M.O.D.O.K.

M.O.D.O.K.

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

M O D O K S01E09 XviD-AFG
M O D O K S01E09 480p x264-mSD
M O D O K S01E09 WEBRip x264-ION10
M O D O K S01E09 WEBRip x264-GalaxyTV
M O D O K S01E09 WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
M O D O K S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
تعليق من highbury
██► Highbury | Bia2Movies.bid ◄◄

الوسوم

x264
480p
480
XviD
نشرت في: 2021-05-24
تنزيلات: 26
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫هی، ملتر. بهترین ‫دوستت موداکم، دوباره برگشتم

‫چطوری، رفیق؟

‫بذار ببینیم، از آخرین باری که اینجا بودم ‫چه اتفاقی افتاده

‫یه سنجاب چاق دیدم

‫و همینطور یه نسخه ازم در ‫زمان سفر کرد و من و خونواده‌مو دزدید...

‫و سعی کرد همه‌مونو مجبور کنه ‫همدیگه رو در مردرورلد بکشیم

‫و حالا دو تا لو داریم

‫هر دو قبول کردن ‫به اندازه‌ی یه لو غذا بخورن...

‫پس بودجه خواروبارمون عوض نشده

‫به هر حال خونواده خوبن ‫مال من، نه مال تو

‫خونواده‌ت واقعا درگیرن...

‫تا به فضای شخصی من احترام بذارن

‫لطفا، سالگرد منه ‫فقط می‌خوام شوهرمو ببینم

‫مسابقه تا قبرستون رو بردم

‫خب، لازم نبود پسرم رو ‫هل بدی توی یه قبر باز

‫کاملا هم نیاز بود ‫داشت برنده می‌شد

‫به هر حال، اوضاع خونواده‌ی من خیلی خوبه...

‫اما از رویام برای گرفتن دنیا ‫نسبت به همیشه دورتر شدم

‫از وقتی اون قرارداد رو امضا کردم، ‫تمام قدرتم رو در ایم از دست دادم

‫در شرکت خودم پستچی شدم...

‫می‌خواین بلندترین گریه تمام ‫دوران رو داشته باشین؟

‫برین قدم بزنین

‫ملتی، نمی‌دونم چه کار کنم

‫یه نشونه بهم بده ‫وقتشه یه برگ جدید رو کنی

‫آره، به این میگن جمع کردن

‫برگردوندن برگ‌های جدید

‫اونجا چی نشونه‌ای نیست

‫بیا یه بخش جدید رو شروع کنیم!

‫بعدش، پسرک جادوگر ‫داخل آتشدان جیغ کشید...

‫وقت تغییر زندگیه

‫چه روش جدیدی برای ‫شروع یه قسمت

‫کاری که می‌کنی فایده نداره

‫- یه کار متفاوت کن. ‫- باشه

‫- نزدیک شدی؟ ‫- نه. بیارش بالا

‫با یه زاویه جدید بیا

‫نمی‌تونم صدای خودمو....

‫در این قبرستون خیلی شلوغ بشنوم

‫خب، به خاطر هیچی ملتر

‫می‌دونستم هیچ کمکی نمی‌کنی

‫صبر کن. می‌دونستم. باشه!

‫یه چیز جدید رو امتحان کنم!

‫- Untranslated Line -

‫خدایا!

‫نمی‌تونم گاری رو پیدا کنم ‫موداک منو می‌کشه!

‫فقط دو کار بهم داد انجام بدم، ‫کار خودش و کار من!

‫- فیل، گاری رو دیدی؟ ‫- من تامم

‫فیل دو هفته‌س گم شده ‫همه خیلی نگرانش شدن

‫خب که چی! احتمالا مرده!

‫گاری پنج دقیقه‌س گم شده!

‫هنوزم فرصت هست نجاتش بدیم

‫صدای جیرجیر گاری ‫منو تسخیر کرده!

‫گاری سخن‌چین خودم!

