189 dòng đầu tiên.
یک هفته تا بیست و پنجمین سالگرد
مطلب اصلی روی جلد نمادین "گلامازونز"
مجله "درس آپ" که توسط خود من نوشته شده بود
این اسطورههای دوستداشتنی قصد دارند عکس معروف
روی جلدشون رو بعد از چند دهه
جدایی و کدورت بازسازی کنند
مدیسون فورچن و شوهرش
توماس "تیجی" جیمز
دارن این تجدید دیدار رو رهبری میکنن. اونا میگن
همه چیز در مورد التیام، در مورد فراگیر بودن
و نشون دادن به دنیاست که چقدر
مدلها از دهه ۹۰ بیرحم فاصله گرفتن
سوال اینجاست: آیا تیف گایلز
که در یک حمله خشونتآمیز خیابانی چهرهاش آسیب دیده
و مدتهاست که از انظار عمومی دور بوده
به همکاران مدلش جلوی دوربین میپیونده؟
اهالی مد موافقن که بدون اون، کارشون مثل قبل نمیشه
یادی از گذشته
شوخی میکنی؟
تماسهام رو جواب نمیدی
مجبور شدم تا چستر، پنسیلوانیا بیام
فقط برای اینکه حضوری ازت خواهش کنم
باشه. خب، خواهش کن
یه دلیل خوب بیار که چرا باید بیام
اول از همه، فوقالعاده به نظر میرسی
دنیا باید ببینه یه شیرزن واقعی چه شکلیه
شیرزن؟
اون اسم آژانس جدیدمه
آها، درسته
بدجنسترین بدجنسها
دم از شمولیت و خواهری میزنه... این واقعاً خندهداره
جدی میگم، تیف
و تو نماد هر چیزی هستی که من میخوام آژانس باشه
مهمه که تو اونجا باشی
آره خب، برای تو مهمه
حضور من اونجا به همه نشون میده که همه چی بخشیده شده
در حالی که تو داری برند جدیدت رو راه میندازی
وقتش نشده؟
شده؟
دیگه چی داری؟
یه کم پشیمونم
مجبور شدم مثل قدیم یه نصف "بنی" بخورم
فقط برای اینکه بیام اینجا
اوه. خب، جالبه
چیزی هست که بخوای به من بگی؟
ما هیچوقت واقعاً درباره اون اتفاق صحبت نکردیم
باید میومدم بیمارستان ببینمت
مثل بقیه دخترا، نه اینکه میرفتم یه فوتوشوت
اون کار خیلی حرکت بدی بود
اه، ما هیچوقت دوست نبودیم، رقیب بودیم
تو هیچ چیزی بهم بدهکار نبودی. با این حال
لازمه بدونی تیجی و من اون صبح چقدر حس بدی داشتیم
ک... کدوم صبح؟
هوم؟ خب
اونا هویت منو تا اواخر همون بعد از ظهر شناسایی نکردن
و خبر تا اون شب پخش نشد
اون... صبح بعد از حمله بود
و شما دو تا در همپتونز بودین وقتی همه اینا اتفاق افتاد، درسته؟
حدس میزنم هنوز اونجا بودین؟
یا، نه، صبر کن، صبح بعدش
حتماً از قبل تو اون پرواز به هاوایی بودی
خیلی وقت پیش بود. جزئیاتش مبهم شده
اما همیشه منو آزار داده
فقط میخواستم بدونی، فکر کنم
ببخشید که زخمهای قدیمی رو باز کردم
خب، صبر کن. بمون، یه چیزی بنوش
یعنی... تا اینجا اومدی
نمیشه با بنی قاطیش کنم، مخصوصاً اگه دارم رانندگی میکنم
اما برای یه وقت دیگه؟
شاید تو نیویورک؟
اگه میاومدی، تیف، واقعاً خیلی برام مهم بود
حداقل بهش فکر میکنی؟
بهش فکر میکنم
پا پس نکش. درسته؟
اوه، هی، صبر کن، کیفت رو جا گذاشتی
برای هزینهها
نابريا، نه، فقط، امم، آماده باش
اون رو اینجا دارم اگه تیف نیاد
شاید یه چهره جدید که با اسطورهها ترکیب بشه
خیرهکننده باشه
همیشه یه قدم جلوتر
خب، به خاطر همینه که منو پیش خودت نگه داشتی
خوش برگشتی، تیفانی
اوه، بدون آرایش. همینطوری که هستیم عکس میگیریم
آمین. پس همین خواهد شد
گلَمِیزونها
با قهرمانها آشنا بشید
نابریه از جنگ سودان جنوبی فرار کرده
سِوِتا پناهنده از کییف است
اوم، این یکی چطوره؟
هارپر اهل نیوجرسیه
