أول 200 سطر.
آنچه گذشت...
بهنظرت اگه بابات بود، برد رو به کی میداد؟
مهم نیست. اون مُرده.
حرکت خیلی لاشیانهای بود
لاشیانهترین حرکت
والا میخواستم بدونم
قدم بعدی دقیقاً چیه
درمورد اون قضیه، باید فعلاً بیخیالش شیم
تا دوباره برگردم دافی، و ارزیابی مجدد کنیم
کاریش نمیشه کرد پسر
«جان مار» گفت میخوای روی لیگ کشتیکج دافی سرمایهگذاری کنی
بشاش تو سرمایهگذاری. من میخوام گنبد رو بخرم.
برادرت نیستش. گم شده.
جیم بهم زنگ زد. ملانی درد زایمان گرفته.
میدونی چیه؟ کون لقت رفیق
کون لق همهتون، کون لق اینجا و کون لق دافی
ولی با خودم گفتم، برای داستان
و برای کاراکترش...
خیلی زیرکانه بود
اون دیو فوقالعادهای میشه
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
صبح بخیر
کینگ اسپِید
بابا؟
بابا!
:تــرجــمــه « تـــورج پـاکـاری و امــیــر سـتـارزاده » :.:.: H1tmaN & Stef@n :.:.:
:دیــو «فصل اول، قسمت سوم»
منو میخوای؟
سلام، مامان و بابا. احتمالا توی کلیسا هستید
فقط زنگ زدم سلام کنم
به مسابقۀ اصلی راه پیدا کردم
چیز مهمیـه
یعنی مسابقه اصلی
یهکم مضطربم چون مطمئن نیستم که آمادهام یا نه
- ولی کار زیادی نیست... - بابی
همین دیگه، پس فقط زنگ زدم...
- بابی - بله
- این منو زد - باید برم
خانوم، فقط چون تو زنی...
دلیل نمیشه که زنها رو بزنی
- اینو بده من - اوه، نه، نه، نه
باشه، باشه، باشه. عذر خواهی میکنم
خب، فکر کنم تو این حالت راستش رو نمیگی
پس بذار اینو بذارم اینجا
- خدافظ، تونی - آره، خدافظ تونی
آفرین. جلوی پات رو نگاه کن
جک اسپِید. چی کارم داری، رفیق؟
سلام ریک، فقط خواستم ببینم چقدر دیگه میرسی
اوه، 45 دقیقه دیگه میرسم
غمت نباشه
ریکی ریبیز هیچوقت کسی رو قال نذاشته
دمت گرم، ریکی
و خیلی ممنون که توی این فرصت کوتاه اومدی
کلی آدم داریم...
که همین الانش کلی بلیط خریدن
اوه خب، وقتی زنگ زدی ممنونت شدم، برادر
همیشه دوست دارم تو گنبد کشتی بگیرم
انرژی و سرگرمیای که تو از خودت نشون میدی...
چیزیه که امشب این شهر و لیگ بهش نیاز داره
اوه، تو راهه
با خودم هاری میارم، داداش
دهن کف کرده، خون غر غر کردن
مَرد وحشیای که هار میشه و دهن همه رو صاف میکنه
هی، هی، هی. هی، ریک. سر قضیه خون
بیشتر خون تفریحی هستش، نه خون شیطانی اینا
وقتی دیدمت برات توضیحش میدم
ببخشید، فکر کردم موقع کشیدن سیفون میکروفن رو بسته بودم
- شرمنده، داداش - عیبی نداره، ریک
سلامت برسی
حتما. به زودی میبینمت
خیلیخب
هی، فقط...
اینا رو سر صحنه پخش کن
ممنون
روستر، ده دقیقه
همیشه زود میام و همیشه حاضرم
ویلی
گرمکنهای جدید رسیدن
صد در صد کتان پیما هستن. خیلی نرمن
من بهت گفتم اینا رو بخری؟
- آره - چه موقع روز بود؟
دیروقت. تو خسته بودی
- باشه - اوه
ادی ارل دنبالت میگرده
لعنتی
اوه
کارت حرف نداره، دبی
اوه، ممنون
از شنلت خوشم میاد
منو که میشناسی. میدونی کیام
میدونید که من کسیام که میتونید بهش باور داشته باشید
و من ناامیدتون کردم
دفعه قبلی که توی این رینگ بودم، باختم
ولی باختن و از دست دادن مسابقه بزرگترین دردم نبود
از دست دادن شماها برام دردناکتر بود
از دست دادن...