‫هی، گری. فقط باید ردش کنی

‫نه. زودتر پیداش کرد

‫لطفا دوباره تنبیه‌م نکن

‫نمی‌خوام اینقدر اسپاگتی بخورم ‫که مجبور بشم برم بیمارستان

‫تنبیه؟ چی داری میگی، گری؟

‫فقط دارم کارمو می‌کنم

‫پس شبیه یه برنامه‌ی مخفیه؟

‫برمی‌گردیم پیش مونیکا؟ ‫گرامبل رو بندازی؟

‫توی گاری چیه؟

‫پست، گری. من مرد پستچیم

‫- تو مرد پستچی نیستم! ‫- اصلا نیستم

‫یه آدم پستچیم ‫چون زنها هم چیزی حمل می‌کنن

‫اغلب خیلی چیزها هم حمل می‌کنن

‫چی شده؟!

‫گری، باید آروم باشی ‫به مجله آرامش نیاز داری

‫مال منه! و بهش نیاز دارم!

‫به این میگن دریاچه

‫حتی یه موج کوفتی هم نداره

‫از روزت لذت ببر. دوریس

‫از سر راه برو کنار، انسان چرک‌آلود!

‫مونیکا، یه بسته برام دارم

‫چی بود؟ بمب؟ ‫یه جور سم؟

‫خب، نقشه‌ت شکست خورد

‫فکر کنم پیشبند آبی‌ت بود

‫باورم نمیشه که ‫پرتش کردی روی هوا!

‫خودش شش وعده غذا بود

‫چرا بسته تحویل میدی؟

‫یه جور می‌خوای ازم انتقام بگیری...

‫که به جای تو دانشمند ارشد شدم؟

‫حدس منم همین بود

‫هی، رییس! یه بسته برادت دارم

‫به نظر میاد شلواره

‫انگار نانتاکته قرمزه

‫خیلی بهت میاد!

‫ممنون

‫می‌خوای بهم بگی ‫کیسه کثافت؟

‫نه. می‌خوای بگم؟

‫نه؟

‫پس برگرد سر بسته!

‫چون این مردم خوب ‫و سخت‌کوش به لباس‌های زیر...

‫خوردنی‌شون نیاز دارن

‫مال منه! بکششون بالا!

‫- بیا بگیرش، کارل! ‫- مراقب باش!

‫عجب

‫از کی موداک کارمند بی‌نقص شده؟

‫باید برم

‫نمی‌دونم اول کجا برم

‫- ما! ‫- میریم!

‫اول!

‫حالا تو

‫اوضاع با تولید گرامبل گروم ‫خیلی عالی پیش میره

‫تا کریسمس، هر کسی روی زمین باید...

‫بلندگوی هوشمند تو خونه داشته باشه

‫دروغگو! ‫می‌دونیم که مشکلاتی داشتی!

‫هیئت مدیره همه چیزو می‌بینه!

‫حتما، اما هنوز برای دسامبر توی مسیریم...

‫نقشه جدید. تاریخ انتشار رو جلو میندازیم

‫به سه‌شنبه

‫اما ماه‌ها زودتر از ‫وقتیه که برنامه داشتیم میاد بیرون

‫- سکوت! ‫- ما گرسنه‌ایم

‫چون که ما شرکت ‫لیوینگ هکسوس هستیم

‫از سیاره‌ای به سیاره دیگه میریم

‫جمعیت رو به بردگی می‌گیریم

‫منابع‌شونو می‌بلعیم

‫و حالا زمین شما رو هدف گرفتیم

‫اول گرامبل رو گرفتیم تا ‫اعتماد رو جلب کنیم...

‫بعدش ایم رو تا فناوری کسب کنیم...

‫بعدش ایم، پیامرسون فوری

‫تا با زن‌های خوشگل جور بشیم

‫و حالا گرامبل گروم رو آزاد می‌کنیم...

‫که فرکانس کنترل ذهن ‫رو منتشر می‌کنه...

‫انسانیت رو رام می‌کنه و ‫راه برای حمله‌ی ما رو هموار می‌کنه

‫آره، می‌دونم، نقشه رو می‌دونم ‫اما جدول زمانی داره

‫نظرت داره عوض میشه، آستین؟

‫در مورد فروختن تمام انسانیت؟ ‫این مرد زیر حرفش نمی‌زنه

‫کیف

‫اون؟ اون سگ بابایی، شرلوکه

‫بهم نگاه کرد!