اوهوم. اون با ایدیاچدی درگیره
آه
چهرههای زیبا
از جاهای زشت
اوه. این شعار شماست؟
من شدیداً معتقدم که باید بیشتر روش کار کنید
هی، اون بیزینس لوازم آرایش/اداری
چطور پیش میره؟
بازار آماده نبود
اوهوم. شما هم قبلاً اینجا زندگی میکردید؟
آره، خیلی وقت پیش بود
ولی حس میکنم این یه جورایی ما رو خواهر میکنه
امشب میریم مهمونی معرفی ودکا. تو هم باید بیای
اسمش "فریسایکل"ه
اولین نوشیدنیای که سِر دیوید اَتِنبورو تأییدش کرده
سِوِتا، میخوای در موردش بهمون بگی؟
فریسایکل اولین ودکای دنیاست
که کربن منفیه
به طور پایدار از محصولات پخته شده اضافی
پوست موزهای دور ریخته شده
و سبزیجات زشتی که
در غیر این صورت به زبالهدانی میریختند، تولید میشه
و نرم و خوشمزهست
عالی نیست؟ پس از آشغال درست شده؟
هی، ۸۰ پروفه
تمام شب مجانیه و مهمونی تو یه کشتیه
با همه آدمهای مهم و حسابی
اوه، هنوزم همون تیجی قدیمی
ولی خب، من اینو میدونستم
همون لحظه که زنت یه کیسه پول نقد برام آورد
اوه، هی، هر کاری که لازم باشه
باید اینو روی سنگ قبرت بنویسن
ولی نه به این زودیها. نوشیدنی؟
برمیگردم
چی... اوه
اوه، عالیه که برگشتیم
آره، عالیه، مگه نه؟
چطور شد که اینا همه پیش اومد؟ یعنی
کی به کی زنگ زد؟ کی به این آدم چندش اجازه داد بیاد اینجا؟
جولیان، چه فرقی میکنه؟ این اولین باره
در ۲۵ سال گذشته که هر چهار تا گلمیزون
تو یه اتاق با هم جمع شدن
خوانندههام همه جزئیات آبدار رو میخوان
هر ده تاشون؟
یالا، کی اول پا پیش گذاشت؟
همهتون از همدیگه متنفرین، مگه نه؟
یالا. بریم
ببخشید. بریم
ام، چـ... چرا؟ برو
برو کنار. برو کنار
ترسوندیم
ببخشید
از ورودی مخفی اومدم به یاد گذشتهها
این دفعه هیچ پسری رو با خودت نیاوردی یواشکی؟
نه، همهشون رو تو مهمونی گذاشتم
با سازمان ملل مدلهات
تیجی کجاست؟ اینجا خیلی ساکته
آه، تو پاتوقش
معمولاً بعد از اینکه خوابیدم میاد بالا
آره، اون عشق و عاشقی خیلی داغه
میبینم بار قدیمی هنوز اینجاست
بیا یه کم واین اسپریتزر به افتخار خانم هلن بخوریم
تو به من بدهکاری
یادمه
و امروز یه روز "بیبِنی" کمنظیر بوده
پس بیا بزنیم به سلامتی
باورم نمیشه تو
تو اقامتگاه قدیمی خانم هلن هستی
دقیقاً همون شکلیه. آره
وقتی اینجا رو گرفتیم، ایده همین بود
یه کم بازسازی کنیم، برندشو عوض کنیم
ولی بیشترش رو دست نزنیم
دارم میام پایین
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
خودم براتون میارم بالا، خانم
خانم هلن اینجا میایستاد و مراقبمون بود
مطمئن میشد که داریم خوب رفتار میکنیم
گول زدنش خیلی آسون بود
آره
اون همیشه به همه فکرای خوب میکرد
تا وقتی که دیگه نتونست
میدونی که خراب کردی، مگه نه؟
اونجا تو بارم؟
داری در مورد چی حرف میزنی؟
خب، از اول هم مدرک بیگناهیت مشکوک بود
اما حالا دیگه نمیتونی یه حرف درست بزنی
تو و تیجی پشت حمله به من بودین
چیزی توی نوشیدنی من ریختی؟
فقط اعتراف کن، همه چی درست میشه
تیف
تیف، تیجی بود، باشه؟ تیجی این کارو کرد، نه من
من خیلی عص
خیلی از دستش عصبانی بودم وقتی... نه، نه، نه، نه
دیگه بازی بسه. بیگناهیتون با هم هماهنگ شده بود
جفتتون توش دست داشتین
و حالا جفتتون تاوانش رو میدین
آخ
تلوتلو نخور
No comments yet. Be the first to leave one.