200 บรรทัดแรก
کارآگاهان به تحقيق روي پرونده
دو مهاجر قاچاقشده ادامه ميدند که يکي از اونها در حين
قاچاق شدن در مرز در تانک سوخت، جان باخته
ميتوني نزديکتر بري؟- بله قربان-
اون رانندهمونه
جزغاله شده
متاسفم که بهتون اطلاع ميدم جسد فرد، همسرتون امروز صبح پيدا شده
اوه، خداي من- !چه اتفاقي افتاده؟-
قضيه پدرته، عشقم
تانکر رسيد و اون بهمون گفت بريم داخلش
ما گفتم خيلي خطرناکه داخلش، سوخت هست
موري با ونش، اومد دنبالمون- چه جور وني؟ چه رنگي بود؟-
سفيد- چي ازش يادش مياد؟-
کفشهاي فوتبالي جلوي آينهش بود و اون يک چاقو داشت
اينجا گرمه- سيستم گرمايشو روشن گذاشته-
هميشه توي خونه، همين کارو ميکرد اين کارش، مامانو ديوونه ميکرد
و شما؟- ديويد داگان-
در مورد اون مهاجرينه، درسته؟
اون مردها نبايد داخل اون تانکر ميبودند
اول از همه بايد جلوي اون آدمها گرفته بشه تا به اين جزيره نياند
اون روز قرار بوده فرد نه تا تحويل انجام بده
و يکي از اونها اينجا در شما در بوده PPL که يک پردازشگر باغبانيه
همسر نيکولا پيترسون اين کسب و کارو ميگردونه
ما در حال تحقيق روي مرگ راننده تحويلدهنده سوخت، فرد مورفي
و پناهندهاي که داخل ماشين اون پيدا شده، هستيم
شما ميگيد پناهنده من ميگم مهاجر غيرقانوني
ما اينو تراشيده شده داخل تانکر پيدا کرديم
يعني خدايا، منو ببخش
اون داره دروغ ميگه- پاي يک مرد سوم، در ميونه-
يک چيزي در مورد بازجویی سمير داشت آزارم ميداد حالا ميدونم اون چيه
مامان؟
!بريد توي شوفاژخونه،همين الان
فيليپ؟ کمک! سريع باش
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
اون اينجاست، قربان
اون ماسک داشت
يک دقيقه هم طول نکشيد- من ميترسم-
کسي آسيبي نديده؟- نه-
خدا رو شکر
اين درست نيست
ايشون، وزير آدام ميسون هستند ايشون کارآگاه ريگنند
يک اسم مسيحي نداري؟
مسيحي نيستم- پس، يک اسم کوچيک؟-
اونقدري منو نميشناسي که چيز ديگهاي جز کارآگاه ريگن صدام کني
ببخشيد
کجا ميبريدش؟
فقط بايد به چندتا سوال، جواب بده
خوشحال نيستم که اينجا تنهاتون ميگذارم
!ما تنها نيستيم
قراره ماشين گشتزني تمام شب اينجا باشه
هيچ فرقي نداره- نه، تو متوجه نيستي؟-
اين چيزيه که اونها ميخواند که ما رو بترسونند
اما به اين راحتي نميترسيم، ميترسيم؟
نه
پس برو کاري که بايد انجام بديو انجام بده
و با اون، مهربون باش
اون رفتارش با بچهها، عالي بود- خيلي خوب-
صبح روزي که فرد فوت کرد، تو کجا بودي؟
چي؟
تو گفتي صبح زود مياي اما تا نيمه روز نيومدي
کار داشتم- چه کاري؟-
جريان چيه؟
من بخاطرت، بهونه جور کردم
بخاطرت به پليس، دروغ گفتم
براي جلسه با يک مشتري بايد به مکان مورد نظر ميرفتم
خيلي خوب؟
خيلي دوست داشتم فردو بکشم اما نکشتمش
خيلي خوب
حرفتو باور ميکنم
بيا اينجا
همهچيز درست ميشه
