M.O.D.O.K.

M.O.D.O.K.

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

M O D O K S01E03 XviD-AFG
M O D O K S01E03 480p x264-mSD
M O D O K S01E03 WEBRip x264-ION10
M O D O K S01E03 WEBRip x264-GalaxyTV
M O D O K S01E03 WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
M O D O K S01E03 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
M O D O K S01E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Hitman007
██► H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

x264
480p
480
XviD
Published on: 2021-05-21
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫این چیه؟

‫این آرمان‌شهر توئـه، موداک

‫آره! یوهو!

‫موفق شدم! دنیا رو فتح کردم...

‫- خفه شو! ‫- باشه، لازم نیست بزنی تو سر من

‫یادم رفته بود که این ‫اولین آخر هفته‌ام با بچه‌هاست

‫نمی‌تونم بذارم جودی آپارتمان رو این شکلی ببینه

‫4 ساعت وقت دارم اینجا رو سر و سامون بدم!

‫پیشرفت چندانی حاصل نکردی! ‫

‫چرا باید قاتلی که قبل ما اینجا زندگی می‌کرده

‫«قاتل خونین» باشه؟

‫این لکه خیلی آبدار و غلیظـه

‫این کارا رو تو باید بکنی

‫من کف زمین تمیز نمی‌کنم

‫سلام، رفقا!

‫پدر، اینجا باورنکردنی‌ـه

‫چه راهروهای تاریکی

‫واسه اونایی که میگرن دارن خیلی جای خفنی‌ـه

‫اینجا باید منتظر سفینه باشیم تا

‫ما رو ببره به آپارتمانت؟

‫نه، آپارتمانم همینجاست

‫اینجا کُنج خلوت و دنج‌ـِشه و منم دوستش دارم!

‫آه! اینجا بوی سوپ میده

‫آره، همه توی این ساختمون ‫یه عالمه سوپ درست می‌کنن

‫مهم نیست چه وقتی از روز باشه

‫این کاغذ دیواری اصلیه؟ چطور...

‫نه، فقط بدجور رطوبت داده

‫خوشگله

‫تو خوشگلی، میشه برگردم؟

‫هی بچه‌ها، این تخت خواب تا شو؟

‫عالیه. واقعاً فضای اتاقو باز می‌کنه

‫آره، ممنونم، لو

‫من عاشق همه‌ی این وسایل تا شو هستم

‫و می‌تونی صدای هر فنر و چرخ‌دنده رو ‫بشنوی، که من خیلی دوست دارم.

‫خــیــلی خب! دارم درست می‌بینم؟

‫توالت هم تا میشـ...؟

‫آخ! باشه!

‫آب صاف از توالت میاد بیرون!

‫منو اینجا نذار. منم با خودت ببر!

‫عزیزم، باید کتابم رو تبلیغ کنم

‫به علاوه، این هفته‌ی پدرتونـه

‫و الان باید همینطوری باشه

‫خدایا، چقدر این بوی سوپ شدیده

‫انگار افتاده باشم داخل مرغداری

‫باید از اینجا بزنم بیرون

‫درست قبل اینکه برسید اینجا، ‫شنیدم اون مرغ رو کشتن

‫پس می‌دونی، اون سوپ قراره تازه باشه

‫بابا بهترینه یا چی؟

‫وای خدای من!

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫شــام!

‫فکر کردم گفتی قراره ‫«رولت پنیری» ِمامانو درست کنی

‫خب این همونه

‫خب برنامه‌ی آخر هفته تا خرخره پره

‫اول، همیشه می‌خواستم بدونم ‫تصفیه‌خانه‌های آب چطور عمل می‌کنن

‫گمونم شما هم همینطور، ‫پس ترتیب یه تور بازدید رو دادم!

‫از یه کتابخونه که می‌تونیم ‫درمورد این موضوع کتاب بخونیم (!)

‫بعدش، واسه ناهار خونه ‫یکی از همسایه‌ها سوپ می‌خوریم

‫بعدش پنج ساعت حسابی موش می‌گیریم

‫نکته: موش‌های زیادی هستن، ‫پس ساعت‌های سختی خواهند بود

‫- موداگ! ‫- بمیر، دشمن بشریت!

‫لعنتی، هولوگرامـه!

‫لو، ردیابی‌شون کن! ببین ‫کجا میرن، بعداً می‌گیریم‌ـشون!

‫وای، موداک، داری اتاق فرار ‫با مضمون فقر بازی می‌کنی!

