The first 200 lines.
آنچه گذشت
قضیه دستمال کاغذی رو به ایس گفتم
چی گفت حالا؟ - ...کلا -
گیجکننده بود
میکشمت
،شاید لایقش نباشم ولی اگه یه فرصت دیگه بهم بدی
قول میدم دیگه هیچوقت نا امیدت نکنم
میخوای دیده بشی؟ پس نباید به کسایی که فقط
به فکر خودشونن تکیه کنی
هی ایس
قهرمان جدیدتون ...در دی-دبلیو-ال
یه پیشکاره
...بانی بامبشل طبق منطقِ جک اسپید
بهگمونم هرکسی میتونه بیاد و کمربند رو برداره
جک، به تخصص من نیاز داری
خودت هم نمیدونی داری چه گهی میخوری
"من رو حتما با "وایلد بیل آشنا کن
.بیل، با کنستانس آشنا شو ایده جشنواره رو ایشون مطرح کرد
زنِ عاقلی هستی، کنستانس
تعلیق شدی؟
نمیتونی از روی خشم ملت رو کتک بزنی که
بابایی توی بیمارستان عمو ایس رو کتک زدها
جک، در برابر تموم شرایط و کارهایی که میتونستی
ازش اجتناب کنی، وا دادی
و سر خود رفتار کردی
فاز نابغهها رو گرفتی
"جک، هوای ایس رو داشته باش" -از طرف بابات-
زندگیم رو نابود کردی
فردا هم روز خداست
میتونی بیشتر باهاش صحبت کنی
.ایس هستم پیغامت رو بذار
تا بهت زنگ بزنم
آفرین ایس
آفرین
:زیرنویس قسمتهای جدید در تلگرام @StarzHeels & @SublimeTitle
« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. @Mr_Lightborn11 توییتر .::
.سلام ویلی، منم برایان "ساقیِ میخونه "ماچورکا بیر
.نتونستم بیام مسابقه رو ببینم ولی خبرش بهم رسید
تبریک میگم
حالا که پولتون از پارو بالا میره
بیا حسابتون رو صاف کن
.کل روز رو میخونهم بهم زنگ بزن
آخی، پیغامت به دستم نرسید برایان
مرتیکه الدنگ
ویلی، رجی هستم. از پخش مصالح کانر تماس میگیرم
.به جک بگو این پولِ ما رو بده هشت ماه شد
هیچوقت درپوش نداریم
درپوشهامون هیچوقتِ خدا نیستن
.امشب میبینمتون ولی نمیدونم چه ساعتی
هی، بیا بغل بده
تا دو سال دیگه میرم دانشگاه
بعد دلت برام تنگ میشه - واقعا؟ -
نمرههات رو بهتر کن وگرنه هیچ دانشگاهی
راهت نمیدن
خوش بگذره عزیزم
مگه قرار نبود از دی-دبلیو-ال استعفا بده؟
من هم همین فکر رو میکردم عزیزم
چی شده؟ - سلام -
شرمنده، کسی نمردهها
ولی همین تازه تقویم خانوادگیِ موبایلم
"واسه "جلسه بزرگراه شهرستان اعلان زد
شرمنده، همهش روی تقویم اشتباهی
کلیک میکنم
طوری نیست، پیش میاد
بخشداری قصدِ خرید داره
ولی جلسه رو انداختن روز یازدهم
جک، امروز یازدهمه
مادرشو
مادرشو
ای کیرم توش
زنگ بزن بگو خوابت برد
جک، طوری نیست
جک، پشت خطی؟
.آره، پشت خطم توی خونهمونم
ولی جایی که باید باشم نیستم
اون هم جاییه که باید چمنزنِ صنعتی بفروشم. لعنتی
ببخشید، دوستت دارم
تف
جک، اونا باهات حال میکنن
.پس عجله نکن راستی یادت باشه
که فردا باید بریم پیش مدیر مدرسه توماس
تا درباره دعوایی که کرده بود صحبت کنیم
توی تقویم خانوادگی مشترکمون ...با رنگ بنفش
ثبتش کردم
تیمی بهم گفته فردا مغازه رو باز کنم
البته اگه امروز اخراج نشم
،تا وقتی با مدیر مدرسه صحبت نکنیم توماس نمیتونه بره مدرسه
باید حتما جفتمون بریم؟
چون واسه جشنواره زیادی مرخصی گرفتم
و دیگه حرفم "برو" نداره
جفتمون باید بریم
باشه پس میام
جک، توی اون شرکت تو بیشتر از همه
چمنزن میفروشی
این رو روی سنگ قبرم بنویسید
.با احتیاط برون بعدا بهم زنگ بزن
حتما
ممنون که لایق دونستی باهام بدوئی
شرمنده، بایستی تند میدویدم و فکر میکردم
یه موقعیش هم لازم داشتم بدوئم و فکر نکنم
تا هروقت دوست داشتید با توماس اینجا بمونید
