Las primeras 200 líneas.
متی: موسسه حقوقی جیکوبسون مور
مدارکی رو مخفی کرد که میتونست داروهای مخدر رو از بازار جمع کنه
جولین: بابام بهم گفت که اون تحقیق رو سر به نیست کنم
سارا: اون شِی بنفیلده
مشاور هیئت منصفه خودِ موسسه جیکوبسون مور
یه دروغسنج انسانیِ به تمام معناست
موسسه حقوقی لامار و اولسون میخوان ادغام بشن
اونم با شرایط خیلی عالی
این فرم میگه که من هنوز برای تو کار میکنم
المپیا: من قرار نیست کار سارا رو بهش برگردونم
میخوام تیمم رو قویتر کنم
و به فرصت دوباره هم اعتقاد دارم
خب، اون فرم رو بده ببینم
تعقیبت کردم تا همون خونه قدیمی
و دیدم که اون تحقیق رو دادی به اون
متی: باید جولین رو لو بدیم
اون حاضره من رو هم با خودش غرق کنه
باشه، براش تله میذاریم
یا اینکه... حقیقت رو بهش میگیم
چه خبره اینجا؟ اسم من متی متلاک نیست
من مدلین کینگستون هستم
دلیلِ تمام این اتفاقات منم
چون اون تحقیقی که مخفی کردید
میتونست جون دخترم رو نجات بده
من... نمیفهمم
دختر شما توی تصادف رانندگی فوت کرد
نه
دخترِ متی متلاک توی تصادف رانندگی مرد
ولی من متی متلاک نیستم
من مدلین کینگستونم
و دخترم بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر مُرد
چون شما اون تحقیق رو از پرونده خارج کردید
نه. چرا، همینطوره. اسمش اِلی بود
یه بچه هم از خودش یادگار گذاشت، آلفی
میخواستی بدونی چرا اینقدر برام مهمه؟
دلیلش اونه
حالا دیگه دلیلش رو میدونی، جولین
چیزی که من میدونم اینه که تو درباره همهچیز دروغ گفتی
تو یه پرونده کامل علیه من ساختی
ما دنبال "رئیس" هستیم نه تو. اون دستور رو داده
موفق باشی، چون اون دخلِ این قضیه رو میاره
اگه به پدرت بگی، خودت میفتی پشت میلههای زندان
منم با کمال میل با وزارت دادگستری تماس میگیرم
و تو از من میخوای که با این زن کار کنم؟
شانس آوردی که من حاضرم با تو کار کنم
ببینید، ما همهمون آدم بزرگیم و قبلاً هم مجبور بودیم
به خاطر مصلحت بزرگتر، با کسایی که ازشون خوشمون نمیاد کار کنیم
پس هرچی زودتر شروع کنیم، زودتر هم تموم میشه
نه. من... تو چارهای نداری
خیلی خب، نقشه اینه که یکی رو راضی کنیم علیه پدرت حرف بزنه
و بگه که اون دستور داده بود
تا اون تحقیق رو حذف کنن
اوضاع از این قراره
امآی ۱۸۶ چیه؟
کدِ بیتس روی اون تحقیقه. مهم نیست
فقط اسمیه که روی پوشه گذاشتم
که توی گوشیت نگهش میداری؟
با شناسایی سه مرحلهای رمزگذاری شده
ببین، ما میدونیم که "رئیس" وقتی تصمیم گرفت تحقیق رو حذف کنه
که توی یه لژ اپرا در سیدنی بود
اون با دبرا پالمر و دو نفر دیگه بود
هنوز نفهمیدیم اون دو نفر دیگه کی بودن
خب
با آژانس مسافرتی که بلیطها رو رزرو کرده چک کردید؟
هیچ سابقهای نیست. توی گزارش مخارجِ
جیکوبسون مور هم چیزی پیدا نکردیم
اگه بابام بخواد کاری رو مخفیانه انجام بده
از آژانس مسافرتی شخصیش، یعنی خانواده لِوی استفاده میکنه
دخترشون نورا رو میشناسم
میتونم بهش زنگ بزنم
باشه. حالا... خوبه
دیدی وقتی با هم همکاری میکنیم چی میشه؟
من حاضرم ادامه بدم
اما اگه قرار نیست بری زندان
من عدالت ترمیمی میخوام
باید از خانوادهام عذرخواهی کنی
و مسئولیت کاری که کردی رو
به عهده بگیری
چون تصمیم تو همهچیز رو برای ما تموم کرد
تصمیم من هیچ ربطی به مرگ دخترت نداشت
داره هضمش میکنه. خودم ردیفش میکنم
این همون شالگردنِ شادِت نیست؟ بله، خودشه
و امروز انداختمش
چون جولین قرار نیست حرص من رو دربیاره
و چطور میخوای نذاری حرصت رو دربیاره؟
اسمش طبقهبندیِ ذهنیه
در تمام این مدت میدونستم جولین چیکار کرده
و خیلی راحت باهاش برخورد میکردم
پس، فقط
به همون روال ادامه میدم
نگران گردش خونِتم
لازم نیست نگران چیزی باشی
احساساتم رو گذاشتم توی یه کشو
و درِ کشو هم بستهست
تا وقتی که مسئولیتش رو قبول کنه و المپیا هم اون عذرخواهی رو برامون بگیره
