Oz

Oz

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 3

Información d'a versión

Oz S03E05 U S Male 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-pawel2006
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 5 Oz زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 12
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

نه برف، نه باران، نه گرما، نه تاریکی شب

این نامه‌بران را بازنمی‌دارد

از انجام سریع مأموریت‌های محوله‌شان.

این را خدمات پستی ایالات متحده می‌گوید

در شعار امیدبخششان

که از هرودوت، مورخ یونان باستان اقتباس شده

اون موقع، "سریع" شاید یعنی یه سال و یه روز

حالا، فردا صبح ساعت ۱۰، هرجایی

از اینجا تا کوچابامبا.

مردم سراسر دنیا هر بعدازظهر

کنار صندوق‌های پستشون می‌ایستن

و فکر می‌کنن چی ممکنه توش باشه.

هیچ‌وقت نمی‌دونی چی در انتظارته.

و تو اوز، بیشتر اوقات

بهترین قسمت، انتظاره.

زندانی شماره ۹۹C124 ویلیام کادنی

محکوم به تاریخ ۱۰ فوریه ۹۹ به قتل درجه یک.

حکم: حبس ابد، بدون امکان آزادی مشروط.

اون پشت سرت بدون اینکه بهت بگه سقط جنین کرد.

یادم رفته سقط جنین چیه.

وقتی بچه می‌ره بهشت

بدون اینکه اصلا به دنیا بیاد.

پس بذار اینجوری حساب کنم، تو دکتر رو هدف گرفتی

ولی به جاش پسرش رو زدی.

نه، من پسرش رو هدف گرفتم.

پسره رو عمداً کشتی؟

آره.

حالا اون دکتر می‌دونه من چی حس می‌کنم.

اون بچه‌ام رو کشت، منم بچه‌اش رو کشتم.

وقتی دیدیش بهش چی می‌گی؟

کی؟

پسر دکتر اون بالا تو بهشت.

من از قبل می‌دونم چی می‌خوام به شوهر دکتر ناتان بگم

اگه بذارن برم تو.

هی، کدوم گوری بودی؟

یالا. وقت زیادی نداریم.

اینا رو بپوش. نه!

سیریل، با من لج نکن.

نمی‌خوام بوکس بازی کنم.

مجبور نیستم بوکس بازی کنم.

چرا، باید.

نه، آقای کادنی گفت مجبور نیستم.

کادنی؟

آره.

خدا نمی‌خواد من بوکس بازی کنم.

باشه، امروز بوکس نداریم.

ناراحت نیستی؟ نه.

در واقع

فکر می‌کنم باید به حرفای آقای کادنی گوش کنی.

اشکال نداره، یالا.

اورایلی.

اومدی به دعای ما ملحق بشی؟

آره.

"وای بر من، این بیماری است و من باید آن را تحمل کنم."

اول، برو به داداشم بگو بوکس بازی کردن اشکال نداره.

بعد بهم قول می‌دی دیگه هیچ‌وقت باهاش حرف نزنی.

فهمیدی؟

من هیچ‌وقت قبلاً استفاده زیادی از انجیل نداشتم.

اگه اینو نگه دارم ناراحت می‌شی؟

نه. آره، فکرشم نمی‌کردم.

هی، گلوریا.

مواظب خودت باش، اورایلی.

کونی.

یو، بریکس. اورایلی، تو تنها کسی هستی

که اون کوفتی رو درست می‌کنی.

داری حریفا رو دید می‌زنی؟

مرد، بهتره دعا کنن.

رفیقم بریکس قراره با اون عوضیای مسلمون کف رینگ پهنشون کنه.

نمی‌دونم، مرد. من خان رو دیدم تو باشگاه تمرین می‌کرد.

اون رو فرمه.

این کثافت خودم هم همینطوره.

بیا بریم بزنیم. آخ!

اوه. فکر می‌کنی باید بکشی

روز اولین مبارزه‌ات؟

شت، آره من مثل تایسونم، مرد.

می‌دونی چی میگم؟ من پارتی می‌کنم، بعدش مبارزه.

بعدشم بازم پارتی می‌کنم.

باشه.

می‌بینمتون. هی، عزیزم.

هی، پانکامو، منو با پنج گروور رو خان حساب کن.

شرط بزرگیه.

پول برای سوزوندن دارم، مرد.

هی، حمید؟ بله؟

فقط فکر کردم باید بدونی

که ونگلر پشت سر تو و سعید چرت و پرت می‌گفته.

فکر می‌کنم وقتشه به اون بی‌دین هم‌شهری

یه درس کوچیک بدی.

نگران نباش، قصد دارم برنده بشم

به نام الله.

بسم الله الرحمن الرحیم.

آره، هرچی هست، فقط پاره‌اش کن.

آره، آره.

کنی "بریکس" ونگلر!

و در این گوشه حمید خان!

همیشه به حرفم گوش کنید.

دستکش‌هاتون رو لمس کنید و برید به گوشه‌هاتون.

دستکش‌هاتون رو لمس کنید و برید به گوشه‌هاتون!