خيلي خوب؟
سمير ميخوام باهات روراست باشم
من تو رو به خونهم بردم و تو حقيقتو بهم نگفتي
ميدونيم که در مورد شخص سومي که توي تانکر باهاتون بوده، دروغ گفتي
اگه به جرم همکاري با يک پناهنده، مجرم شناخته بشي
ميتوني به زندان بيفتي و بعد از کشور، اخراج بشي
ديگه باید پناهنده شدن در اينجا رو فراموش کني
اگه به هر نحوي همکاري کني دادستان توافق کرده
که متهمت نميکنند
اما ممکنه همچنان از کشور اخراج بشي
اما اين تصميم با اداره مهاجرته
اگه اون بيرون يک نفر اسلحه داشته باشه ما بايد ازش خبر داشته باشيم
در مورد حسن باهامون حرف بزن
ما توي بازداشتگاه باهم آشنا شديم
اون ديده بود که من و جمال با مورفي حرف ميزنيم
پرسيد ميتونه بهمون ملحق بشه
اون توي ارتش افغانستان بود پس ميتونست ازمون محافظت کنه
ديگه چي از اون ميدوني؟
همسر و دخترش، توي انگلستان زندگي ميکنند
دو سال پيش از کابل فرار کردند اما اون دستگير شده بود
طالبان، شکنجهش داده بودند
اين حسن بود که اسمهامونو نوشت
تو چيکار کردي؟
من کاري نکردم
حسن اين کارو کرد
کمک داره مياد! ميشنويد؟
!حسن
!بايست
اگه اينجا شليک کني !هممون ميميريم
برگرد! برگرد اينجا
عوضي! برگرد
تمام چيزهاي ديگهاي که قبلا بهتون گفتم، حقيقت دارند
به خدا قسم ميخورم
از چيزهايي که سمير ميگه حسن، عضو سابق ارتش بوده فرد، حريفش نشده
اون، اسلحهشو گرفته بهش شليک کرده و بخاطر اين کارش، فرار کرده
بيايد واحد سگو به اونجا ببريم ببينيم ميتونيم ردشو پيدا کنيم
شانسش هست که داخل مزرعه متروکهاي چيزي، مخفي شده باشه
بله قربان بايد اين قضيه رو عمومي کنيم؟
هنوز نه. هنوز مدارک و شواهد کافي براي ترسوندن مردم محلي نداريم
اين هنوز، فقط يک حدسه
از اين گذشته، هنوز هيچ عکسي براي انتشار، از حسن نداريم
بدون وجود اون، هر آدم رنگينپوستي از شعاع پنجاه مايلي
به ما گزارش داده ميشه
معذرت ميخوام، قربان- افسر؟-
در حال بررسي سوابق گوشي همراه فرد مورفي هستيم
آخرين تماسي که با گوشي هميشگيش گرفته شب قبل بوده
با کي تماس گرفته؟- شين گيبنز-
اون دوست پسر دکوراتور مندي مورفيه
اوه، اون کاري بيش از دکور کردن، انجام ميده
من با همکار شما کارآگاه گارد، بردي تماس گرفتم
در مورد اون سرقت مسلحانه نزديک داندالک
که مربوط به دو سال پيشه، از شين، بازجويي شد اما اون بدون اتهام، آزاد شد
بفرماييد
همين اثبات ميکنه که همکاري بين ما، واقعا داره جواب ميده
تو موافق نيستي، کارآگاه؟- بيا در مورد اون حرف نزنيم، قربان-
وقتي پترسون عضو شورا رو ببينم قطعا ميتونم بهش بگم
براي يک جلسه اضطراري از اون دعوت شده
من هم دوست دارم توي اون جلسه
به عنوان نماينده گارد ايرلند، شرکت کنم
بابت پيشنهاد ممنونم کارآگاه
اما اين کار ميتونه فقط مثل بنزين ريختن روي آتش، عمل کنه