‫امیدوارم بزنید بیرون، ‫اونجا به نظر بدجور داغونـه!

‫اینجا اقامتگاه دنج و آروم منه!

‫گردش هواش عالیه!

‫به هر حال، باهات تماس هولوگرامی ‫گرفتم ببینم چرا توی فرودگاه نیستی

‫- چـ... ‫- بیخیال، داداش!

‫کنفرانس رهبری «گرامبل»

‫تمام مدیران شرکت‌های زیرمجموعه گرامبل

‫این آخر هفته توی «بوکا کالینته» جلسه دارن

‫استراحتگاه جزیره‌ای که توی دنیا معروفه

‫اولین باره که می‌شنوم واسه ‫رهبری کنفرانس گذاشتن

‫به حساب گرامبل‌ـت کُلی ایمیل فرستادم

‫میره به حساب «اوتلوک»

‫من از اوتلوک استفاده نمی‌کنم

‫خیلی باحالم

‫بدون موداک بزرگ که نمی‌تونیم ‫کنفرانس رهبری داشته باشیم

‫این آخر هفته بچه‌هام پیشم هستن

‫بیارشون. بیخیال، موداک، ‫تو مهم ترین مهمون هستی.

‫امشب مهمونی خوشامدگویی‌ـه، ‫و یه سخنرانی افتتاحیه مهم

‫درمورد رهبری هست.

‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چی قراره بگی

‫مهم ترین مهمون؟

‫شاید اونقدرام بد نباشه

‫برای بچه‌ها، که پدرشونو توی ‫موقعیت رسمی و اصلیش ببینن

‫ولی اینجا هم اوضاع خیلی خوب پیش میره

‫خانم موشا، بیخــیال!

‫برای همه‌ـتون لو هست!

‫خیلی قشنگـه، درسته؟

‫واو

‫ملیسا، میشه یه تعریفی، وایی چیزی بگی؟

‫واو!

‫- رسیدم اینجا ‫- همینطوره

‫- منو پذیرش کنید ‫- با کمال میل!

‫نمی‌دونه کی هستی، بابا

‫باید اسمت رو بهش بگی

‫مزخرفه! می‌دونه کی هستم!

‫خیلی متأسفم

‫من مهم ترین مهمونم، ملیسا

‫لازم نیست به این مرد بگم که من موداکـم

‫موداک!

‫لازم به گفتن نیست، مشخصه!

‫هجی کردن هم لازم نداره!

‫موداک! م-و-د-ا-ک، با K نه با C

‫آهان بله! آقای موداک، قربان.

‫آره، من موداکم

‫گیرم آوردی، آره

‫خیلی خب، اتاق شما منظره و دید ‫نسبی به اقیانوس داره

‫همونطور که خواسته بودم،

‫نمی‌خوام تمام شب صدای ‫کـَر کننده موج‌ها اذیت‌ـمون کنه

‫موج سواری، ماساژ کنار ساحل

‫یه فروشگاه «بلگاری»! ‫(برند مد و پوشاک ایتالیایی)

‫همه‌ی اینا رو انجام میدم

‫شرمنده، فقط یه دلاری و پنج دلاری دارم

‫یا حضرت قدیس، چقدر این ‫روپوش‌ها نرم و مخملی هستن؟

‫یه لطفی به خودت بکن، ملیسا

‫گردنت رو از اون پنجره دراز کن، ‫درست حسابی نگاه کن،

‫و از منظره اقیانوس لذت ببر

‫آره. دلم نمی‌خواد.

‫مشکلت چیه؟ نمی‌خوای اینجا باشی؟

‫آره، نمی‌خوام

‫گمونم خیلی واضح گفتم

‫می‌خوام خونه باشم. توی خونه‌ی مامان.

‫این از خونه مامان بهتره!

‫اینجا رو نگاه

‫سه نوع مرطوب کننده اینجاست

‫الان این کلاه‌های حمام رو برمی‌دارم

‫تا فردا خدمتکارا یکی دیگه بیارن

‫و این یه «ت.و.ل»ـه ‫ترفندهای ویژه‌ی لو

‫وقتشه بریم مهمونی خوشامدگویی

‫وقت نداشتم واسه رهبری سخنرانی آماده کنم

‫از اینکه تمام زندگیم در این باره بوده ‫و داشتم براش آماده می‌شدم!

