The first 200 lines.
من، بالدرِ دلاور، بهترین جنگجویان ،در تمام آزگارد را گرد هم آوردهام
.تا از تقدس و حرمت سرزمینمان دفاع کنیم
باید جادوگر شیطانی که این چاک را در آسمانمان ایجاد کرده
و قلمروی زیبایمان را ...با سازههای نامقدس لکهدار کرده پیدا کنیم
دیگه چی میتونم توی این پرتال آشغال که تو آزگارد ساختم، بندازم؟
،نمیفهمم
این کار چطوری باعث میشه مونیکا رو نابود کنی
و منصبت رو بعنوان دانشمند ارشد پس بگیری؟
کمکی نمیکنه، فقط وقتی سربهسر .ثور میذارم خیلی حال میکنم
هروقت ناراحتم، پلاستیکِ پنیر رشتهای .پرت میکنم
اگه یه راهی بود میشد .دیگه پنیر رشتهای نخوری
.واسه مونیکا یه نقشه شیطانی پیچیده کشیدم
اول، میخوام یهدونه از این .لامصبهای سنگینو تو پرتال بفرستم
.اوه، نمیتونم بهت اجازه بدم
.من بعنوان رییس دفتر ایمنی آتیش دفتر انتخاب شدم
.آتیشو خیلی جدی میگیرم
،آتیش خوشگل، آتیش جذاب
!مثل یه زن رقصنده میرقصه
زیبایی دست نیافتنی که برای !رضایت خودت دنیا رو نابود میکنی
.باشه بابا، آتیش خفن و باحاله .حالا اون شیر رو بده من
.این سطل زباله پرتال مستقیم به شکم منـه
،اینطوری وقتی دهنم مشغول خوردنـه .بقیه غذاهای دسترسی ویژه شکمی میگیرن
دیدی؟ چرا سختتر غذا بخوری ...وقتی میتونی هوشمندانه بخوری
...ایوای، استفراغ باعث میشه - !گری، نه -
خب موداک، خوب میدونم .ایمیلهامو نادیده گرفتی
.اوه، میخواستم بهت بگم ایمیل جدید ساختم
.موداک ادساین آستین کون قهوهای دات ایدییو
چرا ایدییو؟
!چون بردمت مدرسه
،مشخصه به سبک مدیریتی من جواب نمیدی
پس از الان به بعد دستورهامو
.از طریق تولهسگ بامزهام، شرلوک، بهت میگم
سلام. من شرلوکم و شنیدم مردم شکایت میکنن
،که بستههاشونو تحویل نمیدی
و منو بهفکر وامیداره که .زیرپوستی از زیر کار در میری
.اولا، شرلوک یه جنتلمن تمام و کمال و کوچولوئه
.هیچوقت چنین حرفی نمیزنه
،دوما، شال گردن کوچولوشو ببین !خدای من
.سوما، اون هیچوقت چنین حرفی نمیزنه !حالا گمشو بیرون
،اگه نمیتونی نامهها رو تحویل بدی .مجبور میشیم درجهاتو پایین بیاریم
،و من از تنزل درجه متنفرم
چون اونموقع باید فکر کنم .چه کاری از این کارت پایینتره
.هی دیلمن! شرلوک واست خبر داره
.عکسهای نامناسبی توی هاردت دیدیم
!چیزهای خیلی زشت !پلیس تو راهه
.گری، یه خشم ملموسی دارم
.بیا به این سمت انتقالش بدیم
.ببین: یه لباس مبارزه متناسب با کلهام
بهم این قدرتو میده تا آستین و مونیکا رو نابود کنم
و بالاخره میتونم ببینم !رون داشتن چه حسی داره
!رون کلفت زندگی آدمو نجات میده
.یا توی این مورد، زندگی آدمو میکنه
.خدای من، جودیه
.اولین باره بعد از جداییمون زنگ میزنه
.فرصت دارم تا تحت تاثیر قرارش بدم
حال و احوال مشتی؟
.دارم گند میزنم، گری .یه کاری کن
!اوه! بگو سلام
.سلوم
.خدا رو شکر. موداک، بهت احتیاج دارم
.گری، سکس تلفنیه
!همون مدلی که توش حرفهای هستی
.سکس تلفنی نیست، موداک
«لو موقع تمرین «بر میتصوا ،چندتا پرنده آزاد کرده
و همهجای سکوی سخنرانی .عن پرندهست
.خاخام عصبانی شده
.خوبه. حالا نوبت منه
.اول با دندونم سوتینتو باز میکنم
.و بعد کمکم راه گلوم بسته میشه
.مشخصه به پارچه سوتینت حساسیت دارم
.از رو شلوار میمالم ولی دیگه دیر شده
...هوش از سرم پریده
.خدای من، بیا اینجا کمک کن
لو، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
.یه پرنده بقیه پرندهها رو به فساد کشید !تقصیر من نیست
خاخام نمیخواد موقع بر میتصوات .حقههای عجیب شعبده بازی بزنی
.ولی شعبده کار منه
،میخوام از «یارمولکا» خرگوش بیرون بیارم
.و از خرگوش کلاه بیرون بکشم
،و واسه حقهٔ پایانیم
...پوست آلتمو زنده میکنم
!از مرگ
.عزیزم، در این مورد صحبت کردیم
.پوست آلتت توی جهنمه
!جایی که باید باشه
و برای جشن گرفتن ،میراث مکزیکیم، مامان
«میخوام با کفشهای «کینسهآنیرات
.تقوتق کنم
،من کینسهآنیرا نداشتم .و اونم کفش من نیست
ولی اگه یکی دوتا از این کارها ...تو رو خوشحال میکنه