‫از وقتی نجاتش دادم ‫خیلی نزدیک شدیم

‫امیدوار بودم بتونم همراه خودم بکنمش

‫پس زیاد ناراحت و تنها نیستم

‫- انکار شد ‫- سگ لابرادودل زودتر از همه سقوط می‌کنن

‫برگرد و روی گروم کار کن

‫درسته. ببخشید که اصلا پرسیدم

‫باشه، بهم گوش کنین. هیئت مدیره...

‫همه چیزو می‌بینه...

‫و بسیار هیجان‌زده‌س تا ‫تاریخ انتشار رو بندازه جلو

‫آخ‌جون

‫ببخشید که مزاحم شدم ‫فقط یه بسته کوچولو باید تحویل بدم

‫چند تا والپاک

‫به نظرم امروز خیلی کلفت شده

‫باشه، مونیکا، به عنوان دانشمند ارشد...

‫بهت تبریک میگم

‫به نظرت می‌تونیم ‫این اشکال رو درست کنیم...

‫یا انتشار گروم رو به تعویق بندازیم؟

‫- نه، درستش کردم ‫- واقعا؟

‫چطوری، گروم ‫دمای هلسینکی چقدره؟

‫دمای کنونی در هلسینکی...

‫بازم آدم‌ها رو می‌کشه!

‫دو نفر! از ده نفر کمتر شده!

‫با توجه به اینکه کلی کار ‫مزخرف روی سرم خراب شد بد نیست

‫جیگولاز اندام جنسی‌شون رشد کردن ‫و با سرعت زیادی تولید مثل میکنن...

‫و در موقعیت‌های بسیار زیادی

‫دو تا مرگ با اینکه تحسین‌برانگیزه ‫اصلا خوب نیست

‫باید انتشار رو به تعویق بندازیم

‫واقعا ناامید شدم

‫ببخشید. باید یه چیزی بگم...

‫به خاطر والپاک‌هاست؟ ‫بندازشون دور!

‫فکر کنم بتونم این اشکال رو رفع کنم...

‫اگه آرایه تاخیری ای‌ای‌سی رو هک کنیم...

‫و وارد منبع تغذیه 1080 کی اس‌کیو‌ال بشیم

‫مونیکا؟

‫ممکنه جواب بده

‫خب، پس فکر کنم...

‫انتشار زودهنگام...

‫جز برنامه باشه

‫موداک، گروم رو می‌سپارم به تو

‫ناامیدت نمی‌کنم

‫نه! متوجه نیستی؟ می‌خواد ‫دوباره دانشمند ارشد بشه!

‫مونیکا! اینطوری آزاد میشی ‫تا جلوی تولید مثل جیگولوها رو بگیری

‫می‌دونی آلت‌شونو با لیزر بسوزونی ‫یا هر کاری که دوست داری

‫برای مدیریت ریز اینجا نیستم ‫لیزر یا اخراجی

‫گردنبند موداک؟ فقط وقتی ‫میره دوش بگیره درش میاره...

‫که هیچوقت دوش نمی‌گیره

‫خرس من اینجاست

‫زود باش. باید بزنیم به جاده

‫اولین روز شکار گاومیشه

‫- مایک بزرگ ‫- امروز نه

‫ببین. گردنبند موداکه

‫زیباست. سوار کامیون شو

‫متوجه نیستی. ‫آینده همینه

‫دنیایی بدون امیدهای واهی ‫بلکه حقیقت محض

‫جایی که علم حرف آخر رو می‌زنه

‫گردنبند ما چی؟

‫یه عکس ازت داره

‫و گردنبند تو با عکسی از...

‫اون من نیستم. این چیه؟

‫عکس گردنبند موداکه

‫چرا منو نمیدازی تو یه چاله آب...

‫پر از مار آبی زهردار؟

‫هیچوقت اینطوری ندیده بودمش، مایک بزرگ

‫داره ایمانش به ‫رویاشو از دست میده

‫از وقتی شرکت رو فروخت ‫و قرارداد رو امضا کرد

‫از وقتی که آستین، آستین!

‫آستین باعث تمام اینا شده! ‫موداک بهم نیاز داره

‫اون حرومزاده همیشه بهت نیاز داره

‫زیادی مهمه

‫چیزی که براش می‌جنگه ‫چیزی که ما براش می‌جنگیم

More Farsi Persian subtitles for M.O.D.O.K.

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left