Ghosts

Ghosts

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 5

Información de lanzamiento

Ghosts 2021 S05E12 1080p WEB h264-ETHEL
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 12 Ghosts 2021 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-03-16
Descargas: 22
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

خب، این خوبه. چیزی نمی‌بینم

توی اخبار محلی درباره اون همه جنازه‌ای که توی پناهگاه پیدا کردیم

جی: این یکی از مزایای

رفیق‌فابریک بودن با پزشک قانونی منطقه است

آره، انگار شماها با موفقیت

«جنازه‌ها رو چال کردید.» (می‌خندد)

لطفاً اینو برای جی تکرار کن و بگو مال من بوده

اوه، خیالم راحت شد

نباید بذاریم همچین خبری درز کنه، اونم دقیقاً امروز

دارن بررسی می‌کنن که عمارت ووداستون رو

توی لیست معتبر بهترین هتل‌های کوچیک و مسافرخونه‌ها بذارن

اون یارو که لیست رو می‌نویسه امروز میاد اینجا رو چک کنه

جی: خیلی مهمه که همه چی خوب پیش بره

پس لطفاً، هیچ شیطنتی از طرف روح‌ها نبینم، جدی می‌گم

اوه، سلام. (خنده کوتاه)

تو حتماً باید روحِ فرقه‌ای باشی؟

همین‌طور دارن از پناهگاه میان این‌ور

الان دیگه یه جورایی شدیم جاذبه توریستیِ روح‌های فرقه‌ای

این قضیه بوی شیطنت می‌ده

از دیدنت خوشبختم. من یوجین هستم

یه هم‌رزمِ بازمانده

برای شما هم سخت بوده

که خودتون رو با دنیای بیرون وفق بدید؟

پیت: آیزاک، تو کلاً توی اون فرقه

مثلاً چهار ساعت بودی

همه‌ش هم زجرآور بود

هتی: یه لحظه صبر کن

تو یوجین ووداستونی؟

من هتی ووداستونم، جدِ بزرگت

و من این خونه رو ساختم. تو می‌شناسیش؟

اون اواخر دهه ۶۰ چند ماهی اینجا زندگی می‌کرد

پدر و مادرم منو فرستادن اینجا تا باعث سرافکندگی‌شون نشم

توی اون مهمونی‌های اعیونی‌شون توی باغ

من یه جورایی مایه ننگ خانواده بودم

معلومه. شایعه شده بود این بیچاره نفرین شده

و اون دمِ بدنامِ خاندان ووداستون رو داره

یوجین: فقط یه برآمدگی کوچیکه

انتهای ستون فقراتم

اون... آیزاک: خیره‌کننده است

وقتی خوشحالی تکونش می‌دی؟

واقعاً دوست ندارم دربارش حرف بزنم

من سامانتا هستم، منم ووداستونم

من سالمم (دچار این مشکل نیستم)

نه اینکه مهم باشه البته

اینجا چه خبره؟

این روحِ فرقه‌ای هم یکی از فامیل‌های دورمونه

اوه، پس علتی که اون فرقه توی پناهگاه ما بود، ایشونه؟

آره. فکر می‌کردم منو به خاطر شخصیتم دوست دارن

ولی الان که فکر می‌کنم

فقط به خاطر این منو می‌خواستن که به پناهگاه دسترسی داشتم

دقیقاً زدی تو خال، جی

اوه، انگار این یه داستان (دم) طولانی داره

فکر کنم منظورش د-ا-س-ت-ا-ن بود

اون صدامونو نمی‌شنوه

لازم نیست زیاد تو نخش بریم

خب، جرم‌های دوش رو گرفتم

رنگ سوییت «میپل» رو هم لکه‌گیری کردم

و دستمال توالت رو هم

مدل اون مثلثی‌های شیک تا کردم

حالا دیگه فقط باید یکم خستگی در کنم

اوه، عجب حالی می‌ده

فکر کنم باید این صندلی راحتی رو بندازیم دور

منظورت چیه؟ خب، آخه اصلاً

با بقیه دکوراسیون جور نیست، هست؟

موافقم. مثل صندلی بابای «فریژر» توی ذوق می‌زنه

توی سریال تلویزیونی «فریژر»