چی شده؟
جک یکی از جلسات کاریش رو
توی تقویم خانوادگی مشترکمون ثبت کرده بود
.گفتم شاید ازش جا بمونه واسه همین بهش زنگ زدم
از من که خیلی مهربونتری
نه راستش
بنده خدا همیشه داره سهتا کار رو همزمان انجام میده
دلم براش میسوزه
...اون
همچنان مردِ زندگیمه
...فقط
باید رابطهمون رو جوش بدیم
سلام، باید صحبت کنیم
کجایی؟
چرا؟ کروسان آوردی؟
دلت هم بخواد - واسه همین بحثش رو پیش کشیدم -
فقط خواستم بدونم دیشب که داشتیم حرف میزدیم
جنابعالی از شدت مستی یا نشئگی
.از هوش نرفته باشی ...چون اگه قرار بر همکاریمون باشه
...باید بهطور جدی میدونی؟
نه، دیشب نشئه نبودم
خیره، آروم حرف میزنی
یه فاحشه روی تختـته، درسته؟
.فاحشه نیست، یه خانم متشخصه اسمش کنستانسه
قبلا باهم آشنا شدین
با کنستانس، مدیر جشنواره سکس کردی؟
شاید آره، شاید هم نه
کدوم جوابِ باب میلته؟
ای خدا! زنیکهی خراب
زن خیلی خوبیه. بهخاطر اون جشنواره برگزار کردیم
بذار تصحیح کنم؛ بهخاطر من جشنواره برگزار کردیم
خب، هنوز حق العملمون رو پرداخت نکرده
...به اون زنیکه خراب بگو
.هی، هرزهنکوهی نکن بهش نگو خراب
هرچی دلم بخواد بار اون زنیکه هوسران میکنم
بگو چِکِ ما رو بنویسه
کلی قسط دارم که امروز باید پرداختشون کنم
چشم، در خدمتت هستم
تو فقط در خدمتِ کُسِ اون هرزهای
بیدارش کن و بفرستش سمتم
و اگه چکش برگه نخورد
شاید یه ذره کروسان بهت دادم
.لطفا شکلاتی برام بخر با تشکر
اه، تف تو این شانس
ممنون
کلید دستشویی رو بده لطفا
باید قبلش یه چیزی بخری، ممنون
خریدی ندارم. کلید رو بدی ممنون میشم
کلید رو به کسایی میدیم که خرید بکنن
پنج ساعت پیش از یه مجتمع رفاهی دیگه نوشابه خریدم
از من که نخریدی
هر مجتمع رفاهیای شعبهش جداست
سود اون نوشابهای که خریدی
.توی دخل اون مجتمعهست تو جیب من نرفته که
باشه، ولی کوتاه بیا داداش
دیگه همهتون زیر نظرِ یه مجموعهاید، درسته؟
منطق حکم میکنه که اگر از یک مجتمع رفاهی "آ" خرید کردم
"بتونم توی مجتمع رفاهی "ب
برم دستشویی
ملت دروغ زیاد میگن
بطریِ خالیِ نوشابهها
و رسیدش توی ماشینمه
الان میخوام دفعشون کنم دیگه
باید یه بارکدی چیزی رو چک کنین
تا ما واسه خالی کردن مثانهمون
اینقدر بحث نکنیم
جناب، بنده شغلم نگهبانیِ دستشویی نیست
اگه میخوای نوشابههای اونا رو دفع کنی
برگرد از دستشویی خودشون استفاده کن
یا از همینجا یه نوشابه جدید بخر
تا کلید دستشویی رو بهت بدم
.نوشابه کوکا دارم، شانی دارم رژیمی دارم
همهش رو بکن تو کونت، جناب
آب بریز تمیزش کن
...مادر جـ
آفرین، حالا گم شو
دیگه پیدات نشه
اولینباره که یه مرد سیبیلو رو میبوسم
پس دیشب هم برای اولینبار
با یه مرد سیبیلو سکس کردی
خیلی خوب هم سکس کردیها
اگه امروز کارم داشتی
بدون که پیش پزشکِ متخصص مفصلم
به ویلی نگی چون دلم رو بردی
چک رو یادم رفتها
نظرت چیه دفعه بعدی رو بریم خونه خالیِ خودم؟
هوای اونجا سرده، چطوره بیای گرمم کنی؟
بدنم رو برات پتو میکنم
میخوای قبل از رفتن یهبار دیگه بهش دست بزنی؟
توی پارکینگ نمیشه
.ولی بعداً حتما زنگ بزنیها
حتما
سلام دوستان، مهمون امروزمون جیم فریمن هست
ایشون نویسنده یکی از کتابهای محبوبمه؛
«مسیر سدِ راه است»
جیم، لطفا
به مردم بگو که انگیزهت برای نوشتنش چی بود
ممنون الکس
ضربالمثلهای زیادی هستن که ما رو به بیراهه کشوندن
No comments yet. Be the first to leave one.