‫پدر، الان خیلی دلم می‌خواد پشتت باشم

‫ولی باید همینجا باشم

‫و از تلفنی که بالای دستشویی‌ـه استفاده کنم

‫خیلی متأسفم

‫باشه! ملیسا، بزن بریم

‫من همینجا می‌مونم

‫وقتشه این ملافه‌ها رو روی ‫بدن لخت و جوونم امتحان کنم!

‫طبقه پایین غذا هست، درسته؟

‫راستی راستی آدمای کله‌ گنده‌ای اینجان

‫اون «گوس برانتون»ـه!

‫اون و هفت تا از دوستاش ‫«پوفوگوگو» رو تأسیس کردن

‫اپلیکیشنی که باهاش عکس غذات رو می‌گیری

‫و یه فیلتر دور و برش مگس‌ ‫میذاره که وز وز می‌کنن

‫تا غذات شبیه یه کوپه گوه به نظر بیاد ‫که داره ازش بخار بلند میشه!

‫گرامبل شرکتشون رو با 100 میلیارد دلار خرید

‫- چی؟ ‫- «ایم» چند میلیارد دلار بود؟

‫پیشخدمت! بازم شیرینی قارچی بده

‫همین الانش حدوداً 30 تا از اینا خوردم

‫بله، می‌دونم

‫پدر، اونا کی هستن؟

‫هیئت مدیره گرامبل ‫به شدت قدرتمندن

‫اگه قرار باشه اِیم رو پس بگیرم،

‫لازمه که اونا رو تحت تأثیر قرار بدم...

‫همایش الانه که شروع بشه

‫یه نطق کوچیک از یکی از سلبریتی‌های ویژه داریم

‫بعدش سخنرانی خوشامدگویی ‫واسه شروع کنفرانس رهبری

‫آماده‌ای، موداک؟

‫کاملاً. ملیسا، بشقاب منو ببر به میزمون

‫همینطور این مینی‌برگرهای دنده رو.

‫قراره بترکونم

‫این محشره!

‫بذارید سخنگوی امشب رو معرفی کنیم،

‫در خدمت این بزرگ مرد بی‌نهایت با استعداد

‫آقای تونی استارک هستیم!

‫بمیر، مرد ِجاکشی!

‫لعنتی، هولوگرامه

‫درحالی که پول هنگفتی از گرامبل ‫گرفتم تا اینجا حضور پیدا کنم

‫این جمع مزخرف‌ـتون رو تأیید و پشتیبانی نمی‌کنم

‫در واقع، هولوگرامم رو به نمایندگی فرستادم

‫چون در همین لحظه، دارم به شدت کار می‌کنم

‫که این کل این شرکت چندش آورتون رو از بین ببرم!

‫داره درمورد ما حرف می‌زنه، خیلی باحاله!

‫و حالا، برای سخنرانی خوشامدگویی‌ـمون

‫یکی که خیلی بهش احترام میذاریم و الگوی ماست

‫- فرهنگ لغت «رهبر» رو به این صورت تعریف می‌کنه... ‫- خودم!

‫وایستا، چی گفتی؟

‫سخنرانی خوشامدگویی با منه

‫اوه، فکر کردی قراره تو سخنرانی کنی؟

‫تو گفتی یه سخنرانی هست!

‫گفتی "بی‌صبرانه منتظرم ببینم چی قراره بگی!"

‫درمورد سخنرانی ِمن. ‫من عاشق بازخوردها هستم.

‫ولی... من مهمون ویژه‌ام

‫متوجه سوءبرداشتت شدم

‫واسه یاد دادن رهبری نیومدی اینجا، موداک

‫اومدی اینجا تا یاد بگیریش

‫تو مهمون ویژه‌ای، آره، ‫که یعنی مهمونی هستی

‫که از دیدن پیشرفتش خیلی مفتخر میشیم!

‫خیلی خب، به شدت خجالت آوره

‫ولی گمونم یه مقدار از ‫عزت و احتراممو حفظ کرده باشم

‫آقای موداک! از مدیریت هتل ‫پرسیدم ولی متأسفانه گفتن

‫امکان تخطی از قوانین‌ـمون نیست!

‫اگه طی 14 روز گذشته

‫اسهال داشتید، نمی‌تونید از جکوزی استفاده کنید!

‫چرا داری این حرفو الان می‌زنی؟

‫تا جایی که میشد با مسئولین بالاتر صحبت کردم

‫از همه پرسیدم. اسم‌ـتون رو بردم.

More Farsi Persian subtitles for M.O.D.O.K.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left