The first 200 lines.
این چیه؟
این آرمانشهر توئـه، موداک
آره! یوهو!
موفق شدم! دنیا رو فتح کردم...
- خفه شو! - باشه، لازم نیست بزنی تو سر من
یادم رفته بود که این اولین آخر هفتهام با بچههاست
نمیتونم بذارم جودی آپارتمان رو این شکلی ببینه
4 ساعت وقت دارم اینجا رو سر و سامون بدم!
پیشرفت چندانی حاصل نکردی!
چرا باید قاتلی که قبل ما اینجا زندگی میکرده
«قاتل خونین» باشه؟
این لکه خیلی آبدار و غلیظـه
این کارا رو تو باید بکنی
من کف زمین تمیز نمیکنم
سلام، رفقا!
پدر، اینجا باورنکردنیـه
چه راهروهای تاریکی
واسه اونایی که میگرن دارن خیلی جای خفنیـه
اینجا باید منتظر سفینه باشیم تا
ما رو ببره به آپارتمانت؟
نه، آپارتمانم همینجاست
اینجا کُنج خلوت و دنجـِشه و منم دوستش دارم!
آه! اینجا بوی سوپ میده
آره، همه توی این ساختمون یه عالمه سوپ درست میکنن
مهم نیست چه وقتی از روز باشه
این کاغذ دیواری اصلیه؟ چطور...
نه، فقط بدجور رطوبت داده
خوشگله
تو خوشگلی، میشه برگردم؟
هی بچهها، این تخت خواب تا شو؟
عالیه. واقعاً فضای اتاقو باز میکنه
آره، ممنونم، لو
من عاشق همهی این وسایل تا شو هستم
و میتونی صدای هر فنر و چرخدنده رو بشنوی، که من خیلی دوست دارم.
خــیــلی خب! دارم درست میبینم؟
توالت هم تا میشـ...؟
آخ! باشه!
آب صاف از توالت میاد بیرون!
منو اینجا نذار. منم با خودت ببر!
عزیزم، باید کتابم رو تبلیغ کنم
به علاوه، این هفتهی پدرتونـه
و الان باید همینطوری باشه
خدایا، چقدر این بوی سوپ شدیده
انگار افتاده باشم داخل مرغداری
باید از اینجا بزنم بیرون
درست قبل اینکه برسید اینجا، شنیدم اون مرغ رو کشتن
پس میدونی، اون سوپ قراره تازه باشه
بابا بهترینه یا چی؟
وای خدای من!
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
شــام!
فکر کردم گفتی قراره «رولت پنیری» ِمامانو درست کنی
خب این همونه
خب برنامهی آخر هفته تا خرخره پره
اول، همیشه میخواستم بدونم تصفیهخانههای آب چطور عمل میکنن
گمونم شما هم همینطور، پس ترتیب یه تور بازدید رو دادم!
از یه کتابخونه که میتونیم درمورد این موضوع کتاب بخونیم (!)
بعدش، واسه ناهار خونه یکی از همسایهها سوپ میخوریم
بعدش پنج ساعت حسابی موش میگیریم
نکته: موشهای زیادی هستن، پس ساعتهای سختی خواهند بود
- موداگ! - بمیر، دشمن بشریت!
لعنتی، هولوگرامـه!
لو، ردیابیشون کن! ببین کجا میرن، بعداً میگیریمـشون!
وای، موداک، داری اتاق فرار با مضمون فقر بازی میکنی!
امیدوارم بزنید بیرون، اونجا به نظر بدجور داغونـه!
اینجا اقامتگاه دنج و آروم منه!
گردش هواش عالیه!
به هر حال، باهات تماس هولوگرامی گرفتم ببینم چرا توی فرودگاه نیستی
- چـ... - بیخیال، داداش!
کنفرانس رهبری «گرامبل»
تمام مدیران شرکتهای زیرمجموعه گرامبل
این آخر هفته توی «بوکا کالینته» جلسه دارن
استراحتگاه جزیرهای که توی دنیا معروفه
اولین باره که میشنوم واسه رهبری کنفرانس گذاشتن
به حساب گرامبلـت کُلی ایمیل فرستادم
میره به حساب «اوتلوک»
من از اوتلوک استفاده نمیکنم
خیلی باحالم
بدون موداک بزرگ که نمیتونیم کنفرانس رهبری داشته باشیم
این آخر هفته بچههام پیشم هستن
بیارشون. بیخیال، موداک، تو مهم ترین مهمون هستی.
امشب مهمونی خوشامدگوییـه، و یه سخنرانی افتتاحیه مهم
درمورد رهبری هست.
بیصبرانه منتظرم ببینم چی قراره بگی
مهم ترین مهمون؟
شاید اونقدرام بد نباشه
برای بچهها، که پدرشونو توی موقعیت رسمی و اصلیش ببینن
ولی اینجا هم اوضاع خیلی خوب پیش میره
خانم موشا، بیخــیال!
برای همهـتون لو هست!
خیلی قشنگـه، درسته؟
واو
ملیسا، میشه یه تعریفی، وایی چیزی بگی؟
واو!
- رسیدم اینجا - همینطوره
- منو پذیرش کنید - با کمال میل!
نمیدونه کی هستی، بابا
باید اسمت رو بهش بگی
مزخرفه! میدونه کی هستم!
خیلی متأسفم
من مهم ترین مهمونم، ملیسا
لازم نیست به این مرد بگم که من موداکـم
موداک!
لازم به گفتن نیست، مشخصه!
هجی کردن هم لازم نداره!