من عذرخواهی نمیکنم
من... دخترش رو نکشتم
متی فکر کرده توی یه تراژدی یونانی نقش اول رو داره
و ما رو هم مجبور میکنه باهاش همراهی کنیم. زود باشید بچهها
جولین، اون یه مادرِ داغدیده است
حالم کاملاً خوبه
خب، ولی طوری داری اون دکمهها رو میبندی
که انگار داری برای حمله به نرماندی آماده میشی
چون دارم خشمم رو اینجا خالی میکنم
تا وقتی جولین رو دیدم
نزنم تو اون فکِ از خود راضیِ بچهپولداریش
متی رسماً دیوونه شده
المپیا. کت و کورت، اگه تا پنج دقیقه دیگه
نیاید پایین، این آخر هفته از گوشی و تبلت خبری نیست
خیلی خب، یه کم آروم باش
اون دیوونه نیست، تو هم قاتل نیستی
و این آخر هفته بچهها پیش منن
پس گوشی ممنوع یعنی داری من رو تنبیه میکنی
وای خدای من
خب... باید به متی زنگ بزنم
وای خدای من
چی شده؟
بیلی داره حق سنواتش رو میگیره و میره
دیگه به دفتر برنمیگرده
سارا میدونه؟ سارا: آره، میدونم
دیشب بهم زنگ زد
حالت خوبه عزیزم؟
آره. راستش، بهترین موقع بود که بره
من که دیگه داشتم میرفتم توی تیم جولین
شنیدم المپیا یه نیروی جایگزین آورده
امیدوارم یه آدم حسابی گیرتون بیاد
اوه، مواظب باش. سارا: اوه
اوه
ای وای، این اون ذهنیتی نبود که میخواستم از خودم بسازم
خوشحالم میبینمت، سارا
خیلی ذوق دارم که با هم توی یه اتاق کار میکنیم
من شما رو میشناسم؟
لته با شیر جو دوسر
صبر کن
تو همون باریستای کافه پایین نیستی؟
نه. وکیل سال دومِ بدون بخشِ ثابت هستم
قبلاً توی لیست نیروهای شناور بودم
و حالا به تیم اصلی دعوت شدم. سلام
شما باید متی متلاک باشید
باید باشم
چقدر شما
قدبلندی
سارا: وایسا ببینم، گیج شدم
اگه باریستای پایین نیستی، پس
چرا همیشه لتههای من رو درست میکردی؟
چون همیشه خودت ازم میخواستی
خب چی باید میگفتم؟
"نه، من وکیلم باریستا نیستم"؟
خیلی باحالی. قهوهای که همیشه سفارش میدی رو نمیدونستم
واسه همین کاپوچینو گرفتم
پر کف
امیدوارم خوب باشه
اوه
من عاشق کف قهوهام
بزن بریم. هماهنگِ هماهنگ
خیلی هیجان دارم که توی این تیم هستم
چیزی هست که باید بدونم؟ میانبری؟
نکتههای کلیدی؟ رمز و راز خاصی؟
میذارم شما دو تا روی این قضایا کار کنید
من برم پیش جولین
برات لته گرفتم. امیدوارم با شیر جو دوسر دوست داشته باشی
اوه. حتماً. ممنون
راستی نظرت درباره خاله زنکبازی چیه؟
چون هم میتونم هیچی نگم
هم میتونم درباره اون پسر جدیده بگم
که داره برای متی و المپیا کار میکنه
و قراره حسابی رو اعصابشون بره
انتخاب با خودته
بگو، سراپا گوشم
دستیار جدید المپیا و متی، یه لاتِ به تمام معناست
شاید هم از اون داشمشتیها. نه
تا چه حد لاته؟
احتمالِ زیادی هست که به جای میز کار
تختِ فوتبالدستی بذاره
اوه
المپیا کُفرش درمیاد
و بهتون اطمینان میدم که تمام تلاشم رو توی زمین بازی میکنم
و توی دادگاه
عالیه. خیلی هم عالیه. من که پایه هستم
بیا تمرکز کنیم روی پرونده. در جریان هستی؟
اهل گپ و گفت الکی نیستم. به جاش یه خلاصه سریع بهتون میدم
موکل شما، یعنی موکلِ ما
لوئیز پولینسکی
نیروی مراقبت در منزل هست
اون داشت از ری مرسر پرستاری میکرد
که ری بر اثر خونریزی گوارشی فوت کرد
طرف قرص رقیقکننده خون مصرف میکرده
که باعث شده اثرِ مصرف زیادِ آسپرین تشدید بشه
و حالا لوئیز به قتل غیرعمد درجه دو و ۱۵ سال حبس متهم شده
کلِ قضیه همینه
خلاصه و مفید. میشه بری منتظر لوئیز بمونی
توی پذیرش، و بعد بیاریش به اتاق کنفرانس؟
بله قربان. ممنون
انرژیش با سارا خیلی فرق داره
کسی که برای یه فرصت دوباره خودش رو میکُشه
یه فرصت بهش میدیم. فقط همین یک پرونده
سلام به همگی. دلتون برام تنگ شده بود؟
چه فایدهای داره که ما جواب بدیم؟
تو که میفهمی داریم دروغ میگیم
اومدم تا به شما خانومها کمک کنم پرونده رو ببرید
No comments yet. Be the first to leave one.