The Simpsons

The Simpsons

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 37

Thông tin phát hành

The Simpsons S37E11 Guess Whos Coming to Skinner 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-STC
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 37 قسمت 11 The Simpsons 1989 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-09
Lượt tải xuống: 38
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

192 dòng đầu tiên.

بچه‌ها، شما این مدت خیلی خوب بودین

واسه همینم لایق یه اردوی خیلی ویژه شدین

آماده بشید واسه بهترین روز زندگیتون توی پارک آبی

...موزه منسوجات اواخر دوره ویکتوریا

من کلمه "پارک آبی" رو دیدم و انقدر ذوق کردم که دیگه بقیه‌شو نخوندم

فرش راهروی ورودی، کپی فرشی اصیله

که آقای واترپارک توی سفرش به اوترخت دیده‌بود

کسی می‌دونه تزئیناتش چیه؟

کسی؟

ویلتون. طرح ویلتونه

شما اولین نفری هستی که درست گفتی

و یه راهنما هیچ‌وقت اولین نفرش رو فراموش نمی‌کنه

اه

بچه‌ها، تالار ورودی رو دیدین

حالا بریم نیمه‌تالار ورودی رو ببینیم

خب، برای این مدل کسالت فقط یه راه حله

یه دزدی از خونه‌ی عصر طلایی

نه. نه

نه

اه. باید یه چیز باحال توی این دخمه خاکی باشه

هوم؟

ووه

چیزی

از لمس کردن سوراخ‌های این نمد سمور ادواردی نترسید

من نمی‌ترسم

پیس‌پس

چیزی

دارم روی فانوس دریایی سنت آگوستین برف میارنم

جنگ گوی برفی

هوم، این زربفت

تا حالا چنین تاری به این لطافت حس نکرده‌بودم

پودش رو بپیچونین

گوی بخور

بچه‌های من

این مسخره‌بازی همین الان تموم میشه

گوی‌ها رو بذارید زمین

سرتو بالا بگیر. سرمو بالا بگیرم؟

شنیدم و فهمیدم

اوه، این هفته‌های گذشته سخت بودن

پنج جراحی چشم. دو پیوند پلک

حالا میله دارم، اما مخروط ندارم

اما من یه هدف دارم

با اینکه آخرین روز قبل از تعطیلات بهاره‌ست، باید برمی‌گشتم

تا بتونم کلماتی رو بگم که هر مدیری آرزوی گفتنشون رو داره

شما والدین افتضاحی هستین

والدین افتضاح؟

حتی من؟

بله، هر دوی شما اون هیولای پرتاب‌کننده گوی برفی رو به دنیا آوردین

اون گفت: "سرتو بالا بگیر."