.اوه، تازه دارم گرم میشم
،بار هات داگ شل با تمام مخلفات میخوام
.یعنی فقط و فقط هات داگ شل و آب میخوام
میخوام پیشخدمتهای مَردم .لباس یهتیکه جین بپوشن
.و تازه پیشخدمت مرد هم میخوام :و این یکی مورد قابل مذاکره نیست
میخوام مادر مادربزرگ استر
.شهر شهوانی منو درباره اسمارتیز سبز بخونه
.و تازه اینا فکرهای ایمن منه
مجله ایناستایل میخواست
یه مقاله درباره برنامه ریزی من .واسه بر میتصوا چاپ کنه
.شاید بهتر باشه کنسل کنم
.بسپر به من، بهم اعتماد کن
:تیتر مقالهات اینطوری میشه
.پسر عادی بر میتصوایی عادی دارد
.هیس. قراره ستار بزرگ درخشانی بشی
.موفق باشی
،من معمولا آخر هفتهها خیاطی میکنم
...ولی این قشنگه - .گاله رو ببند، گری -
.میخوام به حرفهای پسر عجیبم گوش بدم
.نود درصد از شعبده بازی توی استعداد آدمه
.دیوید کاپرفیلد اینو گفته
.نود درصد از شعبده بازی توی موی آدمه
.دکتر کاشت موی دیوید کاپرفیلد گفته
.حالا جیبتو نگاه کن
ذرت خامهای تو جیبم گذاشتی؟
.حقه و جایزه
گری، تا من شخصیت پسرمو سرکوب میکنم .برو چندتا کپسول آتیشنشانی دیگه بیار
.آره، احتمال داره یهچیزیو آتیش بزنم
رفیق، چیکار میکنی؟
واسه بابای پیرت شعبده بازی نداری؟
راستشو بگم فکر میکردم .از شعبدهبازیهای من خیلی بدت میاد
.انگاری خوب بهت کلک زدم
.وسایل شعبده بازیتو نشون بده
.خدایا، امروز چیز خاصی ندارم
.فقط چیزهای اساسی اوردم
.کلاه شعبده بازی - .البته -
.چوب - .کلاسیک -
.یه چوب دیگه - .آفرین -
.یه دسته کارت - .عاشقشم -
.۱۴۰تا دستمال - .عالیه -
.یه بسته کنسرو ذرت - لازمه؟ -
!شمشیر مرموز - .چه مرموز -
.و عکس شما - .آخی -
چون هیچی سحرآمیزتر
.از عشق و حمایت خانواده مهربون نیست
!وسایلم
!تو بر میتصوا شعبده بازی نداریم
...ولی - ...چرا نمیتونی عادی باشه مثلِ -
...عادی باشی مثل
...عادی باشی مثل
.شعبده بازی موقوفه !تموم شد و رفت
اگه فکر میکنی میترسم ،کثافتکاری در بیارم
.مشخصه نامه اسمارتیز سبزمو نخوندی
...کدوم آدمی گردباد عالی رو میندازه دور
!وای - !نه، نه، نه، نه -
،اون از دیشب خونهٔ هاردی !حالا اینم از این
یعنی نمیشه یه روز تو هفته من توی سطل زباله شیرجه نزنم؟
.نگران نباش، لو !اومدم
.لو تو امنیت و آرامش فرود اومد
...و منم همینطوری فـ
.دلت بسوزه، کری استراک و سالی سالنبرگر
.یه فرودگر جدید تو شهر داریم
کی فکرشو میکردی نارنیایِ من یه سطل آشغال اونطرفتر باشه؟
!حتی پری هم داره
!چقدر قشنگه
!کتونیهاتو رد کن بیاد
!تکون نخور! دارم میام
.مهمون داریم !بعدا برمیگردم سراغ کتونیهات
!خداحافظ پری، دلم واست تنگ میشه
!حتی واسه چاقو زدنات
!هی! وسایل شعبده بازیم
!بابا - !جنهای کوبولد -
!لو! نه
ایبابا، کتونیهای ورزشی اسکیچرز کو؟
!بخورش
!بز
!اوه، از اون بزهای غشیه
!بز دیوث سیمهامو خورده
.میتونم درستش کنم
.آخ کمرم
تنها جایی از بدنم که دستم بهش نمیرسه .البته با بقیه جاهای دیگه
!لو! پسرم
بهخاطر تو تو ابروهای نازکم شاخه چسبیده؟
.خب، حداقل اهلی هستی
.الان نمیتونم رو بزها تمرکز کنم
.باید به فکر جابهجایی باشم
!جونمی جون !تو آزگار بزها پرواز میکنن
!گفتم بزها پرواز میکنن
یعنی تو آزگارد فقط من بز زمینی دارم؟
باید عوضشون کنم؟
.نه، نه، نمیتونم کل روز بز عوض کنم
.باید رو همین وقت بذارم
!لعنتی
،خیلی نگران لو هستم
.اصلا یه تیکه پیتزای قدیمی سیپیکی از گلوم پایین نمیره
.خدای من، کارت مهمون ایمِ لوئه
!بزهای عزیزم، دارم مسیر درستو میریم .آره
اسمی روتون نمیذارم .چون احتمال داره یه لقمه چپتون کنم
!بزی! بیلی کوچولو !لعنتی، عاشقشون شدم
.لعنتی، جودیه
.سلام دختر، همهچی ردیفه
خب، بهنظر به نقطه عادی رسیدیم .که گوشیو قطع کنیم. خداحافظ
!نه، صبر کن .زنگ زدم حال لو رو بپرسم
،میدونم چقدر بر میتصوا واسش مهمه
.و خلی پسر حساسیه
...حالش خوبه. اون
!سنجاب بزرگ وحشتناک
جونم، چی؟
.آره، سنجاب بزرگ وحشتناک
.یه اصطلاحه
No comments yet. Be the first to leave one.