یوجین: من با اون برنامه آشنایی ندارم

ما توی پناهگاه تلویزیون سالم نداشتیم

واسه همین من کلی برای اهلِ فرقه شعبده‌بازی می‌کردم

اوه، درسته، تو عشقِ شعبده‌بازی بودی

یادمه پدر و مادرت با خجالت پچ‌پچ می‌کردن

لیوان‌ها یا حلقه‌هام رو نداشتم

واسه همین کلی شعبده با انگشت شست انجام می‌دادم

به ریشِ اودین قسم، شستت

اون یه جادوگره

اوه، جی. (خنده عصبی)

هتی داشت می‌گفت که صندلی راحتی

به بقیه اتاق نمیاد

و راستش منم یه جورایی باهاش موافقم

آخه وقتی اون یارو لیست‌نویس داره میاد، چرا ریسک کنیم؟

این رو خودت برام کادو خریدی

یادته وقتی داشتم کشیده می‌شدم به جهنم

و تو این رو برام خریدی تا حالم بهتر بشه؟

درسته. پس چطوره فقط جابه‌جاش کنیم ببریم یه اتاق دیگه؟

یه جایی که کمتر جلوی چشم باشه

می‌تونه بیاد توی اتاقِ ثورفین

اوه، چه خوب

ثور پیشنهاد داده اون برش داره

جای جدید و باحالیه که ثور و فلاور توش با هم عشق‌بازی کنن

و کل چیزی که گفت همینه

باشه. اگه قراره توی اون لیست بهمون کمک کنه

راستی، داشتم با چند تا مسافرخونه دیگه ایمیل‌بازی می‌کردم

و اونا می‌گفتن

این یارو انتظار داره سبیلشو چرب کنیم

یعنی رشوه بدیم؟

جی: یه چیزی مثل یه کادوی خوش‌آمدگوییِ خیلی شیک

واسه همین یکم توی اینستاگرام آمارشو درآوردم

و معلوم شد که بدجوری عشقِ عتیقه‌ست

خب، این که عالیه

ما اینجا کلی آشغال‌وپاشغال قدیمی داریم

یعنی منظورم میراث‌های نفیسه

هی ثور، فکر کنم یه چیزی پشتِ گوشته

اوه، شستمه

تو فوق‌العاده‌ترین ساحری هستی که دیدم

با این حال هیچ‌وقت نتونست یه کار یا یه زن برای خودش دست‌وپا کنه

آبراکادابرا

فکر نکنم

خب، نظرت چیه؟

این صندلی راحتیِ جی نیست؟

آره، سام اونو به جی داد تا عشق ابدی‌ش رو نشون بده

ولی بعدش به خاطر یه مشکل جزئی توی دکوراسیون، از شرش خلاص شد

حالا ما وارثانِ خوش‌شانسش هستیم

اوه، واو

مرسی ثور، اه، فقط، اوم

من نمی‌تونم اینو توی اتاقم نگه دارم

این از چرم ساخته شده

خب که چی؟

یعنی یه گاو رو کشتن تا اینو بسازن

اون گاو شاید خانواده داشته

یه مامان، یه بابا، شاید هم یه معشوقه مخفی

بله، ولی صندلی خیلی راحته، پس نگهش می‌داریم

ثور، تو اصلاً به حرفم گوش نمی‌دی

دارم بهت می‌گم من این صندلی رو نمی‌خوام

و ثور هم بهت می‌گه که نگهش می‌داریم

ثور براش مهم نیست که این صندلی یه زمانی یه گاوِ خیانتکار بوده

باشه، ثور

اون صندلیِ احمقانه رو نگه دار

ممنونم

حالا، درباره اون یکی موضوع

می‌شه گوش ثور رو برای پیدا کردن شست‌های مشکوک چک کنی؟

ثور فکر می‌کنه شاید یه مشکلی پیدا کرده

ماشینِ یارو لیست‌نویسه اومد

بالاخره تصمیم گرفتی چی بهش بدیم؟