آماده. زنگ رو بزن، لنی.

به بدن بزن، خان!

به بدن بزن، خان!

ایول، بریکس، دمت گرم.

تو مثل تایسون می‌مونی، آره، سیکلی تایسون!

یه بسته ناگهانی می‌رسه

بازش می‌کنی

بعضی وقتا یه هدیه‌ست. یه بطری شراب قدیمی

مثلاً از طرف یه فامیل.

بعضی وقتا هم از طرف اونابامبره.

یه جعبه بی‌گناه به نظر می‌رسه و بعد "بوم!".

یو، چند تا مسلمون باهامون درافتادن

حالا نوبت ماست که حالشونو جا بیاریم.

بزن بریم.

یو

یو، یو، یو

یه شعر دارم.

چی گفتی؟ اه، من یه شعر دارم، بابا.

از وقتی برگشتم اوز، آره

اصلاً شعر نمی‌نوشتم.

ولی از یه چیزی که اون روز دیدم الهام گرفتم.

پس این شعر اینجا تقدیم میشه

به وزیر کریم سعید.

همینه. من راحت مچتو گرفتم.

تنها کاری که می‌خوای بکنی اینه که جیبتو پر کنی.

سواستفاده کنی.

ببین، این آمریکای کثافت تو چشمت بوده

برای بیش از ۴۵۰ سال.

و حالا می‌خوای اشکات رو توی اون چیزی که بهش می‌گی

مأموریت الهیِ کمک به برادرات پنهان کنی.

خب، خدا به من بصیرت داد

و من به همه بقیه می‌گم.

حرف از انقلاب می‌زنی.

چیزی که من دیدم مکاشفه بود.

تو با دخترک شیطان لاس می‌زدی.

و حالا خوشحالی چون می‌تونی ازش سوءاستفاده کنی.

خب، من یه چیزی بهت می‌گم

در حالی که ما اینجا توی این کثافت‌دونی گیر افتادیم.

چرا می‌خوای همه‌مون رو به بهشت ببری؟

وقتی اون ک*ن دو رنگت رو فراموش می‌کنه؟

هه

حواست باشه اون دستکش‌های خونی رو قایم کنی.

الله

این از یه تحقیر خصوصی به یه رسوایی عمومی تبدیل شده.

تو آبروی همه ما رو بردی.

تو یه انتخاب داری، سعید.

اون یا ما.

یا قول می‌دی دیگه اون زن رو نبینی

یا کارِت تمومه.

تموم؟

ما یکی دیگه رو برای رهبری انتخاب می‌کنیم.

پاتریشیا

بگو چی شده.

این مدت دارم تماس تلفنی دارم.

تماس‌های تهدیدآمیز.

که از تو دور بمونم.

از من دور بمونی؟

نوار دستگاه رو نگه داشتم.

فکر کردم شاید

تو بهش نیاز داشته باشی یا وکیل، یا هر کس دیگه‌ای.

شماره تلفنت رو عوض کردی؟

خب، آره.

ولی من... من که نمی‌تونم همین‌جوری نقل مکان کنم.

اگه بفهمن کجا زندگی می‌کنم چی؟

من... من فقط نمی‌فهمم.

چرا به من می‌گن از تو دور بمونم؟

تو نگران اون نباش.

من با زلمن صحبت می‌کنم.

اون بهتر می‌دونه چطور این رو حل کنه.

چطور ازت محافظت کنه.

من نمی‌خوام ازت دور بمونم.

گور باباشون.

وای، خدا، ببخشید.

نه، حق با توئه.

گور باباشون.

اوه

بگید هیچ‌کدوم از شماها از تماس‌های تهدیدآمیز خبری ندارید

به تریشیا راس.

بهم بگید.

چون هر کی که بوده، تاوانش رو پس می‌ده.

تو این دنیا یا اون دنیا.

وقتی ازدواج کردم

اسم زنم رو روی بازوم تتو کردم.

خیلی احمقانه است، نه؟

مگه ازدواج قراره دوام داشته باشه

به اندازه یه تتوی لعنتی.

به شنون گفتم که طلاق می‌خوام

به خاطر حسی که به گلوریا دارم.

من هنوز گلوریا رو دوست دارم.

و سعی می‌کنم باهاش بجنگم ولی نمی‌تونم.

اون تو جونمه، مرد.

اون تو جونِ لعنتیِ منه.

بیخیال، مرد. ببین، من ک*ن اون مرتیکه رو پاره کردم.

اون حرومزاده رو. تو حال خودتو کردی.

باشه؟ رفاقت، رفاقت.

کونت پاره شده.

از ما می‌خوای که وانگلر، پیرس و پوئت رو از بین ببریم.

بعدش می‌گی صبر کنید.

نمی‌خوام بکشمشون.

وگرنه بین ما و بقیه بچه‌های خودمون جنگ میشه.

من فقط می‌خوام جلوشون رو بگیرم.

حق با اونه.

باید کاری کنیم که این کار شبیه یه تصادف به نظر برسه.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left