موداک! م-و-د-ا-ک، با K نه با C
آهان بله! آقای موداک، قربان.
آره، من موداکم
گیرم آوردی، آره
خیلی خب، اتاق شما منظره و دید نسبی به اقیانوس داره
همونطور که خواسته بودم،
نمیخوام تمام شب صدای کـَر کننده موجها اذیتـمون کنه
موج سواری، ماساژ کنار ساحل
یه فروشگاه «بلگاری»! (برند مد و پوشاک ایتالیایی)
همهی اینا رو انجام میدم
شرمنده، فقط یه دلاری و پنج دلاری دارم
یا حضرت قدیس، چقدر این روپوشها نرم و مخملی هستن؟
یه لطفی به خودت بکن، ملیسا
گردنت رو از اون پنجره دراز کن، درست حسابی نگاه کن،
و از منظره اقیانوس لذت ببر
آره. دلم نمیخواد.
مشکلت چیه؟ نمیخوای اینجا باشی؟
آره، نمیخوام
گمونم خیلی واضح گفتم
میخوام خونه باشم. توی خونهی مامان.
این از خونه مامان بهتره!
اینجا رو نگاه
سه نوع مرطوب کننده اینجاست
الان این کلاههای حمام رو برمیدارم
تا فردا خدمتکارا یکی دیگه بیارن
و این یه «ت.و.ل»ـه ترفندهای ویژهی لو
وقتشه بریم مهمونی خوشامدگویی
وقت نداشتم واسه رهبری سخنرانی آماده کنم
از اینکه تمام زندگیم در این باره بوده و داشتم براش آماده میشدم!
پدر، الان خیلی دلم میخواد پشتت باشم
ولی باید همینجا باشم
و از تلفنی که بالای دستشوییـه استفاده کنم
خیلی متأسفم
باشه! ملیسا، بزن بریم
من همینجا میمونم
وقتشه این ملافهها رو روی بدن لخت و جوونم امتحان کنم!
طبقه پایین غذا هست، درسته؟
راستی راستی آدمای کله گندهای اینجان
اون «گوس برانتون»ـه!
اون و هفت تا از دوستاش «پوفوگوگو» رو تأسیس کردن
اپلیکیشنی که باهاش عکس غذات رو میگیری
و یه فیلتر دور و برش مگس میذاره که وز وز میکنن
تا غذات شبیه یه کوپه گوه به نظر بیاد که داره ازش بخار بلند میشه!
گرامبل شرکتشون رو با 100 میلیارد دلار خرید
- چی؟ - «ایم» چند میلیارد دلار بود؟
پیشخدمت! بازم شیرینی قارچی بده
همین الانش حدوداً 30 تا از اینا خوردم
بله، میدونم
پدر، اونا کی هستن؟
هیئت مدیره گرامبل به شدت قدرتمندن
اگه قرار باشه اِیم رو پس بگیرم،
لازمه که اونا رو تحت تأثیر قرار بدم...
همایش الانه که شروع بشه
یه نطق کوچیک از یکی از سلبریتیهای ویژه داریم
بعدش سخنرانی خوشامدگویی واسه شروع کنفرانس رهبری
آمادهای، موداک؟
کاملاً. ملیسا، بشقاب منو ببر به میزمون
همینطور این مینیبرگرهای دنده رو.
قراره بترکونم
این محشره!
بذارید سخنگوی امشب رو معرفی کنیم،
در خدمت این بزرگ مرد بینهایت با استعداد
آقای تونی استارک هستیم!
بمیر، مرد ِجاکشی!
لعنتی، هولوگرامه
درحالی که پول هنگفتی از گرامبل گرفتم تا اینجا حضور پیدا کنم
این جمع مزخرفـتون رو تأیید و پشتیبانی نمیکنم
در واقع، هولوگرامم رو به نمایندگی فرستادم
چون در همین لحظه، دارم به شدت کار میکنم
که این کل این شرکت چندش آورتون رو از بین ببرم!
داره درمورد ما حرف میزنه، خیلی باحاله!
و حالا، برای سخنرانی خوشامدگوییـمون
یکی که خیلی بهش احترام میذاریم و الگوی ماست
- فرهنگ لغت «رهبر» رو به این صورت تعریف میکنه... - خودم!
وایستا، چی گفتی؟
سخنرانی خوشامدگویی با منه
اوه، فکر کردی قراره تو سخنرانی کنی؟
تو گفتی یه سخنرانی هست!
گفتی "بیصبرانه منتظرم ببینم چی قراره بگی!"
درمورد سخنرانی ِمن. من عاشق بازخوردها هستم.
ولی... من مهمون ویژهام
متوجه سوءبرداشتت شدم
واسه یاد دادن رهبری نیومدی اینجا، موداک
اومدی اینجا تا یاد بگیریش
تو مهمون ویژهای، آره، که یعنی مهمونی هستی
که از دیدن پیشرفتش خیلی مفتخر میشیم!
خیلی خب، به شدت خجالت آوره
ولی گمونم یه مقدار از عزت و احتراممو حفظ کرده باشم
آقای موداک! از مدیریت هتل پرسیدم ولی متأسفانه گفتن
امکان تخطی از قوانینـمون نیست!
اگه طی 14 روز گذشته
اسهال داشتید، نمیتونید از جکوزی استفاده کنید!
چرا داری این حرفو الان میزنی؟
تا جایی که میشد با مسئولین بالاتر صحبت کردم
از همه پرسیدم. اسمـتون رو بردم.
No comments yet. Be the first to leave one.