنوز
گالن تا هدفمون فاصله داریم ۳۰
واقعاً تهِ ده کوره است، نه؟
مشتریِ کلهگندهایه
هر کاری از دستمون بربیاد میکنیم تا نگهش داریم
داری چیکار میکنی مارکی؟ دارم دنبالت میگردم مارک
حتی اگه مجبور بشم واسه کمک برم سراغ مارک و دیگر
تمام مایهمون آماده بود که عرقش رو بگیریم
یه خرس پیر اومد اونجا و همهاش رو
چپه کرد. اوه
هی، ما هم داریم
یکم درست کرده بودیم ولی لنگم
فقط یکم لازم دارم
این قراره مشتری خوبی بشه و باید سفارش رو
کامل کنیم. حتماً
راستشو بخوای، اونقدری که بتونیم بدیم، ۳۰ گالن هست
ولی خیلی زود لازمش داریم
چقدر زود؟ حدود یه هفته
راستش عجلهای نبود، ولی عرق ذرت زیادی نداریم
عرق ذرت نداریم. ما
قولش رو به کس دیگه دادیم
پس اگه جور بشه، میتونیم هر دو تا مشتری رو راضی نگه داریم
هم مال شما رو هم مال خودمون رو. ولی بهتون برمیگردونم
باشه. راهت میندازیم
عرق ذرت. فقط عرق ذرته
همینو میخوای، نه؟ آره، همینو میخوام
چیز خاصی نداره، جز اینکه تو همین
تپههای باصفای شرق تنسی درست شده. آره
آره. ۳۰ گالن رو بهمون دادن
این عرقی که مارک و دیگر قراره بهمون بدن
در واقع فروخته شده. فقط دارن بهمون قرضش میدن
ولی ۵ روز وقت دارم که بهشون برگردونم
این من و هاک رو یکم تو منگنه میذاره
ولی فکر کنم بتونیم از پسش بربیایم
دستتون درد نکنه، بچهها
باید تا فردا کل این بار رو تحویل بدیم
بعدش هم باید مشغول بقیه تقطیر بشیم
تا بتونیم قرض مارک و دیگر رو پس بدیم
خب، یه چیزی بهت بگم، مارک
از این کار واهمه دارم. باید حسابی بجنبیم
میتونیم. بدتر از ایناش رو هم انجام دادیم
جری. چه خبر، پسر؟
اوضاع چطوره؟ حاضری بریم مایه رو بار بذاریم؟
امروز مایه بار نمیذاریم، رفیق
پسر، نمیتونم اون مزخرفاتی که تو اون میخانه دیدم رو از فکرم بیرون کنم
آره، میدونی، دیشب من و جری داشتیم یه مقدار
سلترز الکلی میبردیم برای «بارِ موتورسوارها»
خب، میدونی که یهو متوجه شدیم
یه محموله دیگه روی پیشخون بود
که یه ضربدر سیاه روش داشت
اون ضربدر رو جعبههای زیادی نیست، مگه اینکه از طرف
یه نفر خاص اومده باشه
اونجا بود که فهمیدم مال مارک و هاکه
من و مارک راجرز با هم عهد بستیم
که دیگه هیچوقت تو دست و پای همدیگه نپلکیم
جنس ما که اونورها نیست، هست؟
میدونی، اون بارِ موتورسوارها اینورِ رودخونه «براد» هست
و مارک راجرز قسم خورد که دیگه هیچوقت
پاشو اینور نذاره
پس تا جایی که به من مربوط میشه، آتشبس تمومه
معامله بهم خورده و قصدم اینه که
یه واکنشی نشون بدم
پسر، منظورم اینه که اونجا یه میخانه مخفیه
کلی آدم با عرقهای مختلف اونجا بودن
جنس ما رو یه قاچاقچی برد اونجا
کی میگه مال مارک و هاک رو
یه قاچاقچی نبرده؟ میدونی چیه؟ واقعیت اینه که
هنوزم اینجاست، تو قلمروی ما
در هر صورت این یه رقابت با خودمونه
میبینم که شاکی هستی ولی فکر کنم کاری که باید بکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.