نه، هتی اصلاً راه نمیومد

ادعا می‌کرد به تک‌تکِ وسایل این خونه

وابستگی عاطفی داره. خب، باشه

الان اینجاست؟ نه

آلبرتا یه دروغی سر هم کرد تا بکشونتش به رستوران

عالیه، پس دیگه فقط یه چیزی رو بردار

این کاغذگیر چطوره؟ اوه، نه

ظاهراً این کاغذگیرِ «تادیبیِ» هتی بوده

که بعضی وقتا پرت می‌کرده سمت پیشخدمت‌ها

آره، می‌تونم تصور کنم که چقدر

می‌تونه براش یادگاریِ خاصی باشه

اون جعبه چطوره؟ قشنگه

سامانتا: آره، این خوبه

باشه، بیا همین رو بدیم بره

ولی اگه برای هتی مهم باشه چی؟

بخشش خواستن راحت‌تر از اجازه گرفتنه

این همون چیزیه که بن فرانکلین گفت

قبل از اینکه کلِ (صدای بسته شدن در)

غازِ کریسمس رو بزنه بر بدن

آه، سلام

من پل هستم، از طرفِ «هتل‌های بوتیکِ جهان»

سلام پل. من سامانتا هستم. اینم شوهرم جی

به ووداستون خوش اومدید

قضاوت با دست دادنِ شما شروع می‌شه

کافیه (بدک نبود)

اون وسواسیه و زیادی عصاقورت‌داده‌ست

ازش خوشم اومد

ملکِ قدیمیِ خیلی جالبی دارید

این یه روشِ باکلاس برای «مخروبه» خطاب کردنِ اینجاست

کادو رو بده بهش سمی. سبیلشو چرب کن

اه، ما یه هدیه خوش‌آمدگویی براتون داریم

این... جعبه است. اوه

این فوق‌العاده‌ست

عجب چیزِ نایابیه

یه جعبه پذیراییِ متعلق به اوایل قرن نوزدهم

با لولاهای کله‌قندی

خب، وقتمون تلف شد

آلبرتا فکر کرد کالین فارل رو توی رستوران «ماهیش» دیده

برای دفاع از خودم بگم که من به عنوان یه سلبریتی، دچار «سلبریتی‌نابینی» هستم

خب، حتماً بعد از سفر حسابی خسته هستید

آره، بذارید اتاقتون رو نشون بدم

این همون یارو لیست‌نویسه‌ست؟

چرا جعبه پذیراییِ من دستشه؟

نکنه این رو به عنوان کادوی خوش‌آمدگویی دادی بهش؟

آره دادم، حالا دیگه باهاش کنار بیا

واقعاً باید اول از من می‌پرسیدی

چرا؟ چون قرار بود بگی نه

آره، دقیقاً می‌گفتم نه

چون یه کفِ کاذب داره که پر از کوکائینه

چی؟! هتی: درسته

از اون جنس‌های نابِ پرویی

پس اگه خلوصِ مواد مخدرتون

یکی از معیارهای امتیازدهیِ اون لیست نیست

پیشنهاد می‌کنم اون جعبه رو پس بگیری

اصلاً چرا توی اون جعبه کوکائین بود؟

چون جعبه من بود و من عاشق کوکائینم

با این منطق نمی‌شه بحث کرد

هتی: در ضمن، این تمام این مدت اینجا بوده؟

داشتم دیوانه‌وار دنبالش می‌گشتم

وقتی تو جلدِ شوهرت رفته بودم

می‌خواستم با یه سوراخ توی تیغه بینیش

به بزرگیِ ایالت «رود آیلند» تحویلت بدمش

جی: هی عزیزم

همه چی عالی داره پیش می‌ره

به نظرش اتاق خیلی بانمکه

عاشقِ مدلِ تای دستمال توالت شد

جی، جعبه‌ای که بهش دادیم یه کفِ کاذب داره

More Farsi Persian subtitles for Ghosts

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left