شماها بود
آره
آره
برادرم بهم خیانت کرد
چند نفرتون از طرف کسی مورد خیانت قرار گرفتید که بهش اعتماد داشتید؟
کارت درست رو انجام دادین، طبق قوانین پیش رفتین
سخت زحمت کشیدین،
بعد کسی که قدرت داره از پشت بهتون خنجر بزنه؟
بعدش چیکار میکنین؟ دوباره پا میشین
اشکهاتون رو پاک میکنین. به مبارزه ادامه میدین
چون اهالی دافی کارشون همینه
مبارزه میکنن
امشب هم دقیقا همین کار رو میکنم
چون اتفاقی که تو مسابقه قبلی برام افتاد
پایان داستانم نیست
اوه، نه
تازه شروعشه
چقدر خفنه؟
خیلی خفنه
تنها مشکلش:
یهکم زیادی مثبتگرایانه نیست؟
نه بابا
از اون حرفهای عمیقِ غمگینانه قهرمانانهست
الان که با صدای بلند شنیدمش،
موندم جالبتر نمیشه که...
یه زاویه متفاوت رو پیش بگیری
من بودم اصلا عوضش نمیکردم
کریستال، میشه یه لحظه تنهامون بذاری، لطفا؟
حتما
- ممنون - اوهوم
- چطوری؟ - خوبم. خوبم
- خوبه - این پیشگفتار حرف نداره
- آره - میدونی؟
و باحاله
چون اشاره به این داره که
من از سناریو خارج شدم
- آره، که خوشم میاد - اوهوم
یعنی، منم چندتا ایده دارم
خب، نظر دارم. نظر. چندتا نظر دارم
باشه
به نظرم به جای اینکه بگم
"اشکهاتون رو پاک میکنین" باحالتره که فقط بگم،
"یه آبجو رو یه نفس سر میکشید" میدونی؟
این باحالتره
و نکته بعدی اینه که آخرش...
به جای اینکه بگم "این شروع داستانم هستش"
بهتره بگم،
"چون خوبی همیشه بر بدی پیروز میشه"
ولی نمیشه
چی نمیشه؟
همیشه بر بدی و شرّ پیروز نمیشه
چی داری میگی؟
اگه وسط سخنرانی خط و جو رو عوض کنی
روی جمعیت تأثیر معکوس میذاره
چون میدونن چرت و پرته
پیروزی خیر به شرِّ یه باور رایج هستش، جک
حقیقت نداره، ایس
بدی اندازه کیر فیل جام به دست آورده
آخر سر
آخر سر، خیر همیشه بر شرّ پیروز میشه
آخر سر
آخر سر!
باشه
حله و بعد فقط میدونی،
توی رینگ میرم سر وقت بابی پین
توی مسابقۀ اصلی دهنش رو سرویس میکنی
اونوقت همه میدونن که ایس برگشته
یعنی، والا جایی نرفته بودم
هی
ادی ارل اومده ببینتت
- گفتم بره تو دفترت - باشه
فقط هی، لطفا چند دقیقه بهم وقت بده، ویلی
هی. ببین
وقت نشد که بابت اتفاقاتی که تو مسابقه افتاد...
ازت عذرخواهی کنم
نمیخوام راجعبهش حرف بزنم
نه، ولی باید یه چیزی رو ازم بشنوی
میدونم رویای همهست که...
برن شمال و به بالا بالاها برسن ولی...
واسه موفق شدن تو کشتیگیری...
بیشتر از یه راه تو زندگی آدم هست، درسته؟
و فکر نکنم بفهمی چطوریه...
که واسه در آوردن درآمدت به یه شرکت تکیه کنی، درسته؟
ممکنه سالها توی بخش مقدماتی بمونی،
و بعد بیرونت میکنن
چون اونجا فقط یه مهرهای
توی لیگ کشتیکج دافی، با چیزی که داریم میسازیم
که بخاطر تو داریم میسازیمش،
یه مهره نیستی
میتونی یه شریک باشی
و همینطور یه ستارۀ بزرگ بمونی
نیازی به اونا نداری
- چیه؟ - سلام
میلیاردهای تخمیِ کلاس بالا...
تو دیگه زیادی پیری که توی مَستی بهم زنگ بزنی، خنگ خدا
بوفهها در چه حالن؟
خب، ماشینهای بوفه کم کم دارن میان
پس بهتر از چیزی که انتظار داشتم بود
بهت که گفتم ریکی ری اوضاع رو عوض میکنه
ببین، میدونم دستمزدش زیاده
باعث میشه مردم بیان
همونا هم واسه مسابقۀ اصلی ایس میمونن
جفتمون به اینترنت یه کشور وصلیم!؟
والا مطمئن نیستم مردم اصلا بخوان ببینن که ایس کاری بکنه
No comments yet. Be the first to leave one.