و منم طبق همون سرمو بالا گرفتم

خواهش می‌کنم، آقای مدیر اسکینر

بارت بچه بدی نیست

کاش می‌تونستید پسر کوچولوی خاص منو اونجوری که من می‌بینم، ببینید

بی‌خیال مارج. بارت شیطانه، خودتم می‌دونی

به هر حال، تقصیر شماست که یه روانی عصبی مثل اونو بردین

به یه پارک آبی

پارک آبی نبود

اوه، من از کلمه اول برگه رضایت‌نامه جلوتر نخوندم

همه شما والدین مثل همین

وقتی بچه‌هاتون موفق میشن افتخار می‌کنید و وقتی شکست میخورن بهونه میارید

حال به هم زنه

به خاطر والدین مثل شماست که

من از بچه‌ها متنفرم

بی‌خیال. تعطیلات بهاره خوبی داشته باشید

مادر، من برگشتم خونه

سیمور عزیزم

متأسفم که بیمارستان بهت سر نزدم

آه. هیچ مادری دلش نمی‌خواد پسرش رو ببینه

نقطه سر خط

من دارم با جاسپر میرم آتلانتیک سیتی

یه ماه کامل پوکر بازی می‌کنیم و شاید یه ذره هم ورق بازی کنیم

چشمک، چشمک

ها

چه خوبه که میشه چشمک زد

همین خوبه

من یه تعطیلات بهاره کامل دارم تا هر کاری دلم می‌خواد بکنم

آه. فرم‌های درخواست کتاب درسی و آقای پیب با دمای اتاق

این یعنی زندگی لوکس

اونجا کیه؟

اون کی نیست

یه چیه

برو گمشو. دارم با زنم کارای اونجوری می‌کنم

اما یه موجود تو مدرسه ول گشته

چرا اینو نگفتی، مرد؟

بازی اسکرابل اسکاتلندی‌مون می‌تونه صبر کنه

حالا برو یه حیوون ترسو و بی‌دفاع رو بکش

که اشتباهی اومده توی دنیای آدمیزاد

موجوده

من روح یه بچه‌ام که خیلی وقت پیش مرده

زمانی که بچه‌ها دائم می‌مردن

یه شبح

اونایی که تو جعبه شن پیدا کردم استخون سگ نبودن

تو شبح نیستی. داشتی تو کتابخونه من زندگی می‌کردی

زندگی کردن تو کتابخونه؟

این مریضه، مرد. چطور میتونی همچین حرفی به یه بچه کوچیک بزنی؟

حالا از روی چمن من برو گمشو

یه دانش‌آموز تو مدرسه پنهان شده

چطور میتونم این رو جبران کنم؟

یه لکه مثل این توی پرونده دائمیم

این چه کوفتیه از چشات می‌ریزه بیرون، عجق وجق؟

برف هوس‌انگیزه

می‌شناسمت. اسمت هابه

تو اینجا دانش‌آموزی

این تخلف آشکار مستقیم میره تو پرونده‌ات

خب، موفق باشی با اون اشک‌های براق. من که توش نیستم

ثبت‌نام نکردی؟ ولی من دیدمت

تو کلاس خانم پیتونی

یکی از اون بچه‌ها که عقب می‌شینه

بین دختر عینکی و پسر دندون‌خرگوشی و هیچ‌وقت حرف نمی‌زنه

عجب. تو داشتی وانمود می‌کردی که دانش‌آموزی

که بتونی تو مدرسه زندگی کنی

که بتونی تو مدرسه زندگی کنی

زندگی کنی تو مدرسه؟

مدرسه؟

پدر و مادرت کجان؟

مادرم با جاسپره

و خاکستر پدرم هم توی یه کیسه تو اتاق خیاطی طبقه بالاست

حالا راستشو بگو

سیمور، چه شیطنت‌کاریه؟

بپا! دلالت اومده

اون دلال من نیست

خودم حلش می‌کنم، آقا. دارم به بهزیستی زنگ می‌زنم

اگه این کارو بکنی، تیکه پاره‌ات می‌کنم

اگه دولت بفهمه یه بچه فراری اینجا پلاس شده

این مدرسه رو تبدیل می‌کنن به یه فروشگاه هالووین، باشه؟

تو این بچه رو تحت نظرت نگه می‌داری

تا وقتی خانواده‌اش رو پیدا کنی و برش گردونی پیششون

من میرم بخوابم

دفعه بعد که ببینمت بهتره پولم رو بهم بدی

و فرم‌های درخواست کتاب‌های درسی سال بعد

معلومه که واقعاً برات ارزش قائل هست

راحت نباش. تو فقط تا وقتی اینجایی که من پدر و مادرت رو پیدا کنم

ببین، مدیر اسکینر، شما نمی‌تونید پیداشون کنید. اونا مردن

ای وای خدای من. خیلی متاسفم

وحشتناک بود

بالون هوای گرمشون روز تولد کیم جونگ اون رفت روی کره شمالی

و یه موشک قاره‌پیمای جشن‌گونه بهش خورد

دروغ محض

خدای من. تو چقدر خنگی

چطور تا الان زنده موندی؟

اگه تو به من احترام نذاری، منم بهت احترام نمی‌ذارم

تو از اتاق خیاطی مادر بیرون نمی‌ری تا وقتی که

پدر، بهم قدرت بده

برگرد تو

آخ. ولی می‌خواستم برم بیرون و آمریکا رو پیدا کنم

خوش گذشت، ولی باید برم. میزبان عالی‌ای بودی

پنج ستاره

وقتشه غرورم رو قورت بدم و کمک بخوام

مارج، یه آقا اینجاست

مدیر اسکینر؟

اومدین دوباره سرمون داد بزنید؟

آقای و خانم سیمپسون

من دست به دامن شما شدم

هیچ‌وقت با یه بچه سروکار نداشتم

غیر از ساعت‌های ۸:۱۰ تا ۲:۴۵

به نصیحت شما نیاز دارم. چطوری این شیطون رو کنترل کنم؟

از ما می‌پرسید؟ ما پدر و مادرای به درد نخور؟

ولی ما یه هیولا به وجود آوردیم

یه روز با یه بچه و اون الان دیگه کم آورده

و حالا به کمک ما نیاز داره

لطفاً. من دیگه کلافه شدم

اوه خدای من. اوه، چقدر بامزه

باشه، باشه. بچه الان کجاست؟

تو خونه‌ام. نلسون رو گذاشتم پیشش

سردمه. می‌تونی بخاری رو زیاد کنی؟

شما مشتری هستید

لطفاً. من دیگه کلافه شدم. به کمکتون با هاب نیاز دارم

باشه، چون خوب خواهش کردی

چند تا نکته از پدری و مادری بهت می‌گیم

بعضی وقتا، بچه‌های پردردسر فقط می‌خوان دیده بشن

ببین این معجزه کوچولو به چی علاقه داره و تشویقش کن

سخت‌گیر باش. هر روز باید براش مثل روز اول زندان باشه

و تنها تو حیاط، بدون چاقو

سیر بغلش کن

روحیشو له کن

بهش یه شونه بده که روش گریه کنه

بس کن این گریه رو

بهش بگو که دوستش داری

بهش بگو شانس آورده که زنده‌ست. خلاقیتش رو پرورش بده

بندازش تو قفس سگ

خدای من. یکی ممکنه روی این پلاستیک آب‌دار سر بخوره

یا بدتر، لیز بخوره

یتیم خیس اومد

وای، وای

وای، وای

اوه. اوه اوه. دوباره همدیگه رو دیدیم، دارت خسته‌کننده

یه فرصت به این بچه بده. پدر و مادرش تو تایتانیک مردن

بعدازظهر بخیر، سیمور

برای همون همیشگی اومدی؟

اوه، نه، ممنون، فیلیپ

باید برای این ژنده پوش یه لباس مدرسه پسرانه آبرومند بخریم

هوم. شاید یه پلیور پوپلین و یه شلوار کبریتی اتوکش‌دائم

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left