آره، بخاطر همينه که اون ميخواد بره
من با مندي حرف زدم شين روي خونهاي در کلونامور، داره کار ميکنه
من راهو بلدم- بويد-
خانوادهت... حالشون خوبه؟
آره
مرسي که ميپرسي- خوبه-
از اون طرف- ممنونم، جيم-
کارآگاه ريگن کارآگاه بويد
ما دنبال شين گيبنز ميگرديم
به کلوپ ملحق بشيد- اون اينجا نيست؟-
قرار بود باشه، احتمالا سرگرم سکس کردن با يکي از دوستدخترهاشه
بيشتر از يکي داره؟- خوب، جوونهاي اينجا، اين عقيده رو دارند-
ببينيد، من دوست دارم اونو اخراج کنم اما دوست ندارم سر به سرش بگذارم
اون يک آدمهاييو ميشناسه، ميدونيد؟
اون يک گذشتهاي داره- رئيس؟-
يک دقيقه بهم زمان بديد- بله، ميدونيم-
صبح روز يکشنبه گذشته، اون اينجا بوده؟
نه- خيلي مطمئن به نظر ميرسي-
جلسه با يک مشتريو از دست داد
تا بعد از ظهر سر و کلهش پيدا نشد
اما.... حرف از شيطان شد
مرد مظنون، بيست و پنج ساله در حال رانندگي يک ون رنوي سياهرنگه
با شماره پلاک يک، دو، ال يک، دو، نه، نه
داره به سمت شمال ميره R81 در جاده ميتونه مسلح باشه
داره به سمت مرز ميره
چپ- راست-
ما در شماليم، پس من رئيسم- به سمت چپ بپيچ، اين يک دستوره
!ريگن
من يکيو ميشناسم که از مشکلاتي که تو داري رنج ميبره، ريگن
شايد شما دوتا بايد باهم حرف بزنيد- !جلوتو نگاه کن، بهت که گفته بودم-
ميتونم بخاطر سرپيچي از دستور گزارشتو بدم
نميتوني، من اينجا افسر پليس نيستم
پس بخاطر سرعت بالا، جريمهت ميکنم اونجا، داره ميپيچه داخل! برو! بپيچ
خيلي خوب، محکم بشين
!پياده شو
!دستهات پشت سرت !بشين روي زمين
روي زمين دستهات پشت سرت! همين الان
شين گيبنز تو بازداشتي
مجبور نيستي چيزي بگي اما اگه در حين بازجويي
چيزي بگي ممکنه اين کارت به ضررت بشه
که بعدا در دادگاه، عليهت استفاده ميشه
و هرچيزي بگي ميتونه مدرک تلقي بشه
چه مشکلاتي؟- چي؟-
تو گفتي مشکلاتم شبيه يکيه که ميشناسيش
اون هم همکاريگريزه ستيزهجو و تهاجميه
مخصوصا در برابر مقامات
فرقش اينه که اون دخترمه و چهارده سالشه
شنبه صبح، کجا بودي؟
توي خونه مادر مندي، کار ميکردم
تمام صبح؟- بله-
عصر روز قبلش چيکار ميکردي؟
به مادرش کمک ميکردم چندتا وسايلو جا به جا کنيم تا بتونيم، دکور کنيم
چه ساعتي بود؟- حدودا از ساعت هفت تا نه-
ما فيلم امنيتي از ونت در جاده موناگان
در ساعت 8:19شب داريم
بايد ساعتها رو اشتباه کرده باشم
اين همون جادهايه که به آپارتمان فرد مورفي ختم ميشه، نيست؟
هست؟
دو ساعت قبلش، فرد باهات تماس گرفته بود براي چي؟
به مشورتم براي برگشت به مادر مندي، نياز داشت
تو بهش چي گفتي؟
بهش گفتم فراموشش کن اون ديگه ازت گذشته
بهت گفت روز بعد ميخواسته چيکار کنه؟
نه
دو سال پيش، در مورد سرقت مسلحانه داندالک، ازت بازجويي شده
No comments yet. Be the first to leave one.